تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۲۲۳۹۸۶
سیدعطاءالله مهاجرانی رئیس کمیسیون بازرگانی در مصاحبه با اطلاعات:
مقدمه: در پی نظرخواهی‌های روزنامه اطلاعات در مورد بهترین شیوه توزیع کالا و موضوعات گوناگونی که درباره نقش مردم، حضور تعاونی‌ها و دخالت مستقیم دولت مطرح شده بر آن شدیم با‌‌ آقای عطاءالله مهاجرانی رئیس کمیسیون بازرگانی مجلس شورای اسلامی سئوالاتی را در میان بگذاریم. آنچه در پی می‌خوانید، سئوالهای ما و پاسخ‌های ایشان است. مهاجرانی در پاسخ سئوال ما درباره بهترین شیوه توزیع چنین گفت:

* بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم ـ وقتی ما از توزیع صبحت می‌کنیم، بایستی گذشته و آینده این وضعیت یعنی وضع اقتصادی خودمان را در رابطه با توزیع، مطالعه کنیم.
وضع توزیع ما که ناگزیر دنباله و ادامه گذشته است و وضعیت آینده، یعنی وضع مطلوبی از توزیع که ما دنبالش هستیم. در مورد گذشته باید گفت، سردرگمی و گیجی که همواره در رژیم شاه در مسئله توزیع بود سعی در بهره‌برداری سیاسی از چگونگی توزیع کالا در کشور می‌شد.
یعنی همواره وقتی مردم کالاهای موردنیاز خودشان را می‌گرفتند، ناگزیر بودند وقت بیشتری صرف کنند و تلاش بیشتری بکنند برای بدست آوردن کالاهای ضروری وقت اینها و تلاش اینها خودبخود در راه بدست آوردن کالاهایی که خیلی اولیه و بدیهی بودند برای زندگی آنها، مصرف می‌شد و خودبخود میراث‌دار آنچنان وضعی به ناگزیر هستیم و در کنارش نبودن مراکز فعال اطلاعاتی و آماری در مورد نیاز‌های مردم نسبت به کالاهای ضروری و لزوماً سازماندهی توزیع کالاهای ضروری مردم بود. این مقدمه، یعنی این دو مسئله‌ای که من به آنها اشاره کردم خودبخود باعث می‌شد که عوامل واسطه بتوانند به تعداد بسیار زیادی در فاصله تولید و مصرف‌کننده بوجود بیایند.
ازدیاد سرمایه‌های سرگردان
اقتصاد ما خودبخود آن اقتصاد نفتی و ناگزیر اقتصاد مصرفی و توزیعی بود. اساساً واسطه‌هایی بودند که با توزیع زندگی می‌کردند، یعنی واسطه‌ای که در نقش بزرگتر در کشور ما و از کشور خارجی کالاها را وارد می‌کرد. بعد از دست او تا به دست مصرف‌کننده کالا می‌خواست برسد یک گردش بسیاری این کالا داشت که در وحله اول طبیعی بود که سرمایه‌داران بزرگ بودند که در دستهای اول، دوم، سوم و چهارم، اینها سرمایه‌های زیادی را و سود زیادی را به خودشان اختصاص می‌دادند. در کنار ازدیاد عوامل واسطه خودبخود ازدیاد سرمایه‌های سرگردان توزیع هم مطرح می‌شود. و ما شاهد هستیم که چگونه اقتصاد مصرفی و فرهنگ مصرفی ایران زمان شاه و دنباله‌اش حالا که ما ناگزیر میراث‌خوار آن فرهنگ هستیم اکثریت سرمایه‌ها سرمایه‌‌های تجاری شدند. یعنی اگر ما بیائیم و در اقتصادمان جای سرمایه‌ها را مشخص کنیم، به روشنی پیداست که بیشترین سرمایه، سرمایه تجاری هست. یعنی در توزیع، سرمایه مورد استفاده قرار گرفته و می‌دانیم که سودهایی هم که در بازار به معنای جایی که سرمایه‌های تجاری در آنجا در کار هستند و کار اقتصادیشان غیرتولیدی هست بیشترین سودها را می‌بردند همه این مجموعه را که من به آنها اشاره کردم، می‌شود در یک کلام و آن اینکه «فرهنگ مصرفی بیگانه که بر ما تحمیل شده بود در این فرهنگ مصرفی مسلط بیگانه خلاصه شد.»
شرایط فعلی اقتصاد کشور و توزیع
وی همچنین افزود: الان وقتی که ما می‌خواهیم وضع موجود خودمان را در رابطه با توزیع در نظر بگیریم واقعیت این است که نمی‌شود یک شیوه تنهایی برای چگونگی توزیع در نظر گرفت. مثلاً ما بگوئیم که شیوه مطلوب تعاونی هست. شیوه مطلوب توزیع آزاد است یا شیوه مطلوب توزیع در دست دولت است ما باید در نظر بگیریم که وضعیت اقتصادی کشور ما الان چگونه هست. به ناگزیر وقتی ما از توزیع صحبت می‌کنیم. یک‌بار ما توزیع را در رابطه با وضعیت و شرایط فعلی کشورمان در نظر می‌گیریم، یعنی در یک اقتصاد جنگی چگونه باید کالاها را توزیع کرد.
یک‌بار در شرایط عادی و انشاءالله ایده‌آل در نظر می‌گیریم که در آن شرایط توزیع باید چگونه انجام شود. در وضعیت فعلی، یعنی در اقتصاد جنگی توزیع نمی‌تواند تنها یا دولتی باشد یا تعاونی باشد یا آزاد باشد. بخاطر اینکه خود چگونگی توزیع کالاها به سرعت امکان بهره‌برداری سیاسی در آن وجود دارد. به عنوان مثال اگر توزیع را ما بگوئیم که الان آزاد باشد ما بتوانیم کالاهایی را که احتیاج داریم در یک بازار آزاد تهیه کنیم، دشمنان انقلاب و سرمایه‌داران و افرادی که به نحوی علاقمند نیستند به تداوم حاکمیت فعلی اینها می‌آیند و کالای ضروری مردم را می‌خرند انبار می‌کنند و احتکار می‌کنند و از بین می‌برند و سردرگمی و مشکلات اقتصادی ایجاد می‌کنند. پس نمی‌شود به یک توزیع آزاد بویژه در کالاهای ضروری دل بسته و به آن توجه کنیم. اما آیا می‌شود همه کارها را به دولت سپرد و تمامی توزیع در دست دولت باشد. به تجربه ثابت شده که اگر همه توزیع را دولت در دست بگیرد به دلیل نداشتن امکانات مالی، توانائی و نیروی انسانی لازم و اطلاعات لازم نمی‌تواند همه کالاها را خودش توزیع کند.
بیشترین بها به تعاونی‌ها داده شود
اعتقادی که من دارم این است که در توزیع ما بایستی بیشترین بها را به تعاونیها بدهیم. تعاونی را اینجا باید یک مقدار درباره مفهومش تأمل گردد. تعاونی معنیش شرکت سهامی پنج یا ده یا پنجاه سرمایه‌دار بزرگ نیست که توزیع چند کالا را در دست بگیرند و به نام شرکت تعاونی غارتگری خودشان را به آن مشروعیت دهند. تعاونی موردنظر این است که تمامی کسانی که در توزیع جنس در خورده‌پاترین شکل ممکنش که ما می‌بینیم باید در یک تعاونی دخالت داشته باشند.
این تعاونی، تعاونی‌ای نیست که برای سود بیشتر تشکیل شده باشد تعاونی دارای خدمت بیشتر و خوب، طبیعتاً رفع نیاز کسانی که در تعاونی هستند ایجاد شده باشد. پس ما در توزیع باید بیشترین بهاء را به تعاونی بدهیم. در کنار تعاونی طبیعی است که بعضی از کالاهای ضروری که در شرایط جنگی ما نمی‌توانیم نظارت کامل دولت را از روی آن کالا برداریم، دولت بایستی دخالت داشته باشد. مثل کاری که الان ستاد بسیج اقتصادی انجام می‌دهد که خوشبختانه کار او یک تلفیق ظریف و زیبائی هست از دخالت دولت و تعاونی، منتها به شکل طبیعیش نه به شکل رسمیش، یعنی وقتی دولت خودبخود مثلاً در توزیع قند و شکر به فروشنده‌های جزء تکیه می‌کند و کالاها را در سطح آنها در شبکه‌های جزئی توزیع می‌کند اما در شهر می‌بینیم که بقالهای سرگذر به عنوان واسطه توزیع در حال کار کردن هستند، یعنی دولت توانسته یک نوع سازماندهی طبیعی از همه تولیدکنندگان جزء ایجاد کند که سرنخ در دست خودش است که این روش بسیار بسیار مطلوبی در توزیع کالا‌های ضروری و بویژه در شرایط فعلی هست. اماانشاءالله
نظارت دولت، مشارکت مردم و حضور تعاونی‌ها
اگر ما خواستیم به یک وضعیت ایده‌آل برسیم برای توزیع بایستی یک تلفیقی از نظارت دولت و مشارکت مردم و حضور تعاونیها را هم داشت. وقتی این سه را من با هم مطرح می‌کنم، یعنی نظارت دولت، مشارکت مردم و حضور تعاونیها به این معنی است که ما در محله‌ها شوراهای محل که انشاءالله تشکیل خواهند شد و مرکز طبیعی شورای هر محل که مسجد هست و ناظر طبیعی و مردمی محل که روحانی مسجد هست، ما یک چنین تلفیقی داشته باشیم و بعد هم دولت بتواند آن کالاهای ضروری را با تکیه به آن شورای محل و تعاونی‌ای که آن مردم با توجه به کسبه‌ای که در آنجا هستند در محدوده کالاهای موردنظر تشکیل می‌دهند دولت کالاها را توزیع کند و در اختیار مردم قرار دهد. این مطلبی که من گفتم به این معنی است که کالای موردنیاز مردم از کانال مردم با دخالت مردم و امکانات مردم به دست مردم برسد. اما کار بسیار مهمی که در توزیع از دولت انتظار هست تغییر فرهنگ مصرف و الگوی مصرف است.
جامعه ما را به ناگزیر برای اینکه ما را تبدیل کنند به یک کشوری که با یک اقتصاد تک‌پایه نفتی خودش زندگی می‌کند از همه جهت نیازمند کالای غیرقرارداده بودند. حتی در قرارداد بزرگی که کیسینجر در سال 1973 با شاه بست، قرارداد پنجاه میلیارد دلاری، پیشنهاد می‌شد که ایران تا سال 1980 پنجاه میلیارد دلار کالا از آمریکا وارد کند و این به این معنی بود که ما هرچه به مصرف بیشتر در حال حرکت هستیم و اساساً شخصیت انسانها با مصرف بیشتر متناسب است.
هر کس بیشتر مصرف می‌کرد متشخص‌تر بود در جامعه ما بایستی در نظام اقتصادی خودمان این جهت را تغییر دهیم. یعنی کسانی که کار اقتصادی می‌کنند و در نظام اقتصادی مملکت حضور دارند، اینها باور کنند و اینها به این اعتقاد برسند که تشخص در اقتصاد با تولید به دست می‌آید، نه با توزیع.
قویترین حلقه‌های اقتصادی را باید کوتاه کنیم
پیامبر اگر دست کارگری را می‌بوسد به این معنی است که آن کارگر توانسته با زحمت خودش و با رنج خودش تولیدکننده‌ای باشد که همگام با بندگی خدا استقلال و عزت خودش را حفظ کند. پیامبر دست اینچنین فردی را می‌بوسد نه دست فردی را که بی‌هیچ رنجی بتواند در منتهای راحتی زندگی کند و سرمایه‌های زیادی را هم به جیب بزند که در این مورد انشاءالله با دولتی شدن بازرگانی خارجی که الان هم در کمیسیون بازرگانی هم و برادران نمایندگان مجلس هم در این فکر هستیم ما بتوانیم با نفی همه واسطه‌هایی که در بازرگانی خارجی، اینها در واقع قوی‌ترین حلقه اقتصادی اقتصاد ما و اقتصاد غرب بودند و قوی‌ترین و بزرگترین غارتگرانی بودند که در توزیع کالاها، منتها در آن ارقام نجومیش زندگی می‌کردند، بتوانیم دست اینها را کوتاه کنیم که نهایتاً وقتی بازرگانی خارجی انشاءالله با توجه به اصل 44 دولتی شد، ما اعتقاد داریم که در خرید از خارج صددرصد دولت دست دارد، در توزیع داخل، یعنی از بندرهایی ما که طبیعی هست برای توزیع بهتری که ما بتوانیم یک نوع سازماندهی درست در بنادرمان برای تخلیه کالا داشته باشیم.
از بنادر و از گمرکهای ما که دست مصرف‌کننده، تعاونیها هستند که وجود دارند، دولت هست که نظارت می‌کند و مردم هستند که مشارکت می‌کنند، و بعد سرمایه‌های سرگردن را ما از توزیع بیرون بکشیم و این سرمایه‌ها را رها کنیم در تولید. و طبیعی است که برای چنین مسئله‌ای باید تکلیف بعضی از مسائل مهم اقتصادی از جمله مسئله مالکیت در ابعاد مختلف خودش، یعنی مالکیت در سرمایه تجاری، سرمایه صنعتی، و مالکیتهایی که در مستغلات و حتی در توزیع داخل اگر در نظر بگیریم در تجارت بکار برده می‌شوند حدود اینها را وقتی که ما مشخص کنیم می‌شود گفت که در یک اقتصادی حدودش برای ما ثابت است و اطلاعات لازم را هم در محدوده نیازهای مردم ما شناسائی کرده‌ایم. ما خواهیم توانست که به یک شیوه نسبتاً خوبی از توزیع برسیم.
فعالیت و عملکرد ستاد بسیج اقتصادی
آقای مهاجراین در پاسخ سئوال دیگری درباره اشکالات عمده عملکرد بسیج اقتصادی در توزیع کالا و بررسی و رفع این اشکالات گفت:
واقعیت این است که شیوه ستاد بسیج اقتصادی در توزیع کالاهای ضروری شیوه موفق و مفیدی بوده، منتهی ما باید در نظر بگیریم که کار ستاد بسیج اقتصادی و توزیع کالاها با اقتصاد فعلی کشور ما یک کار کاملاً متهورانه و کاری است که می‌‌شود اسم این کار را در دگرگون کردن وضع موجود کسانی که در نظام اقتصادی ما فعالیت دارند و بیشتر کسانی که در توزیع هستند این کار را ما یک کار انقلابی تلقی می‌کنیم و طبیعی است که در هر کار انقلابی ما ناگزیر از تخریب هستیم یعنی تخریب منافع کسانی که در توزیع سودهای هنگفت می‌بردند و غارتگریهای بزرگ را همواره در توزیع انجام می‌دادند و وقتی که بسیج اقتصادی چنین کاری را انجام دهد چون کاری هست که ما تجربیات زیادی در این امر نداریم، زیرا تازه شروع کرده‌ایم و عظیم هست ممکن است مشکلاتی و نارسائیهایی در این امر باشد. به عنوان مثال: در جراحی عضوی از اعضای انسان که احتیاج به جراحی داشته باشد طبیعی است که به ناگزیر بخشی از سلولهای سالم انسان، بخشی از گوشت و پوست بریده می‌شود، خونریزی می‌شود، درد هست، ناراحتی است اما همه اینها را باید پذیرفت که بتوانیم به سلامت برسیم. برای رسیدن به سلامت اقتصادی بایستی جراحی کرد.
قضیه برنج و واسطه‌ها
قضیه برنج که ستاد بسیج اقتصادی در نظر گرفته و دولت خواسته که کنترل کاملی در خرید برنج داشته باشد به اعتقاد ما با این مسئله در توزیعی که دولت در آن نظارت دارد بایستی با ظرافت و دقت برخورد کرد. مخالفین دولتی شدن توزیع کالاهای اساسی با سودجوئیها و غارتگریهایی که کرده‌اند می‌‌خواهند بگویند که دولت ناموفق هست. و به خود ما واگذار کنید. در این توزیع حتی آنها حاضر هستند اسارتهای مخفی را بپذیرند که نهایتاً سودهای زیاد همیشه نصیب آنها باشد. ما بایستی به دولت کمک کنیم. سختیها را تحمل کنیم و همه آن سودجوها و غارتگرها بپذیرند که دولت با پایداری مردم و تحمل مردم توانایی در دست گرفتن کالاهای ضروری را دارد و اگر قرار هست سودی در جیب کسی برود، سود بایستی در جیب برنج‌کاران شمال و برنج‌خواران مردم ما ریخته شود نه در جیب واسطه‌هایی که از مزارع برنج شمال تا بازارهای داخلی کشور هستند و سودهای چندبرابر می‌برند. طبیعی است که با در دست گرفتن توزیع کالاهای ضروری دیگر مشکلاتی هم پیش آمد، ما مشکل را فقط در نظر نگیریم، با آن وضعیت مطلوبی که می‌خواهیم به آن برسیم، آن پیکره سالم اقتصادی که به آن می‌خواهیم برسیم، البته با در نظر گرفتن تنگناها و خونریزی‌هایی که در جراحی هست ما منطقی‌تر و روشن‌تر نتیجه خواهیم گرفت، نتیجتاً اعتقاد ما در شرایط فعلی این است که کار ستاد بسیج اقتصادی و کار دولت درست است که کالاهای ضروری را دولت در دست بگیرد. بخاطر اینکه هر آن امکان بهره‌برداری سیاسی از یک توزیع آزاد کالاهای ضروری ما وجود دارد. اما در بقیه کالاها را با دولتی شدن بازرگانی خارجی هم کار دولت آسانتر میشود. بایستی جلوی کالاهای مصرفی و کالاهای روز را که ارزش زیادی در حال حاضر دارند در جامعه ما، جلوی اینها را بگیرد و نهایتاً برای کالاهای درجه دوم به تعاونیهایی که از خود مردم است با توجه به آنها، کالاها را در اختیار مردم قرار دهیم.
توزیع مصالح ساختمانی
در پاسخ سئوال بعدی ما در مورد توزیع مصالح ساختمانی و ایجاد بازار آزاد با وجود اینکه دولت نظارت خود را در توزیع این کالاها دارد، ایشان گفت:
گران شدن قیمتها در مورد کالاهایی که در ساختمان به کار می‌رود، به علت کمبود عرضه ما است نسبت به تقاضای بسیار زیاد. طبیعی است که عرضه کالاها در ساختمان برای مردم محدود است. مقدار آهن، مقدار سیمان، مقدار تولید آجر در کوره‌های ما، حتی نیروی انسانی. اما از آن طرف ما با افزایش تقاضای بسیار زیاد روبرو هستیم در ساختمان‌سازی الان در شیراز من می‌دانم حدود 25000 ساختمان در حال ساختن است. تقاضای 25000 ساختمان برای آهن، وسایل لوله، وسایل الکتریکی، در، پنجره و آجر، این به هیچ عنوان با آن عرضه‌ای که به بازار می‌شود تناسب مناسب و تناسب منطقی ندارد. طبیعی است که قیمتها بالاتر خواهد رفت و مسئله دوم این است که وقتی تقاضا بسیار بود و عرضه کمبود محتکرها و سودجوها خیلی بهتر می‌توانند رشد کنند، آنها شیوه‌های مختلف احتکار و دزدی و غارت را شناسایی می‌کنند و از این وضعیتی که مردم همه در انتظار کالا هستند و تقاضای آنها خیلی بالا هست، مثلاً‌ آهن می‌خواهند، خانه‌هایی که در آستانه زمستان به سقف رسیده‌اند اگر آهن پیدا نکنند همه دیوارهایی که به بالا رسانده‌اند زیر برف و باران از بین می‌رود، و آنها ناگزیر می‌شوند که آهن را به هر قیمتی هست بخرند که حاصل کار و سرمایه‌گذاریشان تا آن مرحله از ساختمان از بین نرود و کسانی که خیلی خوب می‌شناسند بازار تقاضای مردم را نسبت به این کالاها با انواع و اقسام شیوه‌ها و حیله‌ها بیشترین بهره‌برداری را می‌کنند اما مسئله مهمی که در مورد کالاهای ساختمانی، شخصاً آهن و شکل توزیع بسیج اقتصادی، مثلاً قند و شکر موردنظر است.
واگذاری توزیع به توزیع‌کنندگان درجه اول
این است که بسیج اقتصادی نوعاً‌ کالا را با نظارت خودش به کوچکترین توزیع‌کننده، یعنی بقال سرکوچه هم رسانده. اما در توزیع این کالاها برخلاف ستاد بسیج که این کار را انجام داده دیگر مسئولین آمده‌اند و کالاها را به توزیع‌کنندگان درجه اول واگذار نموده‌اند. وقتی توزیع‌کنندگان درجه اول که نوعاً از کسانی هستد که قبلاً هم در تجارت آهن نقش داشته‌اند و این آهن‌ها را در اختیار می‌گیرند، اینها خودبخود توزیع‌کنندگان درجه دوم و درجه سومی هم در مناطق پیدا می‌کنند که در این مسیر امکان فساد بیشتری هست و آن مسیری که دولت مستقیماً تا آن آخرین توزیع‌کننده را جز خودش همه واسطه‌ها را از بین می‌برد و کالا را به دست مردم می‌رساند. که این هم خود یکی از عواملی است که این کالاها به قیمت گرانتری بدست مردم می‌رسد.