تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۲۲۳۹۹۳

 بسم‌‌الله‌الرحمن‌الرحیم
یک سال دیگر از تجاوز رژیم بعثی عراق به ایران اسلامی گذشت. یک سالی که طی آن نبرد همچنان بی‌وقفه در جبهه‌های حق و باطل ادامه داشته و طرفین تلاش می‌کردند تا به مواضع جدیدی دست یابند. در این مدت بار دیگر توانائی ارتش دلاور اسلام در پیشبرد اهداف مقدس جمهوری اسلامی به دفعات بر همگان آشکار شده و ضربات سهمگینی بر پیکر ارتش تجاوزگر عراق وارد آمد تا حدی که اراضی وسیعی از میهن اسلامی از اشغال نیروهای صدامی آزاد گردیده و به تصرف نیروهای دلاور اسلام درآمد.
در طول 3 سالی که از جنگ تحمیلی می‌گذرد همواره شاهد انواع و اقسام حیله‌ها و کمک‌های امپریالیستها و صهیونیسم بین‌الملل و ارتجاع عرب در متوقف کردن جنگ و تقویت رژیم رو بزوال عراق بودیم به طوری که میزان این کمک‌ها سر به میلیارد‌ها می‌زند. کمک‌های جهانخواران و ایادیشان به صدام و رژیم پوسیده بعث عراق هر روزه ابعاد وسیعتری به خود گرفته و متنوع‌تر می‌شود. در این رابطه هدف ما پرداختن به کمک‌هایی است که ارتجاع عرب از آغاز تجاوز رژیم بعث عراق به ایران اسلامی تاکنون به صدام نموده‌اند تا هم‌جهتی آنها با تجاوزگر و ضدیتشان با جمهوری اسلامی ایران بیش از پیش آشکار شود.
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران ضربه شدیدی بر پیکر ارتجاع عرب و امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل وارد آمد بطوری که صهیونیست‌ها بزرگ‌ترین‌ حامی خود را از دست داده و لطمات شدیدی در زمینه‌های مختلف متوجه آنها شد. شیطان بزرگ نیز که مدت‌ها به غارت منابع منطقه اشتغال داشت با خطر مواجه شده و بیم آن می‌رفت تا منافع استعماریش را از دست بدهد زیرا به یکباره خیزش در بین مسلمین بوجود آمده و گسترش یافت. ولی در این میان امید صهیونیست‌ها و آمریکا به ارتجاع عرب بود تا حافظ منافع آنها بوده و سدی در برابر انقلاب اسلامی ایران بوجود بیاورند.
آنها ابتدا به سراغ نیرومند‌ترین رژیم ارتجاعی رفته و تحریکش نمودند تا تهاجمی وسیع را به ایران اسلامی آغاز نماید. رژیم بعث عراق که ادعاهای بسیاری داشت و توانسته بود طی سالها با شعارهای چپ روانه خود را یک رژیم در ظاهر مترقی وانمود سازد. خود را کاندید تجاوز به جمهوری اسلامی ایران معرفی کرد. کاندیداتوری عراق برای تجاوز به دلایل زیر صورت گرفت.
1- رژیم بعث عراق دارای نیروی زرهی قوی بوده و قوی‌ترین کشور عربی در خلیج‌فارس به شمار می‌رفت.
2- رژیم بعث عراق دارای اختلافات قدیمی با ایران بوده و این امر می‌توانست بهانه مطلوبی برای تجاوز باشد.
3- کشور عراق دارای مردمی مسلمان بود که در ضدیت با رژیم بعث به سر می‌بردند. خیزش آنها سبب می‌گردید تا رژیم بیش از پیش تضعیف شود به همین دلیل سعی گردید قبل از آغاز قیام همگانی با پرداختن به یک مسئله خارجی، اختلافات داخلی تحت‌الشعاع قرار بگیرد.
4- کشور عراق در مجاورت جمهوری اسلامی ایران قرار داشته و دارای اراضی مشترک طولانی با ایران بود لذا تجاوز از طریق مرزهای آبی و خاکی به سهولت می‌توانست صورت بگیرد.
5- رژیم بعث درصدد کسب ژاندارمی آمریکا در خلیج‌فارس بوده و بدین‌ترتیب حکام بغداد می‌توانستند در صورت ساقط کردن جمهوری اسلامی بدین رویا جامه عمل بپوشانند.
بهر حال عراق تجاوز خود را به ایران اسلامی آغاز کرد تا اهداف اربابان و متحدینش را عملی سازد. در این راه ارتجاع عرب کمک بسیاری به صدام نمود تا به تجاوز خود ادامه بدهد. کمک‌های ارتجاع عرب که در زمینه‌های مختلف صورت می‌گرفت در تمامی شرایطی که عراق در آن قرار داشت ادامه یافته و تاکنون نیز به صورت‌های مختلف استمرار یافته است.
لذا با تشریح این کمک‌ها بهتر می‌توانیم به اتحاد شوم شاهها و ملک‌ها با صدام در تضعیف جمهوری اسلامی ایران و جلوگیری از صدور انقلاب اسلامی پی ببریم.
کمک‌های ارتجاع عرب:
همان‌گونه که ذکر شد ارتجاع عرب در زمینه‌های مختلف حمایت خود را از رژیم تجاوزگر بعث عراق آغاز کرده و سعی کرد تا کمبودهای تجاوزگران را به هر طریق ممکن برطرف سازد. این کمک‌ها اگرچه توانستند چند صباحی بیش صدام را بر سریر قدرت نگهدارند ولی ضعف رژیم بغداد بقدری است که حتی اگر تمامی ارتجاع عرب نیز بنا به توافقنامه فاس به یاری عراق بشتابند قادر نخواهند بود صدام و حزب عفلقی را از سقوط برهانند زیرا بنا به گفته امام خمینی، صدام مرده‌ای است که حتی دم حضرت عیسی که مردگان را زنده می‌کرد نیز قادر به شفای وی نمی‌باشد.
در رابطه با کمک‌های ارتجاع عرب به رژیم بعث عراق به دلیل وسعت آنها نیاز به تفکر می‌باشیم لذا کمک‌های حامیان عرب صدام را در هر زمینه‌ای جداگانه تشریح می‌کنیم.
سیاسی:
قبل از آغاز تهاجم ارتش بعث به جمهوری اسلامی ایران ارتجاع عرب یک‌صدا به حمایت از صدام برخاسته و تحت شعار وحدت و اتحاد عربی خواهان تغییر نام خلیج فارس و بازپس گرفتن 3 جزیره ایرانی تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی و جداسازی خوزستان شدند. در این زمان تبلیغات شوم بلندگو‌های استعماری و مطبوعات وابسته هر یک به طریقی به تعریف و تمجید از رژیم بغداد پرداخته و رئیس این رژیم را مورد حمایت قرار می‌دادند. در این میان صدام نیز با پرداخت پول به برخی نشریات حمایت آنها را به نفع خود می‌خرید در این‌باره باید از نشریات کویتی و لبنان نام برد که نقش بسزائی در پشتیبانی از حکام بغداد داشتند.
در تاریخ 24/6/61 اعلام می‌شود که رژیم عراق طی یک ماه مبلغ 21 میلیون دلار بین مسئولین طراز اول مطبوعات و خبرگزاری کویت تقسیم کرده است. در همین رابطه است که مطبوعات کویتی به خصوص الانباء به درج اخبار مربوط به عراق پرداخته و اقدامات رژیم بعث را توجیه می‌کنند تا حدی که در پی پیروزی‌های چشمگیر ارتش اسلام در عملیات محرم مطبوعات کویت فقط اطلاعیه‌های کذب‌ عراق را منتشر می‌کنند. از نشریات کویتی که پیوسته در خدمت صدام بوده‌اند باید از الرای‌العام ـ الطلیعه و السیاسه نام برد که توسط نمایندگان پارلمان کویت کنترل و اداره می‌شوند برخی از این نشریات و افراد در دوران محمدرضا پهلوی نیز تا حدودی در خدمت وی بودند.
در کنار کمک‌های سیاسی که در مطبوعات و بلندگو‌های ارتجاع عرب به چشم می‌خورد حمایت‌هائی نیز در سطح جهان و در محافل بین‌المللی از رژیم بعث به عمل می‌آمد که گویای هماهنگی کامل این رژیم با حامیانش بود. حسنی مبارک در مصاحبه‌ای با روزنامه کویتی السیاسه گفت مصر در جنگ عراق و ایران قلبا با عراق است وی در ادامه گفتگوهایش می‌افزاید کار ما دلسوزی و همدردی با عراق است و ما در آنچه بتوانیم برای عراق انجام بدهیم تردید به خود راه نخواهیم داد. در همین رابطه آریل شارون وزیر دفاع سابق رژیم صهیونیستی و عامل قتل‌عام‌های اردوگاه‌های فلسطینی صبرا و شتیلا در غرب بیروت اعلام می‌کند آنچه مطرح است امنیت رژیم عراق است نه اسرائیل البته صدام نیز خود روزی برای جلب حمایت بیشتر آمریکا در مصاحبه با مجله تایم گفته بود که حمله وی به ایران به نفع آمریکا بوده است ولی حمایت آمریکا صرفا در زمینه‌های سیاسی مطرح نبوده و بیشتر تاکید بر روی ایجاد جبهه‌ای عربی برای جلب اعراب و در تنگنا قرار دادن ایران می‌شد. طارق عزیز در تاریخ 16/3/60 خطاب به ولیعهد سعودی به صورتی تهدیدآمیز اعلام می‌کند چنانچه عربستان از همه امکانات و مساعی خود برای پایان دادن جنگ عراق و ایران استفاده نکند عراق این نکته را فاش خواهد ساخت که مشوق شروع و ادامه این جنگ در واقع عربستان بوده است.
بهر حال کمک‌ها و حمایت‌های سیاسی از رژیم بعث عراق قبل و بعد از تجاوز در همه حال ادامه داشته و دلیل عمده‌ی چنین پشتیبانی نیز از یک سو جلوگیری از صدور انقلاب اسلامی جهت حفظ تاج و تخت خود و از سوی دیگر متحد کردن اعراب بر علیه ایران اسلامی بود.
میانجیگری:
یکی از انواع کمک‌های ارتجاع عرب و رژیم‌های وابسته‌ی منطقه به صدام ایجاد جو برای خاتمه دادن به جنگ تحمیلی و حتی اعلام میانجیگری و اعزام هیئت‌های رابط بود. در این رابطه علاوه بر هیئت کنفرانس طائف که طیفی از وابستگان به آمریکا را شامل می‌شد باید از اعلامیه‌ها و سخنرانیهائی که هرچند وقت یکبار در رابطه با جنگ و صلح تحمیلی ایراد می‌شد نیز نام برد.
شورای همکاری‌های خلیج‌فارس که ساخته دست آمریکا بوده و کشورهای ارتجاعی حاشیه جنوبی خلیج فارس را شامل می‌شود به دفعات در قطعنامه‌های خود سخن از صلح گفت در تاریخ 6/3/60 سران کشور عرب خلیج فارس پس از نشستی در ابوظبی به انتشار بیانیه‌ای ضمن اشاره به این مطلب که این جنگ بهانه‌ای برای مداخله نظامی خارجی به وجود آورده خواستار پایان دادن به جنگ میان ایران و عراق می‌شوند در صورتیکه خود به دفعات از آمریکا دعوت کرده‌اند تا به حضور نظامی خود در منطقه بیفزاید شورای همکاری‌ها در 13/3/61 نیز طرحی 3 ماده‌ای را برای پایان دادن به جنگ تحمیلی ارائه نموده و اعلام کرد که حاضر است مبلغ 25 میلیارد دلار غرامت جنگی به ایران بپردازد.
اتحادیه عرب که برای دوازدهمین بار در فاس مراکش در سطح سران تشکیل جلسه داده بود در بیانیه‌ی پایانی خود فصلی را به جنگ ایران و عراق اختصاص داده و بطور ضمنی پشتیبانی خود را از صدام اعلام کرد. این بخش از قطعنامه نهائی کنفرانس فاس به شرح زیر می‌باشد.
1- کنفرانس وضع جنگ خلیج (فارس) را بررسی و با نگرانی و تأسف فراوان ادامه جنگ عراق و ایران را علیرغم مساعی مکرر برای نیل به آتش‌بس و علی‌رغم تلاش‌های میانجیگرانه و مساعی جمیل از جانب سازمان‌های بین‌المللی ملاحظه کرد. با تقدیر از ابتکارات عراق در مورد عقب‌نشینی نیروهای آن کشور به مرزهای بین‌المللی با در نظر گرفتن اصل همبستگی و وحدت صفوف اعراب و با توجه به نگرانی کنفرانس نسبت به تمایل به وجود جو صلح، تفاهم و حسن هم‌جواری بین کشورهای عرب و همسایگان آنها، کنفرانس مصمم است تعهد خود را نسبت به دفاع از تمامی سرزمین‌های عربی تاکید و هرگونه تجاوز علیه یک کشور عرب را به مثابه تجاوز علیه همه کشورهای عربی تلقی کنند.
2- کنفرانس از طرفین درگیر دعوت می‌کند قطعنامه‌های 49 مورخ 1982 و 514 مورخ 1982 شورای امنیت را بطور کامل پذیرفته و آنها را به موقع اجرا گذارند.
3- کنفرانس از تمامی کشورها درخواست می‌کند از اقدام به هر عملی که ممکن است مستقیما یا غیرمستقیم ادامه جنگ را تشویق کند، خودداری نمایند.
قطعنامه کنفرانس فاس در رابطه با جنگ تحمیلی در حقیقت نوعی اعلان جنگ به جمهوری اسلامی ایران بود که بعدها بصورت اعزام نیروهای نظامی به عراق حالت عملی به خود گرفت. اما در مورد جوسازی‌های صلح‌آمیز (!!) تلاش‌ها ادامه داشت تا اینکه در 24/3/60 معمر قذافی، یاسر عرفات را میانجی حل اختلافات ایران و عراق می‌کند.
سپس در 6/3/61 فهد که هنوز ولیعهد سعودی بود در مصاحبه‌ای با روزنامه سعودی الریاض پس از 20 ماه جنگ و حمایت‌های مالی و تسلیحاتی از صدام خواهان پایان مسالمت‌آمیز جنگ می‌شود. در همین رابطه حسنی مبارک و جعفر نمیری حکام مصر و سودان در گفتگوئی اعلام می‌دارند که می‌کوشند با همکاری آمریکا و اروپا و کشورهای عربی جنگ عراق و ایران را خاتمه دهند. مبارک در سخنان خود می‌گوید برای پایان دادن به جنگ باید مذاکره شود و پیشنهاد کرد کشورهای دوست باید در گفتگوها شرکت کنند (!!) حسنی مبارک بار دیگر خواستار برقراری آتش‌بس فوری و بدون قید و شرط در جنگ ایران و عراق شد و هشدار داد ادامه جنگ احتمالاً باعث مداخله خارجی خواهد شد.
نظامی ـ تسلیحاتی:‌
در آغاز تهاجم ارتش تجاوزگر بعث عراق به ایران اسلامی که از طریق زمین و هوا و دریا صورت گرفت، بدلیل تقویت سیاسی نظامی عراق و اطلاعاتی که روسیه و آمریکا و افسران فراری و ضدانقلاب ایرانی در اختیار حکام بغداد قرار داده بودند تصور می‌شد که تجاوزگران می‌توانند در اندک زمانی خواست‌های غیرقانونی خود را تحقق بخشیده و اراضی وسیعی از جمهوری اسلامی ایران را به خود منضم سازند.
ولی ادامه جنگ و ضربات پیگیر ارتش دلاور اسلام بر پیکر تجاوزگران سبب شد تا پوچی ادعاهای آنها آشکار شده و به تدریج ضعفشان برملا گردد. از این پس ارتجاع عرب در زمینه‌ نظامی ـ تسلیحاتی 3 نقش را برعهده گرفت که عبارت بودند از 1- اعزام نیرو به عراق 2- ارسال تجهیزات نظامی به جبهه‌های جنگ 3- انجام خریدهای نظامی از جهان خارج برای عراق.
در تمامی زمینه‌های فوق کشورهای عربی هر یک به نوعی مساعدت داشته و انجام وظیفه می‌کردند. در رابطه با انجام خرید‌های نظامی بدلیل برخی حساسیت‌هایی که در جهان بود همواره عربستان سعودی و اردن و دیگر کشورها بعنوان کانالی مورد استفاده قرار گرفته و رابط اصلی بشمار می‌رفتند. ارائه یک نمونه از چنین رابطه‌ای که در تاریخ 29/7/61 اعلام شد می‌تواند بیانگر چگونگی این خط ارتباط باشد. در این تاریخ سودان اولین دسته از هواپیماهای الف ـ 5 آمریکایی را که باید راهی بغداد شده و بر علیه جمهوری اسلامی ایران بکار روند تحویل می‌گیرد. ولی بارزترین نمونه آواکسهای آمریکائی می‌باشند که در عربستان سعودی مستقر بوده و به عنوان رادارهای برنده اطلاعات بدست آمده را در اختیار عراق قرار می‌دهند.
کمک‌های مصر به عراق:
در زمینه تسلیحاتی بیشترین خدمت از جانب مصر شده است رژیم مصر در دوران سادات و پس از وی همواره بزرگترین حامی عراق بوده و به دلیل دارا بودن کارخانجات تسلیحاتی که مهمات روسی می‌سازند تغذیه می‌کنند. اصلی نیاز‌های صدام بشمار می‌رفت.
در 5/3/60 منابع مصری اظهار می‌دارند که سادات در معامله اسلحه با عراق تخفیف بسیار بزرگی به این کشور داده است. این منابع تخفیف مزبور را که در رابطه با فروش توپ ـ مهمات و قطعات یدکی توپخانه بوده بالغ بر ده میلیون دلار دانسته‌اند.
در تاریخ 28/2/61 ژنرال ابوغزاله وزیر دفاع مصر طی سخنانی می‌گوید کشورش تمامی نیازهای تسلیحاتی عراق را که بغداد قادر نیست از جای دیگر تامین کند در اختیار قرار می‌دهد سپس در همین رابطه مطبوعات عربی و غربی طی تفاسیری می‌نویسند که مصر بیش از یک میلیارد دلار تسلیحات در اختیار رژیم عراق قرار داده است.
کمک‌های تسلیحاتی مصر به صدام هر روزه ابعاد وسیع‌تری به خود گرفته و این مسئله از جانب مسئولین این کشور نیز تایید می‌شد.
به طوری که ابوغزاله در کنفرانس نمایندگان پارلمان‌های مصر و سودان ارزش آنها را دهها میلیون دلار دانسته و فواد محی‌الدین نخست‌وزیر این رژیم اعلام می‌کند در صورتی که آمریکا طرح فاس را بپذیرد مصر سلاح‌های بیشتری در اختیار عراق قرار می‌دهد. حال باید پرسید که چه رابطه‌ای بین طرح فاس که سازش اعراب با رژیم صهیونیستی را در بر می‌گیرد با جنگ تحمیلی وجود دارد؟‌!
آخرین بار هم حسنی مبارک به ارسال کمک نظامی تسلیحاتی به عراق اعتراف کرده و می‌گوید تا زمانی که رژیم صدام بتواند از امنیت ملی خویش حفاظت کند این روند ادامه خواهد داشت.
پس از مصر باید از کشورهای مجاور عراق نام برد که بنادر و تمامی تسهیلات خود را بدینکار اختصاص داده‌اند. در تاریخ 6/4/61 هفتاد دستگاه تریلی حامل چهل دستگاه تانک و نفربر زرهی و همچنین صندوق مهمات به ابعاد 5 در 3 متر از طریق کویت راهی عراق می‌شوند پس از آن در 9/5/61 اعلام می‌شود که تعداد زیادی تریلرهای حامل تانک و توپ که از سوی رژیم سعودی در اختیار رژیم صدام قرار گرفته در بغداد مشاهده می‌شود. ولی مسئله بدین جا خاتمه نمی‌یابد زیرا عراق دچار ضعف نفراتی نیز می‌باشد. لذا سعی می‌شود تا این ضعف هم برطرف گردد. در این رابطه باز هم مصر پیشقدم است بطوریکه به خلبانان خود اجازه می‌دهد تا با هواپیماهای عراق پرواز بکنند و یا افسران عراقی را در آکادمی نظامی ناصر در مصر آموزش بدهند اما مسئله آموزش فقط بخشی از حمایت را شامل می‌شود زیرا در تاریخ 2/3/61 روزنامه واشنگتن پست اعتراف می‌کند که 30 هزار مصری در نیروهای مسلح عراق مشغول به خدمت می‌باشند در این رابطه عاقبت طه یاسین رمضان معاون صدام در مصاحبه با نشریه المصور لب به اعتراف گشوده و اظهار می‌دارد 12 تا 15 هزار مصری در جنگ علیه ایران شرکت دارند و تلفات آنها تاکنون بیست کشته و 19 اسیر بوده است.
در کنار مصر باید از رژیم جعفر نمیری در سودان نام برد که در مصاحبه‌ای با نشریه روزالیوسف چاپ مصر به اعزام نیرو به عراق اعتراف کرده و می‌گوید این اقدام طبق تصمیمات فاس بوده است. جعفر نمیری طی نشستی با وزیر دفاع و فرماندهان عالی خود اظهار می‌دارد این نیروها جهت کمک به کشور برادر عراق اعزام خواهند شد ولی با اعتراضات بسیاری از جانب دبیرکل شورای اسلامی و جبهه سوسیالیستی خلق سودان مواجه می‌شود.
عربستان سعودی از دیگر کشورهایی است که همواره پشتیبان صدام بوده و به طرق مختلف به یاریش شتافته است میزان کمک‌های عربستان به عراق بقدری می‌رسد که صدام در گفتگوئی با افسران ارشد این کشور اعلام می‌کند سلاح‌ها و مهماتی که عربستان به عراق داده نقش مهمی در بازسازی ارتش عراق برعهده داشته است.
در این بین رژیم اردن نیز متحدی تمام‌عیار برای عراق بشمار می‌رفت بطوربکه شاه حسین با ایجاد یگانی به نام نیروی یرموک نظامیان خود را به عراق گسیل داشته و اعلام کرد که وی نخستین داوطلب می‌باشد. علاوه بر سودان و مصر و اردن کشورهای عمان و یمن شمالی و سومالی نیز مزدورانی را به عراق فرستادند تا در کنار ارتش مضمحل بعث بر علیه ارتش اسلام نبرد کنند.
مالی اقتصادی
کمک‌های مالی به صدام بخش عظیمی از مساعدت‌های ارتجاع عرب را تشکیل می‌دهد تا حدی که هر ماهه مبالغی بطور ثابت به کیسه رژیم بعث ریخته می‌شود. کشورهای مرتجع عرب هر یک به نوعی در کمک‌های مالی و اقتصادی به حکام بغداد سهیم بوده و در زمانهاییکه رژیم عراق در تنگنا قرار می‌گرفت به یاریش می‌شتافتند.
در رابطه با کمک‌های مالی که می‌تواند گویای اوضاع وخیم اقتصادی عراق باشد حتی رژیم‌های ورشکسته مصر و اردن نیز به یاری صدام برمی‌خیزند تا حدی که رژیم مصر وعده می‌دهد اقتصاد عراق را نجات دهد و با اردن 60 میلیون دلار وام در اختیار صدام گذارده و از مردم این کشور مالیات دریافت می‌کند. کمیته‌ای نیز تحت عنوان کمیته کمک به عراق در جنگ علیه ایران به ریاست یک وزیر سابق اردنی به نام ذوقان الهنداوی تشکیل می‌شود تا به صدام کمک کند رژیم عراق به گزارش روزنامه جمهوریت چاپ ترکیه ماهانه 5/1 میلیارد دلار هزینه جنگی دارد ضمنا توانائی مالی برای رفع نیاز خود را نیز دارا نیست لذا برای جلوگیری از سقوط دست نیاز به سوی دیگران دراز کرده و اعراب وابسته نیز یاریش می‌نمایند. در 22/2/61 کمال حسنعلی وزیر امور خارجه مصر می‌گوید عربستان ماهانه یک میلیارد دلار کمک نظامی به عراق می‌دهد. در همین رابطه در 29/3/61 مجله الشراع چاپ لبنان اعلام می‌دارد سعودی‌ها 15 میلیارد دلار به صدام وام داده‌اند. پس از سعودی باید از کویت نامبرده که بدلیل وسعت کمک‌هایش به عراق دچار بحران مالی شده است.
در 26/2/60 اعلام می‌شود که بانک الاهلی کویت 33 میلیون دلار وام به عراق خواهد داد. سپس در 12/10/60 پارلمان این کشور موافقت خود را با پرداخت یک وام هفت میلیارد دلاری به عراق اعلام می‌کند در پی این دادوستد‌هاست که در 7/2/61 مجددا صدام تقاضای وام از کویت کرده و عاقبت در همین رابطه است که بازار بورس کویت دچار تشنج بی‌سابقه‌ای شده و به یکباره 330 سرمایه‌دار بزرگ این کشور اعلام ورشکستگی می‌نمایند.
علاوه بر کمک‌های انفرادی کمک‌های دسته‌جمعی نیز به عراق در زمینه مالی شده که باید از کمک 46 میلیارد و پانصد میلیون دلاری 3 کشور عربی و کمک 24 میلیارد دلاری شیوخ عرب و 35 میلیارد دلاری شورای همکاری‌های خلیج فارس نام برد. اما با وجود این کمک‌های اقتصادی و مالی باز هم روز بروز بر وخامت اوضاع اقتصادی عراق افزوده شد و اقتصاد این کشور به سوی ورشکستگی می‌رود.
کمک‌های نفتی:
نفت عمده صادرات عراق را تشکیل داده و تامین‌کننده ارز موردنیاز این کشور بود. ولی با آغاز جنگ و مسدود شدن تنگه هرمز برای نفتکش‌هایی که نفت عراق را حمل می‌کردند و انسداد لوله‌های نفتی عراق که از سوریه می‌گذشت صادرات نفتی این کشور به شدت کاهش یافته و به کمتر از یک میلیون بشکه در روز رسید عراق جهت غلبه بر این مشکل 3 راه حل اندیشید که عبارت بودند از 1- استفاده از کشورهای نفت‌خیز عرب خلیج فارس به عنوان نماینده خود جهت حفظ بازار 2- احداث لوله‌های نفتی جدید 3- تلاش برای گشودن لوله نفتی سوریه در رابطه با گشوده شدن لوله نفتی سوریه بدفعات از جانب کشورها و افراد مختلف میانجیگری‌هایی به عمل آمد ولی ثمری نداشت. بطوری که شورای همکاری‌های خلیج فارس و دربار سعودی در حل این مشکل پیشقدم شدند اما نتوانستند موفقیتی بدست بیاورند.
سپس طرح احداث خط لوله مطرح گردید که قرار شد یکبار از طریق ترکیه تا دریای سیاه خط لوله جدیدی احداث شود.
بعدا مسئله احداث خط لوله از طریق اردن تا خلیج عقبه در دریای سیاه مطرح گردید و در نهایت نیز طرح خط لوله از طریق عربستان تا دریای سرخ پیش کشیده شد ولی تمامی آنها بدلیل ناتوانی مالی و اقتصادی عراق عقیم ماند.
در این رابطه سهل‌ترین راه‌حل مشکل استفاده از کشورها برای صدور نفت بود بطوریکه در 20/6/61 اعلام می‌شود سعودی نفت خام صادراتی عراق به ژاپن را تامین خواهد کرد و روزانه 35 هزار بشکه نفت خام به ژاپن در عوض عراق صادر خواهد شد.
در 14/9/61 نیز نشریه آمریکایی «بیزنس ویک» می‌نویسد عربستان روزانه 700 هزار بشکه نفت به حساب عراق می‌فروشد. اما کویت که در زمینه‌های دیگر هم یاور صدام بوده اینبار نیز به یاری وی می‌شتابد و در 12/3/62 اعلام می‌شود که کویت و عربستان سعودی جمعا روزانه 960 هزار بشکه نفت به حساب عراق صادر می‌کنند. این مسئله می‌تواند گویای ارتباط تنگاتنگ ارتجاع عرب در تمامی زمینه‌ها با رژیم تجاوزگر بعث عراق و حمایت بیدریغ از وی باشد.
نمونه‌هایی که در زمینه‌های مختلف ذکر شد فقط آمار گوشه‌ای از مساعدت‌های ارتجاع عرب را تشکیل می‌دهد در این رابطه باید به کمک‌های ابرقدرت‌ها و ایادیشان نیز اشاره کرد که ابعاد وسیعی را تشکیل می‌دهند. ولی آنچه که مهم می‌باشد استواری و استقامت جمهوری اسلامی ایران در برابر تجاوزگر و متحدینش می‌باشد که با اتکال به نیروی لایزال الهی و بهره‌گیری از امداد‌های غیبی الله و ایمان رزمندگان به نبرد مقدس خود ادامه داده و مصمم است با شعار دشمن‌شکن جنگ جنگ تا پیروزی به دفع کامل تجاوز و سرکوب تجاوزگر جامه عمل بپوشاند باشد که سرکوب رژیم بعث عراق درس عبرتی برای حامیانش و دیگر قلدران جهانی باشد.
والسلام