حمیدرضا ترقی
پنج مورد از موانع پیشرفت کشور و به تعبیر رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی دشمن درونی را در شماره قبل تشریح کردیم اینک:
6 ـ بدبین بودن به آینده
بدبینی به آینده که یکی از عوامل موثر در ناامیدی و نیمه تمام گذاشتن راه رسیدن به آرمانها و اهداف است در اثر چند عامل پدید میآیند.
1ـ بیاطلاعی از روند امور
2ـ تبلیغات سوءدشمنان و مخالفان
3ـ سوءظن ناشی از حسادت یا کدورت
عدهای از مردم به خاطر بیاطلاعی نسبت به آنچه که در امر پیشرفت و توسعه کشور میگذرد با استناد به بعضی مسایل ظاهری و گمراهکننده به آینده بدبین شده و آن را تیره و تار میانگارند، این بیاطلاعی یا ناشی از عدم دسترس به اخبار و منابع اطلاعاتی است یا اینکه در یک جای محدودی خود را زندانی کرده و از همه جا بیخبرند. بعضی هم چون با اطلاعات علمی و فنی آشنایی ندارند از روند امور سر درنمیآورند.
عدهای تحتتاثیر تبلیغات مایوسکننده دشمن که شب و روز از دهها شبکه تلویزیونی یا ماهواره علیه نظام و اسلام حرف میزنند دچار سوءظن شده آینده را تاریک میبینند زیرا آنها به مردم القا میکنند که شما نمیتوانید ـ شما قادر نیستید ـ آیندهتان تاریک است ـ افقتان تیره است ـ بیچاره شدید ـ پدرتان درآمد.
عدهای در اثر شکستهای سیاسی و یا کدورتهای جناحی و صنفی و غیره نسبت به آینده دچار تردید و یاس شدهاند.
این نوع بدبینیها نسبت به آینده در طول تاریخ عامل نیمه تمام گذاشتن انقلابها و جهشها و نهضتها بوده و ملتها را از دستیابی به آرمانهایشان باز داشته است و چشم بدست بیگانه بار آورده.
7ـ نداشتن اعتماد به خود
اعتماد به نفس مهمتین سلاح انسانهای در حال رشد و پیشرفت است، اعتماد به نفس و خودباوری از برندهترین سلاحهایی بوده که تاکنون دشمنان ملت ایران سعی در گرفتن آن داشتهاند.
یکی از نقشهها و توطئههای حساب شده استکبار در جهان سوم و از جمله کشور ما، گرفتن شخصیت و هویت ملت و بیگانه نمودن آنها از خود و فرهنگ خود بوده است.
حضرت امام(ره) و بنیانگذار انقلاب اسلامی میفرمودند: که واژههای «نمیشود»، «نمیتوانیم» و ممکن نیست در فرهنگ سیاسی ما جایی ندارد چرا که انسانها به دنیا آمدهاند تا غیرممکنها را ممکن سازند و به همین سبب بسیاری از تصمیمات امام و رهبر معظم انقلاب اسلامی، دنیا و حتی خود ما ایرانیان را غافلگیر میکند.
پیروزی انقلاب اسلامی، پیروزی در جنگ تحمیلی، پیروزی در دستیابی به غنیسازی اورانیوم، پیروزیهای علمی و فنی و تکنولوژیک متعدد، همه ناشی از اعتماد به نفس و خودباوری است و هر جا شکست یا عقبماندگی وجود داشته باشد نشانه عدم اعتماد به خود است.
8ـ نداشتن اعتماد به ملت و مردم
ملتی که تاکنون این همه فداکاری و از خودگذشتگی در مسایل مختلف سیاسی و اقتصادی داشته ملتی که تاکنون در مشارکت سیاسی خود و حضورش در تمام صحنهها گوی سبقت را از همه کشورها ربوده است. ملتی که نشان داده خیلی از کارها غیرممکن را میتواند ممکن سازد.
ملتی که به رهبر و مسئولانش این همه ابراز عشق و وفاداری میکند که در سفرهای استانی مسئولان بوضوح دیده میشود.
ملتی که آزمایشهای متعدد قانونگذاری و اجرایی قوای سهگانه را تحمل کرده و دم نمیزند؟ چگونه چنین ملتی قابل اعتماد نیست؟ چطور نمیتوان امور مردم را به خودشان واگذاشت؟ چطور نمیتوان روی احساس مسئولیت و وجدان کاری و دلسوزی آنها برای خودشان حساب باز کرد؟
این ملت نشان داده است که قابل اعتماد است، شایسته سپردن امور به خودش است و هر جا وارد شده توانسته مشکل را از سر راه مسئولان بردارد. بدیهی است کنترل و مراقبت و ارایه چهارچوب میتواند این اعتماد را سامان بدهد.
9ـ نداشتن اعتماد به مسئولان
وقتی مسئولان کشور وکیل مردماند چه بصورت مستقیم و چه غیرمستقیم منتخب مردماند، بیاعتمادی به آنها چه مفهومی دارد؟
بیاعتمادی به مسئولان ناشی از چند علت میتواند باشد:
1ـ عملکرد بد بعضی از مسئولان (فساد مالی و اخلاقی و سوءمدیریت)
2ـ اختلافات جناحی و سیاسی و حاکم بودن فضای حذف یا تخریب رقیب
3ـ تبلیغات سوءدشمنان و تخریب سیاسی آنها.
4ـ عدم پاسخگویی مناسب و به موقع در قبال مردم نسبت به شبههها و ابهامات مطرح شده.
5ـ اتخاذ روشها و برنامهها و سیاستهای ناراضیکننده در دستگاهها.
عوامل فوق نوعا موجب بیاعتمادی مردم نسبت به مسئولانی میشود که مردم خودشان مستقیم یا غیرمستقیم انتخاب کردهاند و در نتیجه این بیاعتمادی مسئولان پشتیبانی و حمایت نمیشود.
البته در کشور ما میزان اعتماد مردم به مسئولان بالاست، ولی بعضی موارد به این اعتماد ضربه میزند، مثلا نوع مبارزه با مفاسد اقتصادی به اعتماد مردم آسیب زده است. وقتی عزل و نصب، صرفا سیاسی میشود و شایستهسالاری گم میشود به اعتماد مردم صدمه میخورد ـ وقتی مردم پاسخ قانعکننده و شفافی از مسئولان در خصوص مشکلات جامعه نمیشنوند و صرفا توجیهات غیرقابل قبول مطرح میشود به اعتماد مردم نسبت به مسئولان لطمه میخورد. وقتی تصمیمی توسط مسئولانی گرفته میشود که رضایت مردم در آن لحاظ نمیشود نیز همینطور.
بیان 9 دشمن درونی فوق از سوی رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی بعنوان یک مصلح رفتار اجتماعی مردم تاکنون بیسابقه بوده و این در حالی است که مسئولان نامها برای خوشایند ملتهایشان عملکرد اجتماعی ملت خود را نقد نمیکنند، ولی رهبر معظم انقلاب اسلامی با بیان نقاط ضعف و قوت اجتماعی همچون یک اصلاحگر واقعبین راه اصلاح رفتار اجتماعی مردم را برای دستیابی به پیشرفت و رشد و توسعه نشان دادند.
برای تحقق این رهنمودهای مقام معظم رهبری که قبلا هم به مواردی از آن مثل ضرورت انضباط اجتماعی ـ وجدان کاری ـ رعایت قانون ترافیکی ـ امر به معروف مردمی ـ ضرورت دارد؛
1ـ مسایل و مشکلات رفتاری مردم در اولویت قرار گیرد.
2ـ برای از بین بردن این دشمن درون، متولی مشخصی تعیین شود تا بتواند با برنامه شاخصهای آن را کنترل کند.
3ـ برخی اخلاق نازل اجتماعی که در کشور یکی از علل جدی عقبماندگی کشور ماست شناسایی و برای اصلاح آن اقدامات اساسی صورت گیرد.
والسلام