تاریخ انتشار : ۰۴ اسفند ۱۳۸۶ - ۰۸:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۲۲۴۱۶

توماس فریدمن

جورج بوش هفته گذشته سپهبد داگلاس لوت را به عنوان قیصر جنگ معرفی کرد تا بر تمامی اقداماتی که آمریکا در عراق و افغانستان انجام می‌دهد، نظارت داشته باشد. حال این پرسش مطرح می‌شود که چه کسی تاکنون این کار را انجام می‌داده است و پاسخ آن این است که هیچ کس تاکنون چنین کاری را انجام نمی‌داده است. آمریکا در حقیقت شبیه رستورانی خوب عمل می‌کند که 5 سال پس از افتتاح و پس از آن که بیشتر مشتریان خود را از دست داده، تصمیم می‌گیرد سرآشپز خوبی استخدام کند.

همان گونه که گفته شده است، سپهبد لوت فردی باهوش و قدرتمند است، اما امیدوارم نخستین یادداشت او به شخص رئیس‌جمهور این گونه آغاز شود: «آقای رئیس‌جمهور اگر به منطقه نگاه کنید، خواهید دید تمامی کسانی که ما برای منزوی کردنشان تلاش کرده‌ایم، همگی در مقایسه با 2 سال پیش قدرتمندتر شده اند. ما باید راهبرد خود را دوباره ارزیابی کنیم و این کار را با پذیرفتن این واقعیت آغاز خواهیم کرد که ما چشم‌انداز ژئوپولیتیک خاورمیانه را کاملا تغییر داده‌ایم. ما با این میان بردن دیوارهای محکمی که ایران را احاطه کرده بود، باعث جسورتر شدن ایران شده‌ایم که از کار خوب ما برای گسترش نفوذ اقتصادی، فرهنگی، مذهبی و ژئوپولیتیکی خود به غرب افغانستان و شیعیان عراق استفاده کرده است. با توجه به از میان رفتن صدام، هیچ کشور عربی‌اش وجود ندارد که در مقابل این قدرت کافی داشته باشد. آنها یا بیش از اندازه ضعیف هستند یا ناکارآمد. این به آن معنی است که آمریکا 2 گزینه پیش رو دارد. واشنگتن یا می‌تواند خود به عنوان یک قدرت متوازن ایران در منطقه عمل کند که البته نیازمند حضور ابدی هزاران نیروی نظامی در منطقه است یا این که با تهران وارد یک مذاکرات سطح بالا شود که در آن به منافع مشترک 2 طرف در ایجاد ثبات در عراق و افغانستان پرداخته شود.

آقای رئیس‌جمهور! شما باید انتخاب کنید، زیرا من نمی‌توانم بدون آن که شما این واقعیت را بپذیرید که جنگهای ما در عراق و افغانستان باعث افزایش قدرت ایران شده است کار خود را انجام دهم. جنگ با ایران اجتناب‌ناپذیر نیست. برای اثبات این مساله باید به همکاری اولیه ایرانیان با آمریکا در افغانستان اشاره کنم. همان گونه که به خاطر دارید میان سفرای ما در کابل مذاکرات مکرری صورت می‌گرفت. ایرانیان در جلب موافقت جبهه شمالی به ما کمک کردند. در اوایل سال 2002 نیز وقتی آمریکا نام برخی اعضای گروه القاعده را به ایران داد، ایران آنها را دستگیر و با یک هواپیما به افغانستان فرستاد. البته همکاری‌های دیگری نیز وجود داشت. من نمی‌دانم چه کسی مسوول از میان رفتن این همکاری‌هاست ولی ایرانیان می‌گویند سخنان شما درباره عضویت ایران در محور شرارت، آن هم پس از آن همه کمک به آمریکا علت آن است.

در چند سال اخیر ما با آنها درگیر یک جنگ سرد بوده‌ایم و امروزه نمایندگان آنها در حال شکست دادن نمایندگان ما در لبنان، غزه عراق هستند. همان گونه که والی نصر نویسنده کتاب «احیای مجدد تشیع» به آن اشاره کرده است،‌ ثبات در خاورمیانه هم اکنون در گروی روابط آمریکا و ایران است بسیار توهم‌آمیز است اگر فکر کنیم می‌توانیم به روزهای گذشته بازگردیم که در آن محور قاهره- ریاض امان می‌توانست منطقه را برای ما اداره کند. ایران  تا زمانی که منافع آن در نظر گرفته نشود و توازن قدرت عراق به رسمیت شناخته نشود، اجازه نخواهد داد در عراق ثبات ایجاد شود. هر چند سعودی‌ها از این مساله خشمگین خواهند شد، ولی این مساله را نیز باید در نظر داشته باشیم که سعودی‌ها به صورت خصوصی از آمریکا می‌خواهند که از عراق خارج نشود، ولی پادشاه آنها به صورت علنی حضور نیروهای آمریکایی در عراق را غیرقانونی می‌خواند. هر چند ما باید از سعودی‌ها محافظت کنیم، ولی آنها و متحدان سنی آنها نیز باید واقعیات جدید عراق را بپذیرند و دیگر به شیعیان به عنوان طبقه پایین‌تر زندگی نگاه نکنید. در آن صورت ما می‌توانیم با آنها بهترین معامله را انجام دهیم. در همین حال آمریکا باید با حماس نیز وارد مذاکره شود تا زمینه را اندک اندک برای ارتباط آنها با اسرائیل فراهم آورد همان گونه که رشید خالدی از متخصصان مسائل فلسطین در دانشگاه کلمبیا و نویسنده کتاب «قفس آهنی» گفته است:‌ اگر ما اجازه دهیم تشکیلات خودگردان فلسطین نابود شود و پس از آن حماس را منزوی نگاه داریم، ما با دسته‌هایی از پسران خشن مواجه خواهیم شد که امروزه در خیابان‌های غزه مشاهده می‌کنیم. اگر من فکر می‌کردم منزوی کردن ایران و حماس موثر بوده آن را ادامه می‌دادم، ولی کاملا مشخص است که این تلاشها نیز همچون تلاش برای منزوی کردن فیدل کاسترو در کوبا بی‌نتیجه بوده است. پس یا ما باید راهی را بیابیم که با آنها وارد مذاکره شویم، یا برای مدتی بسیار طولانی با آنها در عراق، لبنان، غزه و افغانستان مبارزه کنیم.