عراق در تابستان 1367 با بنبست ناشی از پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران مواجه شده بود و راه گریزی برای توجیه هشت سال جنگ علیه ملت ایران نمییافت و لذا با تجهیز و تسلیح سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و حمایت بیدریغ از آنان، حرکت جدیدی را در مرزهای غربی کشور آغاز کرد.
مناسب است که قبل از پرداختن به ابعاد گوناگون سیاسی، نظامی این تجاوز منطقه عمومی عملیات توصیف گردد.
استان کرمانشاه:
1ـ تاریخی: کرمانشاه که در عربی قرمیسین، قرماسین و قرماتسین آمده، از دوران کهن، محل هجوم اقوام اکدی، لولوبی، آشوری، ماد، پارس و کرد بوده است. نام این شهر در اوایل دوره حکومت ساسانی، کامبادن بوده و چون بهرام چهارم ساسانی پیش از حکومت بر این شهر فرمانروایی بر ایالت کرمان را داشت و سپس به حکومت کامبادن رسید و به سبب طول مقام حکومت در این شهر، آن شهر به نام او یعنی کرمانشاه نامیده شد.
2ـ جغرافیایی: استان کرمانشاه واقع در مغرب ایران با مساحت 24500 کیلومترمربع از شمال به استان کردستان، از جنوب به استانهای ایلام و لرستان، از مغرب به کشور عراق و از مشرق به استان همدان محدود است.
کرمانشاه از نظر مختصات جغرافیایی بین 32 درجه و 36 دقیقه و 15 ثانیه عرض شمالی و 45 درجه 24 دقیقه تا «48» و 30 ثانیه طول شرقی از نصفالنهار گرینویچ واقع شده و این استان منطقه کوهستانی است که بخشی از سلسله جبال بزرگ زاگرس قسمت عمده آن را پوشانیده و تنها در بخشهایی از دامنههای کمشیب و گسترده این کوهستان و یا درههای عریض، زمینهای کمارتفاع و جلگههای آبرفتی مشاهده میشود.
3ـ نظامی:
(1): موقعیت طبیعی: منطقه کرمانشاه در باختر ایران واقع شده و بخش مهمی از مرز باختری ایران با عراق را دربر دارد. حدود نظامی منطقه را در شمال، ارتفاعات بین گاورود بوده که به دره ریاله ختم میشوند، خاور را ارتفاعات کنگاور، جنوب را ارتفاعات کلهر و لرستان و باختر را مرز عراق مشخص میکند، طول منطقه در حدود 150 و عرض آن 100 کیلومتر است.
(2) وضعیت زمین: کرمانشاه منطقهای است نیمه کوهستانی، وضعیت زمین از لحاظ عملیاتی به نحوی است که هر اندازه از خاور به باختر برویم، زمین ارتفاع کمتری پیدا میکند. بلندترین نقطه را الوند در مواضع پدافندی اسدآباد دربر دارد و پستترین منطقه در باختر (غرب) مواضع مهم پاطاق است.
در منطقه کرمانشاه جهت ارتفاعات عموماً، شمال باختری، جنوب خاوری است. این طرز قرارگیری ارتفاعات موجب شده که ارتفاعات نسبت به خط مرز حالتی مایل دارند و در نتیجه دره عمیق آنها به داخل خاک عراق کشیده شده و شرایط مناسبی را جهت عملیات تهاجمی و تدافعی فراهم ساختهاند.
از لحاظ تدافعی وضعیت ارتفاعات به نحوی است که تا همدان مواضع متوالی خوبی را ارایه میدهند و رویهمرفته پنج موضع پدافندی در عمق 300 کیلومتری منطقه کرمانشاه قابل توجه است که هریک نقشی در عملیات نظامی داشته و به قرار زیرند:
«1»ـ ارتفاعات دالاهو.
«2»ـ ارتفاعات نوح.
«3»ـ ارتفاعات بیستون و پراو (1).
«4»- رشته ارتفاعات الوند.
«5»ـ ارتفاعات شاهکو (شاهو).
«6»ـ ارتفاعات قلاجه.
«7»ـ ارتفاعات ریزآب (ریجاب یا ریجو)
«8»ـ ارتفاعات سفیدکوه.
محورهای مهم نفوذی و ارتباطی کرمانشاه:
در ناحیه کرمانشاه به علت طرز قرارگیری ارتفاعات امکان ایجاد محورهای شرقی ـ غربی (خاوری ـ باختری) کمتر از شمالی ـ جنوبی است. محورهای این منطقه را از لحاظ عملیاتی به دو دسته زیر تقسیم میشوند:
الفـ محورهای موازی با خط مرزی.
بـ محورهای نفوذی که تقریباً عمود بر خط مرز هستند.
محورهای موازی با خط مرزی
1ـ سنندج، همدان، بروجرد، خرمآباد به طرف دزفول و اهواز
2ـ سنندج، کرمانشاه، اسلامآباد، ملاوی، خرمآباد
3ـ قصرشیرین، نفتشهر، سومار
محورهای نفوذی به خط مرز و بالعکس
1ـ کرمانشاه، اسلامآباد، کرند، قصرشیرین، خسروی.
2ـ اسلامآباد، گیلانغرب، نفتشهر
3ـ اسلام آباد، ایلام، مهران
4ـ کرمانشاه، روانسر، پاوه، نوسود
5ـ سرپل ذهاب، تپهرش، باولیی.
نکته مهم: در بین محورهای فوق از همه مهمتر محور قصرشیرین به طرف کرمانشاه است که مدتهاست محور نفوذی ـ ایران به عراق و بالعکس است.
این محور از جاده از جنوب باختری کرمانشاه خارج و به ماهیدشت واقع در ساحل رودخانه مرگ که شعبهای از قرهسو است، رسیده و از روی پلی که رودخانه وجود دارد، عبور کرده و به شهرستان اسلامآباد میرسد.
جاده پس از عبور از اسلامآباد در امتداد رودخانه کرند وارد پاطاق میشود. ارتفاعات طرفین پاطاق مانند دیوارهای مرتفعی این معبر را مسدود ساخته و در امتداد دره حلوان وارد جلگه ذهاب شده و از روی رودخانه الوند گذشته و به قصرشیرین و سپس به مرز خسروی که در مرز ایران و عراق است، میرود و امتداد آن به خانقین و بغداد میرسد.
جنگ تحمیلی هشت سال به درازا کشید. براساس تاریخ رسمی که از سوی مراجع بینالمللی نیز پذیرفته شده است، میتوان گفت که جنگ از ساعت 12 ظهر روز بیست و دو سپتامبر سال 1980 میلادی برابر با 31/6/1359 تا ساعت 24 روز 18/8/1988 میلادی برابر با ساعت شش و سی دقیقه بامداد روز 24/4/1367 در دوهزار و هفتصد و هفتاد و هفت روز یا شصت و نه هزار و سی و شش ساعت بدون وقفه ادامه داشت.
ـ به محض پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل برابر اسناد رسمی سازمانهای اطلاعاتی کشور عراق، سرلشگر قاضل البراک تکریتی، مدیر سرویسهای اطلاعاتی و سپهبد ستاد صابر الدوری و مسعود رجوی رییس گروهک منافق به منظور بحث پیرامون پیشروی سازمان منافقین از خانقین به سمت تهران، برای در دست گرفتن قدرت! در حضور صدام تشکیل جلسه دادند و ابعاد این عملیات و پیامدهای احتمالی آن مورد بحث طولانی قرار گرفت.
برابر اطلاع موثق سرلشگر فاضل البراک بنابه دلایل مختلف، چندان تمایلی به انجام این عملیات نداشت زیرا نسبت به تحقق نتایج آن اطمینان نداشت و مایل بود از هرگونه عملی که موجب تحریک طرف مقابل و از سرگرفته شدن آتش جنگ عراق و ایران شود، خودداری گردد.
سرلشگر فاضل البراک در سال 1993 میلادی اعدام شد. در ادامه بحث مسعود رجوی میگوید: «مطمئن باشید که سازمان ظرف چند ساعت وارد شهر همدان در دویست و پنجاه کیلومتری مرز خواهد شد!! و در همین اثنا سپهبد صابرالدوری گزافهگوییهایش را از حد گذرانده و به صدام میگوید: «سرور من از دیروز تا به حال تصویر ورود این سازمان به ایران و به دست گرفتن قدرت در آنجا از برابر چشمان من دور نمیشود».
صدام موافقت خود را با اجرای عملیات اعلام داشت.
اندیشه تهاجم:
شاید علت شکل گرفتن اندیشه عملیات تهاجمی در ذهن گروهک منافقین ناشی از این احساس بود که با پایان گرفتن جنگ عراق و ایران، فرصتها محدود پشتیبانی صدام از این سازمان کاهش پیدا خواهد کرد.
اندیشه کلی عملیات به اصطلاح فروغ جاویدان با آمادهسازی و بسیج کلیه نیروهای منافق در خارج از کشور و نیروهای مخفی سازمان در داخل، به منظور پیشروی سریع از جاده خانقین «فندریه» در داخل عراق و قصرشیرین، اسلامآباد، کرمانشاه، همدان و تهران در داخل ایران و به دست گرفتن زمام امور تهران صورت میگرفت!
تحلیل عملیات:
حرکت احمقانه یک گروهک «برای تسخیر تهران» که پایتخت و مرکز قدرت کشور پهناوری مانند ایران بیشتر ماهیت سیاسی داشته است تا ماهیت نظامی، به بیان دیگر ستونکشی منافقین یک حرکت سیاسی با پوشش نظامی بوده است.
بنا به اعتراف یکی از اعضای رده بالای منافقین که در جریان عملیات مرصاد توسط رزمندگان دستگیر شده بود. نیروهای این گروهک نسبت به پیروزی خود در حرکتی که آغاز کرده بودند، اطمینان بالایی داشتهاند. در این تهاجم تقریباً همه افراد رده بالای سازمان شرکت کرده بودند و طبیعی است که اعزام عناصری نظیر آنها نشاندهنده میزان امیدواری منافقین به موفقیت طرح بوده است.
جالبتر اینکه در این عملیات عناصر شرکتکننده، بسیاری از اشیاء شخصی و لوازمی که معمولاً یک نیرو به هنگام عملیات همراه خویش ندارد (نظیر پاسپورت، عکسهای خانوادگی، شماره تلفن دوستان، کادو برای آشنایان و...) را با خود آورده بودند و دستگیرشدگان اظهار میداشتند که قرار بود بقیه وسایل و لوازم شخصی را بعداً برایمان بفرستند! تمامی منافقین دستگیر شده اعم از عناصر رده بالا و عناصر اصلی و یا عضو و یا هوادار معمولی در اعترافات خویش اظهار مشترک داشتهاند که توهم دستیابی به تهران و براندازی جمهوری اسلامی به اندازهای در ذهن آنها قوی و غیر قابل تردید بوده است که کمترین احتمالی برای تصور شکست و ناکامی باقی نگذاشته بود.
اگرچه درجه و شدت این توهم در اذهان ردههای پایینتر با درجه و شدت آن در ذهن اعضای کادر مرکزی مخصوصاً دایره اول مرکزیت مساوی نبوده است، ولی در این که حرکت منافقین با توهم تسخیر بیدردسر و آسان تهران انجام پذیرفته بود، جای هیچگونه تردیدی نیست و تمامی شواهد و مدارک به دست آمده از وجود این توهم احمقانه حکایت میکنند.
یکی از نکات بااهمیتی که در ارزیابی این حرکت منافقین نقش تعیینکنندهای دارد، این است که مطابق اطلاعات به دست آمده و اسناد و مدارکی که اعتراف دستگیرشدگان نیز صحت آنها را تأیید میکنند، عناصر گروهک کاملاً مطمئن بودهاند که ستون نظامی آنها در طول مسیر خود با مقابله جدی و درگیری قابل توجهی از سوی رزمندگان اسلام مواجه نخواهد شد، دلایل زیر ثابت میکند که منافقین احتمال درگیر شدن با رزمندگان اسلام را نمیدادهاند.
ـ در جدول زمانبندی به اصطلاح عملیات نظامی، مدت زمان تعیینشده برای پیمودن فاصله بین شهرها تنها براساس طول مسیر و سرعت متوسط ستون خودروها محاسبه شده و در مجموع فقط 5/2 ساعت تأخیر احتمالی، آن هم عمدتاً به دلیل تراکم جاده یا اتفاقات و حوادث معمولی دیگر نظیر معطلی بیش از اندازه در شهرهای بزرگ بین راه نظیر کرمانشاه، همدان و قزوین پیشبینی شده بود. این جدول نشان میدهد که منافقین کمترین احتمالی برای درگیری جدی با رزمندگان ایرانی باقی نگذاشته بودند، چرا که در غیر این صورت حتماً بایستی در جدول زمانبندی شده عملیات، این عامل نیز مورد محاسبه قرار میگرفت.
طبیعی است احتساب 5/2 ساعت نوسان در تطبیق جدول زمانبندی شده، حتی برای یک مسافرت تفریحی در مسیری به طول چند صد کیلومتر نیز قابل پیشبینی است. حال آنکه منافقین قصد داشتند در قالب یک ستون نظامی با چند صد خودرو، تانک و نفربر به همراه پنجهزار نفر این مسیر طولانی را در داخل خاک ایران ـ یعنی کشوری که اولاً در حال جنگ با عراق بود و ثانیاً دین ستون نظامی را به عنوان دشمن و جزیی از ارتش عراق میداند ـ طی کند. منافقین مسیر حرکت خود را جاده اصلی انتخاب کرده بودند.
بعد از درگیری با رزمندگان اسلام، نیروهایی که به کوههای اطراف فرار کرده بودند، کاملاً نسبت به منطقه ناآشنا بودند و همین امر که در دستگیری آنان نیز تأثیر داشته، نشان میداد که تنها مسیر جاده در حرکت آنها مورد نظر بوده است. حتی برای کسانی که اندک اطلاعی از دانش نظامی و سربازی داشته و کمترین بهرهای از خصوصیات یک عملیات نظامی برده باشند به سادگی قابل درک است که حرکت یک ستون از جاده اصلی در داخل خاک کشور دشمن، آن هم در مسیری به طول چند کیلومتر نمیتواند مفهوم و معنایی جز خودکشی و نتیجهای جز قتلعام شدن نیروها داشته باشد.
ـ و نمیتوان پذیرفت که طراحان این حرکت از نظر اطلاعات نظامی تا این اندازه مبتدی و ناآگاه بودهاند، زیرا اولاً این نکته از ابتداییترین مسایل و دانش نظامی است و درک آن نیاز به اصول و آگاهی نظامی سطح بالایی نداشته و برای یک سرباز معمولی با آموزش نظامی چندماهه نیز قابل فهم است و ثانیاً بسیاری از افراد گروهک منافقین در پادگانهای ارتش عراق زیر نظر افسران بعثی و نظامیان مصری آموزش دیده و ثالثاً این حرکت توسط ارتش بعثی طراحی شده و با پوشش هوایی لجستیکی، آتش توپخانه و عملیات جانبی عراق و... حمایت میشده است.
ـ تعداد نسبتاً قابل توجهی از افراد شرکتکننده در این عملیات را هوادارانی که در کشورهای اروپایی و آمریکا مشغول تحصیل یا زندگی عادی بودند، تشکیل میدادهاند و برخی از این افراد، فقط چند روز قبل از شروع عملیات از کشورهای محل اقامت خود به عراق فراخوانده و با تسهیلات و امکاناتی که سفارتخانههای عراق و هواپیمایی این کشور با سرعت برای آنان فراهم آورده، وارد عراق شده بودند تا به اصطلاح در واحد نظامی آنها حضور داشته و یا به عبارتی تشکیل سیاهی لشگر را بدهند و باید اشاره کرد، سیاهی لشگر فقط در مواردی مفید است که تنها چهره سیمای ظاهری لشگر موردنظر باشد و در صورتی که از لشگر انتظار عملیات نظامی داشته باشند، دیگر سیاهی لشگر نه تنها سودمند نیست، بلکه دست و پاگیر و مضر نیز خواهد بود.
در اولین برخورد رزمندگان اسلام با ستون نظامی گروه مهاجم، آرایش نظامی و قوام تشکیلاتی آنها به هم ریخته و آَشفتگی و سردرگمی کاملاً آشکار و محسوس تمامی طول ستون را فراگرفت. و این خود نشاندهنده آن است که مقابله رزمندگان اسلام با این ستون برای گروهک منافقین غیر منتظره و از قبل پیشبینی نشده بود.
ـ در اولین ساعات درگیری منافقین تمامی تلاش خود را صرف باز کردن جادهها و ادامه حرکت کرده بودند ولی پس از ساعاتی رو به هزیمت نهادند و میکوشیدند خود را از مهلکه نجات داده و به عراق بازگردند. در بررسی این حرکت به وضوح مشخص میشود که اولاً مطابق محاسبات نظامی خود تصور میکردند که این درگیری، یک برخورد مختصر و گذرا بوده و به زودی تمام خواهد شد، لذا سعی میکردند هرچه زودتر این مقاومت گذرا و مختصر را درهم شکسته و به راه خود ادامه دهند، ثانیاً پس از ادامه درگیری و مشخص شدن اینکه درگیری مزبور یک برخورد جدی است از آنجا که از قبل احتمال این نوع درگیری را نداده و برای آن آمادگی نداشته و توجیه نبودند. اصولاً ساختار اینگونه گروهکها به لحاظ نظامی با این شکل تنشهای نظامی سنخیت ندارد، با آشفتگی و ناباوری رو به فرار نهادند.
در این عملیات حدود پنجهزار نفر از اعضاء و هواداران شرکت داشتند، ریسک کشته شدن تا سههزار نفر برای انجام یک عملیات کودتایی پذیرفته بود، سازمان منافقین آنقدر گرفتار توهمات احمقانه ناشی از پنج قدرت و نیروی نظامی عراق شده بود که تصمیم داشت حداکثر ظرف دو روز نیروهای خود را به تهران بریزد. مشخص است که این تحلیل، صرفاً یک تحلیل ذهنی است که هیچگونه پارامتر واقعی را مدنظر نداشته است.
ـ از ویژگیهای عملیات جادهای آن است که میتوان آن را به راحتی با سد کردن مسیر، متوقف کرد وقتی نخستین خودروی زرهی گروهک منافقان در ستون در حال پیشروی نابود شد، عملاً ستون متوقف شد و این فرصتی بود که خلبانان تیزپرواز هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی به راحتی به شکار تجهیزات دشمن داخلی و خارجی بروند.
مرصاد برگ زرین دیگر دفاع مقدس: عراق در نخستین روز مردادماه 1367 با گشودن جبهههای جدید بر روی نوار مرزی دو کشور، دست به عملیاتی گسترده در محورهای شمالغرب، جبهههای میانی و جنوبی زد. پیشروی سرسوزنی نیروهای عراقی به سمت خرمشهر و شلمچه در جبهههای جنوبی، سبب شد که تمرکز عمده نیروهای مدافع میهن اسلامی، در این مناطق انجام شود، حرکت منافقین به همین دلیل، به دور از یک مقاومت جدی، در مرحله نخست منجر به سقوط مناطقی خارج از نقشه میگردد و ساعاتی بعد، شهر کرند غرب را نیز اشغال میکنند در حالی که میکوشند مردم را به سوی خود بکشند تا در ادامه حرکتشان بتوانند از آنها کمک بگیرند، فرار مردم این شهرها و مناطق، همه امیدهایشان را بر باد میدهد.
منافقان در چم امام حسن(ع) با شکست سنگینی روبرو میشوند و در ادامه عملیات پیروزمند مرصاد در اسلامآباد و کرند نیز متحمل شکست سنگین دیگری میشوند. تنگه چهارزبر، کانال تنگ عبور نیروهای منافق، به راحتی بر روی حرکت کرگدنوار منافقان بسته شد و منافقان که حتی از دیدن دو قدمی خود عاجز بودند، حتی باریک شدن جاده را در تنگه چهارزبر پیشبینی نکرده بودند.
درگیر شدن در این منطقه، حتی قبل از آن که نیروی کمکی کافی، برای پوشاندن نیروهای مدافع انقلاب اسلامی برسد با پایمردی مردم منطقه، منجر به توقف بیش از حد نیروها در این منطقه حساس میشود و نیروهای ارتشی و سپاهی وارد عمل میشوند و همین فرصتی به دست میدهد که هوانیروز ارتش با فراغ بال به شکار تجهیزات و ادوات سنگین خودفروختگان بپردازد و سزای اعمال مزدوران و جاسوسان داده شد و نامشان با پیکر ناپاکشان به صفحات سنگین تاریخ سپرده گردید.
مؤلفههای عملیات مرصاد:
رمز عملیات: یا علی(ع)
هدف عملیات: مقابله با حرکت مذبوحانه منافقین و مزدوران عراقی.
منطقه عملیات: غرب کشور (شهرهای اسلامآباد، کرند غرب).
تاریخ شروع عملیات: 5/5/1367
ـ نتایج عملیات:
تجهیزات منهدم شده دشمن داخلی
1ـ بیش از پانصد دستگاه تانک و نفربر چرخدار
2ـ حدود یکصد قبضه خمپارهانداز 80 میلیمتری
3ـ حدود یکصد و پنجاه قبضه خمپارهانداز 60 میلیمتری
4ـ سی قبضه توپ 106 میلیمتری سبک
غنایم بدست آمده:
1ـ یکهزار قبضه آر ـ پی ـ جی 7.
2ـ هفتصد قبضه تیربار کلاشینکف.
3ـ دهها دستگاه تانک و نفربر چرخدار برزیلی.
4ـ دهها دستگاه انواع خودرو و وانت و سواری.
5ـ تعدادی تجهیزات پیشرفته الکترونیکی و مخابراتی + مقادیری اسناد درون گروهی گروهک منافق
عبدالله رفیعی ـ تیرماه سال 1380