تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۲۲۴۳۰۴
محسن حیدری اشاره: یکی از محورهای شاخص تراژدی استخفاف ارزشهای دینی که در جریان داستان غم‌انگیز مطبوعات در سالهای اخیر توسط معارضان به وقوع پیوست، توصیف حدود شرعی و قصاص به خشونتگرائی غیرانسانی بوده است. جریان مذکور اگر چه بسیار تأسف‌انگیز است، اما چون از سوی معاندان صورت گرفته است خلاف انتظار نبود. اما اخیراً زمزمه‌هائی از سوی برخی اشخاص با مشخصات دیگر شنیده میشود که جداً خلاف انتظار است، و آن صحبت از تخطئۀ اجرای علنی حدود شرعی است. از آنجا که این زمزمه‌ها در راستای پروژۀ خطرناک تعطیل حدود الهی تلقی میگردد، نشان دادن حساسیت نسبت آن بجا است. این مقال در مقام تبیین دیدگاه قرآن، حدیث و فقه در زمینه آثار و برکات اجرای علنی حدود الهی است.

یکی از مسائل مسلم فقه اسلام (اعم از شیعه و اهل سنت) علنی بودن اجرای حدود شرعی است اگر چه دربارۀ وجوب یا استحباب آن، فقهاء و مفسرین اختلاف‌نظر دارند. مبانی این مسئله تصریح قرآن کریم و احادیث منقول از پیامبر(ص) و ائمه هدی(ع) در این زمینه است. قرآن پس از بیان قاطع دربارۀ لزوم اجرای حدود به دور از شیوه تسامح و تساهل و غلبه احساسات کاذب می‌فرماید:
«ولیشهد عذابهما طائفة من المؤمنین»(1) «و باید گروهی از مؤمنان مجازات آنها را مشاهده کنند.»
فعل «لیشهد» چون صیغۀ امر است و مفاد امر طبق مقتضای اصول فقه وجوب است، پس آیه در مقام بیان یک حکم واجب از احکام مربوط به حدود می‌باشد و آن لزوم اجرای علنی آنها است.
مفسرین قرآن و بعضی از فقهاء قائل به استظهار شده‌اند(2) البته جماعتی دیگر از فقهاء فریقین قائل به اسحباب حضور جمعی از مردم هنگام اجرای حد شده‌اند.(3) امثال صاحب جواهر هم فرموده‌اند که وجوب حضور جماعت اگر اقوی نباشد حداقل موافق احتیاط است.(4)
دربارۀ مصداق طائفه که در آیه آمده است نیز اختلاف وجود دارد در این زمینه اقوال مختلفی وارد شده است مانند: یک نفر، دو نفر، سه‌ نفر، چهار نفر و ده نفر. جمعی از مفسرین فریقین این نظر را ارائه داده‌اند که مقصود از طائفه عدد مشخصی نیست بلکه تشخیص آن به عهده حاکم شرع است و مقصود این است که حد در حضور جماعتی صورت گیرد که خبر آن در جامعه منتشر گردد تا مایۀ عبرت دیگران قرار گیرد.(5)
اما از نظر اخبار، از بسیاری روایات رجحان جمع کردن مردم هنگام اجرای حد استفاده میشود. از قبیل:
1- روایت ابی‌ جارود از امام باقر(ع) که علی‌بن‌ ابراهیم‌قمی در ذیل تفسیر آیه دوم سورۀ نور آورده است: «یجمع لهم الناس اذا جلدوا»(6) یعنی: هنگامی که مجرمان محکوم به حد، شلاق می‌خورند مردم را برای مشاهده آنها جمع می‌کنند.»
2- موقعی که حضرت امیرالمؤمنین(ع) خواستند حد را دربارۀ مردی که گناه موجب حد را مرتکب شده است اجراء کنند ندا دادند: «یا معشرالمسلمین اخرجوا لیقام علی هذاالحد...»(7) یعنی: ای مسلمانان بیرون بیایید تا بر این مرد حد اجرا شود.
3- هنگامیکه حضرت علی(ع) اراده کردند حد را دربارۀ زنی که نزد او به زنا اعتراف نموده اجراء نمایند به قنبر امر فرمودند عامه مردم را به نماز جماعت ندا دهند. آنگاه بر فراز منبر فرمودند:
«ای مردم امام شما این زن را به خارج شهر می‌برد تا حد الهی را دربارۀ او اجرا کند. امیرالمؤمنین بر شما حکم کرده است که صبحگاهان در حالیکه خود را از یکدیگر مخفی نموده‌اید همراه با سنگهایتان بیرون آیید.»(8)
براساس احادیث فوق محقق حلی، شیخ محمدحسن نجفی، و خیلی از فقهاء عظام امثال امام خمینی و محقق خوئی فرموده‌اند: برای امام یا قائم‌مقام او (حاکم شرع) سزاوار است هنگامیکه بخواهد حد را اقامه کند مردم را خبر دهد تا حاضر شوند بلکه سزاوار است مردم را در این خصوص امر نماید.(9)
البته طبق نظر بسیاری از فقها از جمله بزرگان نامبرده حضور طائفه‌ای از مردم هنگام اجرای حد واجب یا بنا بر احتیاط واجب است.
آثار تربیتی و برکات اخلاقی اجرای علنی حدود
تردیدی نیست که دستور صریح قرآن مبنی بر حضور عده‌ای در موقع اجرای حد و نیز سیرۀ تابناک پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) در این خصوص ناشی از حکمت و برکاتی است که اجرای علنی حدود الهی در پی دارد.
این برکات، اعم از آثار اخلاقی و تربیتی، بسیار می‌باشد. در اینجا قبل از ذکر آن برکات به چند حدیث دربارۀ اجرای حدود اشاره می‌شود.
1- در حدیثی که به صورت مستفیض از پیامبر اکرم(ص) و ائمه هدی نقل شده، آمده است که: «حد یقام فی‌الارض أزکی فیها من مطر اربعین لیله و أیامها» یعنی: «یک حد که در زمین اجرا می‌گردد پر برکت‌تر است از بارانی که چهل روز بر آن ببارد.»(10)
2- در حدیث دیگر از امام کاظم(ع) در تفسیر آیه «یحیی الارض بعد موتها» آمده است مقصود این نیست که خداوند به وسیله باران آنرا احیا کند بلکه به این معنی است که خداوند مردانی را برمی‌انگیزد تا عدالت را احیا کنند و زمین بر پایه عدالت زنده گردد و به تحقیق که اقامۀ حد در زمین سودمندتر است از نزول باران به مدت چهل روز.(11)
شکی نیست که مصداق اکمل آن برکات، در صورت اجرای علنی حدود حاصل میشود. از جمله آن برکات موارد زیر است.
1- جبران هیبت شکسته شدۀ گناه
توضیح اینکه هر جامعه‌ای که بخواهد براساس قانونمداری زندگی کند، باید پشتوانه‌های لازم روحی و اجتماعی اجرای قانون را تأمین نماید. زیرا در هر جامعه‌ای افراد متمرد و سرکش وجود دارند که محدودیتهای قانونی را برنمی‌تابند. یکی از آن پشتوانه‌ها فرهنگ قبح تخلف از قانون و احساس هیبت و عظمت نسبت به آن می‌باشد.
همانگونه که در جوامع مقید به رسوم و سنن اجتماعی این احساس نسبت به رسومات وجود دارد، و تنها پشتوانه بقای آن رسومات همان احساس است. لذا متخلف از آن رسومات با عکس‌العمل منفی افراد جامعه و عقوبتهای اجتماعی مواجه می‌گردد.
عین این واقعیت در احکام نورانی اسلام نیز جاری است.
مادامی که تخلف از قانون شرع حالت قبح و هیبت داشته باشد تقوای عمومی در جامعه حاکم است. بدیهی است که با انجام گناه مخصوصاً به صورت علنی پردۀ قبح آن گناه دریده می‌شود و پیکرۀ هیبتش شکسته می‌شود. برای ترمیم آن شکستگی چاره‌ای جز انجام عقوبتهای علنی دربارۀ متخلف باقی نمی‌ماند. از این جهت است که در اسلام حدود و تعزیراتی تشریع شده است. در کلامی از حضرت امیر(ع) دقیقاً به این حکمت اشاره گردیده است. آنجا که می‌فرماید: «... و اقامة الحدود اعظاماً للمحارم»(12) (خداوند) اقامه حدود را برای بزرگداشت محرمات الهی (واجب فرمود).
2- ایجاد عبرت برای فرد متخلف
از آنجا که نوعاً هر انسانی حتی اگر گناهکار باشد، برای خویش شخصیت و حرمتی قائل است و به هیچ قیمتی حاضر نیست جلو دیگران مورد مؤاخذه، تأدیب و توهین قرار بگیرد، لذا فرد متخلف غالباً حاضر است به تعداد زیادی در خفا شلاق بخورد اما تأدیب در ملاء عام را برنمی‌تابد. همین حالت شرمساری اثر قوی بازدارندگی نسبت به ارتکاب جرم در آینده ایجاد میکند و مایه عبرت برای شخص متخلف میگردد. در حالیکه حد خوردن مخفیانه آن اثر را ندارد.
3- ایجاد مصونیت تربیتی برای جامعه
می‌دانیم که مکاتب تربیتی مترقی بویژه نظام تربیتی اسلام مبتنی بر تشویق و تنبیه است. از طرف دیگر نوع افراد در معرض لغزش‌اند و ملکۀ حقیقی تقوی و خوف از عذاب اخروی عمومیت ندارد. چنانچه حدود شرعی دربارۀ متخلفین علنی اجرا شود مردم جامعه در برابر جنایات و تخلفات مصون می‌مانند. ولی اگر آن روش مورد غفلت قرار گیرد با هیچ روش دیگری مصونیت بخشیدن به جامعه از تبعات خطرناک آن آلودگیها میسر نخواهد بود.
در اینجا مناسب است به یک نمونه تاریخی به منظور عبرت‌گیری از تاریخ اشاره شود.
اهل تاریخ نوشته‌اند که چون موسی(ع) در وادی تیه از دنیا رفت، بوشع بن نون وصی او بنی‌اسرائیل را به همراه خود برداشت و برای فتح شهرهای شام (شهر اریحا) حرکت کرد، چون بدانجا رسید و شهر را محاصره کرد، حاکم شهر، بلعم بن باعور را که در اثر عبادت مستجاب‌الدعوه بود خواست و بدو گفت باید بروی و بر یوشع و لشکریانش نفرین کنی، بلعم بن باعور ابتدا مقاومت کرد و نپذیرفت ولی سرانجام حاضر به نفرین کردن شد. همین امر عاقبت او را تباه ساخت و به حدی دچار انحطاط شد که نزد حاکم برگشته گفت: راهی بر نفرین بر اینها نیست اما من برای نابود ساختن ایشان راه دیگری به شما نشان میدهم و آن راه این است که زنان زناکار و فواحش را زینت کنید و به عنوان خرید و فروش میان آنها بفرستید و راه دلربائی را به آنان بیاموزید و آنها را تعلیم کنید که اگر کسی از لشکریان یوشع خواست با آنان درآویزد از او ممانعت نکنند. دستور بلعم را اجرا کردند و در نتیجه رفت و آمد زنان زناکار لشکریان یوشع با زنان درآمیختند. به نوشته مورخین در نتیجه شیوع این عمل در میان لشکریان مرض طاعون در آ‌نها پیدا شد و در فاصله چند روز هزاران نفر از آنها مردند.
یکی از سرداران لشکر به نام «فنحاص» که مرد غیرتمند و شجاعی بود بعد از مطلع شدن از جریان، اقدام به اجرای علنی حد شرعی و مجازات یک مرد و یک زن بدکار نمود و دستور داد جار بزنند: «هرکس از این پس با زنی درآمیزد به این سرنوشت دچار خواهد شد.»
سربازان یوشع که چنان دیدند دست از زنان برداشته و در نتیجه طاعون برطرف شد و یوشع آنها را برداشته و شهر را فتح کردند.»(13)
4- پیشگیری از افراط و تفریط در اجرای حد
در حدود شرعی تأکید شده که بر طبق دستور شارع عمل شود و کم و زیاد کردن آن مسئولیت اخروی دارد. در حدیثی از پیامبر(ص) نقل شده است: در روز قیامت بعضی از زمامداران را که یک تازیانه از حد الهی کم کرده‌ بودند در صحنه محشر می‌آورند و به آنان گفته می‌شود چرا چنین کردید ایشان می‌گویند: برای رحمت بر بندگان تو!‌ پروردگار به ایشان خطاب می‌کند آیا شما نسبت آنها از من مهربانتر بودید؟ و دستور داده می‌شود ایشان را به آتش بیفکنید دیگری را می‌آورند که یک تازیانه بر حد الهی افزوده است به او گفته می‌شود: چرا چنین کردی؟ و در پاسخ می‌گوید: تا بندگانت از معصیت تو خودداری کنند. خداوند می‌فرماید: تو از من آگاهتر بودی سپس دستور داده می‌شود او را هم به آتش دوزخ ببرند.(14)
پر واضح است که اجرای علنی حدود از افراط و تفریط و کم و زیاد کردن پیشگیری می‌نماید. زیرا مجریان خاطی نوعاً‌ قادر به تخلف از انجام وظیفه در ملاء عام نمی‌باشند.
5- جلوگیری از شایعه‌سازی مجرمین
مجرمین غالباً از قاضی و مأمورین اجرای احکام کینۀ شخصی پیدا می‌کنند. یکی از راههای خالی کردن آن کینه شایعه‌سازی دربارۀ آنان و متهم نمودنشان به مسائلی چون رشوه‌خواری، شکنجه، پارتی‌بازی و غیره می‌باشد. یقیناً‌ این‌گونه شایعات علاوه بر تخریب جو عمومی جامعه و مخدوش نمودن شخصیت افراد، لطمه‌های جبران‌ناپذیری به نظام قضائی کشور و امنیت جامعه وارد می‌سازد.
برای بی‌اثر ساختن اینگونه شایعات اجرای علنی حدود شرعی بسیار مؤثر است زیرا زمینه پذیرش شایعه را از بین می‌برد.
6- پیشگیری از تعطیل حدود الهی
تعطیل حدود الهی در جامعه علاوه بر گسترش فساد و محروم نمودن جامعه از آثار و برکات شرعی، نشانۀ انحراف یک نظام سیاسی از خط اصیل اسلام است. بطوریکه باید در مقابل آن قیام کرد. امام حسین(ع) در یکی از بیانات گهربارش که انگیزه‌های قیام عاشورائی خود را می‌شمارد، انگشت روی مسئله تعطیل حدود توسط بنی‌امیه می‌گذارد. از جمله می‌فرماید: «... و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود...» (15) یعنی «بنی‌امیه فساد را آشکار نموده و حدود را تعطیل کرده‌اند...»
تعطیل حدود الهی در نظامهای دینی با توجه به احساسات جوشان مذهبی به یکباره عملی نیست بلکه تدریجاً‌ تحقق می‌یابد.
مثلاً نخست اجرای حدود در خفا صورت می‌گیرد و به تدریج کم و کمتر می‌شود تا اینکه به بهانه‌های مختلف تعطیل می‌گردد بنابراین برای پیشگیری از تعطیل تدریجی حدود الهی باید بر اجرای علنی حدود پای فشرد.
در اینجا مناسبت دارد به حدیثی که تبعات و آثار منفی تعطیل حدود را بیان می‌کند اشاره شود. در آن حدیث آمده است که زنی نزد امیرالمؤمنین(ع) به عمل فحشاء اعتراف نمود. حضرت سر خود را بلند کرد و گفت: خدایا بر این زن چهار شهادت ثابت گردید و تو به پیامبرت فرمودی که ای محمد(ص) هر کسی که حدی از حدود را تعطیل کند با من عناد ورزیده و به جنگ و تضاد با من آمده است.(16)
ضرورت اجرای علنی حدود در شرایط فعلی
مطالبی که بیان شد طبق مقتضای عناوین اولیه و در شرایط عادی است که بعضی از فقهاء قائل به وجوب حضور جمعی از مردم هنگام اجرای حد نشده‌اند و برخی قائل به استحباب، و کسی قائل به عدم جواز و یا حی کراهت آن نشده است.
آَشکار است که در شرایط غیرعادی و براساس عناوین ثانویه به فرض که قائل به استحباب اجرای علنی حدود باشیم حکم مسأله عوض می‌شود. مثلاً در شرایط فعلی با ضرس قاطع می‌توان قائل به وجوب اکید اجرای علنی حدود شرعی شد.
زیرا همه می‌دانیم که ملت مسلمان ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی که همواره در معرض توطئه‌های رنگارنگ براندازی و سلطه‌جویانه استکبار جهانی بوده و هست، در شرایط حاضر مورد یورش سهمناک جریانات انحرافی اخلاقی، فکری و فرهنگی قرار گرفته است.
جریانات فوق اگر چه به ابتذال فرهنگی و اخلاقی محدود نمیشود، لیکن محور بارز آن تهاجم، مسائل اخلاقی از قبیل ترویج فساد، فحشا، بی‌بندوباری، اعتیاد به موادمخدر و غیره می‌باشد.
تهاجم مزبور در سالهای اخیر جنبۀ تصاعدی پیدا کرده و روز به روز وخیمتر می‌گردد. خیل عظیمی از جوانان و حتی نوجوانان به طرز فجیعی سقوط کرده و یا در معرض جدی سقوط، ابتذال و استحاله‌اند.
برای متوقف کردن روند رو به افزایش تهاجم مزبور باید از راهها و تاکتیکهای مختلفی استفاده کرد. در رأس آن روشها اجرای علنی حدود شرعی قرار دارد. زیرا اینگونه اجرا دارای جنبۀ بازدارندگی قوی می‌باشد. شاهد این مدعا اظهارات اخیر بعضی از رسانه‌های وابسته به استکبار جهانی است که هم آوا با مخالفین داخلی اجرای علنی حدود به شدت علیه جمهوری اسلامی در این زمینه سمپاشی می‌کنند.
شکی نیست که انفعال در مقابل آن سمپاشیها اهداف دشمن را که همان سقوط اخلاقی جامعه و بالتبع سقوط اجتماعی و سیاسی نظام مردمی و اسلامی می‌باشد، تأمین می‌نماید.
اگر به این نتیجه رسیدیم، با توجه به نظر امام خمینی(ره) مبنی بر اینکه حفظ نظم از اوجب واجبات است، چون اجرای علنی حدود شرعی یکی از مقدمات جدی و اجتناب‌ناپذیر حفظ نظام است، پس این مسأله داخل در عنوان ثانوی می‌شود و طبیعتاً اجرای علنی حدود هم از اوجب واجبات می‌گردد، حتی اگر در شرایط عادی قائل به استحباب آن باشیم.
حوزه علمیه اهواز ـ مرداد 1380