تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۹:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۲۲۴۳۱۱
محمدرضا دهشیری اشاره: آنچه می‌خوانید بخشی از مقاله‌ای مبسوط است که نویسنده محترم با عنوان «اصول و مبانی دیپلماسی اسلامی از دیدگاه امام خمینی» به کنگره امام خمینی و اندیشه حکومت ارائه کرده‌اند. همان‌گونه که نویسنده نیز آورده اصولی چون نفی سبیل، دعوت تولی و تبری و تالیف قلوب، چارچوب سیاست خارجی و روابط بین‌الملل نظام اسلامی را ترسیم می‌کند و این بخش تنها به تبیین یکی از آن اصول می‌پردازد. در فرصتهای بعد، دیگر اصول و مبانی نیز می‌تواند مورد توجه قرار گیرد. مقدمه امام خمینی به عنوان فقیهی سیاست‌مدار که دیدگاه‌های سیاسی خویش را با استناد به اصول و قواعد فقهی ارائه می‌کرد، در باب دیپلماسی اسلامی صاحب مشربی است که میتواند مبنای آموزه‌های سیاسی اسلام قرار گیرد. بررسی دیدگاه‌های امام راحل درباره دیپلماسی اسلامی از آن لحاظ حائز اهمیت است که چارچوبی نظری فراروی دانش‌پژوهان برای تبیین دیدگاه اسلام در باب روابط دیپلماتیک در عصر کنونی قرار می‌دهد. در حال حاضر که مرزبندی‌های جغرافیایی بین دولت ـ ملت‌ها (Nation – State) بر مرزبندی‌های ایدئولوژیک فائق آمده و همکاری بین کشورهای اسلامی، که از لحاظ سرزمینی از یکپارچگی صدر اسلام برخوردار نیستند، با کشورهای کافر، که ضرورتاً رویکرد ستیزه‌جویانه در قبال ملل اسلامی اتخاذ نکرده‌اند، بر تقابل بین دارالاسلام و دارالکفر سایه افکنده است و پا را دایم مبتنی بر پیروی از مقررات حقوق بین‌الملل بر روابط بین کشورها محیط شده است، ضرورت تبیین دیدگاه‌های نظری حکومت اسلامی در عرصه روابط بین‌الملل بیش از پیش احساس می‌گردد. در این خصوص شایسته است اصول نظری دیپلماسی اسلامی، به معنای مبانی و بنیادهایی که شالوده روابط دیپلماتیک یک کشور مسلمان را تشکیل می‌دهند، مورد پردازش قرار گیرد تا از رهگذر تبیین اصولی چون نفی سبیل، دعوت، تولی و تبری، تالیف قلوب و پای‌بندی به قراردادها و عرف بین‌المللی، بنیادهای دیپلماسی اسلامی و تشریح مصادیق و موارد عینی و عملی هر کدام، رویکردهای نو در نظریه‌پردازی و راهکارهای جدید فراروی دست‌اندرکاران سیاست خارجی قرار گیرد تا از خلال تحلیل‌ محتوای بیانات امام خمینی و بازشناسی زیرساخت‌های نظری دیدگاه‌های دیپلماتیک ایشان، بسترهای لازم برای تبیین آکادمیک مبانی دیپلماسی اسلامی فراهم گردد.

تولی و تبری در اصطلاح به معنای دوست داشتن دوستان خدا و دشمن داشتن دشمنان خدا است، لیکن در واژگان دیپلماسی اسلامی، به معنای ارجحیت و اولویت بخشیدن به ارتباط دوستانه و برادرانه با ممالک اسلامی و اکراه و پرهیز از برقراری رابطه با کشورهای کافر و متخاصم است. در معنای موسع، تولی به معنای دوستی با کشورهای برادر و دوست، اعم از مسلمانان و کافر غیر محارب و غیر متخاصم است و تبری، به معنای موضع‌گیری انکاری آحاد مسلمانان و حکومت اسلامی در برابر نظام‌های کافر و شرک‌پیشه می‌باشد.(1)
با الهام از آیۀ 9 سورۀ ممتحنه که می‌فرماید: «لا ینها کم‌الله عن الذین لم‌یقاتلوکم فی‌الدین و لم‌یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم» می‌توان به جواز برقراری رابطه عادلانه و دوستانه با کفاری که به حریم مسلمانان تجاوز نکنند و درصدد توسعه‌طلبی و حریم‌شکنی برنیایند، حکم کرد. البته سطح و میزان روابط مسلمانان با کفار نباید بر گستره روابط کشور اسلامی با سایر کشورهای اسلامی اغلبیت و ارجحیت یابد؛ به گونه‌ای که روابط با کفار، روابط با مسلمانان را تحت‌الشعاع قرار دهد.
امام خمینی ضمن مبنا قرار دادن این اصل در دیپلماسی اسلامی می‌فرمایند:
«تولی و تبری دو اصل اساسی اسلام است. باید با حکومت عدل موافق و به حاکم عادل دل ببندید و از رژیم غیر اسلامی تبری کنید.»(2)
حال با الهام از آیه مزبور در سوره ممتحنه و براساس برخی روایات از جمله حدیث منقول از امام علی(ع): «کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عونا» می‌توان با بهره‌گیری از قاعده تولی و تبری، اساس روابط دیپلماتیک کشور اسلامی با سایر کشورها را پایه‌ریزی کرد.
بر این مبنا ارتباط با کشورهای اسلامی غیر متخاصم اولویت درجه یک را دارا است. ارتباط با کشورهای اسلامی بی‌طرف که به هنگام درگیری کشور اسلامی با سایر کشورها از هیچ‌کدام جانب‌داری نمی‌کنند، در درجه دوم اهمیت قرار دارد، ارتباط با کشورهای کافر غیر متخاصم که به هنگام درگیری بین کشور اسلامی و کشوری دیگر موضع جانب‌دارانه در مورد حکومت اسلامی اتخاذ می‌کنند، در درجه سوم اهمیت واقع است. ارتباط با دولت‌های کافر بی‌طرف که حیاد و بی‌طرفی را به هنگام نزاع و درگیری مملکت اسلامی با ممالک دیگر اتخاذ می‌کنند، در چهارمین درجه اولویت قرار دارد.
از سوی دیگر، سایر کشورهای اسلامی که تخاصمی آشکار با حکومت اسلامی دارند و با بغی و تجاوز به حکومت اسلامی دشمنی خود را به ثبوت می‌رسانند، در زمره مخالفان حکومت ولایی محسوب می‌گردند و کشورهای کافر متخاصم متحارب و مستکبر که درصدد ستیزه‌جویی و مداخله‌گری در قبال حکومت اسلامی هستند، جزء دشمنان اصلی حکومت اسلامی به حساب می‌آیند و بیزاری و تبری از هر دو دسته اخیر لازم است.
امام خمینی با توجه به چنین تقسیمی، بر برقراری روابط با کشورهای مسلمان و سپس با کشورهای جهان سومی و مستضعف تاکید می‌کردند و به دنبال آن، مقابله و مبارزه با حکومت‌های جائز و ظلم‌پیشه و نیز قدرتهای استکباری را وجهه همت خود قرار می‌دادند. و در رابطه با کشورهای بی‌طرف مسلمان و کافر اظهارنظری له و یا علیه آنان به عمل نمی‌آورند.(3)
حال شایسته است دیدگاه و تقسیم‌بندی ایدئولوژیک ایشان در خصوص رابطه با این چهار گروه از دولت‌ها تجزیه و تحلیل شود:
1ـ روابط برادرانه با کشورهای اسلامی
از نظر امام خمینی، حکومت اسلامی با ماهیت ایدئولوژیک خود باید همواره وحدت و اتحاد با ممالک اسلامی را برای تحقق اهداف و آمال عالی اسلام مدنظر قرار دهد. لیکن این اتحاد و وحدت باید برای حفظ منافع دولت‌های اسلامی و جلوگیری از سیطره دولتهای استکباری بر آنان باشد. با عنایت به ضرورت این روابط تنگاتنگ و نزدیک است که امام خمینی با استفاده از واژه برادری در روابط با کشورهای اسلامی، صمیمیت در روابط دوستانه را با تاکید بر همبستگی ایدئولوژیک مورد تاکید قرار می‌دهد. البته در این رابطه با شاکله معنوی روابط میان ملل اسلامی بر اساس مبانی عقیدتی توجه ویژه‌ای مبذول می‌داشتند که این مهم نشان توجه ایشان به روابط بین ملیتی حداقل به اندازه‌ای هم‌سنگ با روابط بین دولتی است.
«کوشش داشته باشید در بهتر کردن روابط با کشورهای اسلامی»(4)
«ما برای دفاع از اسلام و ممالک اسلامی و استقلال ممالک اسلامی در هر حال مهیا هستیم. برنامه ما که برنامه اسلام است وحدت کلمه مسلمین است، اتحاد ممالک اسلامی است، برادری با جمیع فرق مسلمین است در تمام نقاط عالم، هم‌پیمانی با تمام دول اسلامی است در سراسر جهان، مقابل صهیونیست، مقابل اسرائیل، مقابل دول استعمارطلب».(5)
«ما دست برادری به تمام ملت‌های اسلامی می‌دهیم و از تمام آنان برای رسیدن به هدف‌های اسلامی استمداد می‌کنیم».(6)
«باید روابط بین ملت‌ها براساس مسائل معنوی باشد و در این رابطه، بعد مسافت تاثیری ندارد و چه بسا کشورهایی که همجوار هستند، اما رابطه معنوی بین آنها نیست. بنابراین، روابط دیگر هم نمی‌تواند مثمرثمر باشد. ما روابطمان با کشورها براساس مبانی اسلام خواهد بود».(7)
«امیدواریم جمهوری اسلامی که بر مبنای اتحاد و تشریک مساعی با کشورهای مسلمان جهان بنا شده، نقش قاطعی در حصول به هدف‌های والای اسلامی و خوش‌بختی مسلمانان سراسر جهان داشته باشد».(8)
«و از موضع قدرت عظیم، دست پر برکت و قدرت‌مند خود را برای دوستی و برادری ایمانی پیش تمام مسلمین خصوصاً ملت‌ها و دولت‌های منطقه و همسایه دراز کرده و آنان را نصیحت می‌کنم».(9)
2ـ روابط دوستانه با کشورهای کافر غیر متخاصم
در خصوص روابط دوستانه با کشورهای کافر غیر متحارب، امام خمینی اولویت را به کشورهای مستضعف و جهان سومی می‌دادند و در درجه دوم اهمیت، ارتباط با کشورهای قدرت‌مند غیر استکباری را در صورتی که درصدد مداخله در امور داخلی ایران برنیایند و اصل احترام متقابل را رعایت کنند مجاز می‌دانستند.
1ـ2ـ روابط دوستانه با ممالک مستضعف غیر مسلمان
امام خمینی در تنظیم روابط با کشورهای جهان سومی، اساس ارتباط را بر مقابله با ظلم و ستم و برتری‌جویی قدرت‌های چپاول‌گر به این‌گونه ممالک می‌دانستند تا از این رهگذر از دخالت‌های بیگانگان و تحقق رابطه ظالم و مظلوم میان آنان و دول استکباری ممانعت بعمل آید و نهایتاً روابط مزبور زمینه‌ساز حکومتی عادلانه در کشورهای مستضعف گردد.
«همان مردمی که تصمیم دارند با صدور پیام انقلاب اسلامی‌شان نه تنها کشورهای اسلامی که مستضعفان جهان را به اسلام عزیز و حکومت عدل اسلامی آشنا سازند».(10)
«از خدای تعالی موفقیت همه ملل مستضعف جهان را در راه رسیدن به پیروزی و آزادی کامل از سلطه‌گران جهان به خصوص آمریکای جهان‌خوار مسئلت می‌نمایم».(11)
2ـ2ـ روابط دوستانه با قدرتهای کافر غیر متخاصم
امام خمینی روابط دوستانه با قدرت‌های کافر و غیر استکباری را براساس قاعده مدارا و یا تقیه مستحب که برای پیش‌گیری از بروز هر احتمالی است و استفاده دیگران در آن به زیان تدریجی امت اسلامی می‌انجامد، مقبول می‌دانستند، مشروط بر اینکه به عقاید مکتبی و آزادی‌خواهانه ملت مسلمان ایران احترام گذارند، از مداخله در امور داخلی مملکت اسلامی خودداری کنند، برای استقلال و حق تصمیم‌گیری دولت اسلامی حرمت قائل باشند و به طور کلی روابط انسانی بر روابط دو کشور حاکم باشد:
«ما می‌خواهیم روابط دوستانه با همه کشورها داشته باشیم مادام که آنها در امور داخلی ما مداخله نکنند».(12)
«ما با حفظ استقلال با تمام کشورها روابط دوستانه خواهیم داشت».(13)
«اگر رابطه انسانی است، روابط انسانی با هیچ جا مانعی ندارد.»(14)
«روابط ما براساس احترام متقابل است.»(15)
«دولت اسلامی با همه ملت‌ها و با همه دولت‌ها می‌خواهد که تفاهم و ارتباط صحیح داشته باشد، در صورتی که آن‌ها متقابلاً احترام دولت اسلامی را مراعات کنند».(16)
3ـ روابط خصمانه با کشورهای کافر متحارب
امام خمینی دو ملاک عمده را برای مخاصمه و محاربه با کشورهای کافر متخاصم در نظر داشتند: یکی کشورهایی که از رهگذر مداخله‌جویی با چپاولگری درصدد از بین بردن دین و یا مملکت اسلامی هستند که در این مقوله قدرت‌های استکباری را مدنظر قرار می‌دادند و دیگری کشورهایی که با توسعه‌طلبی و تجاوز به حریم امنیتی مسلمانان و اتخاذ سیاست‌های تبعیض‌ نژادی و سلطه‌جویی قومی سعی در تضعیف ملل مسلمان دارند که در این مقوله صهیونیسم و اسرائیل را جای می‌دادند. از این‌رو شایسته است با تحلیل محتوای بیانات ایشان، این دو مقوله از کشورها مورد بازشناسی واقع شوند.
1ـ3ـ روابط خصمانه با قدرت‌های استکباری
امام خمینی قطع رابطه با دولت‌های استکباری را وسیله‌ای برای نفی ذلت و جلوگیری از مداخلات، سلطه‌جویی‌ها و چپاول‌گری‌های آنان می‌دانستند تا از این رهگذر، مملکت اسلامی در قطع ایادی استکبار توفیق یابد.
امام خمینی روابط نابرابر میان ملل اسلامی و قدرت‌های استعماری را مردود و مطرود تلقی می‌کردند و قطع چنین روابطی را که منجر به قطع وابستگی‌ها و مداخله‌گری‌ها است میمون می‌دانستند. از این‌رو، حضرت امام در بیانات خویش از چنین قدرت‌هایی بیزاری و تبری می‌جستند، چرا که نقشه سلطه‌جویی بر ممالک اسلامی و شکست نهضت مکتبی ایران را طراحی کرده‌اند:
«تمام حکومت‌های غیر توحیدی، نظم و عدالت را برای سلطه‌جوی می‌خواهند».(17)
«سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستکبرین است».(18)
«سلطه آمریکا تمام بدبختی‌های ملل مستضعف را به دنبال دارد».(19)
«تا قطع تمام وابستگی‌ها به تمام ابرقدرت‌های شرق و غرب، مبارزات آشتی‌ناپذیرانه ملت ما علیه مستکبرین ادامه دارد».(20)
«روابط ما با آمریکا و شوروی مثل رابطه بره با گرگ است».(21)
«این‌ها همه‌شان دنبال این هستند که این نهضت اسلامی را شکست بدهند که مبادا... صدور پیدا بکند که دست قدرت‌های بزرگ از جهان کوتاه بشود».(22)
«ما با هیچ‌کدام از ابرقدرت‌ها‌ و قدرت‌ها سر سازش نداریم. نه تحت سلطه آمریکا می‌رویم و نه زیر بار شوروی. ما مسلمانیم و می‌خواهیم زندگی کنیم».(23)
«قدرت‌های بزرگ می‌خواهند مسلمین را زیر سلطه خود بیاورند و مخازن آن‌ها را به غصب ببرند و اموال آن‌ها را به چپاول ببرند».(24)
«آمریکا که دشمن ما است، ما اگر محتاج به او باشیم برای ما سرشکستگی است».(25)
«آیا رابطه ما با رابطه یک مظلوم با یک ظالم یا قلدر با یک مستضعف است، نه، ما دیگر رابطه‌ای‌ نداریم.»(26)
«ما از خدا می‌خواهیم که رابطه قطع بشود، ما ذلت را نخواهیم پذیرفت برای خاطر این که یک رابطه با یک ابرقدرت داشته باشیم.
شرافتی نیست رابطه داشتن با امثال آمریکا.»(27)
«ما این قطع رابطه را به فال نیک می‌گیریم، چون که این قطع رابطه دلیلی بر قطع امید آمریکا از ایران است... قطع رابطه یعنی خاتمه دادن به چپاولگری‌ها.»(28)
2ـ3ـ رابطه خصمانه با رژیم صهیونیستی
امام خمینی ضمن تأکید بر اسلامی بودن قضیه فلسطین، بر قطع رابطه با رژیم صهیونیستی و اعلام حالت جنگ بین مسلمانان و این رژیم تأکید داشتند و هرگونه رابطۀ سیاسی، تجاری و نظامی را با این کشور حرام می‌دانستند، چرا که این رژیم را نامشروع و غاصب و دشمن تمامی مسلمانان تلقی می‌کردند:
«ما اسرائیل را رد خواهیم کرد و هیچ رابطه‌ای با او نخواهیم داشت. و او دولت غاصب است و با ما دشمن».(29)
«با اسرائیل قطع رابطه خواهیم کرد چون غاصب است.»(30)
«کمک به اسرائیل، چه فروش اسلحه و مواد منفجره و چه فروش نفت، حرام و مخالفت با اسلام است. رابطه با اسرائیل و عمال آن، چه رابطه تجاری و چه رابطه سیاسی، حرام و مخالفت با اسلام است.
باید مسلمین از استعمال امتعه اسرائیل خودداری کنند.»(31)
4ـ روابط خصمانه با کشورهای مسلمان فاجر و خائن
امام خمینی بر قطع رابطه حکومت اسلامی با دو دسته از کشورهای اسلامی تأکید داشتند: یکی کشورهایی که با حملۀ غاصبانه به مملکت اسلامی درصدد تجاوزگری و بغی علیه حکومت اسلامی برآمده‌اند که در این خصوص می‌توان به کشور عراق تحت قیادت صدام حسین اشاره کرد و دیگری کشورهایی که با انعقاد قرارداد دوستی با رژیم اشغالگر قدس به آرمان مسلمانان خیانت کرده‌اند که در این مورد می‌توان از حکومت مصر به رهبری انورسادات نام برد که با انعقاد معاهدۀ صلح «کمپ دیوید» به جهان اسلام خیانت کرد.
1ـ4ـ روابط خصمانه به کشورهای یاغی
امام خمینی کشورهایی را که با بغی و خروج علیه حاکم اسلامی و تجاوز به حریم امنیتی مملکت اسلامی درصدد تضعیف کشور اسلامی برآیند فاسد و فتنه‌گر می‌دانند که باید در مقابل آنان پایداری و ایستادگی و دفاع مقدس کرد تا تمامی فتنه‌ها و فسادها خاتمه یابد:
«قرآن می‌فرماید: قاتلوهم حتی لاتکون فتنه، همه بشر را دعوت می‌کند به مقاتله برای رفع فتنه. یعنی جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم.»(32)
«آنهایی که می‌خواهند ما را به تباهی بکشند، ما اصلاً میل نداریم با آنها روابط داشته باشیم مگر اصلاح بشوند.»(33)
2ـ4ـ روابط خصمانه با کشورهای خائن
حضرت امام بر قطع رابطه با کشورهایی که به آرمان فلسطین خیانت کرده‌اند، تأکید داشتند و در این خصوص از حکومت مصر که پیشتاز سازش در برابر رژیم اشغالگر قدس بود و موجبات شق عصای مسلمین و تفرقه میان دولتهای اسلامی را فراهم آورد، تبری می‌جستند.
«جناب آقای دکتر ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه! با در نظر گرفتن پیمان خائنانه مصر و اسرائیل و اطاعت بی‌چون و چرای دولت مصر از آمریکا و صهیونیست، دولت موقت جمهوری اسلامی ایران قطع روابط دیپلماتیک خود را با دولت مصر بنماید.»(34)
«من به دولت دستور دادم که با مصر قطع رابطه نماید.»(35)