تاریخ انتشار : ۰۲ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۲۲۴۳۳۵

نوشته: محرمعلی فیروزی
چند ماهی است که تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا در صدر اخبار رسانه‌ها قرار گرفته است، قیام و خیزش ملت‌های عرب که ابتدا از تونس آغاز شد و هنوز ادامه دارد، ریشه‌ها و دلایلی دارند که از زوایای مختلف می‌توان به طور خلاصه به آنها اشاره کرد.
 1ـ نظام‌های پادشاهی و اقتدارگرا:
کشورهایی که شاهد خیزش و قیام مردمی هستند، دارای حکومت‌های مستبد و موروثی هستند که در آن مردم در تعیین سرنوشت خود نقش چندانی ندارند.
 2 ـ رسانه‌ها:
به برکت توسعه و گسترش رسانه‌های ارتباطی به ویژه ماهواره و اینترنت، کانال‌های کسب اطلاعات و آگاهی، متنوع و گسترده و نسل جدید در فضایی متفاوت از نسل قبلی رشد و نمو یافته است. بنابراین دارای تفکرات و نگرش‌های متفاوت از نسل پیش از خود، به ویژه در مسائل مربوط به حکومت است. اگر نسل قبلی پذیرفته بود که باید پادشاهی باشد و امور کشور را اداره کند، نسل جدید اینگونه فکر نمی‌کنند و نمی‌تواند بپذیرد که بدون رأی و نظر آنها حکومت از پدر به پسر انتقال یابد. به عبارتی در عصر جدید، تحولات از درون افراد و از تغییر فکر و نگرش، به گفتار و رفتار سیاسی تبدیل می‌شود و در نتیجه، تحولات فکری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را به دنبال دارد.
 3 ـ افزایش سطح سواد و شهرنشینی:
با توجه به افزایش سطح سواد و روند روبه رشد شهرنشینی در کشورهای عربی، تاثیر این دو در طرز فکر و تعاملات اجتماعی و دگرگونی برخی مناسبات گذشته، خواسته یا ناخواسته این کشورها را دچار تغییر و تحول می‌کند.
 4 ـ الهام‌بخش بودن انقلاب اسلامی ایران:
انقلاب اسلامی ایران به همت و اقتدار ابرقدرت‌ها و نظام پادشاهی را در هم کوبید و با شعار نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی و استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، در واقع الگویی جدید از نظام سیاسی را به ملت‌های منطقه ارائه داد. با توجه به گذشت بیش از 30 سال از حکومت مردم‌سالاری دینی در ایران، نسل جدیدی که در این دوره در کشورهای عربی به دنیا آمده‌اند تا حدود زیادی با انقلاب اسلامی ایران و تحولات جهان آشنا شده‌اند و در پی تغییرات اساسی در کشورهای خویش هستند. چنان که یکی از مخالفان حاکم یمن خطاب به او گفت: «صالح، تو بیش از عمر من حکومت کردی، دیگر بس است!»
 5 ـ تحقیر ملت‌های منطقه:
هر ملتی خواستار رأی و حاکمیت خویش است. اغلب مردم در کشورهای عربی که حاصل تجزیه امپراتوری عثمانی توسط انگلستان و فرانسه هستند، همواره مورد سرکوب و تحقیر واقع شده‌اند. از آن جمله می‌توان به مردم فلسطین در سالیان طولانی اشغال توسط اسرائیل اشاره کرد. مضافاً این که اعراب در چند جنگ با اسرائیل، نه فقط نتوانستند سرزمین‌های اشغالی را آزاد کنند،‌بلکه بخش‌های دیگری از سرزمین خود را از دست دادند.
 6 ـ جنگ‌های 33 روزه و 22 روزه:
جنگ‌های اسرائیل با حزب‌الله لبنان و حماس، اسطوره شکست‌ناپذیری ارتش اسرائیل را از بین برد. گروه‌های مسلمانی که نه بر اساس قومیت، بلکه با تکیه بر اسلام و آموزه‌های آن توانستند شگفتی بزرگی خلق کنند، به طوری که «زیپی لیونی» وزیر امورخارجه وقت اسرائیل اعتراف کرد: «هیچ ارتشی در دنیا قدرت خلع سلاح حزب‌الله لبنان را ندارد».
روزنامه اسرائیلی هاآرتض نیز نوشت: «اسرائیل،‌شسکت خورده از این جنگ بیرون می‌آید.»خاویار سولانا، مسئول وقت سیاست خارجی اروپا هم در گفت‌وگو با روزنامه «ال پائیس» گفت: حزب‌الله لبنان توانست برای نخستین بار در طول تاریخ جنگ‌های اسرائیل با کشورهای عربی، هفته‌ها مقاومت کند و مانع پیروزی اسرائیل شود. در همین زمان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه تهران در واکنش‌ به پیروزی حزب الله گفت: «راهی که حزب‌الله لبنان هموار کرد، می‌تواند برای هر کشوری که احساس می‌کند حقش ضایع و پایمال و کشورش اشغال شده است، مورد توجه قرار گیرد و در واقع برای دنیای اسلام یک اتمام حجت است». دکتر علی‌اکبر ولایتی مشاور مقام معظم رهبری در امور بین‌المللی نیز گفت: «با پیروزی تحسین‌برانگیز حزب‌الله و مردم لبنان، خاورمیانه در آستانه تحولی عظیم قرار گرفته است و شکست استکبار جهانی را در این منطقه نوید می‌دهد. حزب‌الله لبنان سبب بیداری مسلمانان شده و آغازگر تحولی استراتژیک در منطقه است.» جنگ 22 روزه غزه به گفته خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی حماس، نخستین جنگ فلسطینی‌ها در داخل فلسطین است که پیروزی به همراه داشته است.
به هر حال این جنگ‌ها و محاصره نوار غزه که توسط اسرائیل و با همکاری رژیم مبارک در مصر صورت پذیرفت، موجب کسب روحیه خودباوری، اعتماد به نفس و نیز درک شرایط و حقانیت جبهه مقاومت از سوی ملت‌های منطقه شد.
 7 ـ عامل اقتصادی:
بیشتر کشورهای عربی منطقه دارای رشد جمعیت بالا و در نتیجه جمعیت جوان جویای کار هستند. از سویی، ویژگی جوانی جمعیت و تنوع نیازهای آن، وضعیت نامساعد اقتصادی، شکاف طبقاتی و تبعیض، به ویژه در کشورهایی که از درآمد نفتی برخوردار نبودند یا از مدیریت ناکارآمد و سرکوبگر رنج می‌بردند، زمینه نارضایتی عظیمی را در جهان عرب، به ویژه در میان جوانان فراهم آوردند.
 8 ـ موقعیت ژئوپلتیکی:
اتصال و پیوند سه قاره و وجود تنگه‌های استراتژیک جهان در حوزه تمدنی اسلام، بالقوه منبع قدرت عظیمی برای مسلمانان فراهم کرده است که اگر دیگر منابع، از جمله انرژی را به آن اضافه کنیم، از مزیت ژئوپلتیک بالایی در بازی‌های قدرت جهانی برخوردار می‌شوند، لذا این موقعیت جغرافیایی باعث شده که قدرت‌های بزرگ به ویژه آمریکا، به شیوه‌های مختلف در امور داخلی این کشورها دخالت کنند. آگاهی عمومی از این قابلیت‌ها و دخالت‌های بیگانه، واکنش‌هایی را از سوی ملت‌های منطقه در پی داشته است. اصولاً در واکنش به سلطه استبداد، استقلال طلبی و آزادی‌خواهی بروز می‌کند. سلطه قدرت‌های بزرگ و حکومت‌های خودکامه در منطقه و مطالبات انباشته شده، مردم منطقه را به واکنش برای کسب استقلال و آزادی واداشت.
 9 ـ برخی این انقلاب‌ها را توطئه آمریکا و غرب می‌دانند، اما عده‌ای دیگر این قیام‌ها را نتیجه حمایت‌های آمریکا و غرب از اسرائیل و حکومت‌های دست‌نشانده و نیز پیامدهای اشغال افغانستان و عراق و استقرار پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه می‌دانند. «توماس فریدمن» مفسّر نام‌آشنای سیاسی در نیویورک ـ تایمز می‌نویسد: «ما بر دهانه آتشفشان خانه ساختیم و به خاطر نفت و اسرائیل، اجازده دادیم سران کشورهای مستبد خاورمیانه، حقوق ملت‌های خود را ضایع کنند.»
 10 ـ خریدهای هنگفت تسلیحات:
کشورهای عربی به دلیل ارزیابی غیرواقعی بحران‌ها که براساس تفاسیر قدرت‌های غربی صورت می‌گیرد، با افزایش توان نظامی، نه فقط کمکی به امنیت خود نمی‌کنند، بلکه اوجگیری نارضایتی‌های داخلی سبب می‌شود که ناخواسته در چرخه افزایش هزینه‌های نظامی ـ امنیتی قرار گیرند.
و بالاخره این که ویژگی این قیام‌ها را در بیانات مقام معظم رهبری در سالروز رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران می‌توان یافت که فرمودند: «این بیداری عظیمی است که در کشورهای اسلامی اتفاق افتاده است و شاخص عمده این حرکت، اسلامی بودن، مردمی بودن و ضدآمریکا و صهیونیست بودن آنها است. وقتی یک ملت احساس قدرت، و توانایی کرد، هیچ چیز نمی‌تواند راه او را سد کند.» رهبر معظم انقلاب همچنین قیام ملت‌های منطقه را نشانه‌های روشن تحقق وعده‌های قرآنی پروردگار خواندند.