تاریخ انتشار : ۰۱ آبان ۱۳۹۰ - ۱۲:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۲۲۴۴۳۵
اشاره: رقابت چین وآمریکا به مرور رنگ و بوی تازه می‌گیرد. نقش‌هایی که تا چند سال اخیر به جنگ لفظی در مورد تبت و تایوان، بحران کره یا رقابت‌های اقتصادی محدود می‌شد، امروز گستره‌ای به وسعت دریای چین یافته‌است. بسیاری از ناظران مسائل منطقه بر این باورند که آمریکا به رغم جنجالی که پیرامون تحرکات نظامی خود در دریای جنوبی چین می‌کند، به خوبی می‌داند که سلطه‌اش در شرق رو به زوال است و برای بازداشتن این روند یا کاهش سرعت آن، از آفریدن هیچ منازعه‌ای ابا نخواهد کرد. بخش پایانی مقاله را با شما خوانندگان گرامی از نظر می‌گذرانیم.

حرف از حل صلح‌آمیز می‌زنند، ولی می‌گویند منطقه را ترک نمی‌کنند، رزمایش برگزار می‌کنند، حضور نظامی دارند، و در همین حال از رایزنی سخن به میان می‌آورند.»
«مولن» در این سفر اذعان کرد چین یک قدرت نوظهور در جهان است و هر روز قوی‌تر می‌شود. در سخنرانی در دانشگاه خلق پکن هم به منازعات دریای جنوبی چین اشاره کرد و گفت: مسلم بدانید که واشنگتن با کشورهایی در این منطقه همکاری دارد. محاسبات غلط، می‌تواند مخاطرات جدی و خارج از کنترلی را در این منطقه به دنبال داشته باشد.
با این حساب، رئیس ستاد کل ارتش آمریکا با طرح این نظر که چین قدرت فزاینده جهان است، سعی کرد افکار عمومی را به این مسیر سوق دهد که این قدرت فزاینده و نوظهور، با محاسباتی نادرست، می‌تواند در منطقه خطر آفرین شود و این توانایی فزاینده برای دیگران خطر است.
در رابطه این تحلیل، می‌توان به اظهارات تکمیلی مولن اشاره کرد که در جمع دانشجویان چینی گفت: «قدرت نظامی بزرگتر و فزاینده، باید مسئولیت‌پذیری‌های بیشتری داشته باشد، بیشتر همکاری کند، شفافیت بیشتری داشته باشد و بدون اینها، قدرت نظامی فزاینده رویکرد توسعه طلبانه خواهد داشت.»
اگرچه مقام‌های آمریکایی اذعان کرده‌اند این سفر با هدف ارتقای درک و تفاهم متقابل میان دو کشور صورت گرفت، به نظر می‌رسد دریای جنوبی چین هم به مشکل مضاعفی در کنار چالش‌های قبلی تبدیل شده است.
گفته‌های مولن مبنی بر اینکه چین باید از رهبران کره شمالی بخواهد برای ثبات منطقه تلاش کنند و از تحرکات نظامی دست بردارند، نشانه‌ای از وجود چالش‌های گوناگون در روابط نظامی ـ سیاسی چین و آمریکاست.
بدیهی است که مقام‌های چین هم در قبال این درخواست‌ها و این چالش‌ها سکوت نکردند و رئیس ستاد کل ارتش چین، صراحتاً با حضور نظامی آمریکا و برگزاری رزمایش‌های مشترک با کشورهای منطقه و به ویژه فروش تسلیحات پیشرفته به تایوان، به‌شدت مخالفت کرد.
وی همچنین از آمریکا انتقاد کرد که به رغم مشکلات اقتصادی فراوان، هزینه‌های نظامی سرسام‌آوری دارد.
چن بینگ‌دی، رئیس ستاد مشترک ارتش چین در مصاحبه‌ای در پکن به خبرنگاران گفت: آمریکا باید به خاطر مردم و مالیات‌دهندگانش از هزینه‌های نظامی کلان بکاهد.
وی که بخشی از بحران اقتصادی آمریکا را ناشی از این هزینه‌های نظامی دانست، افزود: «آمریکا هنوز موفق به خروج از بحران اقتصادی نشده است. در چنین شرایطی، هزینه‌های نظامی بالایی هم دارد. آیا به‌ جز این است که با این هزینه‌ها، فشار زیادی را بر مالیات‌دهندگان آمریکایی تحمیل می‌کند.»
وی گفت: اگر آمریکا هزینه‌های نظامی خود را کاهش دهد، مالیات‌دهندگان فشار کمتری متحمل شده و مردم آمریکا زندگی بهتری خواهند داشت. ما این سناریو را برای واشنگتن بهتر می‌دانیم.»
رئیس ستاد کل ارتش آمریکا بلند پایه‌ترین مقام در این سمت است که در چهار سال گذشته به چین سفر کرد. او مسلماً نتوانست نگرانی‌های چین را از برنامه‌های نظامی آمریکا بخصوص در منطقه برطرف کند و دیوار بی‌اعتمادی مانند سد بزرگی در برابر توسعه روابط نظامی دو کشور استوار است.
آنچه شایان توجه است اینکه تا پیش از این، بخش اعظم درگیری‌ها و مناقشات نظامی چین و آمریکا مربوط به فروش‌های بزرگ تسلیحاتی آمریکا به تایوان بود و اینکه آمریکایی‌ها از حمایت‌های چین از کره شمالی ناخشنود هستند، اما مساله دریای جنوبی چین اکنون به محور و کانون جدید رویارویی دو کشور در عرصه نظامی تبدیل شده است. موضوعی که می‌تواند منطقه آسیا و اقیانوس آرام را در آینده با چالش‌های اساسی و حتی خطر بروز درگیری‌های نظامی میان قدرت‌های منطقه‌ای مواجه کند.
شاید آمریکایی‌ها بخواهند تقصیرها را در این منازعات بر گردن چین بیندازند، آمار چیز دیگری را نشان می‌دهد. در حالی که چینی‌ها فقط 95 میلیارد دلار بودجه نظامی سالانه دارند، واشنگتن برای هزینه‌های نظامی خود بودجه کلان 650میلیارد دلاری را برنامه ریزی کرده است.
سفر رئیس ستاد کل ارتش آمریکا به چین درحالی پایان یافت که همتای چینی وی که خواستار خودداری آمریکا از برگزاری رزمایش با ویتنام و فیلیپین شده بود فقط با این پاسخ مولن مواجه شد که آمریکا از عملیات مقرر خود در این منطقه دفاع می‌کند.
احساسات مردم چین
در چنین شرایطی، روزنامه «مردم» پرشمارگان‌ترین نشریه چاپ چین با اشاره به دیدار اوباما و دالایی‌لاما، از رئیس‌جمهوری آمریکا خواست تا با اینگونه اقدامات، احساسات مردم چین را جریحه‌دار نکند.
روزنامه مردم نوشت: دیدار اوباما با دالایی لاما به شدت به روابط پکن – واشنگتن لطمه می‌زند.
برغم مخالفت‌های چین، دالایی لاما که برای انجام مراسم مذهبی بودایی‌ها به مدت یازده روز در آمریکا بسر می‌برد، با رئیس‌جمهوری آمریکا دیدار کرد.
ارگان مطبوعاتی حزب کمونیست چین در گزارش خود، دیدار اوباما با دالایی‌لاما را دخالت در امور داخلی چین دانست و درباره پیامدهای منفی این دیدار هشدار داد.
در همین حال «هونگ لی» سخنگوی وزارت خارجه چین در مصاحبه‌ای در پکن به پیامدهای منفی این ملاقات اشاره کرد و گفت: ما قویاً با دیدار مقام‌های خارجی با دالایی لاما که یک عنصر استقلال‌طلب است، مخالفت می‌ورزیم.
هونگ گفت که ما رسماً به سفارت آمریکا در پکن اعتراض کرده‌ایم و اعتراضیه‌ای را سفارت چین در آمریکا در اختیار مقام‌های ذی‌ربط قرار داده است.
سخنگوی دستگاه دیپلماسی چین دیدار با دالایی‌لاما را ضربه‌ای بر پیکره روابط چین و آمریکا توصیف کرد و افزود: این به معنای مداخله در امور داخلی چین است.
وی از واشنگتن خواست به تعهدات خود در قبال تبت به عنوان بخشی از خاک چین پایبند باشد.
واهمه واشنگتن از غول چین
با تمامی اینها، تحلیلگران آمریکایی اعتقاد دارند به دلیل قدرت گرفتن روزافزون چین، قدرت آمریکا در منطقه در حال زوال است و مقامات واشنگتن از این امر ترس و واهمه شدید دارند. سایت «American Thinker» در مطلبی با عنوان «بازی بزرگ جدید: محدودیت اختیارات آمریکا در شرق» ترس و واهمه واشنگتن از قدرت گرفتن چین در منطقه و جهان را تشریح کرده است.
در این مطلب، ضمن آنکه چین، گوریل بزرگ ضد آمریکایی خوانده شده، آمده است: هم اکنون تمامی مقامات آمریکا از اوباما گرفته تا نمایندگان کنگره و حتی بسیاری از روزنامه‌نگاران مطلع، از قدرت گرفتن پکن اطلاع دارند و به خوبی می‌دانند چنین امری بر خلاف منافع آمریکا است. اما نکته جالب این است که هیچ یک از مقامات در سخنرانی‌ها و خطابه‌های خود  به طور مستقیم از چنین مسئله‌ای نام نمی‌برند و در واقع در نوعی تبانی ناشیانه قصد دارند وجود چین و تأثیر آن بر قدرت آمریکا در شرق را نادیده بگیرند، اما اگر در حرفهای آنها دقیق شویم به خوبی ردپای ترس و واهمه از قدرت گرفتن روز افزون چین مشاهده می‌شود.
برای مثال در مورد پاکستان، مسئله این است که پاکستانی‌ها چین را به عنوان یک قدرت بزرگ می‌بینند که عاشق آن هستند و می‌خواهند آن را بهترین دوست همیشگی خودشان کنند و اصلا قصد ندارند در مورد این جریان، تردید کنند.
پاکستان که به عنوان متحد آمریکا در جنگ با تروریسم عمل می‌کند، همزمان، اسامه بن لادن، ملا عمر، شورای اداری طالبان افغانستان و هزاران نفر از اعضای طالبان را پناه می‌دهد.
این رفتار برای آمریکایی‌ها در واقع بسیار خشمگین کننده است. پاکستان دارای همسایگانی بسیار بی‌مانند است و دوگانگی، تنها راهی است که سبب بقای این کشور می‌شود. هند در شرق آنها، ایران در غرب، چین و روسیه در شمال و یک آمریکای عصبانی در اطراف آنها.
نخست وزیر پاکستان مدتی پیش در ملاقاتی چهره به چهره در کابل به حامد کرزی، رئیس‌جمهوری افغانستان گفت که چین تنها متحد اصلی آنهاست و به این ترتیب آمریکا را به طور کامل نادیده گرفت. این در حالی است که روزنامه‌های مهم منطقه نیز اتحاد پکن ـ اسلام‌آباد را تایید می‌کنند.
به عبارت دیگر، این یک بازی جدید است که نتیجه آن کاملا برخلاف منافع آمریکا است. چین یک پایگاه دریایی بزرگ در اقیانوس هند می‌خواهد و پاکستان می‌تواند دقیقا آنچه را چین لازم دارد در اختیارش قرار دهد. چین و پاکستان چندین سال پیش، توافقنامه مشترکی را امضا کردند که طبق آن می‌بایست یک بندر در آبهای پرعمق منطقه «گوادر» بسازند. این امر برای چین ایده آل است. گوادر یک بندر قدیمی قاچاق در استان بلوچستان پاکستان است. این بندر در شرق ایران در دریای عرب و نه چندان دور از دهانه خلیج فارس قرار دارد.
تحلیلگران اعتقاد دارند چینی‌ها احتمالا دوست دارند بزرگراه مدرنی داشته باشند که گوادر را به جاده «قره‌قروم» که به چین می‌رسد، وصل کند.
چینی‌ها با توانایی آوردن نفت از خلیج فارس به چین از طریق این بزرگراه (یا احتمالا از طریق خط لوله) می‌توانند دارایی‌های انرژی خود را به مقدار زیادی افزایش دهند و در عوض از پاکستان در برابر هند، آمریکا و هرگونه خطرات بین‌المللی دیگر محافظت کنند.
چنانچه چین سرمایه گذاری بیشتری در پروژه‌های عمرانی پاکستان انجام دهد یا احتمالا یک توافقنامه دوجانبه دفاعی هم روی میز گیلانی، نخست‌وزیر پاکستان قرار دهد، مطمئنا آقای نخست‌وزیر به طور کامل آمریکا را کنار خواهد گذاشت. به هر حال، بازار برای فعالیت باز است و همه چیز برای فروش. آمریکا دیگر نمی‌تواند با تکیه بر ابرقدرت بودنش یکه تازی کند.پاکستانی‌ها قصد دارند آمریکایی‌ها را از کشورشان بیرون و چینی‌ها را جایگزین آنها کنند. این اتفاق به زودی در کشورهای دیگر نیز ممکن است رخ دهد و پکن تکیه گاهی مهم برای کشورهای همسایه‌اش باشد.