بسماللهالرحمنالرحیم
در شماره قبل بیان گردید که از بدو پیروزی انقلاب روزنامهها و نشریات در نقل مطالب آزادی کامل داشتهاند لیکن اگر در جاهایی حقایقی برای مردم بیان نشده و یا افراط و تفریطی در کار بوده ناشی از مصلحتاندیشیهای مسئولین روزنامهها بوده است تا آنجا که در مناسبتهای مختلف از روش برخورد روزنامهها با مسائل کشور فریاد فقیه عالیقدر بلند شده و تعبیر روزنامههای دولتی را بکار بردند.
همه میدانیم که در تمام کشورهای دنیا این حکومتها هستند که از آزادی بیان و اندیشه و بالا رفتن سطح آگاهی عامه مردم وحشت دارند و آزادی عمل وسایل ارتباط جمعی را مضرّبه منافع خود میدانند و در همین راستا در حد توان و قدرت سعی میکنند که کنترل وسایل ارتباط جمعی را در اختیار بگیرند و بهر صورت که منافع مسئولین حکومت اقتضا میکند بکار بگیرند و نه تنها از بیان حقایقی که بزیانشان است جلوگیری مینمایند بلکه از مطبوعات و دیگر وسایل ارتباط جمعی در جهت اغوا و گمراهی مردم به منظور ادامه سلطه و حکومت خود بهره میگیرند. و از انتشار هر مطلبی که بزیان خود بدانند جلوگیری مینمایند و در اینجا مسئله سانسور پیش میآید البته هرچه پایگاه مردمی حکومتی کمتر باشد این قبیل مُراقبتها شدیدتر میشود.
در جمهوری اسلامی این حکومت نیست که بر روزنامهها فشاری دارد که چه بنویسند یا چه ننویسند البته بیبندوباریهای اخلاقی بنام آزادی و یا بنام آزادی توطئه علیه حکومت کردن نه تنها برای مسئولین که قبل از همه برای مردم قابل تحمل نیست.
در نظام اسلامی تأمین سعادت مردم و حاکمیت ارزشهای اسلامی برای مسئولین مطرح است حاکمیت ارزشهای معنوی یا بالا رفتن سطح درک و شعور و معرفت مردم ملازمه دارد حاکمیت فرهنگ اسلامی و حاکمیت موازین اسلامی بدون شناخت و معرفت مردم متحقق نمیشود. در چنین نظامی رسالت و وظیفه وسایل تبلیغاتی بسیار سنگین است و همه تلاشها باید در جهت بالا بردن سطح فرهنگ و آگاهی عمومی در زمینههای اعتقادی و سیاسی باشد سانسور با تحقق این امور مغایرت دارد بهمین دلیل است که میبینیم برخلاف حکومتهای دیگر که محدودیت روزنامهها و عدم بیان حقایق، مطلوب مسئولین است در جمهوری اسلامی امام امّت و فقیه عالیقدر از اینکه واقعیات از مردم کتمان شود و حقایق بیان نشود اظهار نگرانی میفرمایند.
حضرت آیةالله العظمی منتظری در دیدار شهریور 64 با مسئولان روزنامههای تهران در بخشی از سخنانشان چنین میفرمایند «امّا روزنامهها بایستی با حفظ احترام این اصول اولیه یعنی خدا و پیغمبر و قرآن و انقلاب و اصول رهبری یک (نوع) آزادی باید داشته باشند و خواستههای مردم را هرچه هست منعکس بکنند، مردم ممکن است مثلا از دولت ناراضی باشند، از روش انتخابات ناراضی باشند این مسائل را بتوانند در روزنامهها منعکس کنند یعنی روزنامههای ما باید آنقدر آزاد باشند که اگر کسی از خارج بیاید بگوید نه، روزنامههای ایران ارگان حکومت نیستند، سخنگوی دولتشان نیستند...»
ملاحظه میشود در هیچ حکومتی در دنیا، مسئولین حکومتی اینگونه با قضایا برخورد نمیکنند و به این صراحت از مسئولان روزنامهها بخواهند که خواستههای مردم را منعکس کنند و انتقادات مردم از مسئولین را بیان نمایند چهره روزنامهها بگونهای نباشد که تلقی دولتی بودن از آنها بشود.
سالهای قبل هنوز پرداخت نشده؟ فوراً میبینید داد و فریاد و جنجال راه میافتد طوفانی بپا میشود که اینها مخالف دولتند اینها مخالف ولایت فقیهاند.
ب ـ نفوذیها و دشمنانی که لباس دوست به تن کردهاند میخواهند چهره حکومت اسلامی را مشوه بسازند و هدف آنها از ایجاد جو کاذب اینست که با جلوگیری از میان حقایق و عیوب و ضعفها، نابسامانیها گسترش پیدا کند و در زمان مناسب و مقتضی از رویدادهایی که خود در پدید آوردنش سهیم و شریک بودهاند چماقی علیه اسلام بسازند.
ج ـ کسانیکه قادر نیستند نابسامانیهای تشکیلات زیرنظرشان را رفع نموده و از عهده انجام وظایف محوله و اداره مسئولیت خود برآیند بجای چارهاندیشی برای رفع مشکلات، سعی میکنند با جوسازی و برچسب و تهمت و افترا بدیگران از بیان حقایق و واقعیتها جلوگیری کنند و ضعفها را با شعار و جوسازی بپوشانند، مسائلی که بطور اجمال به آنها اشاره شد از عواملی است که مطبوعات را تا حدودی محدود نموده و جو ناسالم بوجود آمده اجازه نشر همه حقایق را نمیدهد. برای شکستن این جو و ایجاد زمینه مناسب بزبان و شهامت و قبول هر نوع تهمت و افترا نیاز دارد.
سومین نکته مثبت اظهارات دادستان محترم کل کشور، که برخلاف انتظار خبرنگار طرحکننده سئوال، و جو حاکم بر جلسه و محیط بوده بیان این مطلب است «اگر عیب و اشکال مسئولی بیان شود تضعیف و مخالفت نیست»
بیان این مطلب دور از انتظار همه کسانی بود که ماهها قبل از انتشار روزنامه رسالت و قبل از آنکه قلمی بر روی کاغذ برده شود به پیشداوری پرداختند و هرچه در توان داشتند بکار گرفتند که از روزنامه و مسئولین آن چهرهای مخالفت دولت، ضد ولایت فقیه، طرفدار سرمایهداری و... بسازند و به سمپاشی وسیعی در دانشگاهها و مدارس و درون جبهه پرداختند.
بیان این مطلب در جوّ شهری که دو هفته قبل از آن امام جمعه موقت در خطبه نماز جمعه که مردم را دعوت بتقوی میکنند روزنامه را متهم به براندازی مینماید!!! و حضرات آیات آذری قمی ـ خزعلی و راستی و حجةالاسلام شرعی مدرسین و فضلای حوزه علیمه قم و دیگر برادرانی را که اغلب سوابق طولانی در انقلاب دارند متهم به براندازی آنهم در خطبه نماز جمعه میشوند لابد این هم درسی از تقوی است!!. بیان این واقعیت که بیان عیب تضعیف نیست در آن شرایط، «جوشکنی» است که در اقدام به آن شهامت نیازمند است. و اصولاً نفس بیان حق از سوی هر کس ارزشمند است.
روشن است خبرنگار با طرح سئوال حساب شده در آن جوّ، انتظار پاسخ دیگری داشت انتظار داشت پاسخ ایشان مؤید تهمت و افتراهایی باشد که برسالت و مسئولینش نسبت میدهند برخلاف انتظار طراحان سئوال بود و دسیسهگرانی که گذشتۀ زندگی آنها روشن است، میخواستند با طرح چنین سئوالی جهتدار به پاکترین یاران صدیق و دلسوز انقلاب و امام تاخته، به خیال خام خود به اعتبار اجتماعی این بزرگان خدشهای وارد سازند.
آنچه به اظهارنظر ایشان در این خصوص ارزش بیشتری میدهد شهامت ایشان در مقابل جوسازان و غوغاسالاران است والاّ حضرت امام امت تأکید بر بیان اشکال و انتقاد بدون تضعیف دارند حضرت آیتالله العظمی منتظری بارها خطاب بروزنامهها فرمودهاند که اشکالات را بنویسید، انتقادات مردم از مسئولین را منتشر کنید برای شاهد مثال فرازی از فرمودههای ایشان را که در آذر 63 خطاب به نمایندگان مجلس فرمودند میآوریم «اینکه امام یک موقعی فرمودند دولت نباید تضعیف شود مقصودشان این نبود که مجلس بطور کلی در مسائل کشور و انقلاب ساکت و صامت باشد و اصولاً انتقادی از کسی نشود و هرگز مقصود حضرت امام این نیست، این تحریف کلام ایشان است...»
چهارمین نکته مثبت در اظهارات ایشان، قبول این حقیقت است که عیب و ایراد در مجلس، دولت، قوه قضائیه و تمامی سازمانها و ادارات وجود دارد، برخلاف دوستان ناآگاهی که تصور میکنند همه اعمال و رفتار مسئولین و همه کارهایی که در نظام اداری و قضائی و قانونگذاری کشور صورت میگیرد باید تأیید شده و همه تبدیل به مدّاحان بیچون و چرا شوند، ایشان صراحتاً اقرار میکنند که در مبارزه با مواد مخدر یا بدحجابی و قوه قضائیه موفق نبوده این بیان حکایت از صداقتی دارد که درخور تحسین است وقتی مسئولی اقرار به ضعف در تشکیلات زیر نظر خود مینماید جای امیدواری است این نقطه قوت است زیرا نشان میدهد که ضعف را شناخته و عیب را یافته بالنتیجه درصدد رفع عیب و تبدیل ضعف به قوت برمیآید که مصالح اسلام و امت و حفظ استقلال کشور در این طریق تأمین است نه سرپوش گذاشتن روی ضعفها و هتاکی نسبت به دلسوزانی که عیب و کمبود را به قصد اصلاح و رفع آنها بیان میکنند
اینک با یادآوری این نکته حساس که از آغاز وعده ما بر طرح و بررسی نکات «قوّت» و نکات «ضعف» گفتههای ایشان بود سخن درباره آنچه بنظر ما نکات ضعف مصاحبه محسوب میشود را به شماره آینده موکول مینمائیم. ادامه دارد...