بسماللهالرحمنالرحیم
در شماره قبل گفته شد که: انتظار این بود که دادستان محترم کل کشور در مقابل طرح مسائل خلاف شرع و جرم مشهود، مرتکب را تحت تعقیب قرار دهند، بعلاوه نسبتهایی به مسئولین روزنامه داده شده که گفته شد اینطور برخوردها بدون ادله شرعی در شأن مسئولین جمهوری اسلامی نیست در خصوص رأی مخالف بدولت نیز چگونه از رأی مخفی این امر احراز شده است؟
5ـ نکته دیگری که در خصوص رأی مخالف به دولت لازم است بیان گردد آنست که فلسفه رأی مخفی در مجلس یا در هر کجا که رأیگیری هست اینست که رأیدهنده با اراده آزاد تصمیم بگیرد و مسائل خارجی یا ملاحظات سیاسی یا شخصی و... در اتخاذ تصمیم او اثر نگذارد. رأی مخفی موجب جلوگیری از بروز اختلافات و تفرقه و جدائی در بین مردم میشود در رأی مخفی ملاحظات شخصی یا سیاسی کمتر میتواند نقش داشته باشد رأیدهنده دیگر نگران اعمال فشارها و جوسازیها نیست و با توجه به اینکه همه افراد از جهت شهامت و شجاعت در تصمیمگیری یکسان و برابر نیستند.
لذا رأی مخفی از سلامت و صحت بیشتری برخوردار است و رأی واقعی افراد محسوب میشود بنابراین چون اصولاً در نظامات پارلمانی برای برخورداری از سلامت بیشتر رای مخفی را ابداع کردهاند، باید پرسید: آیا انصاف است در جمهوری اسلامی که میخواهد آزادی واقعی را برای بشریت به ارمغان آورد گروهی یا بهتر بگوییم یک جریان سیاسی یا جوسازی بخواهد آزادی اراده نمایندگان مردم را سلب نماید؟
آیا این نوع برخورد خلاف امر خداوند و آیه شریفه «ولا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلم...» نیست از کجا این علم حاصل شده؟
6ـ در دنباله مطلب قبل اضافه کردند که «وقتی انتخابات میشود سعی میکنند یک کاندیدای خاصی به مجلس برود.» مفهوم جمله اینست که آن جمعیّتی که در مجلس به دولت رأی ندادهاند در انتخابات سعی میکنند یک کاندیدای خاصی به مجلس برود.
مقصود از کاندیدای خاص چیست؟ مگر نه اینکه همه کسانیکه طبق قانون انتخابات شرایط لازم برای نامزدی را دارند میتوانند خود را نامزد نمایند و هر کس صلاحیتش تأیید شد مردم میتوانند به او رأی دهند؟ آیا کاندیدای این جمعیت! حائز شرایط نامزدی نمایندگی هست یا خیر؟ اگر واجد شرایط است چه اشکال شرعی یا عرفی دارد. و اگر واجد شرایط نیست چگونه این جمعیت میخواهد او را تحمیل کند!!؟ یقیناً منظور کاندیدای فاقد شرایط نیست. در اینصورت آیا این جمعیت طبق بند 8 اصل سوم قانون اساسی حق مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی خود دارد یا خیر؟ آیا این جمعیت!! مثل سایر افراد ملت از همه حقوق انسانی و سیاسی و... برخوردار است یا نه؟ آیا این جمع مشمول اصل 62 قانون اساسی هستند یا نه؟ آیا این جمعیت از همان مردم موردنظر اصل 107 قانون اساسی بحساب میآیند یا نه؟ لابد پاسخ مثبت خواهد بود.
در اینصورت این جمعیت هم مثل سایر مردم در انتخابات شرکت میکنند و رأی خود را به نامزد مورد نظرشان میدهند و طبعتاً هر گروه و جمعیتی برای خود کاندیدای خاصی دارند اگر همه مردم یکسان فکر میکردند و قرار بر این بود که همگی یک نامزد داشته باشند دیگر انتخابات نبود پس مقصود از کاندیدای خاص چیست که جزء ضعفهای این روزنامه که بنظر جنابعالی ارگان یک جمعیت است بحساب آمده است؟
7ـ در ادامه اظهار داشتید که «بر بنده و قوه قضائیه هم زیاد انتقاد میکنند، در آن روزنامه میگویند آنها صالح نیستند خوب بگذارید بگویند اگر واقعاً صالح نیستیم آن کسانیکه کار دستتان است میآیند این ناصالح را برمیدارند و اگر صالح هستند آن روزنامه اعتبار خودش را از بین ببرد.»
این مطالب دو بخش است که بخش اینکه گفتهاید بر شما و قوه قضائیه هم زیاد انتقاد میکنند در آن روزنامه میگویند آنها صالح نیستند. گرچه انتقاد سازنده مفید است و بنفع جامعه و انتقادشونده است و موجب اصلاح و رفع عیب و نقصه انتقادشونده میشود و جنابعالی هم انتقاد را مفید میدانید ولی تاکنون در روزنامه رسالت به عملکرد قوه قضائیه پرداخته نشده و مطلبی که انتقاد باشد نسبت به شخص شما یا قوه قضائیه منتشر نگردیده است مهمتر اینکه بنظر نمیرسد در روزنامه نسبت ناصالح به شما یا خدمتگزاران قوۀ قضائیه داده شده باشد.
گرچه در مصاحبه اسمی از روزنامه رسالت بمیان نیامده اما خوب قرائن نشان میدهد که سئوال و جواب درباره روزنامه رسالت است اما به این قسمت اظهارات که رسیدیم تردید جدّی پیدا شد چون این نسبتها خیلی قابل استناد نیست زیرا مطالب روزنامه هم چون اسناد تاریخی باقی میماند و مستند است و قابل انکار نیست فکر کردیم که نکند روزنامه دیگری مورد نظر بوده است با این اوصاف که در مصاحبه آمده؛ و ما از نام و نشان آن اطلاع نداریم. اگر چنین باشد عذر میخواهیم و از خداوند متعال هم درخواست مغفرت داریم.
بخش دوم مطالب بسیار متین و منطقی است در این خصوص ما هم مثل شما میاندیشیم ما هم معتقدیم رشد و تعالی جامعه در آزادی بیان و اندیشه و افکار در چهارچوب مقررات و موازین شرعی است مولای متقیان علی علیهالسلام پیشوای عدالتگستر عالم تشیّع میفرماید از تضارب افکار فکر صواب متولد میشود و اظهار این بیان که بگذارید بگویند اگر ما صالح نیستیم... و اگر صالح هستیم روزنامه اعتبار خود را از دست میدهد.
نشانگر سعهصدر و اعتماد بنفس شماست ولی همه این شهامت و جسارت و اعتماد بنفس را ندارند با اینکه رادیو ـ تلویزیون و تقریباً همه امکانات تبلیغاتی کشور در اختیار یک جریان خاص قرار دارد ولی معلوم نیست چرا از انتشار یک روزنامه با امکانات محدود اینقدر نگران هستند چرا مدعیان طرفداری انحصاری از مستضعفین! از اینکه متهمین طرفداری از سرمایهداری!! و بازار هم روزنامهای داشته باشند وحشت دارند؟ مگر نه این است که به گمان آنان این جناح هیچ حرف حسابی مردمپسندی ندارد، پس چرا با سوء استفاده از امکانات عمومی که در اختیار گرفتهاند به این جوسازی گسترده دست میزنند تا جناح مقابل حتی حق حرف زدن هم نداشته باشد.
همانطور که جنابعالی هم معتقدید بهتر است بگذارند این جمعیت!؟ هم نظراتشان را در یک روزنامه جدیدالولاده بگویند تا مردم طرفداران واقعی مستضعفین را از مدعیان دروغین طرفداری از محرومین بشناسند. انتشار یک روزنامه که نگرانی ندارد مطالب هر روزنامه ماهیت گردانندگان و مسئولان آنرا بمردم نشان میدهد. چرا باید عدهای نگران باشند و چه کسانی نگرانند؟ بلی آنهایی باید نگران باشند که بین عمل و ادعایشان فرسنگها فاصله است کسانی باید نگران باشند که چهره واقعی خود را بمردم نشان ندادهاند و از بالا رفتن پردهها وحشت دارند و...
برادر بزرگوار، در طول یکسال گذشته به مطالب نادرست و خلافی که در روزنامهها بما نسبت داده شد جواب ندادیم و مشی ما هم تقابل نیست اگر در خصوص اظهارات شما تذکراتی داده میشود از باب نصیحت به ائمه مسلمین است، جنابعالی بعنوان دادستان کل کشور دومین مقام قضائی جمهوری اسلامی ایران هستید مردم به مسئولین خود تأسی میکنند «اَلنّاسُ عَلی دینِ مُلوکِهِم» اعمال و اقوال مقامات قضائی باید منطبق با موازین باشد یکی از وظایف شما نظارت بر حسن اجرای قوانین است هر کجا تعدی و تجاوزی از هر کس سر میزند و هر کجا نقض قانونی صورت پذیرد شما وظیفه دارید طبق قانون جلوی آنرا بگیرید، مسئولین کشور، خاصه مسئولین قضائی باید اظهاراتشان مستند و متکی بدلیل باشد.
یقیناً با سعه صدری که در جنابعالی سراغ داریم اظهار گله برادران شما در روزنامه موجب رنجش شما نخواهد شد.