تاریخ انتشار : ۱۴ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۲۲۴۶۰۳
بایدها و نبایدهایی برای جلب اعتماد مجدد مردم

جعفر تکبیری
روزهای تابستانی گرمی که می گذرد، فضای سیاسی کشور هم اوقات داغ و پر حرارتی را تجربه می کند. گرمایی که از تنور انتخاباتی مجلس نهم نشات گرفته و کم کم در حالی تسری به غیر سیاسیون هم هست. حالا هرچه روزهای گرم ابستانی می گذرد و به روزهای سرد زمستانی که قرار است انتخابات مجلس نهم در آن برگزار شود، نزدیک می شویم تکاپوی جریانهای سیاسی برای یافتن مدلی مناسب جهت جلب هرچه بیشتر اعتماد مردم و در نهایت نوشتن نام آنها در تعرفه های رای توسط همین مردم بیشتر و بیشتر می شود. مردمی که نشان داده اند چندان علاقمند به بازی های سیاسی نیستند و به دور از تمامی این اقدامات گروه های سیاسی تنها حاضر به پذیرش کسانی هستند که توانایی بیشتری برای تحقق خواسته هایشان به حقشان داشته باشند. از این رو اصولگرایان برای آنکه باردیگر بتوانند نظر عمومی را برای رسیدن به صندلی های سبز بهارستان به خود جلب کنند، بایدها و نبایدهایی پیش رو دارند که توجه به آنها می تواند تجربه شیرین اعتماد مردم به خود را همانند مجلس هفتم و هشتم، در نهمین دوره مجلس شورای اسلامی نیز تکرار کنند.
اصل صداقت با مردم
بی شک، صداقت یکی از مهمترین عناصر جلب اعتماد عمومی در تمامی انتخابات ها بوده و خواهد بود. امروز با افزایش بصیرت عمومی در اقشار مختلف جامعه، سیاه نمایی و ارائه برنامه های غلط و خارج از توانایی نه تنها دیگر قابلیت جذب رای ندارد بلکه به صورت عکس عمل می کند و سبب سلب اعتماد عمومی و ریزش آرا می شود. بنابراین کاندیداهای جبهه اصولگرایی باید ضمن پرهیز از بزرگنمایی در اهداف و برنامه های خود، صداقت در عمل و رفتار را سرلوحه برنامه های خود قرار دهند.
عمل به گفتمان خدمت
یکی دیگر از مهمترین اصولی که پیروان اصولگرایی باید به آن اهمیت دهند، قرار دادن اصل خدمت رسانی در سرلوحه برنامه های اصلی خود است. این موضوع خود به تنهایی کافی است که نشان دهد، طراحی های اصولگرایان برای رسیدن به صندلی های سبز بهارستان نه قدرت طلبی بلکه خدمت رسانی به جامعه است و خود این حرکت می تواند موتور محرکی برای جلب آرای عمومی به سمت اصولگرایان باشد. نمونه بارز این مطلب را می توان در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری مشاهده کرد که چه طور در اوج سیاسی کاری احزاب و گروه ها، محمود احمدی نژاد تنها با شعار خدمت رسانی و بدون وابستگی به هیچ دسته و جریانی آن هم در شرایطی که نظر سنجی های مختلف کمترین اقبال را برای وی جهت رای آوری قائل بود، توانست سکان هدایت قوه مجریه را به دست بگیرد و ثابت کند که مردم تشنه خدمت رسانی هستند.
رعایت اصل وحدت
وحدت... شاید این مهمترین نکته ای است که باید توجهی اساسی از جانب اصولگرایان به آن صورت بگیرد و گهگاهی احساس می شود که مورد غفلت آنان قرار گرفته است. اصولگرایان برای رسیدن به وحدت موانع زیادی را پشت سر گذاشتند و هربار با چالشی جدید روبرو شدند. آنها مدلهای مختلفی نظیر 3 نفره، هفت نفره، 30 نفره و حتی مدلهای ترکیبی را مورد بررسی قرار دادند تا شاید از این طریق بتوانند اصولگرایان را برای خدمت رسانی در کنار یکدیگر جمع کنند اما همیشه بروز چالشی که گفته می شود بانی آنها جریان انحرافی و در برخی موارد نیز اصلاح طلبان هستند، مانع تحقق این وحدت شده است. چراکه جریان انحرافی تصمیم داشت، تحت نام اصولگرایی با انجام برخی از تحرکات علاوه بر رأی اصولگرایان، آرای خاکستری و آرای اصلاح‌طلبان را در انتخابات پیش‌رو از آن خود کند و پیروز بلامنازع این انتخابات باشد و در کنار آنها نیز اصلاح طلبان چندان بدشان نمی آمد تا با بهره گیری از فرصت محیا شده توسط جریان انحرافی، ضمن انتقام گیری از اصولگرایان، چندین صندلی بهارستان را نیز از آن خود کنند؛
اما می توان به صراحت گفت که تمامی این طراحی ها با شکل گیری جبهه پایداری انقلاب اسلامی، نقش بر آب شد و اصولگرایان گامی بزرگ برای تحقق وحدت در میان خود برداشتند. گامی که مورد تائید بزرگانی نظیر آیت الله مصباح یزید، آیت الله یزدی و آیت الله خوشوقت بود و دلسوزان اصولگرایی همچون حداد عادل، روح الله حسینیان، مرتضی اقا تهرانی، غلامحسین الهام و دیگر اصولگرایان شاخص نیز با عضویت در این جبهه به آن واجهت بخشیدند. بنابراین شکل گیری این جبهه تحقق بخشی از خواسته اصولگرایان برای رسیدن به وحدت بود و اگرچه برخی جریانات خاص کوشیدند تا این جبهه را به عنوان انشقاق اصولگرایان معرفی کنند اما باید به صراحت اعتراف کرد که شکل گیری جبهه پایداری، تکمیل شدن بخشی از پازل وحدت اصولگرایی بود. از این رو اصولگرایان باید بکوشند تا با تکمیل این پازل اقبال خود را برای کسب اعتماد در افکار عمومی افزایش دهند.
پرهیز از رفتار دشمن شادکن
در این میان اما، برخی جریانات درون اصولگرایی خواسته و یا ناخواسته دست به حرکاتی زدند که نه تنها سبب ایجاد تاخیر در وحدت اصولگرایان می شد، بلکه اثباب شادی دشمن را نیز فراهم می کرد. شادی که از خانه نشینی 11 روزه رئیس جمهور به تحریک جریان انحرافی اغاز و تا اتهامات مختلف برخی به ظاهر اصولگرایان به یکدیگر ادامه یافت. از این رو با درک این مطلب که مردم به خوبی شرایط و وقایع سیاسی پیرامون خود را رصد و نسبت به آنها توجه دارند، می توان به صراحت عنوان کرد که تمامی این رفتارها و سخنان تاثیر مستقیمی در سبد رای اصولگرایان خواهد داشت و اصولگرایان اگر می خواهند با حداکثر آرا پیروز انتخابات پیش رو باشند، باید دست از اینگونه اقدامات بردارند.
بی شک همانطور که گفته شد، این مردم هستند که با در نظر گیری برایند کلی عملکرد اصولگرایان، نام آنها را برای رفتن به بهارستان انتخاب خواهند کرد.