تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۲۲۴۷۹۲

 طه نوراللهی ـ الهام فتحی
کشورهای اسلامی کشورهایی هستند که دین رسمی یا دین بیشتر جمعیت آنها اسلام است. از نظر موقعیت جغرافیایی بیشتر کشورهای اسلامی در خاورمیانه، آسیای میانه، شمال آفریقا، و جنوب شرقی آسیا واقع شده اند. وسعت کشورهای اسلامی حدود 52 میلیون کیلومتر مربع شامل 57 کشور با جمعیتی حدود یک و نیم میلیارد نفر است. علاوه بر این کشورهای اسلامی 74 درصد ذخایر نفت شناخته شده جهان و 50 درصد ذخایر گاز جهان را دارا هستند و با در اختیار داشتن تنگه‌ها و آبراهه‌ها و در مجموع 20 درصد از مناطق آبی و خاکی مهم جهان از اهمیت جغرافیایی و استراتژی ویژه‌ای برخوردار هستند.
مطالعات حاکی از آن است که کشورهای مسلمان با وجود پیشینه تاریخی- اسلامی چندین هزار ساله و اشتراک‌های فرهنگی- دینی به عنوان غنی‌ترین کانون فرهنگی، تمدنی جهان و دارا بودن منابع عظیم طبیعی، مزیتها و ظرفیتهای توسعه‌ای استثنایی، کماکان از مناطق کمتر توسعه‌یافته جهان محسوب می‌شوند.
یکی از راه‌های شناخت کشورهای اسلامی، مطالعه کمی و کیفی جمعیت و بررسی شاخص‌های جمعیتی و اجتماعی آنها است.
شناخت و آگاهی از تغییر و تحول‌های جمعیتی جوامع، لازمه‌ هرگونه برنامه‌ریزی برای آنها است، چون تمام جنبه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن جوامع با حجم جمعیت و ویژگی‌های ساختاری آن پیوند خورده است.
بدیهی است که برنامه‌ریزی و سیاستگذاری بدون توجه به آمارهای جمعیتی و شاخص‌های آن می‌تواند صدمه‌های جبران‌ناپذیری را به سرمایه و ثروت ملی این کشورها وارد کند.
مقایسه اوضاع و شاخص‌های جمعیتی کشورهای اسلامی، مشخص خواهد کرد که وضع و موقعیت هر کشور از نظر متغیرهای جمعیتی و شاخص‌های مربوط چگونه است و می‌توان آنها را با شاخص‌های جهانی مقایسه کرد. همچنین مقام ایران را نیز در بین سایر کشورهای منطقه نشان داد.
بررسی‌ها نشان می‌دهد که اغلب کشورهای اسلامی در قاره‌های آفریقا (48 درصد) و آسیا (46 درصد)استقرار یافته‌اند. دو کشور هم در آمریکای‌جنوبی (4 درصد) و یک کشور هم در اروپای‌جنوبی (2 درصد) واقع شده‌اند.
بررسی کمی جمعیت کشورهای اسلامی نشان می‌دهد که آنها دارای جمعیتی بیش از یک میلیارد و 459میلیون نفر هستند. در این میان می‌توان گفت بیش‌ترین جمعیت منطقه مربوط به کشور اندونزی با 5/225 میلیون نفر و پس از آن به ترتیب پاکستان با 8/165 و بنگلادش با 6/146 میلیون نفر جمعیت است.
در بین 57 کشور منطقه، از نظر جمعیت، ایران هفتمین کشور است و 13 درصد از جمعیت این منطقه را تشکیل می‌دهد.
یادآوری می‌شود که بیش از 61 درصد از کل جمعیت کشورهای اسلامی در هفت کشور اندونزی، پاکستان، بنگلادش، نیجریه، مصر، ترکیه و ایران ساکن هستند.
در بین کشورهای کم جمعیت منطقه هم می‌توان به مالدیو با 300 هزار نفر، برونئی با 400 هزار نفر و سورینام با 500 هزار نفر جمعیت اشاره کرد.
ترکیب گروه‌های سنی از نظر روابط متقابلی که با باروری، مرگ‌ومیر و مهاجرت‌های داخلی و خارجی دارد، همچنین از نظر میزان فعالیت، اشتغال، نیروی انسانی، مقدار و نوع هزینه‌های هر گروه سنی و روابط اقتصادی ـ اجتماعی گروه‌های سنی با یکدیگر حایز اهمیت و عامل تعیین‌کننده‌ کارآیی و نیازهای جمعیت یک کشور است.
از نظر جمعیت‌شناختی، سن و جنس اصلی‌ترین مؤلفه‌های تفاوت بین افراد است که تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است. در مطالعه‌های جمعیتی برای داشتن تصویری کلی از ساخت جمعیت، ساختار سنی جمعیت را می‌توان در سه گروه عمده سنی کمتر از 15 سال، 15-64 سال و 65 سال و بیشتر بررسی کرد.
بر این اساس کشورهای گینه بیسائو با نسبت 53، اوگاندا با نسبت 50، نیجر با نسبت 49 و مالی با نسبت 48 در زمره جوان‌ترین کشورهای اسلامی قرار می‌گیرند. در مقابل، کشورهای یادشده، قطر با نسبت 23 و موریتانی و جمهوری آذربایجان هریک با نسبت 24 قرار دارند.
نسبت مورد بحث در ایران برابر 25 است که در این حالت رتبه پنجاه و چهارم را در بین کشورهای منطقه حایز است. البته این نسبت در کشور امارات متحده عربی نیز برابر 25 است.
بررسی تغییرهای تعداد و حجم جمعیت ایران در سرشماری‌های عمومی نفوس و مسکن سالهای 1385-1335 حاکی از آن است که در این مدت، حدود 52 میلیون نفر به جمعیت کشور اضافه شده است. رشد جمعیت کشور در دوره‌های سرشماری یکسان نیست و مشاهده می‌شود، رشد جمعیت کشور تا شروع انقلاب اسلامی روندی کاهنده و ناگهان پس از انقلاب اسلامی افزایش یافته است. به طوری که در دهه 1355-1365 به رشدی بالغ بر 9/3 درصد رسیده است.
به‌طور یقین عوامل متعددی در افزایش رشد جمعیت کشور در دهه 1355-1365 دخیل بوده‌اند که از جمله آنها می‌توان به تغییرهای اعمال شده در سیاست‌های کنترل جمعیت پس از انقلاب اسلامی و اجرای سیاست‌های تشویق موالید اشاره کرد.
با انتشار نتایج سرشماری 1365 و مشاهده رشد بالای جمعیت در دهه 1355-1365دولت متوجه سنگینی بار افزایش جمعیت و نگران تامین نیازهای مختلف آن در سال‌های آتی شد و به فکر احیای سیاست قدیمی کنترل جمعیت افتاد.
از این رو دولت درخرداد 1368، سیاست تحدید موالید را اعلام کرد و متعاقب آن برنامه‌های تنظیم خانواده را به مرحله اجرا درآورد. با موفقیت اجرای سیاست‌های تنظیم خانواده، روند باروری در دهه‌های 1365-1375 و 1375-1385 تنزل چشمگیری یافت، به گونه‌ای که کاهش تعداد موالید (به همراه کاهش تعداد مرگ‌ومیر و افزایش امید زندگی) رشد سالانه جمعیت کشور را، از 9/3 درصد در دهه 1355-1365، به 62/1 درصد در دهه 1385-1375رسانید.
ناگفته نماند که طبق مطالعه‌های جمعیتی انجام شده، حدود 7/0 درصداز رشد جمعیتی مشاهده شده بین سال‌های 1355- 1365 مربوط به ورود مهاجران به‌طور عمده افغانی و عراقی بین آن سال‌ها بوده است. پدیده‌ای که در سال‌های اخیر با شدت کمتری مشاهده می‌شد.
بررسی هرم‌های سنی جمعیت کشور از سال 1335 تا سال 1365 نشان می‌دهد در سال‌های مورد بحث، جمعیت کشور همواره بدون کنترل در حال افزایش بوده است. از سال 1375 به بعد قاعده هرم‌های سنی در حال جمع شدن بود که نشان‌دهنده اثرگذاری‌ اعمال سیاست‌های کنترل جمعیت در کشور پس از سال‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است.
در هرم سنی سال 1385 افزایش فوق‌العاده جمعیت گروه‌های سنی 19-15 و 24-20 ساله (نسل متولدان بعد از انقلاب) به‌طور کامل نمایان است، که این وضع باعث شده در حال حاضر، کشور با پدیده‌ «تورم جوانی» روبه‌رو باشد.
علاوه بر این، مطالعه‌ها حاکی از آن است که ساختمان هرم سنی جمعیت ایران در حال معکوس شدن است. این وضع نشان می‌دهد جمعیت کشور که درحال حاضر جمعیت جوانی است، در سالهای آتی به سوی سالمندی متمایل خواهد شد.
یکی از مهم‌ترین عواملی که می‌توان آن را در بررسی‌های جمعیتی به تعداد جمعیت پیوند داد، گستردگی نقاطی است که جمعیت آن پراکنده است. یک کشور وسیع می‌تواند پاسخگوی نیازهای جمعیت بیشتری باشد و یک کشور کوچک ممکن است به برخی از امکان‌های اقتصادی، به ویژه به معادن کشورهای دیگر نیازمند باشد.
در ارتباط با جمعیت، برخی معتقدند به جای مساحت تمامی اراضی، فقط مساحت زمین‌های قابل کشت را باید در نظر داشت. سطح اراضی کره زمین برابر با 647/148 میلیون کیلومترمربع است. کشورهای اسلامی دارای مساحتی بیش از 29 میلیون کیلومتر مربع هستند. به عبارتی بیش از 3/56 درصد از مساحت خشکی‌های کره زمین را کشورهای اسلامی در برمی‌گیرند.
ایران از نظر وسعت ششمین کشور منطقه محسوب می‌شود. وسیع‌ترین کشورهای منطقه، قزاقستان با مساحت 2669800 و الجزایر با وسعت2381740 کیلومترمربع است وکم‌ وسعت‌ترین کشور، مالدیو با وسعت 300 کیلومترمربع است.
براساس این می‌توان گفت از نظر منطقه‌ای بیشترین مساحت کشورهای اسلامی در آسیا جنوب مرکز و از نظر قارهای بیش از 50 درصد مساحت کشورهای اسلامی در قاره آفریقا (2/50 درصد) و کمتر از نیمی از مساحت این کشورها در قاره آسیا (5/48 درصد) و کمتر از یک درصد هم در آمریکای جنوبی و اروپا قرارگرفته‌اند.
تأثیر شرایط و امکان‌‌های متفاوت زیستی، جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر توزیع، ترکیب و ساختار جمعیت‌های انسانی، از موضوع‌های مورد علاقه و توجه جمعیت‌شناسان است.
در حال حاضر تراکم جمعیت جهان 48 نفر در هر کیلومترمربع است. درکشورهای اسلامی تراکم جمعیت 1/50 نفر در هر کیلومتر مربع است.
کشورهای منطقه از نظر تراکم جمعیت هم اوضاع متفاوتی دارند به این اعتبار، بنگلادش با داشتن 2637، مالدیو با داشتن 2573 و بحرین با داشتن 1053 نفر در هر کیلومترمربع از پرازدحام‌ترین کشورهای منطقه محسوب می‌شوند. براساس این، سورینام با تراکم 8 و لیبی و گویان هریک با تراکم 9 نفر در هرکیلومترمربع از کم‌تراکم‌ترین کشورهای اسلامی هستند. همچنین کشور ما از این نظر با دارا بودن تراکم نسبی 43 نفر در هر کیلومترمربع، (براساس نتایج سرشماری سال 1385) مرتبه چهل و دوم را در میان 57 کشور اسلامی داراست.
نرخ‌های زاد و ولد و مرگ و میر بر اندازه جمعیت و نرخ رشد آن تأثیر می‌گذارد، هرچند عامل دیگری به نام مهاجرت از یک جامعه به جامعه دیگر هم وجود دارد، اما برای تشخیص رشد طبیعی هر جامعه‌ای، نرخ‌های زاد و ولد و مرگ و میر تعیین‌کننده است. بدیهی است که عامل مهاجرت از عوامل بیولوژیک، متأثر نیست و شتاب تغییرهای آن تحت تأثیر عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، بیش از دو عامل دیگر است. در اینجا ابتدا به میزان‌های ولادت (میزان خام ولادت) و فوت (میزان خام مرگ‌ومیر) اشاره می‌شود.
واقعه تولد که برای جمعیت در معرض آن (مادران) واقعه‌ای قابل تکرار محسوب می‌شود یکی از وقایع محوری و کلیدی و از عناصر مهم رشد جمعیت است. در واقع پدیده باروری و زاد و ولد نخستین عاملی است که در تغییر و تحول ساخت جمعیت تأثیر مهمی دارد. کاهش مستمرآن باعث کاهش تعداد موالید و درنتیجه کاهش تعداد جمعیت در سنین پایین‌تر می‌شود و افزایش آن گسترش گروههای کم سال در هرم‌های سنی را به دنبال دارد.
براساس برآوردهای مربوط به سال 2006 میلادی، میزان ولادت در جهان برابر 9/20 درهزار بوده است. یعنی هر ساله در مقابل هر 1000 نفر جمعیت در جهان حدود 21 مورد تولد وجود دارد.
متغیر میزان ولادت که به‌طور مستقیم در بالا بردن رقم جمعیت اثر دارد در کشورهای مختلف متفاوت است. در کشورهای اسلامی بالاترین میزان ولادت مربوط به کشور نیجر با مقدار 55 درهزار و پس از آن کشورهای مالی و گینه بیسائو هر یک با مقادیر 50 در هزار و پایین‌ترین میزان ولادت مربوط به کشور آلبانی با مقدار 14 در هزار است.
چنانچه ترتیب کشورها را از نظر میزان ولادت به شکل صعودی درنظر بگیریم، در این حالت، کشوری که دارای کمترین میزان ولادت است در مرتبه نخست قرار خواهد گرفت. با توجه به این ترتیب، ایران با دارا بودن میزان ولادت 18 درهزار، در رتبه دهم کشورهای اسلامی قرار می‌گیرد.
مرگ‌ومیر از عوامل مهم تغییرهای جمعیتی است که از طرفی به اوضاع و احوال اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه و از طرف دیگر به عوامل جمعیتی بستگی دارد به گونه‌ای که اگر از اثر عوامل جمعیتی از جمله ساخت سنی جمعیت صرف نظر شود، میزان مرگ‌ومیر عمومی در بین جمعیت‌هایی که از سطح بهداشت بالایی برخوردارند، پایین‌تر خواهد بود.
براساس آمار به دست آمده، نوسان‌های میزان خام مرگ‌ومیر در سال 2006 میلادی به صورت زیر بوده است:
میزان خام مرگ‌و میر جهان رقم 6/8 در هزار را نشان می‌داد. یعنی از هر هزار نفر در سال مورد بررسی، نزدیک به 9 نفر فوت شده‌اند. در کشور‌های توگو و سیرالئون هریک با رقم 23 در هزار بالاترین میزان مرگ‌ومیر را در مقایسه بین کشورهای اسلامی داشته‌اند.
در سال 2006 در بین کشورهای اسلامی کمترین میزان مرگ‌ومیر در امارات متحده عربی برابر یک در هزار و در کشورهای قطر و کویت هر کدام با مقدار 2 در هزار به دست آمده است.
به نظر می‌رسد از آنجایی که بخش قابل توجهی از جمعیت این کشورها مهاجران واقع در سنین کار از سایر کشور هستند و مرگ‌ومیر در این سنین بسیار پایین است، به همین علت میزان مرگ ومیر این کشورها در سطح بسیار پایینی قرار گرفته است.
میزان خام مرگ‌ومیر در ایران 6 در هزار برآورد شده است. با در نظر داشتن این میزان و همان ترتیبی که برای میزان ولادت در نظر گرفته می‌شود، ایران رتبه شانزدهم را در بین کشورهای اسلامی دارا است.
توضیح اینکه میزان خام مرگ‌ومیر اگرچه برای اندازه‌گیری رشد طبیعی جمعیت مناسب است، اما شاخص خوبی برای مقایسه وضع سلامت و بهداشت در جامعه نیست. چنانچه هدف، بررسی وضع سلامتی و بهداشتی جامعه باشد از شاخصهای دیگری نظیر میزان مرگ‌ومیر کودکان زیر پنج سال و امید زندگی در بدو تولد استفاده می‌شود.
پژوهش در میزان رشد طبیعی در کشورهای مختلف نشان می‌دهد در برخی از کشورها میزان رشد طبیعی یک رقم منفی است. در این کشورها میزان ولادت آن‌ قدر کاهش یافته که نه فقط جبران میزان و مرگ‌ومیر را نمی‌کند، بلکه از آن هم کمتر است.
در سال 2006 رشد طبیعی جمعیت در هر یک از کشورهای آلبانی، قزاقستان و موریتانی برابر 8/0 درصد بوده است. بالاترین میزان رشد طبیعی جمعیت در همان سال مربوط به کشور نیجر و یمن با 4/3درصد در سال بوده است.
میزان رشد طبیعی جمعیت کشور ما بر پایه میزان ولادت 18 در هزار و میزان خام مرگ‌ومیر 6 در هزار، برابر 2/1 درصد در سال خواهد بود که با توجه به این رقم در بین کشورهای منطقه ایران، رتبه ششم را دارد.
در این اینجا فقط به میزان خالص مهاجرت خارجی اشاره می‌شود. در بین کشورهای اسلامی، کشورهای گویان، سورینام و گینه به ترتیب با مقادیر 11-، 7-، 6- در زمره کشورهای مهاجرفرست و کشورهای امارات متحده عربی، قطر و کویت با مقادیر 54 و 40 و 14 جزو کشورهای مهاجرپذیر منطقه محسوب می‌شوند.
همچنین باید خاطرنشان کرد: زنان جهان در طول سال‌هایی که قابلیت باروری دارند، به طور متوسط 7/2 فرزند زنده به دنیا می‌آورند در بین قاره‌ها، حداکثر این میزان در قاره آفریقا 1/5 فرزند و حداقل آن در قاره اروپا 45/1 فرزند است.
در بین کشورهای اسلامی، حداکثر میزان باروری کل در کشور نیجر 9/7، سپس در مالی و فلسطین هریک با مقدار 1/7 دیده شده است. در حالی که به طور متوسط زنان موریتانی 8/1 و ایرانی و آلبانی فقط 9/1 فرزند به دنیا می‌آورند.
از سوی دیگر میانگین سال‌های امید به زندگی جهان در سال 2006 برابر 2/67 سال است. در منطقه کشورهای اسلامی حداکثر تعداد سال‌های امید زندگی در بدو تولد در کویت 78 سال و در امارات متحده عربی 77 سال و گویان 76 سال است. حداقل تعداد سال‌های امید زندگی در بدو تولد در کشور سیرالئون 41 سال گزارش شده است.
امید به زندگی در ایران برای سال 1385 برابر 08/72 سال برآورد شده است. با درنظر داشتن این رقم در بین کشورهای منطقه، رتبه بیست و یکم را دارا است.
بررسی‌ها نشان می‌دهد که در سال 2006 در جهان از هر هزار تولد، 52 مورد آن در سال اول زندگی فوت می‌کنند.
حداکثر میزان مرگ‌ومیر اطفال در بین کشورهای اسلامی در کشور افغانستان با مقدار 166 در هزار و حداقل آن در کشور امارات متحده عربی با مقدار 8 درهزار گزارش شده است.
در سال 2006 برای ایران مرگ‌ومیر اطفال کمتر از یکسال 25 در هزار برآورد شده و با توجه به این میزان، ایران در بین کشورهای منطقه، رتبه بیستم را دارا است.
مطالعات همچنین نشان می‌دهد که نسبت شهرنشینی در سطح جهان رو به افزایش است. به طوری که افزایش نسبت شهرنشینی در دهه‌های اخیر سرعت بیشتری را در مقایسه با گذشته داشته است. این نسبت از 29 درصد در سال 1950 میلادی به 7/48 درصد در سال 2005 رسیده و پیش‌بینی می‌شود در سال 2030 به 9/59 درصد برسد. بدیهی است که این روند برای روستانشینی حالت عکس دارد. بدین ترتیب که این نسبت در سال 1950 میلادی از 71 درصد به 3/51 درصد در سال 2005 رسیده است. در سال 2005 نسبت شهرنشینی در سطح جهان 7/48 بوده است.
در کشورهای اسلامی کمترین نسبت شهرنشینی در کشور اوگاندا از 12 درصد شروع شده و بیش‌ترین مقدار آن در کشورهای بحرین و قطر به 100 ختم می‌شود.
در سطح جهانی در فاصله سال‌های 2005 تا 2010 نسبت شهرنشینی و روستانشینی با هم برابر شدند. به عبارتی دیگر نسبت شهرنشینی و روستانشینی برابر 50 درصد شد. این وضع برای ایران 30 سال پیش یعنی در سال 1359 رخ داده است. در سال 1384 نسبت شهرنشینی برای ایران 9/66 برآورد شده است. براساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1385 نسبت شهرنشینی، ایران 8/68 بوده است. بنابراین از نظر نسبت شهرنشینی ایران مقام چهاردهم را در بین کشورهای اسلامی دارا است.
نتیجه آنکه گرچه در سطح جهانی درحال حاضر نسبت شهرنشینی و روستانشینی باهم برابر شده است، اما در ایران طی 50 سال گذشته روند شهرنشینی و روستانشینی یک الگوی ضربدری را به تصویر کشیده است. به نظر می‌رسد روند افزایشی شهرنشینی در ایران همچنان ادامه یابد و انتظار می‌رود که در پایان قرن حاضر (1400شمسی) این نسبت بالغ بر 75درصد شود.
با توجه به آنچه تاکنون توضیح داده شد رتبه ایران در بین کشورهای اسلامی در سال 2006 میلادی در موارد مختلف جمعیتی به شرح زیر است:
تعداد جمعیت رتبه هفتم، مساحت رتبه ششم، تراکم جمعیت رتبه چهل و یکم، جوانی جمعیت رتبه پنجاه و چهارهم، میزان موالید رتبه ششم، میزان مرگ و میر رتبه شانزدهم، میزان رشد طیبعی جمعیت رتبه ششم،باروری کل رتبه سوم، امید به زندگی رتبه بیست و یکم و میزان مرگ و میر کودکان کمتر از یکسال رتبه دوازدهم.