تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۲۲۴۷۹۴

محسن ابوالحسنی
زمانی تقریبا هفت ماهه تا برگزاری انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی باقی مانده است و همه گروه ها و جریان ها- اگر چه زودتر از موعد- به فکر افتاده اند و مشغول آماده کردن خود برای حضور در انتخابات و یا هم چون بعضی اصلاح طلبان مشغول آمادگی برای تحریم انتخابات هستند.
اصولگرایان در عین داشتن اصول و ارزش های واحد و بنیادین به چندین حزب و دسته و تشکل تقسیم شده اند که اختلاف سلیقه های جزیی موجب پیدایش آنها شده است. صرف وجود دسته های مختلف نه تنها نقطه ضعفی به شمار نمی رود بلکه شاید به نوعی از ضروریاتی محسوب می شود که می تواند موجب افزایش کارآیی نیز شود. اما عرصه انتخابات میدانی دیگر است که بایسته های خاص خود را دارد و سبک بازی خاص خود را می طلبد. حضور احزاب اصولگرا با لیست های متفاوت در انتخاباتی هم چون انتخابات مجلس پیش رو- اگر چه همه این لیست ها از اصولگرایان تشکیل شده اند- قطعا موجبات تشتت آرا را فراهم خواهد کرد و تجربه نشان داده است که در چنین شرایطی احتمال عدم موفقیت همه نیروهای ارزشی بالا می رود. این اختلاف ها در موارد این گونه یا ناشی از اختلافات در اصول است که طبعا در مجموعه بزرگی که همه اصولگرا خوانده می شود نبایستی و نمی تواند وجود داشته باشد و یا این که اختلاف در سلایق است که در این حالت هم گروهی را که نتواند سلیقه اش را در هنگام تعارض با اصول کنار بگذارد، اصلا نمی توان اصولگرا خواند.
آن چه تا این جا به صورت مختصر از آن سخن گفته شد، ضرورت ها و الزامات اتحاد در بین اصولگرایان بود که بر کسی پوشیده نیست. اما چه راهکارهایی برای این مسئله وجود دارد؟ در طول انتخابات های متعدد گذشته، صورت های مختلفی برای اتحاد طراحی شده است. روزی نام «جبهه متحد اصولگرایان» بر خود گرفته است و روزی به نوعی با نام «جمعیت آبادگران ایران اسلامی» وارد این عرصه شده اند. این روزها هم تلاش هایی برای اتحاد در حال انجام است. اما همواره نقطه نگران کننده ای در روند این نوع کارها وجود داشته است که هم با ذات اصول گرایی در تعارض است و هم می تواند اثرات مخربی به همراه داشته باشد. در جریان مجلس هشتم کمیته ای متشکل از سه تشکل (جبهه پیروان خط امام و رهبری، ایثارگران و اصولگرایان تحول خواه، رایحه خوش خدمت) تشکیل شد و قرار شد هر کدام از این سه مجموعه 10 نفر را برای قرار گرفتن در لیست 30 نفره نهایی معرفی کنند که درنهایت پس از چانه زنی های فراوان، رایحه خوش خدمت دوازده نفر را وارد لیست می کند و پیش بینی می کنند که اختلافات ممکن هم از طریق حکمیت پنج نفره حل شود.
این روزها هم اگر اخبار را پیگیری کرده باشید، دیده اید که هر روز اسامی به عنوان نمایندگان فلان تشکل در کمیته متحد اصولگرایان معرفی می شوند و پا از دوره قبل فراتر می رود و بعضی از افراد شاخص اصولگرا هم نمایندگانی برای شرکت در کمیته معرفی می کنند. وظیفه نمایندگان این تشکل ها و افراد چیست؟ آیا غیر از این است که هر کدام از تشکل ها و افراد می خواهند که در کمیته مذکور نیرو داشته باشند تا بتوانند سهم تشکل خود را بالا ببرند؟ فرمول 10 نفر برای هر ضلع آن مجموعه در دور قبل مطابق کدام یک از اصول تشکیل دهنده ارزش های اصولگرایی است؟ سهم خواهی هر کدام از احزاب- که همیشه در بادی امر به عنوان یکی از نبایدها از سوی همه نام برده می شود- چه سنخیتی با عنوان اصولگرایی دارد؟ تشکلی که حاضر نباشد اشخاص اصلحی اگرچه عضو دسته و حزب آنها نیستند، در لیست واحد نهایی قرار گیرد، با چه انگیزه ای خود را اصولگرا می داند؟ مگر نه این است که همه اینها اختلاف در سلایق است، پس چگونه نیمه های راه گروهی تهدید و یا اقدام به انتشار لیست های جداگانه می کنند؟ آیا این گونه اقدامات با نگرش به مسئولیت به عنوان یک فرصت برای خدمت که از اصولی است که اصولگرایان به آن معتقدند تطابقی دارد؟
اما به هرحال رسیدن به لیست واحد برای شرکت در انتخابات یک ضرورت انکارناپذیر است. اما این امر از روش های دیگر امکان پذیر نیست؟ بهتر نیست هم زمان با تشکیل کمیته هایی نظیر کمیته متحد اصولگرایان، گروهی نظیر منتخبان جامعتین یا حتی برگزیدگان همه گروه ها که در کمیته متحد هم نماینده خواهند داشت، اصولی را به عنوان حداقل ملاک ها برای یک نماینده اصولگرا براساس اصول بنیادین اصولگرایی نظیر میزان ولایت پذیری عملی افراد در مشاغل و مناصب قبلی آن ها، میزان تخصص افراد در رشته های موردنیاز، عملکرد افراد در دوران فتنه پس از انتخابات و... تهیه کنند تا پس از این که هر کدام از احزاب اصولگرا گزینه های پیشنهادی خود را برای هر شهری به کمیته متحد اصولگرایان ارائه کردند، این کمیته نقش بررسی و گزینش این افراد را براساس ملاک های تهیه شده داشته باشد و در نهایت لیست نهایی را ارائه کند.
تجربه نشان داده است بسیاری از مردم به لیست های انتخاباتی اعتماد می کنند و به اعتبار لیست، به بیشتر اشخاص لیست رأی می دهند حتی اگر آنها را به میزان کافی نشناسند. این مسئله مسئولیت بزرگان اصولگرا در تصمیم گیری ها برای تهیه لیست واحد را بسیار سنگین تر می کند. مسئولیت سنگینی که می تواند با سهم خواهی ها، عاقبت سنگین اخروی را برای این اشخاص رقم بزند