تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۲۲۴۸۵۴
چه کسانی از تجزیه یک کشور پهناور اسلامی سود می‌برند؟
سبحان محقق اشاره: سودان جنوبی پس از یک دهه درگیری شورشیان با دولت خارطوم، بالاخره 18 تیرماه استقلال خود را جشن گرفت. در روزهای پس از استقلال، که هنوز به یک ماه هم نرسیده است، نهادهای دولتی و خصوصی رژیم صهیونیستی تقریبا در همه بخش های دولتی و غیردولتی حضور یافته و فعالیت خود را آغاز کردند. صهیونیست ها در مورد این حضور پررنگ خود می گویند که این حضور حاصل سالها کمک های نظامی آنها به شورشیان جنوب بوده و اکنون لحظه برداشت محصول فرا رسیده است. استقلال سودان جنوبی هرچند مبتنی بر رأی مثبت بیش از 99 درصد شرکت کنندگان در همه پرسی بوده است، اما قوام یافتن حضور صهیونیست ها در این کشور تازه تأسیس، هم روابط استعماری قبل از جنگ جهانی دوم را زنده می کند و سودان جنوبی را در مقابل دنیای عرب و اسلام قرار می دهد. به هرحال، امید مردم سودان جنوبی این است که از قحطی و گرسنگی نجات یابند و به سمت توسعه قدم بردارند. این خواست هر انسان خیرخواهی است اما عناصر و شرایط چنین توسعه ای به نظر می رسد که مهیا نیست. مقاله حاضر این مسئله را مورد توجه قرار داده است. سرویس خارجی

به همان اندازه که سران اتحادیه اروپا نگران آینده منطقه یورو و ایجاد شکاف دراین اتحادیه هستند، به همین میزان نیز دوشقه شدن کشور سودان، آنها را خوشحال کرده است.
در همان روز اعلام رسمی استقلال سودان جنوبی (9 ژوئیه/ 18تیر)، دولت های فرانسه، انگلیس، آمریکا، رژیم صهیونیستی و... این دولت نوظهور را به رسمیت شناختند و از رئیس جمهور آمریکا و فرانسه گرفته تا نخست وزیر انگلیس و رژیم صهیونیستی هرکدام از سر ذوق، خطابه ای را در مورد این واقعه «مثبت» ایراد کردند و آن را به ملت سودان جنوبی تبریک گفتند.
علاوه بر آن، طی همین مدت کمی که از شکل گیری سودان جنوبی می گذرد، محافل سیاسی و خبری اروپایی، آمریکایی و صهیونیستی و حتی رسانه های کره ای و ژاپنی در استقبال از این رخداد، حرف ها زدند و مقاله ها نوشتند.
سودان جنوبی به المپیک 2012 لندن راه داده شد و دولت خارطوم نیز به خاطر این خدمت بزرگ (پذیرش تجزیه)، از فهرست دولت های حامی تروریسم خارج شد.
به گفته غربی ها،پس از دهه ها درگیری میان شمال و جنوب، که بیش از دو میلیون نفر کشته برجای گذاشت، بالاخره سودان جنوبی به استقلال رسیده است.
این گزاره که به خورد افکار عمومی مردم جهان داده شد، هیچ مخالفی در میان کسانی که به صلح و آرامش میان جوامع نظر دارند، نمی تواند داشته باشد.چرا که هرچند تجزیه و جدایی امر مذمومی است، ولی جان انسان ها ارزش بیشتری دارد و منطقی است که میان «بد» و «بدتر»، انسان بد را انتخاب کند.
اما، این ذوق زدگی غرب علت دیگری دارد؛ آنها می گویند شمال ماهیتی اسلامی و عربی دارد، ولی جنوبی ها عمدتاً مسیحی اند و یا دین بومی دارند و به زبان بومی نیز حرف می زنند.
اگر این اظهارات، استدلال قلبی غربی ها و صهیونیست هاست پس چرا درمورد فلسطین آن را اجرا نمی کنند؟ در سرزمین های اشغالی که هیچ وجه اشتراکی میان فلسطینی ها و اسرائیلی ها یافت نمی شود و آنها واقعاً دو ملت جداگانه ای هستند؛ پس این همه تعلل در به رسمیت شناختن کشور فلسطین برای چیست؟
اکنون اسرائیلی ها، که به سرعت درحال استقرار در همه بخش های دولتی و خصوصی سودان جنوبی هستند، به صراحت اعلام می کنند سرمایه گذاری امروزی آنها حاصل دهه ها کمک نظامی تل آویو به شورشیان جنوب بوده است.
برخلاف ادعای غربی ها که عامل اخلاقی و انسانی و یا حتی دموکراسی را به میان می کشند، سودان نخستین قربانی جنگ سرد کنونی میان اسلام و غرب تحت رهبری آمریکاست؛ غرب برای خود اتحاد سیاسی، اقتصادی و نظامی و برای شرق، تجزیه را می خواهد.
اکنون سودان باز هم زمینه جدایی مناطقی مثل «آبییی» ، «کردوان جنوبی» و «دارفور» را دارد و قطعاً این مناطق نیز اگر از کشور اصلی جدا شوند، همه رهبران اروپایی و آمریکایی پایکوبی می کنند.
جدایی سودان جنوبی هرچند مبتنی برآراء تقریباً 99 درصد رأی دهندگان جمعیت هشت میلیونی جنوبی ها بود، ولی اگر این سرزمین جولانگاه حضور رژیم صهیونیستی شود (که شده است) ظهور این کشور،یک پدیده ضد انقلابی در تحولات جاری خاورمیانه و آفریقا تلقی می شود؛ درشرایطی که انقلاب های خاورمیانه اوضاع را برای موجودیت رژیم صهیونیستی با ابهام مواجه کرده اند، این رژیم جا پای مطمئنی را برای خود طی سال های آتی یافته است.
به همین خاطر است که می گوییم سودان جنوبی خواسته یا ناخواسته، وارد منازعات اسلام و صهیونیسم شده است و هرگونه تحولی دراین منازعه بر موجودیت رژیم سودان جنوبی نیز تأثیر خواهد گذاشت.
حضور پررنگ رژیم صهیونیستی
درپی اعلام استقلال سودان جنوبی، اسرائیل از نخستین رژیم هایی بود که درهمان روز شنبه 9 ژوئیه (18تیر) این دولت جدید را به رسمیت شناخت.
«بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی یکشنبه در جلسه هفتگی کابینه گفت: دیروز دولت جدید سودان جنوبی متولد شد. من اینجا اعلام می کنم که اسرائیل جمهوری سودان جنوبی را به رسمیت می شناسد.ما موفقیت بیشتر را برای آن آرزو می کنیم.
درست چند روز پس از اعلام استقلال نیز شرکت های اسرائیلی و بازرگانان و سرمایه گذاران صهیونیست درصدد همکاری های اقتصادی درحوزه های امنیتی، زیرساختی، پزشکی و کشاورزی با سودان جنوبی برآمدند. یک تاجر با ابراز شادمانی از ایجاد شدن چنین فضای بازی برای سرمایه گذاران و بازرگانان صهیونیست، حتی برنامه ریزی کرد که به دیدار وزیر تجارت سودان جنوبی برود. وی گفت: من در هیچ جای دیگر جهان چنین فضای بازی را (برای اسرائیلی ها) ندیده ام.
به گفته «عدی برونستین» یک مشاور حقوقی در «اتحادیه دوستی اعراب و اسرائیل»، باز خورد سال ها حمایت های نظامی و اخلاقی تل آویو از شورشیان سودان جنوبی، اکنون به شکل همکاری های اقتصادی است. او می گوید که ارزش این همکاری ها به زودی به صدها میلیون دلار خواهد رسید و توسط جامعه بین المللی نیز تضمین خواهد شد. این صهیونیست همچنین گفت که دولت سودان جنوبی حتی اگر بخواهد بازار سهام ایجاد کند، اسرائیل در این حوزه نیز با «جوبا» (پایتخت سودان جنوبی) همکاری خواهد کرد.
برقراری رابطه گسترده با اسرائیل، توسط «جان گارانگ»، رهبر سابق شورشیان سودان جنوبی پایه گذاری شد.
متخصصان دفاعی رژیم صهیونیستی نیز با مقامات جوبا ارتباط برقرار و برای آموزش افراد پلیس و افسران نظامی دولت جدید اعلام آمادگی کردند، و شرکت اسرائیلی «رامت هاشارون» حتی طرح چگونگی حفاظت از کاروان رئیس جمهور سودان جنوبی را ارائه داد.
از اسرائیل همچنین، شرکت بین المللی «سولل بونه» قصد دارد پروژه های راه سازی و ساختمان سازی سودان جنوبی را تصاحب کند و شرکت اسرائیلی «سارل» نیز نگاهش به حوزه بهداشتی، بیمارستان ها و تجهیزات پزشکی این کشور نوظهور است. از جمله دیگر شرکت های صهیونیستی که به نوعی روانه سودان جنوبی خواهند شد؛ می توان به «سوپر لاک» (سازنده درهای امنیتی) و «فوجی کام اسرائیل» اشاره کرد. علاوه بر آن، موسسه عرب- اسرائیلی «آهارون افرونی» نیز در پی اعزام جهانگردان صهیونیست به سودان جنوبی است. اسرائیلی ها حتی در حوزه های منابع آبی و غذایی این کشور نوظهور فعال خواهند شد.
«ران پروسور» سفیر رژیم صهیونیستی در سازمان ملل، ضمن تبریک گفتن استقلال سودان جنوبی به رهبران این کشور جدید، خطاب به آنها اظهار داشت: دولت و مردم اسرائیل به این جرأت و دلیری شما درود می فرستند و برای شما صلح و سعادت آرزو می کنند. اسرائیل در کنار شما خواهد ایستاد و دست همکاری را به سوی کشور جدید شما دراز می کند.
«ریک ماچار»، معاون رئیس جمهور سودان جنوبی نیز در پاسخ گفت که وی همکاری با اسرائیل را ارج می نهد و در مسیر تقویت مناسبات بادولت یهود طی سال های آتی، تلاش خواهد کرد.
در ظاهر به نظر می رسد که استقلال و جدایی جنوب از شمال سودان، فرصت بزرگی را برای اسرائیل فراهم آورده است تا یک متحد قابل اطمینان در منطقه داشته باشد این رژیم با نفوذ گسترده و همه جانبه در سودان جنوبی، بر بخشی از سرشاخه های رودنیل مسلط خواهد شد، منابع بسیار غنی کشور تازه تأسیس را تحت استثمار می گیرد و از طریق آن، نفوذش را در قاره آفریقا افزایش می دهد.
اما منطقه ای که اسرائیل بدان تکیه کرده است، به دلایلی که ذکر خواهد شد، نمی تواند به یک متحد قدرتمند و استراتژیک برای تل آویو تبدیل شود. کشور تازه متولد شده موردنظر ما، یکی از فقیرترین کشورهای دنیا محسوب می شود و شرایط وخیم اقتصادی و بهداشتی این منطقه، معمولاً باعث نگرانی در جامعه بین المللی می شود. از هر 10 کودک، یک نفرشان قبل از سن پنج سالگی می میرند و علت مرگ آنها، بیماری هایی است که به آسانی قابل علاج هستند. بیش از 90 درصد جمعیت هشت میلیونی سودان جنوبی نیز با درآمد روزانه کمتر از یک دلار زندگی می کنند.
رژیم صهیونیستی و حتی ایالات متحده آمریکا اگر هم بخواهند به خاطر مقاصد و منافع خود، در سودان جنوبی دست به بازسازی مناطق و توسعه زیرساخت ها بزنند، اکنون در شرایطی نیستند که بتوانند از عهده آن برآیند؛ رژیم اسرائیل اکنون خود را در محاصره انقلاب های عربی می بیند و خودش نیز از لحاظ مالی و اقتصادی، وابسته به آمریکا است. واشنگتن نیز در حال حاضر به خاطر لشکرکشی در خاورمیانه، نمی تواند در سودان جنوبی دست و دل بازی کند.
در تاریخ نیمه دوم قرن بیستم، تنها دو کشور توانستند به مدد دلارهای آمریکایی و حمایت واشنگتن توسعه پیدا کنند: آلمان و ژاپن. این دو کشور برای توسعه، دو ویژگی شاخص داشتند؛ هزینه نکردن بودجه در بخش نظامی و داشتن نیروی انسانی قوی و متخصص. پس از جنگ جهانی دوم، هرچند این دو کشور از لحاظ زیرساختی ویران شدند، ولی نیروی انسانی متخصص آنها کم و بیش دست نخورده باقی ماند. سودان جنوبی فاقد این شرط تعیین کننده است. به علاوه، فرض کنیم که کشورهای غربی و اسرائیل از دوران استعمار درس بگیرند و بخواهند در تغییر شکل سودان جنوبی به یک کشور توسعه یافته نقش بازی کنند؛ اما باز هم راه به جایی نمی برند. چون علاوه بر فقر نیروی انسانی متخصص، خود «تجزیه» و جداسازی یک منطقه از مام میهن، اقدامی ضدتوسعه است. تلاش های اروپایی ها برای تقویت اتحادیه اروپا و ایجاد بازار مشترک، کاملا با منویات توسعه یافتگی و رو به جلو، همخوانی دارد. اما، سودان جنوبی از این پس یک کشور جدا افتاده بوده و تنها با کشورهای دور و قدرت های ماوراء بحار رابطه خواهد داشت، و ارتباطش با همسایگان به خصوص همسایه شمالی، توام با بدبینی خواهد بود.
مقامات جوبا و واشنگتن و رژیم صهیونیستی هر ذهنیتی که داشته باشند، در ارتباطات آتی فی مابین، در بهترین حالت، همان فرآیندی را تجربه خواهند کرد که کشورهای نفتی حاشیه جنوبی خلیج فارس دارند. البته، حضور اسرائیل در سودان جنوبی کاملا آشکار خواهد بود.
در هر صورت، مناسبات قوی میان جوبا و تل آویو باعث خواهد شد که رژیم صهیونیستی کل سودان جنوبی را به عنوان ابزار سیاست خارجی خود ببیند و همین مسئله در طول زمان، باعث شیوع فساد در طبقه حاکم سودان جنوبی، جدایی حاکمان و مردم و نهایتاً، اعتراضات مردمی علیه حاکمان خواهد شد.
از همین الآن موجودیت سودان جنوبی با موجودیت اسرائیل و قدرت ایالات متحده در منطقه گره خورده است. در صورتی که آنها صدمه ای ببینند، بحران به این کشور تازه تاسیس نیز منتقل خواهد شد.
فقدان دوراندیشی
هجوم یکباره عوامل و سرمایه گذاران صهیونیست به سودان جنوبی؛ هم ضعف اراده سیاسی مقامات کم تجربه جوبا را آشکار می کند و هم نشان می دهد که شورشیان تازه به قدرت رسیده، شناخت درستی از تحولات منطقه و جهان و شیوه قوام بخشی به نظام نوظهور خود ندارند.
اکنون هنوز عمر این دولت تازه تأسیس به یک ماه نرسیده است که در سطح خارجی و بین المللی فقط یک شریک دارد: اسرائیل!
در روز جشن استقلال ملی در جوبا نیز پرچم رژیم صهیونیستی به طرز معناداری در همه جا دیده می شد، و این صحنه به گونه ای بود که واکنش برخی کشورهای عربی را در پی داشت. بسیاری از کشورهای عربی و مسلمان، سودان جنوبی را با نگاه تردیدآمیز زیر نظر دارند و این کشور تازه تأسیس را به عنوان منطقه ای می بینند که ممکن است امنیت آنها را به خطر بیندازد.
سه روز پس از جشن استقلال «آنیا آنیا» یکی از رهبران سودان جنوبی، اعلام کرد: ما با اسرائیل روابط خوبی خواهیم داشت و سفارت اسرائیل را در سودان جنوبی افتتاح می کنیم.
اگر گفته شود که استقلال سودان جنوبی، به نوعی توسعه ارضی اسرائیل محسوب می شود، چندان دور از واقعیت نیست؛ زیرا سران تازه به دوران رسیده سودان جنوبی مجبورند قیمومت اسرائیل را بپذیرند: مقامات جوبا تجربه ای در اداره کشور ندارند و به کمک های غرب و دلارهای آمریکایی نیز سخت نیازمند هستند. به همین خاطر، نه تنها همه منابع زیرزمینی و روی زمینی خود را در اختیار اسرائیلی ها قرار می دهند، بلکه سرنوشت کشور جدید را نیز یکجا به آنها خواهند سپرد.
منابع و فرصت‌های سرمایه‌گذاری
سرزمین سودان جنوبی 620 هزار کیلومتر مربع (حدود یک چهارم خاک سودان) وسعت دارد، و جمعیت آن نیز حدود هشت میلیون نفر است.
بخشی از سرشاخه های نیل در این منطقه قرار دارد و می تواند مولد برق هیدرولیک باشد و 50 تا 74 درصد ذخایر نفت کل کشور سودان (قبل از تجزیه) نیز در سودان جنوبی واقع است. کشف لایه هایی از معادن منیزیم، آهن، کرونیوم، روی، نقره، طلا، شیشه، اورانیوم و مس نیز بر اهمیت این سرزمین افزوده است.
مناطق حفاظت شده سودان جنوبی نیز دومین حیات وحش حیوانات مهاجر جهان محسوب می شود. پارک ملی «بوما» واقع در مناطق غربی مرزهای اتیوپی، به همراه مرداب «ساد» و پارک ملی جنوبی، واقع در نزدیک مناطق مرزی کنگو، مسکن طبیعی جمعیت کثیری از گوزن ها، بوفالوها، فیل ها، زرافه ها و شیرها محسوب می شود. جنگل های سودان جنوبی نیز زیستگاه حیوانات زیادی مثل فیل های جنگلی، شامپانزه ها و میمون ها است.
منطقه دریاچه های «لوکا» نیز بزرگ ترین جنگل چوب «ساج» آفریقاست.
این همه معادن و منابع واقعا برای رژیم صهیونیستی فرصتی ویژه فراهم می آورد. این رژیم تاکنون که بیش از نیم قرن از تولد نامشروعش می گذرد، نتوانست فضای مناسبی برای سرمایه گذاری در خارج بیابد و به منابع دسترسی پیدا کند. سودان جنوبی یکجا همه این فرصت ها را در اختیار این رژیم می گذارد و علاوه بر آن، جامعه سودان جنوبی نیز می تواند بازار مناسبی برای کالاهای اسرائیلی باشد.
یکی از نهادهایی که از هم اکنون دراین کشور تازه استقلال یافته فعال شده است نهاد گردشگری رژیم صهیونیستی است. به نظر می رسد که اسرائیلی ها در این بخش نیز بسیار فعال شوند و سودهای کلانی را عاید خود بکنند.
طرح دیگری را که صهیونیست ها قصد دارند در سودان جنوبی به اجرا گذارند، تسلط بربخش آموزش این کشور است؛ هم اکنون حدود 8000 آواره سودان جنوبی در فلسطین اشغالی به سر می برند و سران تل آویو می خواهند شماری از این آوارگان را که مستعد تحصیل هستند، در مدارس و دانشگاه های خود جذب کنند و پس از پایان تحصیلات، آنها را به کشور خود بازگردانند.
جمعبندی
سودان جنوبی جزء فقیرترین کشورهای جهان است. این کشور هرچند منابع گوناگون، خصوصا ذخایر غنی نفتی دارد، ولی خط لوله های نفت و پالایشگاه ها، در سودان شمالی ایجاد شده اند.
در ارتباط با جدایی سودان جنوبی هرموضعی که گرفته شود، نمی توان انکار کرد که بیش از 99درصد رأی دهندگان جنوب خواستار این جدایی بوده اند و جامعه جهانی نیز این جدایی را پذیرفته است.
اما، انحراف بزرگی که در مسیر شکل گیری این ملت جدید قابل مشاهده است، پیوند همه جانبه شورشیان قبل از استقلال و مقامات پس از استقلال با رژیم صهیونیستی و آمریکاست؛ این پیوند هرچند در خوشبینانه ترین وجه، ممکن است باعث توسعه زیرساخت ها و اتصال سودان جنوبی به بازارهای جهانی و غربی شود، ولی آفت های ساختاری را نیز برای این کشور نوظهور به ارمغان می آورد.
اولین آفت، گره خوردن سرنوشت سیاسی این ملت با رژیم صهیونیستی و با جایگاه آمریکا در جهان است؛ آفت دوم: سوگیری سیاسی و استراتژیک سودان جنوبی چه در داخل و چه در عرصه منطقه ای، در چارچوب منافع رژیم صهیونیستی است. سودان جنوبی از این پس با همسایگان خود به گونه ای رفتار می کند که اسرائیل می خواهد وابستگی مقامات و نهادهای سودان جنوبی به اسرائیل، ساختاری و همه جانبه خواهد بود.
قطعا، رابطه میان این دو رژیم به گونه ای است که روابط استعماری را در اذهان زنده می کند. آیا گرسنگان سودان جنوبی از این پس برای همیشه سیر خواهند شد یا نه، به میزان رحم و شفقت اسرائیلی ها وابسته است. شاید آنها بخواهند در مسیر توسعه سودان جنوبی گام بردارند و شاید هم مسیر دیگری را درپی بگیرند. درهر صورت، منافع رژیم صهیونیستی در اینجا اولویت دارد و باید دید که سران این رژیم منافع خود را در سودان جنوبی چگونه تعریف می کنند.