تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۲۲۵۰۳۸

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
اللهم‌ عجل‌ لولیک‌ الفرج‌ والعافیة والنصر واجعلنا من‌ خیر اعوانه‌
و انصاره‌ والمستشهدین‌ بین‌ یدیه‌

حقیقتاً از صمیم دل خوشحالم و خدا را شکر می‌کنم که فرصتی پیدا شد تا در جمع شما عزیزان حاضر باشم.
چهار پنج نفر از بچه‌ها صحبت‌های خیلی خوبی ارائه دادند. حتماً اگر فرصت بود و همة شما صحبت می‌کردید، مجموعة ارزشمندی از پیشنهادها و نقد و نظر در اختیار داشتیم.
من به عنوان تشکر و اعلام حمایت از شما دو نکته را عرض می‌کنم؛ یعنی مطالبم را به دو بخش کوتاه تقسیم می‌کنم. بخش اول راجع‌ به مطالبی است که عزیزان مطرح کردند و بخش دوم یکی دو نکته است که به نظرم رسید و خدمتتان خواهم گفت.
فرمودند علوم انسانی تقویت شود؛ چشم. من فکر می‌کنم اگر یکی دو سؤال کوچک را جواب دهیم یا از زاویة دیگری به فناوری و صنعت نگاه کنیم، ارزش و اهمیت علوم انسانی بیشتر معلوم می‌شود. امروز پیشرفت فناوری از بسیاری جهات بر ارزش‌های علوم انسانی سایه انداخته و در بعضی از بخش‌ها فناوری و دانش تجربی را به سمتی می‌برد که خودش می‌خواهد و در اختیار انسان‌ها نیست.
مثال‌ها فراوان است. تلفن سیار یک امکان برآمده از فناوری است. کار علمی بالایی پشت تلفن سیار است. امروز تلفن‌هایی در اختیار ماست که می‌توانیم تمام موقعیت های دنیا را داشته باشیم، افراد را پیدا کنیم، تماس بگیریم، تصویر و پیام بفرستیم و حتی اخیراً دستگاه پردازشگر هم گذاشته‌اند که محاسبات می‌کند. پشت آن دانش گسترده‌ای است که بسیار ارزشمند است.
همة اینها علم و علوم تجربی است. اما اینکه از این دستگاه چه استفاده‌ای بکنیم، وقتی تماس می‌گیریم چه پیامی را مبادله بکنیم، این تابع علوم انسانی است. علوم انسانی فقط اقتصاد نیست بلکه بالاتر و فراتر از اقتصاد است، والا اگر به اقتصاد هم با رویکرد تجربی نگاه کنیم، با سایر علوم مثل فیزیک، ریاضی و مهندسی تفاوتی نمی‌کند. آنچه به علوم انسانی ارزش می‌دهد، این است که سمت و سوی اقدامات ما را تعیین می‌کند که چگونه و در چه جهتی استفاده کنیم.
یک دانشمند شیمی می‌تواند تجهیزاتی بسازد که با یک اقدام کوچک صدها هزار نفر را نابود کند. در حالی که دیگری تجهیزاتی می‌سازد که زندگی بشر را متعالی می‌کند و در خدمت سعادت، آرامش و آسایش جامعة بشری است.
این دو جهت را چه کسی تعیین می‌کند؟ علوم انسانی. علوم انسانی بسیار مهم و به نظر من فرابخشی است؛ یعنی یک بخش در کنار بخش‌های تجربی، ریاضی، کشاورزی و هنر نیست. گرچه هنر به نوعی در حوزة علوم انسانی است. داریم تلاش‌هایی می‌کنیم، اما مهم‌تر از تلاش‌های ما سعی و تلاش خود دست‌اندرکاران علوم انسانی یعنی استادان و دانشجویان است.
این حرف درستی است که بعضی‌ها نمی‌توانند حرفشان را بزنند یا فضا را مناسب نمی‌بینند. بعضی‌ها نمی‌توانند به استادشان بگویند آقا اینجا اشتباه است. بالاخره نمره و رودربایستی است. نمی‌توان از بیرون این فضا را شکست. این فضا باید در درون شکسته شود. یعنی استادان ما هم مأموریت خودشان را فراتر از انتقال یک سلسله مطالب آماده و چارچوب دار و ارزیابی دانشجو بدانند. مأموریت خودشان را بالاتر بدانند و روی تربیت و تعالی انسان و بازکردن راه برای رشد دانشجو متمرکز شوند. البته استادان ما این‌گونه هستند.
حالا من به خودمان سفارش می‌کنم. اگر کسی خیال بکند که او سقفِ پروازِ دیگران است، حتماً در اشتباه است. هنر یک استاد این است که راه را باز کند تا دانشجویانش بالاتر از او بروند. جامعه این گونه به کمال می‌رسد و پیشرفت اتفاق می‌افتد. آن کسی که می‌گوید آخر خط من هستم، هر کاری می‌خواهی بکنی، زیر سقفی که من تعیین کرده‌ام، انجام بده، هیچ وقت پیشرفت اتفاق نمی‌افتد.
باید راه را باز کنند و باز شدن راه به این است که اجازه دهند در تئوری‌ها و مطالب، نقد و نظر اتفاق بیفتد. موفق‌ترین استاد کسی است که دانشجویان او شجاع‌ترین باشد و بالاترین شجاعت این است که آدم در مقابل دیدگاه‌های نظری بتواند نوآوری داشته باشد، حرف بالاتر بزند، رد کند، انتقاد و اشکال کند، اصلاح کند و بتواند حرف جدیدی بزند. در سایر علوم نیز همین گونه است، در علوم انسانی بسیار مهم‌تر و اثرگذارتر است.
ما حتماً در شورای انقلاب فرهنگی و بقیة جاها تلاش می‌کنیم و آقای وزیر هم هستند. این کرسی‌های نظریه پردازی بیش از همه باید در علوم انسانی باشد، چون آنجا افق‌ها را برای همه باز می‌کند. وقتی افق‌ها باز شد، انسان‌ها می‌توانند پرواز کنند، اما اگر افق‌ها محدود بود، ما در سایر رشته‌ها پیشرفت قابل توجهی نخواهیم داشت.
عزیزمان راجع به مسیر رشت فرمودند که گذر عابر پیاده می‌خواهد، چشم، همین امشب من هم به آقای استاندار و هم به وزیر راه می‌گویم. امیدوارم که هیچ یک از هموطنان ما در هیچ جاده‌ای آسیب نبیند.
فرمودند از شرکت‌های دانش بنیان حمایت کنید. ان‌شاءالله تا پایان تابستان این صندوق نوآوری فعال می‌شود. اساسنامه آن آماده شده و در نوبت دولت است. در دولت هم بالاخره موضوعات فراوانی هست، ولی ان‌شاءالله تلاش می‌کنیم که زودتر در دستور کار دولت بیاید و تا قبل از پایان تابستان این راه‌اندازی می‌شود.
آقای دکتر سهراب پور خودشان یک نخبة جدی هستند، خانم سلطان‌خواه و بقیه نیز همین‌طور. بالاخره ما خادم نخبگان هستیم. واقعاً نخبگی و استعدادهای درخشان، علم و حمایت را می‌فهمند و متوجه می‌شوند. الـان هم کارهای خوبی شکل گرفته است. گر چه این بنیاد سه چهار سال بیشتر سابقه ندارد، اما کارهای خوبی انجام شده است. ان‌شاءالله این صندوق حمایت از نوآوری و شرکت‌های دانش بنیاد را تا یکی دو ماه دیگر در اختیارتان می‌گذاریم و ما هم هر چه بیشتر بتوانیم آن سرمایه را امسال خواهیم داد که به سمتی برویم که هیچ استعداد و نوآوری‌ای نباشد که فرصت پیشرفت پیدا نکند.
فرمودند که رتبه بندی المپیادها رتبه‌بندی علمی نیست. من همین‌جا از خانم سلطان‌خواه و آقای دکتر حاجی بابایی که خودشان از نخبگان هستند و آقای دانشجو می‌خواهم که بروید و این را ببینید. اگر واقعاً این گونه است، رتبه‌بندی‌ها را در بنیاد درست بکنید که امتیازها خیلی تفاوت نکند. این گونه نباشد که کسی که دارای مدال طلاست، از همة امکانات برخودار باشد و یک دفعه فاصله‌اش با نقره خیلی زیاد باشد. این مشکل درست می‌کند. بالاخره درست می‌گویند. فاصله‌ها خیلی کم است. رتبة زیر صد کنکور با رتبة زیر دویست شاید یک تست باشد، منتها این یکی در ریاضی یک تست را اشتباه زده ودیگری در ادبیات. چون اینها ضریب دارد. ضریب‌ها یک صدم و یک دهم می‌خورد و نمره‌ها خیلی به یکدیگر نزدیک است. یک جوری روی اینها کار علمی بکنید که همه را در آن نقطة شکست بیاوریم و در شکست‌های بعدی رتبه‌ها را تعریف بکنیم.
راجع به دانشکدة هنر صحبت کردند. من یادداشت کردم. حتماً ان‌شاءالله دربارة دانشکدة هنر اگر نیاز به تجهیزات و امکاناتی باشد، من حمایت می‌کنم.
گفتند هنرمندان حمایت شوند. حالا چون رشته‌شان سینما بود، راجع به سینما عرض کنم. یک شورایی به نام شورای عالی سینما درست کرده‌ایم و غیر از بودجه‌های معمول یک بودجة خوبی برای حمایت از صنعت سینما گذاشته‌ایم. بالاخره صنعت سینما صنعتی بسیار اثرگذار و ضروری است. امروز همه روزی چند ساعت سینما و تلویزیون و … تماشا می‌کنند. بالاخره همه هستند. نمی‌شود گفت که این عرصه خالی باشد و هنرمندان ما در اینجا نتوانند نقش‌آفرینی بکنند. من اینها را حتماً دنبال می‌کنم.
بودجة خوبی برای حمایت از تولیدات سینمایی در کشور از سناریونویسی و فیلم‌نامه نویسی تا … گذاشته شد. اگر دوربین و تجهیزات کم است، حتماً یک مقدار تجهیز می‌کنیم. آقای وزیر هم یادداشت کردند. بچه‌ها باید بتوانند در دورة دانشجویی به توانمندی‌های لازم مجهز شوند و بعد اینها را در عرصه عمل بگذاریم.
امیدوارم در بخش سینما دغدغه ارتزاق برطرف شود. حالا سایر رشته‌های هنری هم هست که باید یکی یکی سراغشان برویم، اما امیدوارم در رشتة سینما ظرف یکی دو سال تحول خوبی اتفاق بیفتد.
استادان سینما آمده‌اند و شورا را تشکیل داده‌اند و تصمیمات خوبی هم گرفته‌اند و بودجه خوبی هم گذاشته‌ایم. بیش از صد میلیارد تومان تا پنج‌سال گذاشته‌ایم. هرسال بیاید که تولیدات بالا رود و تولیدات که بالا رفت، همه مشغول هستند و می‌توانند استفاده کنند.
گفتند تغییر رشته هزینه دارد. بگذارید اول مشکل آقای وزیر را برایتان بگویم. اگر واقعاً جابه‌جایی نامحدود انجام شود، دیگر وزارت علوم امکان برنامه‌ریزی ندارد و دانشکده و گروه آموزشی نمی‌توانند برنامه‌ریزی کنند. اینها برای تعدادی دانشجو برنامه ریزی کرده‌اند و استاد، واحد و درس گذاشته‌اند تا کسانی هم که می‌خواهند پایان نامه بدهند، برای همه اینها برنامه‌ریزی و طراحی شده است. اگر نامحدود اجازة جابه‌جایی بدهیم، اینها نمی‌توانند برنامه ریزی کنند. باید این را محدود کنیم.
شما به رتبه‌های المپیادی و نخبه از یک رده یا امتیاز به بالا اجازه دهید که مثلاً در هنر و سایر رشته‌های علوم انسانی بتوانند انتخاب رشته کنند. بچه‌هایی که 80 درصد را برای آن رشته و دانشگاه آورده‌اند، موارد را به آقای وزیر بدهید، ایشان حل می‌کنند.
آقای وزیر، می‌گویند ظرفیت سینما کم است. این را بررسی کنید و بگویید اضافه کنند. مثلاً دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه‌های دیگر هم این رشته را بگذارند. منتها بچه‌های نخبه را از رده‌ای به بالا اجازه دهید که بتوانند در رشته هنر هم تحصیل کند. یک تسهیلاتی بگذارید که بچه‌های نخبه بتوانند بین رشته‌ها و گروه‌ها انتخاب بکنند.
می‌گویند اگر بعضی از تغییر رشته‌ها در این سطوح با توجه به کارِ انجام شده، صورت پذیرد، بهتر است. دانشجویی ریاضیات خوانده، اما جزء انجمن سینمای جوان بوده و کارهای برجسته‌ای انجام داده، یک هیئت داوران آنجا باشد و این را در آنجا ارائه دهد و بپذیرند. یعنی داوری فقط با نمرة کنکور نباشد. برای بچه‌های المپیاد و نخبه کمتر از یک درصد است. برای اینها امکاناتی بگذارید تا بتوانند جابه‌جا شوند.
اصلاً اینها با هم ادغام نشده است. ستاد وزارتخانه است. شما می‌گویید که سطح علمی را بالا نگه دارند. این حرف درستی است. آقای دکتر حاجی بابایی گفتند، ما خودمان دنبالش هستیم که سطح علمی را بالا نگه داریم. اصلاً نگرانی‌ای از این ادغام‌ها نیست و اینها کارهای ستادی است. الان ما سه وزارتخانه را در هم ادغام کردیم. معنایش این نیست که اهمیت آن کارها از بین رفته است. اتفاقاً سبک کردن ستاد برای این است که بتوانیم از بخش‌های مختلف بیشتر پشتیبانی کنیم. حالا باز آقای وزیر باید بررسی کنند. من جزئیات آن را نمی‌دانم. حتماً آقای دکتر سهراب‌پور و خانم سلطان‌خواه دنبال می‌کنند. بنده موافقم که سطح بندی‌ها را دائماً اصلاح کنیم.
پیشنهاد دادند که استعداد یاب‌ها در رشته‌ها فعال شوند؛ یعنی افرادی به مدارس بروند و استعدادها را کشف کنند. پیشنهاد خوبی است. گفتند طرح شهاب در این زمینه راه اندازی شده است.
در مورد ایجاد امکان آشنایی با رشته‌های مختلف، من فکر می‌کنم در پیش‌دانشگاهی یا سال آخر دبیرستان به جای اینکه این همه واحد به بچه‌ها ارائه دهیم، یکی دو واحد آشنایی با رشته‌های گوناگون بگذاریم. افراد زبده را هر کدام یک جلسه بیاوریم تا پاسخ سؤالات بچه‌ها را در کلاس‌ها بدهند.
یکی از حضار: قبولی آقایان در رشته‌های پزشکی بیشتر از خانم‌هاست.
اینها موردی است، مطمئن باشید. بعضی وقت‌ها هم مجبورند. خانم‌ها دارند همه جا را می‌گیرند! هیچ برنامه‌ای برای اینکه تفاوتی ایجاد شود، وجود ندارد. ممکن است در جایی رشته یا گروهی کاری کرده باشد و بدانید که موردی است. حتماً آقای وزیر این را برطرف می‌کند. بعضی وقت‌ها واقعاً به خاطر رعایت حال خانم‌هاست. نیروی انتظامی ممکن است که استخدام کند، می‌خواهد به مرز خاش بفرستد. زندگی کردن برای خانم‌ها در آنجا خیلی مشکل است. آن دو سه رشته‌ای که گفتید چشم، من می‌بینم و ان‌شاءالله اصلاح می‌کنیم.
شما می‌فرمایید آنهایی که نخبه‌اند یا طلای المپیاد گرفته‌اند در رشته خودشان دیگر کنکور ندهند؟ الان طلایی‌ها کنکور نمی‌دهند. این پیشنهاد شما خوب است، ولی یک نقصی دارد و نقص آن این است که همه بچه‌هایی که به کنکور می‌آیند، لزوماً در مسابقات المپیاد نمی‌آیند. اگر همة اینها بیایند، ممکن است آن وقت جای طلا، نقره و برنزها با هم عوض شود. طلا را می‌گویند می‌شود. اما من می‌خواهم همان پیشنهاد قبلی را بدهم. شما حداقل نمره‌ای بگذارید. اگر آن حداقل را آوردند، به رشتة خودشان بروند. می‌گویند اگر 80 درصد بیاورید، می‌توانید رشتة خودتان بروید. شما می‌خواهید آزمون کنکور ندهید؟ محدودیت‌های دانشگاه و دیگران را هم ببینید. ما الان اینجا صحبت می‌کنیم، فردا مثلاً من به استان فارس می‌روم. جوان‌ها جمع می‌شوند و از آن طرفش را پیشنهاد می‌دهند. می‌گویند آقا شما از صد نفر ریاضیاتی که می‌خواست، ده سهمیه را به المپیاد، خوارزمی و … دادید، پس ما چه؟ آن طرف هم هست. ما باید معیاری بگذاریم که نزدیک‌تر به عدالت باشد. می‌گوید اگر شما در رشتة خودتان 80 درصد آخرین نفر را قبولی بیاورید، با نقره می‌پذیرند و اگر اجرا نمی‌شود می‌گوییم که اجرا کنند.
بالاخره در رشتة برق دانشگاه شریف امسال می‌توانند یک تعدادی بگیرند. آزمایشگاه، استاد و … می‌خواهد. 80 درصد منوط به این است که جا باشد، اگر 20 نفر 80 درصد را آوردند ده نفر را می‌تواند بگیرد.
[صحبت‌های یکی از حضار:]
رئیس‌جمهور:
اولاً ما طرح بومی سازی ندادیم. طرح مصوب قانون سال 1369 است و هر سال بوده و الآن هم همان است. چیزی تغییر نکرده است. بومی سازی در همه رشته‌ها نشده است. بدانید قطعاً برای نخبگان پیش‌بینی کرده‌اند که نخبگان در هر دانشگاه کشور بتوانند شرکت کنند و برای آنها ظرفیت پیش‌بینی شده است. منتها کشور ما یک حسنی دارد که خوشبختانه جوان‌های با استعداد در ایران خیلی زیاد هستند. ما باید بگوییم دانشگاه شریف یک شعبة دیگر برای خودش ایجاد کند.
شما مطمئن باشید رشته را بومی می‌کنند نه دانشگاه را. هر رشته‌ای اگر در کرمان یا اصفهان ترازش به تراز ملی بیاید، آن وقت بومی می‌شود. این‌طور نیست که یک جا ریاضیاتش خیلی پایین باشد بعد با ریاضیات شریف، تهران و امیرکبیر یکی حساب شود. رشته بومی می‌شود، نه دانشگاه. اگر آن رشته به تراز قابل قبول برسد، می‌گویند بومی و آن هم به طور سهمیه‌ای. ما در سهمیه هیئت علمی هم باید 5/92 درصد نمره را بیاورد و المپیادی‌ها 80 درصد را باید بیاورند.
اجازه بدهید من دو نکتة کوچک دیگر بگویم. قبل از آن به جناب آقای حاج بابایی توصیه می‌کنم این پیشنهادی که بچه‌ها دادند که بتوانند همدیگر را ببینند و ارتباط داشته باشند، پیشنهاد خوب و سازنده‌ای است. بچه‌ها بتوانند فصلی و سالی یکی دو بار تجمع کنند، حرف بزنند و تجربیات را رد و بدل کنند.
اما سه نکتة کوتاه. همة ما می‌خواهیم بزرگ باشیم. راه بزرگ شدن چیست؟ راه بزرگ شدن عبارت است از: کسب علم و معرفت. تنها راه بزرگ شدن در این عالم هستی یعنی انسان برسد به آن قله‌ای که باید برسد، که عبارت است از: علم و معرفت.
همة ما می‌خواهیم اثر گذار باشیم. چگونه اثرگذار باشیم؟ تنها عامل اثرگذاری کار و تلاش همراه با عشق است. کار فیزیکی و اداری اثر نمی‌گذارد و اگر هم اثر بگذارد، محدود است. دلت می‌خواهد چقدر در محیط اجتماعی اثر بگذاری؟ همان قدر عاشق باش و با عشق کار کن.
همة ما دلمان می‌خواهد جاودان و ماندگار شویم. راه آن چیست؟ راه ماندگاری آن است که انسان برای سعادت و رفاه دیگران زندگی و تلاش کند؛ یعنی آدم برای دیگران زندگی کند.
موفق، سربلند و عزیز باشید.