تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۹۱ - ۰۸:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۲۲۵۰۶۷

حکم اعدام ایشان و خواهر متفکر اسلامیشان بنت‌الهدی اجرا گردید.
فانالله و اناالیه راجعون و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
آیت‌الله سیدمحمدباقر صدر در بیست و پنج ذی‌العقده 1353 هجری قمری در کاظمیه دیده به جهان گشود. خانوده‌ای که او در آن بدنیا آمد یکی از خانواده‌های اصیل تاریخ اسلام بود. آثار نبوغ آیت‌الله صدر از همان آغاز چنان آشکار بود که تحسین همه آشنایان را برمی‌انگیخت. هنوز اولین دهه عمر خود را سپری نکرده بود که زندگی علمی و عملی خود را آغاز کرد. او در ده سالگی در همه زمینه‌های تاریخ اسلام سخنرانی می‌کرد و در همین دوران بود که مقدمات علوم را نیکو فراگرفت او در یازده سالگی به آموختن منطق پرداخت و سپس طی کتابی کتب منطق گذشته را به ورطه نقد آورد. ذهن روشن او چنان بود که بدون استاد قادر به درک بسیاری از کتب مقدمات و «سطح» بود لازم به تذکر است که در یک تقسیم‌بندی کلی، مراحل تحصیل علوم دینیه به سه بخش 1ـ علوم مقدماتی 2ـ سطح و 3ـ خارج، تقسیم می‌شود آیت‌الله العظمی صدر علم اصول را در دوازده سالگی نزد برادرش خواند و در این زمینه نظریات بسیاری از صاحب‌نظران را مورد نقد و انتقاد قرار داد و نقطه نظرهای تاره‌ای عرضه کرد. این انتقادها و نظریات هنوز که هنوزست پس از سالهای سال هنوز در حوزه‌های علوم دینیه مطرح هستند. آیت‌الله سیدمحمد باقر صدر نه تنها در زمینه فقه و اصول نابغه بود، بلکه در این زمینه نوآور نیز بود. او به استنباط و اجتهاد ابعاد تازه‌ای بخشید. او مسئله ساده کردن استنباط فکری و درک علمی را به صورت ادعایی تهی مطرح نکرد، بلکه خود پایه آنرا استوار ساخت.
تالیفات و تحقیقات آیت‌الله العظمی صدر در زمینه‌های گوناگون اعم از فقه و اصول و فلسفه و اقتصاد و جامعه‌شناسی و تاریخ و تقنین و بانکداری گواه صادقی برسرشاری چشمه زلال علم اوست. به اعتراف منتقدان مطالعات آیت‌الله سیدمحمدباقر صدر در زمینه‌های ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی مهمترین بررسیها و انتقادهایی بوده است که این فلسفه در برابر خود دیده نظریات آیت‌الله صدر در زمینه اقتصاد اسلامی و بازسازی آن، به شهادت همۀ کنگره‌های اقتصاد اسلامی، کاری بزرگ بوده است، تالیفات آیت‌الله صدر: آیت‌الله العظمی دارای تالیفات بسیاری است که هر کدام در زمینه‌ نوآوری فکری دارای نقشی مهم‌اند از آن جمله است:
1ـ غایة الفکر فی‌علم الاصول
2ـ فلسفتنا ـ فلسفه ما ـ (به فارسی ترجمه شده).
3ـ اقتصادنا ـ اقتصادما (به فارسی، اردو و ترکی ترجمه شده).
4ـ ماذاتعرف عن الاقتصاد الاسلامی.
5ـ الانسان المعاصر والمشکله الا جعماعیه (به فارسی ترجمه شد)
6ـ البنک اللاروبوی فی‌الاسلام.
7ـ الاسس المنطقیة للاستقراء (به انگلیسی ترجمه شده و عنوان ترجمه فارسی آن) «مبانی منطقی استقراء» است
8ـ بحوث فی شرح العورة الوثقی «در چهار بخش»
9ـ الفتاوی الواضحة «رساله علمیه ایشان»
10ـ منهاج الصالحین ... والتعلیقة علیه
11ـ دروس فی‌علم الاصول
12ـ مباحث الدلیل اللفظی (تقریبات درس اصول که از سوی شاگردش حجت‌الاسلام سیدمحمود هاشمی تدوین شده).
13ـ تعارض الادله الشرعیة.
14ـ بحث حول‌المهدی تحت عنوان «حماسه‌ای از نور» (به فارسی ترجمه شده)
15ـ بحث حول‌الولایه (به انگلیسی و فارسی ترجمه شده)
16ـ المرسل و الرسول والرساله
17ـ نظره عامه فی‌العبادات (به فارسی ترجمه شده)
18ـ احکام الحج
19ـ لمحه فقهیه عن دستور الجمهوریه الاسلامیه (به فارسی ترجمه شده)
20ـ الصورت الکامله للاقتصاد فی‌المجتمع الاسلامی.
21ـ الخطوط التفصیلیه عن الاقتصاد فی‌المجتمع الاسلامی
22ـ خلافه الانسان و شهادة الانبیاء.
23ـ منابع القدره فی‌الدوله الاسلامیه
24ـ فدک.
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
من المومنین رجال صد قواما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلواتبدیلا
اجمالی از زندگی و مبارزات بنیانگذار انقلاب اسلامی عراق شهید آیت‌الله سیدمحمدباقر صدر اعلی‌الله مقام
در سال 1350 هجری قمری در کاظمین در خانواده‌ای فقیر ولی نابغه‌پرور چشم به جهان گشود. پدرش سیدحیدر صدر که از نوابغ روزگار بود، در عین آنکه از شخصیتهای برجسته شیعه در زمان خود بود با زندگی ساده و فقیرانه‌ای روزگار میگذراند، دست تقدیر چنین خواست که پدر به جهان دیگر رخت بربندد و کودک نوپای خود را به امواج پر تلاطم حادثه‌ها بسپرد.
سرپرستی کودک یتیم را پس از پدر، برادر بزرگ او مرحوم آیت‌الله اسماعیل صدر که از چهره‌های درخشان علم و جهاد بود، بعهده گرفت و آموزشهای اولیه علوم اسلامی را بدو آموخت، نبوغ سرشار و استعداد شگفت‌آوری در چهره تابناک این نوجوان هوشمند به چشم میخورد.
در اوائل دهه دوم عمر پر برکتش برای ادامه تحصیل راهی نجف شد، در مدت بسیار کوتاهی مراحل درسی پیش از خارج را پشت سر گذاشت، و پای در جلسات پر مایه و گرم خارج نهاد. از همان روزهای نخست که در جلسات درس علامه بزرگ مرحوم آیت‌الله العظمی شیخ محمدرضا آل‌یاسین (که دائی او میشد) شرکت جست استعداد سرشار و نبوغ فوق‌العاده او بر همگان و بالخصوص بر استاد عالیقدرش آشکار شد روزی استاد در مبحثی از مباحث پر پیچ و خم اصولی (گویا بحث مقدمه واجب بوده است) مشکلی را مطرح میسازد و از حاضران میخواهد که برای جلسه بعد در حل آن بیندیشند و اگر راه حلی بنظرشان میرسد در جلسه آینده بعرض استاد برسانند،
روز بعد جلسه درس تشکیل میگردد ولی هیچیک از حاضران که در میان آنان طبق معمول مجتهدین و فضلای برجسته‌ای نیز وجود داشته است، مطلبی برای گفتن ارائه نمی‌دهد، و همه عجز خود را از حل مشکل ابراز میدارند، ولی سید یعنی همان نوجوان نابغه به استاد عرضه میدارد که حل این مشکل را یافته‌‌ام، و سه راه حل برای مشکل به محضر استاد تقدیم میدارد استاد که خود پیچیدگی مشکل را خوب درک کرده بود، و پس از تعمق و تفکر بسیار، یک وجه برای حل مشکل یافته بود در برابر این ابتکار شگفت‌انگیز دچار تعجب میگردد و زبان به تحسین و تمجید این محقق جوانسال میگشاید و به شاگردان خود میگوید، برای حل این مشکل تنها یک وجه سراغ داشتم ولی اکنون چهار وجه دارم که سه وجه آن را همشیره‌زاده‌ام بمن آموخته است.
چند سالی که از حضورش در جلسات درس خارج اساتید طراز اول نجف اشرف میگذرد در حالیکه هنوز دهۀ دوم عمر خود را بپایان نرسانیده به مرحلۀ اجتهاد نائل میگردد و اساتید وی به اجتهاد و قدرت استنباطش اذعان مینمایند.
بیش از بیست و دو، سه سال از عمر شریفش نمی‌گذرد که نخستین اثر علمی خود را که یکدوره تحقیق علمی دربارۀ مسائل علم اصول است به نام (غایه‌الفکر فی علم اصول الفقه) به جهان اندیشه و علم عرضه میدارد و شگفت آنکه مطالب این نوشته از چنان استحکام و دقتی برخوردار است که خطوط اصلی تفکر اصولی استاد را که تا آخر بر آن سیر میکردند در بر دارد.
در همین هنگام کتاب پر ارج فدک را برشتۀ تحریر در می‌آورد، کتابی که نخستین اثر محققانه‌ای بشمار می‌آید که ریشه‌های سیاسی و اجتماعی مسئله فدک را تحلیل نمود، و بعد حقیقی داستان فدک را در عرصۀ تاریخ مجسم نموده است.
در سنۀ 1958 میلادی 1379 هجری قمری درست در فتره‌ایکه موج انیه‌های الحادی سراسر جهان عرب و بالخصوص عراق را فرا گرفته بود و گرایش چپ و راست میرفت تا اصالت و استقلال معنوی و مادی جامعه را به تاراج ببرد، و از سوئی نیروهای اسلامی و روشنفکر را بر آن داشت تا جریانی متشکل و اسلامی در جامعه بوجود آورند، و نیروهای اسلامی و مومن را پرورانده و سازمان دهند، و از سوئی دست به نگارش کتابهائی زد که در سرنوشت فکری جامعۀ اسلامی نقشی بسیار مهم ایفا نمودند.
در اندیشه بود تا ایدئولوژی اسلامی را در چهره‌ای پیراسته از آلایشها و گرد و غبار قرنها جدائی از خط امامت اسلامی و سیطرۀ مستکبرین و طاغوتها بر سرنوشت جامعۀ اسلامی، بشناساند، و از همین رو با «فلسفتنا» این مسیر تابناک را بیاغازید.
در این کتاب پس از مقدمه‌ای روشنگر و آگاه‌ساز در رابطه با مکتبهای حاکم بر جهان امروز بنیادهای زیرین اندیشۀ اسلامی را محققانه و آگاهانه در طرحی منسجم ارائه داد. و کتاب را در دو بخش تنظیم نمود، در بخش نخست نظریۀ شناخت را از دیدگاه فلسفه‌های روز و در مقایسه با فلسفۀ اسلامی بررسی نمود و طرحی منسجم و عالی از نظریۀ شناخت در فلسفۀ اسلامی در معرض استفادۀ اندیشمندان و متفکران جامعه قرار داد.
در بخش دوم «جهان بینی» یا بینش فلسفی اسلام را دربارۀ جهان مطرح ساخت، و با روشی محققانه و دقیق نظریات الحاد گرایانه را نقد نمود، و جهان بین الهی را در چهرۀ صحیح و واقعیش و بر مبنای دلیلهای کوبنده و بسیار قوی ارائه داد.
پس از «فلسفتنا» به بررسی قسمتهای دیگر اندیشه اسلامی پرداخت، و نخست به بررسی نظام اقتصادی اسلام دست یازید، و محصول کار خود را در این زمینه بصورت کتاب «اقتصادنا» به جامعۀ اسلامی عرضه داست. این کتاب پر مکتبهای الحادی و مادی که همواره از راه برانگیختن مشکلات فرعی اقتصادی راه را برای نفوذ ایدئولوژی خود و کسب قدرت در جامعه‌ها همواره میسازند، بلرزه درآورد، و پایگاه اصلی ایدئولوژیک آنان را در هم کوبید، آنچنانکه «اقتصادنا» سمبل قدرت‌نمائی ایدئولوژی اسلامی در برابر ایدئولوژی‌های وارداتی شرق و غرب گردید. و پشتوانه‌های محکم و متین برای مجاهدین مکتبی اسلام در تلاش پررنجشان در راه مبارزه با طاغوتهای سرخ و سیاه شد.
این کتاب پرارج که در عالم اسلام نخستین کتابی بود که سیستم اقتصادی اسلام را در طرحی علمی و محققانه ارائه داد و در دو قسمت تنظیم شده است، قسمت نخست مکتبهای اقتصادی شرق و غرب را (سوسیالیسم و کاپیتالیسم) را مورد بررسی و نقد محققانه قرار میدهد و در قسمت دوم طرح تفصیلی سیستم اقتصادی اسلام را ارائه نموده است.
در اینجا تذکر این نکته بد نیست که غالباً استاد شهید را از خلال دو اثر بزرگش «اقتصادنا ـ فلسفتنا» میشناسند در حالیکه این دو اثر با نقش بسیار ارزنده‌ای که در ایجاد انقلاب فرهنگی در جامعه اسلامی داشتند و در عین آنکه تحقیقات علمی بسیار ارزنده‌‌ای در آنها وجود دارد ولی نمی‌توانند چهره حقیقی نبوغ و اندیشه‌ خلاق استاد بزرگ را ترسیم نمایند زیرا آنچه در این نوشته‌ها در مد نظر بوده تنها نیازها و ضرورتهای فکری و ایدئولوژیک جامعه بوده است و مطالب موجود نیز در همان حد مطرح شده است.
حقیقی افکار استاد را اهل نظر میتوانند تا حد قابل توجهی در بررسیهای محققانه‌شان در جلسات روزانه‌شان بیابند (تقریرات درس اصول ایشان به نامهای «تعرض الادله الشرعیه» و مباحث «الدلیل اللفظی» چاپ شده و شرح العروه الوثقی نیز در چهار جلد به چاپ رسیده است) زیرا در آنجا بود که انسان خود را در برابر دریائی بیکران از دانش و معرفت می‌یافت و از هر سو که نظر می‌افکند پایانی نمی‌دید، این جلسات درس که در حدود سال 1380 هجری قمری آغاز شد و علماء و متجهدین بزرگی پرورش داد بهترین محک آزمایش قدرت علمی این نابغۀ خداساخته بود، سخن دربارۀ ابتکارات عظیم علمی ایشان در زمینه‌های فقه و اصول و فلسفه نیاز به تحقیقی جداگانه و مفصل دارد، و در اینجا ناگزیریم به همین اشارۀ کوتاه بسنده کنیم باشد که محققینی بدین اندیشه افتند تا گنج معرفت این نابغۀ بزرگ را که در نوشته‌های فقهی و اصول خود و شاگردانش و در اساس منطقی استقرائش نهفته است بازکاوند و جهان علم را از فرآورده‌های سرشار این بوستان بهره‌ور سازند.
انقلاب را از درون حوزه آغاز نمود:
پس از آنکه عملاً رهبری انقلاب اسلامی عراق در ایشان تمرکز یافت در کنار فعالیتهای سیاسی و فکری دیگری که در رابطه با نیازهای کل جامعه اسلامی بود، دست به تغییر و اصلاح وضع داخلی و حوزه یازید، ولی نه به گونه‌ای که تضادها را برانگیزد و بیهوده جاروجنجال به پاسازد بلکه با شیوه‌ای کاملاً حساب شده و مثبت و دقیق لذا نخست طرحی در زمینۀ مرجعیت تهیه کرده بمنظور فعال کردن هر چه بیشتر سیستم مرجعیت و اصلاح برخی از نارسائی‌ها که احیاناً در این زمینه بوجود آمده یا بوجود خواهد آمد (این طرح هم اکنون موجود است) و خود به پیاده کردن این طرح دست زد و عملاً بخش مهمی از آن را پیاده نمود، و همچنین در زمینۀ فعال کردن هر چه بیشتر حوزه‌های علمیه و رفع نارسائیهای موجود در سیستم آموزشی حوزه‌های علمیه طرحی برای سیستم آموزشی حوزه منظور داشت، و عملاً نیز برای به اجراء در آوردن آن اقدام نمود و مقدماتی برای اجرای کامل آن فراهم ساخت لذا از سوئی بخشی از درسهای خارج فقه و اصول خود را به درس تفسیر تبدیل نمود و در خلال آن با روش خاص مفاهیم اصیل اسلامی را در زمینه‌های متنوع فکری و سیاسی و اجتماعی تجزیه و تحلیل نمود، و از طرفی دیگر طبق نظمی خاص عده‌‌ای از تلامذۀ مبرز خود را موظف نمود، تا هر یک در رشتۀ خاصی از علوم اسلامی به تحقیق و تدریس بپردازند، و لذا برخی از آنان را وادار ساخت تا بتدریس تفسیر قرآن پرداخته و برخی دیگر به تدریس اخلاق و برخی دیگر به بررسی مسائل اعتقادی و ... که متاسفانه جریانهای سیاسی و فشار و اختناق فوق‌العاده‌ای که از سوی رژیم مزدور بعث عراق بر مردم و خصوصاً برایشان و تلامذ، و علاقمندانشان اعمال میشد مانع از ادامۀ این برنامه‌های سازنده میگشت. و نیز برنامۀ دیگری که در همین رابطه عملاً به مورد اجرا گذارده شد تقریر جمعی بحث استاد بود، به این معنی که تلامذه جدی و کوشای خود را براین واداشت تا حلقه‌ای تشکیل دهند و هر روز یکی از شاگردان درس دیروز استاد را برای دیگران تقریر و تشریح کند و این یکی از مفیدترین و پرورش دهنده‌ترین برنامه‌هائی بود که در رابطه با تجدید سیستم آموزشی حوزه به مجرای عمل گذاشته شد.
گذری بر نبرد سیاسی استاد شهید
نمی‌توان برای زندگی سیاسی استاد شهید آغاز مشخصی را تعیین کرد، زیرا اصولاً جنبش سیاسی بخشی از شخصیت قدس و الهی این ابر مرد را تشکیل میداد، ولو دقیقاً نقش فعال و بارز سیاسی ایشان را میتوان از زمان تاسیس (جماعه العلمای نجف اشرف) دانست که خود سررشتۀ یک جریان فکری سیاسی ممتدی در سراسر منطقه عربی و بالاخص عراق گردید، و در رابطه با همین فعالیتها بود که گروهی از علاقمندان و تلامذه استاد با راهنمائی و پشتیبانی ایشان در این اندیشه افتادند تا تشکیلاتی منظم مبتنی بر آرمانهای اصیل اسلامی و بینشهای راستین مکتبی بنا نهند که بحق مهمترین و فعالترین نقش را در سازندگی فکری و روحی سابقه روشنفکر مسلمان عراق و برخی دیگر از کشورهای اسلامی بازی کرد، و هم‌اکنون ستون فقرات جنبش اسلامی عراق را تشکیل میدهد.
چند سالی که هنوز شهید بزرگ آیت‌الله العظمی صدر بعنوان یک رهبر شناخته نشده بود و هنوز چندان مورد توجه عموم نبود (گرچه در حوزه و در محیطهای روشنفکری اسلامی مورد توجه و تقدیر کامل بود) بطور غیرمستقیم و گاه مستقیم جریانات سیاسی اسلامی جامعه را رهبری میکرد تا آنکه مرحوم آیت‌الله حکیم بدنبال یک نبرد دشوار با حزب بعث حاکم بر عراق دارفانی را وداع گفت و بتدریج شهید حضرت آیةالله العظمی صدر بعنوان یک رهبر شناخته شد و مورد توجه شدید مردم قرار گرفت. استعمارگران و مزدوران بعثی آنها در عراق دریافته بودند که وی میتواند محوری باشد که نیروهای اسلامی را جهت و سازمان بخشیده و گروه‌های تلاشگر مبارز اسلامی را رهبری کند و خطر جدی او را برای مصالح استعمارگران در منطقه و بخصوص در عراق بخوبی احساس کردند، و لذا پس از فوت آیةالله حکیم همۀ نیروی خود را برای سرکوبی قدرت آیةالله العظمی صدر و درهم شکستن مرکزیت او بسیج کردند و همۀ ضربه‌ها به ایشان و علاقه‌مندان ایشان متوجه شد و همیشه افراد منتسب به ایشان به همه نحو مورد اذیت و آزار بعثیان قرار میگرفتند و همه نوع شکنجه و فشار در حق آنان اعمال میشد، و بطور مداوم به قشرهای علاقمند به ایشان یورش برده میشد و عده‌ای دستگیر و روانۀ زندان میشدند، ولی همۀ این فشارها و جملات و یورشها اثری نبخشید، سرانجام حزب حاکم تصمیم گرفت کار را یکسر کند، و لذا به منزل شهید آیت‌الله العظمی صدر یورش بردند و او را دستگیر کردند ولی خبر دستگیری ایشان به سرعت برق در سراسر عراق می‌پیچد و از سوی مردم و حوزه علمیه نجف اشرف عکس‌العمل شدیدی در برابر این تصرف صورت می‌گیرد، به خصوص آنکه این دستگیری در زمانی اتفاق می‌افتد که ایشان کسالت داشته و در خانه بستری بوده‌اند و دستگیری ایشان منجر به وخامت وضع مزاجی ایشان میشود و ناچار ایشان را به بیمارستان میبرند و در آنجا زیر نظر قرار می‌دهند که این خود فرصتی میشود تا علما و دنبال آنان مردم از همه سو به بیمارستان روانه شوند و جریان حادثه طوری میشود که هرگونه اقدامی را در این زمینه برای بعثیان غیرممکن میگرداند و رژیم بعث ناگزیر ایشان را آزاد میسازد و پس از درمان کوتاهی در بیمارستان در میان موج احساسات مردم به منزل بازمیگردند. پس از مدت کوتاهی که میگذرد رژیم سفاک عراق با یورشی وحشیانه بسیاری از روشنفکران و علماء متعهد و مسئول را که از شاگردان و ارادتمندان ایشان بودند دستگیر کرد، و عده زیادی از آنان به اعدام محکوم و بقیه را به زندانهای طولانی می‌سپارد، که اولین گروه اعدام‌شدگان در این نوبت پنج نفری بودند که آغازگر کاروان شهادت انقلاب اسلامی عراق بشمار میروند:
1ـ حجةالاسلام و المسلمین شیخ‌ عارف بصری 2ـ حجةالاسلام سید عزالدین قپانچی 3ـ حجةالاسلام سیدعمادالدین طباطبائی تبریزی 4ـ استاد حسین جلوخان 5ـ استاد سیدنوری طعمه
از این پس موج دستگیری و زندان و شکنجه‌ و اعدام در مورد دوستان و پیروان شهید آیت‌الله العظمی صدر قطع نمی‌گردد، مدنی که وضع بهمین منوال پیش میرود حزب بعث نقشه تازه‌ای برای مسخ فرهنگ اسلامی جامعه و شستشوی مغزی نونهالان طرح می‌کند به عنوان «بعثی کردن آموزش و پرورش» که طی آن بر عموم معلمین و دبیران و استادان دانشگاه‌ها و کلیه دست‌اندرکاران آموزش و پرورش الزام میکند که بر جرگه بعثیان بپیوندند و عضویت حزب بعث را پذیرفته و آموزشهای آن را به مورد عمل گذارند. در اینجا فتوای معروف آیت‌الله العظمی صدر صادر میگردد و آن پیوستن به حزب بعث را تحت هر عنوان حرام اعلام می‌کنند و هرگونه همکاری با آن را همکاری با ظلم و کفر و دشمنی با اسلام و مسلمین میداند، و بدینوسیله ضربه مهلکی بر پیکر این طرح شیطانی وارد میسازد و مانع از اجرای آن میگردد.
ولی بعثیان در برابر این ضربه سخت آرام ننشستند و در فکر نقشه‌ای افتادند که قدرت الهی این مرد بزرگ را در هم شکنند و مانع از نفوذ کلمه وی در میان ملت گردند لذا دست به دو اقدام هم‌زمان زدند، از سوئی با یورشی وحشیانه و گسترده اغلب عناصر فعال اسلامی و نمایندگان آیت‌الله العظمی صدر را که پیام رسان ایشان در میان مردم بودند دستگیر کرده و بزندان بردند و از سوی دیگر طی یک نقشه حسابشده تظاهر بدینداری و اعتقاد به اسلام و مذهب را آغاز کردند و از طریق وسائل ارتباط جمعی دینداری و اعتقاد به مذهب را به هر نحو ممکن برخ مردم کشیدند و کرارا از پشت صحنه تلویزیون صدام را در حال نماز و زیارت و تسبیح و دعا نشان دادند و او را به صورت یک انسان مذهبی به مردم معرفی کردند.
ولی این نقشه‌ها نه تنها نتوانست مردم مسلمان عراق را بفریبد که آنان را به حیطه و مکرر دشمن آگاه‌تر، و در راهی که در آن گام برداشته بودند مصمم‌تر و استوارتر ساخت.
آیت‌الله العظمی صدر و انقلاب اسلامی ایران
پس از آنکه نهضت اسلامی ایران به اوج خود رسید و ملت قهرمان ایران در تظاهرات میلیونی خود هر روز قربانی‌های فراوانی به پیشگاه خداوند تقدیم می‌داشتند استعمارگران برای مقابله با گسترش و اوجگیری انقلاب هر لحظه نغمه‌ای ساز می‌کردند و همه نوع تبلیغات مسموم سعی در از اعتبار انداختن این قیام اسلامی بزرگ و جلوگیری از تاثیر آن در روحیه مسلمانان سایر نقاط جهان اسلام نمودند، در همین رابطه بوسیله بلندگوهای تبلیغاتی و با استفاده از شیوه‌های گوناگون این مسئله را به مردم تلقین میکردند که این خونریزیها از نظر اسلام مشروع نیست و کسی که اقداماتش که منجر به خونریزی میشود دستوراتش برخلاف سلام است، در اینجا شهید آیةالله العظمی سیدمحمدباقر صدر اعلامیه‌ای به حضور امام خمینی که در آن هنگام در پاریس اقامت داشتند ضمن تحلیل از قیام پرشکوه ملت مسلمان ایران برهبری امام خمینی آمادگی خود را برای تقدیم هرگونه همکاری اعلام میدارد، و از سوی دیگر پیامی به شاگردان و علاقمندان خود در ایران میفرستند و به آنان دستور میدهد که همچنان از فداکاری در راه پیروزی انقلاب اسلامی ایران دریغ نورزند و خود را در وجود امام خمینی ذوب کنند همانگونه که امام خمینی در اهداف الهی خود فانی شد.(1)
و در همین حال فتوای تاریخی دیگر خود را در مورد شهدای انقلاب اسلامی ایران صادر میکند ولی آن اعلام میدارد که کسانیکه در ایران برای دفاع اسلام و مسلمین قیام کرده و کشته میشوند شهید میباشند و خداوند آنانرا با امام حسین علیه‌السلام در بهشت محشور میگرداند.
این فتوای برسردمداران بعثی عراق بسیار گران آمد و آن را تهدیدی ضمنی بر علیه حاکمیت ظالمانه خویش تلقی کردند، و از اینرو شورای فرماندهی انقلاب بعثی عراق جلسه‌ای تحت عنوان (پیشگیری خطر خمینی عراق) تشکیل داده و در آن طرحهائی برای مقابله و از میان بردن شهید بزرگ اسلام آیةالله العظمی صدر ریختند.
ولی پیش از آنکه نقشه خود را به مورد اجرا گذارد اسلامی ایران به رهبری امام خمینی به پیروزی رسید و اوضاع دگرگون شد و نقطه عطفی در تاریخ مسلمانان جهان و بخصوص ملت مسلمان عراق بوجود آمد، و حمایت انقلاب و شور قیام را در دلها مشتعل ساخت و به کالبدهای نیمه جان روحی تازه بخشید، و مرحله جدیدی در تاریخ مبارزات اسلامی ملت عراق به رهبری شهید بزرگ آیةالله العظمی صدر بوجود آمد.
وقتی خبر مسرت‌بخش پیروزی انقلاب اسلامی ایران به عراق رسید حضرت ‌آیةالله العظمی صدر دو اقدام در این راه بانجام داد که: 1ـ دستور دادند تا تظاهرات تایید انقلاب اسلامی ایران در عراق بپا گردد. که در نتیجه آن تظاهرات عظیمی در نجف و سایر شهرهای بزرگ عراق بمنظور پشتیبانی از انقلاب اسلامی ایران برهبری امام خمینی براه افتاد و عده زیادی در این راه دستگیر شدند.
2ـ دو پیام به ایران ارسال داشتند، نخست پیام تبریک به حضور امام امت خمینی بزرگ که در آن پیروزی انقلاب اسلامی را تهنیت گفته و آمادگی خود را برای هرگونه همکاری ابراز داشتند و دیگری پیام به ملت ایران که در آن قهرمانیها و از خود گذشتگیهای این ملت بزرگ را ستوده و او را به ادامه پیروی از رهبری پیامبرگونه امام سفارش نمودند.
شهید آیت‌الله العظمی صدر و رهبری انقلاب اسلامی عراق
همانگونه که در گذشته اشاره شد نهال جنبش اسلامی در عراق توسط ایشان کاشته شد، و در سالهای متمادی بطور مستقیم و غیرمستقیم جنبش اسلامی عراق را رهبری میکردند. ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و اوجگیری انقلاب اسلامی عراق ضرورت ایجاب کرد که این رهبری ابعادی تازه یابد، و از این رو به دو اقدام دست زدند:
1ـ درس خارج خود را در حوزه به درس تفسیر تبدیل نمودند و ضمن آن افکار انقلابی اسلام را مطرح ساختند و سعی نمودند تا روحیه انقلابگری و حماسه و شور اسلامی در دلها بیفکنند.
2ـ طبق یک طرح سازمان یافته عده زیادی از شاگردان تربیت یافته خود را به سراسر عراق اعزام داشتند و به هر یک دستورالعملهائی در زمینه ارتباط با مردم و هیجان‌آفرینی و رهبری و راهنمائی مردم دادند.
و از سوی دیگر خود ایشان فعالیتهای خاصی را در زمینه ارتباط با نیروهای فعال و آزادیخواه اسلامی آغاز کردند و طبق برنامه خاصی زمینه را برای یک انقلاب همه جانبه، برعلیه حکومت بعث ستمگر عراق فراهم ساختند.
و در همین حال، در بحبوحۀ فعالیتهای سیاسی خویش در رهبری انقلاب اسلامی عراق دلش برای انقلاب اسلامی ایران می‌طپید، و دوست داشت آنچه در توان و امکانش هست در راه خدمت به این انقلاب تقدیم دارد و چون دستش نمی‌رسید تا از نزدیک با ملت ایران همگام و همرزم باشد از دور و در همان خانۀ کوچک خود خدمت خود را به انقلاب اسلامی ایران عرضه داشت و دست به نگارش سلسله‌ای از مطالب فکری در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی زد و آنها را به انقلاب اسلامی ایران هدیه نمود و این سلسله عبارت است:
1ـ مقدمه‌ای برای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
2ـ ابعاد کلی نظام اقتصاد اسلام
3ـ خطوط تفضیلی نظام اقتصادی اسلام
4ـ چهره کلی نظام بانکی اسلام
5ـ خلافت و شهادت
6ـ منابع قدرت در اسلام
این اقدام بعثیان عراق را سخت به خشم آورد و لذا نیمه شب (17 رجب 1399) به خانۀ او یورش بردند و او را دستگیر کرده و طی یک بازداشت 5/2 ساعته سعی کردند تا او را از پشتیبانی انقلاب اسلامی ایران بازداردند و طبق منطق پوسیده ناسیونالیستی بعثی خودشان به او گفتند: تو عرب هستی چرا فارس‌ها را تائید می‌کنی؟ که پاسخ قاطع و دندان‌شکن او را شنیدند که گفت: من در برابر همۀ مسلمین جهان مسئول هستم و باید به مسئولیت خویش در برابر همۀ آنان عمل کنم.
امام خمینی و شهید آیت‌الله صدر
وقتی که امام خمینی از فشار شدید حکومت ستمگر عراق به آیةالله العظمی مطلع شدند پیامی به ایشان فرستادند و در آن پیام خواستار شدند که آیةالله العظمی صدر همچنان در سنگر جهاد خویش در نجف اشرف باقی نمانند و نجف را به مقصد دیگری ترک نکنند شهید حضرت آیةالله العظمی صدر نیز در جوابی که برای امام ارسال داشتند اطاعت خود را از این درخواست اعلام فرموده و آمادگی خود را برای هرگونه رنج و مشقت در راه انجام وظیفه اعلام داشتند، این خبر وقتی در میان مردم پخش شد سیل گروههای مختلف مردم به سوی نجف سرازیر شد و ضمن تظاهرات و فریادهای آسمان خراش خود پشتیبانی بی‌دریغشان را از حضرت آیةالله العظمی صدر اعلام داشتند.
بعثیان که اوضاع را کاملاً برخلاف مصالحشان یافتند، و گسترش شور و هیجان اسلامی را در میان مردم خطری جدی برعلیه رژیم خونخوار خود تلقی کردند در اندیشه توطئه‌ای همه جانبه افتادند تا ریشۀ انقلاب اسلامی را بخشکانند، و از رشد آگاهی ملت مسلمان عراق جلوگیری کنند، از اینرو با حمله‌ای سبعانه و بسیار گسترده آیةالله العظمی صدر و افراد مؤمن و فعال را در سراسر کشور دستگیر کردند که در حدود 20 هزار مجاهده را شامل میشد و در تاریخ شورشهای سیاسی عراق بی‌سابقه بود، در این هنگام حضرت آیةالله العظمی صدر روز دوشنبه 16 رجب 1399 هجری قمری را بمنظور ابراز انزجار از این تصرف وحشیانه روز اعتصاب عمومی اعلام کردند، و ملت در این روز دست از کار کشیدند. ولی بامداد روز بعد سه‌شنبه 17 رجب در حدود 200 نفر از جلادان بعثی به خانه شهید آیةالله العظمی صدر یورش بردند و او را دستگیر کردند.
با انتشار خبر تظاهرات وسیعی در نجف بپا می‌گردد، در این میان شهیده بزرگ «بنت‌الهدی» نقش رهبری را بعهده داشت و لذا جمعیت انبوهی از زنان در کنار طلاب و علمای حوزه و سایر اقشار مردم در تظاهرات شرکت جستند که منجر به درگیری با جلادان بعثی می‌گردد و در حدود 160 مسلح کار آزموده بعثی به جان مردم بی‌سلاح می‌افتند و طی یک درگیری خونین عده زیادی از طرفین کشته و از تظاهرکنندگان را دستگیر می‌کنند، و در همان روز در شهر «الثوره» بغداد نیز تظاهرات عظیمی بپا می‌گردد و منجر به درگیری خونین شدیدی بین مردم و ماموران میگردد و در همین درگیری مسئول حزب بعث در آن منطقه بهلاکت میرسد.
بعثیان در برابر این عکس‌العمل شدید مردم ناگزیر به آزاد کردن شهید آیةالله العظمی صدر در ظهر همان روز شدند ولی مع‌الوصف بعدازظهر همان روز تظاهرات شدیدی برای اعتراض به این عمل وحشیانه در استان دیالی، و در کاظمین به پا گردید که منجر به درگیری خونین شد و عده بسیاری از مردم و مامورین بعثی کشته و مجروح شدند.
روز چهارشنبه 18 رجب 1399، مردم سیل‌آسا به سوی خانه آیةالله العظمی صدر هجوم بردند و پشتیبانی و آمادگی خود را برای فداکاری در راه اسلام برهبری آیةالله العظمی صدر اعلام داشتند.
نقشه خطرناک بعثیان برای جلوگیری از وقوع انقلاب
بعثیان با تجربه‌ای که از انقلاب اسلامی ایران اندوخته بوند دست به نقش تازه‌ای زدند و حضرت آیةالله العظمی صدر را در خانه خود زندانی کردند و از رفت و آمد مردم به خانه ایشان تحت هر عنوان جلوگیری نمودند بطوریکه از رفت و آمد نزدیکترین اشخاص حتی مستخدم خانه جلوگیری بعمل آوردند، ماهها وضع بهمین منوال پیش رفت تا در تاریخ 16 جمادی‌الاول 1400 هجری ایشان را دستگیر کرده و به بغداد بردند و متاسفانه پس از شکنجه‌های زیادی در تاریخ 22 جمادی‌الاول 1400، فاجعه بزرگ رخ میدهد و ایشان و خواهرشان را به شهادت میرسانند.
ما در همین جا به گفتارمان خاتمه میدهیم، با امید آنکه در فرصتی دیگر تفضیل سرگذشت این شهید بزرگ را بگونه‌ای مفصلتر و با شرح جریانهائی که در طول مدت زندانی ایشان در خانه و سپس دستگیری و ماجراهای پس از آن و تفضیل حادثه شهادت ایشان را بعرض علاقمندان برسانیم.
«والسلام علیه و علی الشهیده الظاهره اخته یوم والدوایوم استشهداً و یوم یبعثان
تلگراف آیت‌الله سیدمحمدباقر صدر به امام خمینی
بسمه‌تعالی
حضرت آیت‌الله العظمی الامام المجاهدالخمینی دام ظله
این نامه را به حضرتعالی در یکی از حساسترین لحظات تاریخ اسلام مینویسم تا بدینوسیله اعتماد و اعتراز بی‌نهایت خود را نسبت به پیروزیهای غرورآفرین ملت مسلمان ایران اظهار کنم. پیروزی‌های پی‌درپی و چشمگیری که با رهبری خردمندانه آنحضرت صورت گرفت و برنامه نجات‌بخش اسلامی را بجای دوا و ایدئولوژی متقابل شرق و غرب به بشریت عرضه داشت پیروزی شکوهمندی که با همت عظیم ملت مسلمان ایران برهبری حکیمانه آنحضرت تحقق پیدا کرده و این سرزمین اسلامی را از لوث شبح طاغوت روز پاک کرد و شرافت و کرامت ملت مسلمان ایران را که جریحه‌دار شده بود، از نو احیاء و زنده کرد پیروزی تاریخی بزرگی که با سعی و مجاهدت روحانیت بیدار و آزاد اسلام برهبری آنحضرت صورت گرفت و با همبستگی و همفکری تمام نیروهای فکری و روحانی و عملی جامعه روحانیت به ثمر رسید که در باب خود در تاریخ مجاهدات جامعه روحانیت شیعه کم نظیر است.
و همین وحدت و یکپارچگی و همبستگی بود که این پیروزی بزرگ اسلامی را برای جامعه مسلمان ایران تأمین نمود و در این هنگام که ما با امید و دعای فراوان از درگاه الهی چشم براه مراحل بعدی پیروزی این نهضت عظیم اسلامی هستیم. همه وجود و امکانات خود را در خدمت آن وجود بزرگ نهضت مقدس اسلام می‌گذاریم و از خداوند متعال خواستاریم که بر عمر و عزت آنحضرت بیافزاید و آرزوهای دیرینه و بزرگ ما را در سایه مرجعیت و رهبری آن حضرت محقق بفرماید. انشاءالله
محمدباقر الصدر 6 ربیع‌الاول 1399
در جواب تلگراف امام فرمودند:
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
حضرت آیت‌الله آقای حاج سیدمحمدباقر صدر دامت برکاته ـ نجف اشرف
پیش آمدهای اخیر یکی پس از دیگری موجب تاسف است انتظار آن نبود که با جناب عالی شخصیت علمی و اسلامی چنین رفتار شود.
چنانچه انتظار نبود و نیست که مامورین دولت عراق در سرحدات رفتاری کنند که مخالف حسن همجواریست ملت ایران که با نهضت اسلامی خود امید دارد دست اجانب را از جمیع ممالک اسلامی کوتاه کند و استقلال را به آنها برگرداند همچنین انتظار دارد که همان نحو که ملتها با نهضت عظیم اسلامی ایران موافق و پشتیبان آن هستند دولتها نیز پشتیبان آن باشند.
حوزه علمیه نجف اشرف که در خدمت اسلام و مسلمین است در طول تاریخ حافظ استقلال عراق بلکه سایر کشورهای اسلامی بوده است انتظار ندارد که مورد اهانت واقع شود و یکی از شاخص‌ترین بزرگانش مورد تهاجم واقع شود.
من به دولت عراق نصیحت میکنم که این دژ محکم را که حافظ کیان مصالح کشور است حفظ کند این نصیحتی بود که من در دوران گذشته به شاه مخلوع و دولت ایران کردم. از خداوند تعالی عظمت اسلام و استقلال کشورهای اسلامی را خواهانم والسلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته.
روح‌الله الموسوی الخمینی