شراره عدالتخواهی، مبارزه با فساد و براندازی حاکمان مزدور در خرمن کشورهای عربی افتاد و از آتش آن دست نشاندههای کشورهای غربی سوختند. نسیم بهار عربی جراحتهای باقی مانده از نظامهای ظالم گذشته را التیام بخشید. اما این روزها به نظر میرسد برخی از کشورهای غربی سعی دارند با ارائه بستههای رنگارنگ و کمکهای مالی فریبنده منافع خود را در کشورهای انقلابی محقق سازند. مردم عرب باید همچون گذشته هشیار باشند تا مسیر انقلاب آنها با دیکتههای زمزمههای کشورهای غربی به بیراهه نرود.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامه مصری الاهرام در گزارشی تحت عنوان "انقلابهای عربی و مداخلهها" نوشت: «هر از چندگاهی شنیده میشود که حوادث صورت گرفته در خاورمیانه و انقلابهای عربی جزو طرحها و نقشههای دولت آمریکا برای تقسیم خاورمیانه و بازسازی آن است. اما حقیقتی که از چشم بسیاری از تحلیل گران پنهان است این است که طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا در سال 2004 به بهانه حمایت از دموکراسی در خاورمیانه، گسترش توسعه اقتصادی و حمایت از زنان در جوامع خاورمیانه ارائه شد.
براساس این طرح کشورهای عربی، اسرائیل، ترکیه، افغانستان و پاکستان در خاورمیانه حضور خواهند داشت و نیروهای ناتو در این منطقه نقش امنیتی ایفا میکند.
زمانی که تحولات خاورمیانه و انقلابهای صورت گرفته در کشورهایی مانند مصر و تونس را بررسی میکنیم متوجه میشویم که این انقلابها، انقلابهای مردمی بوده و به دلایل مختلفی از جمله تحقق آزادی و عدالت اجتماعی به وجود آمد.
همچنین هیچ کدام از کشورهای خارجی و ایادی بیگانه در این انقلابها مداخلهای نداشتند. اما با بررسی دقیقتر متوجه میشویم که بعد از پیروزی انقلابهای مذکور بسیاری از نهادها و جنبشهای سیاسی و برخی از دولتها از انقلابهای عربی حمایت مادی زیادی میکنند تا بدین ترتیب بتوانند سیاستها و افکار خود را در این کشورها ترویج کنند. این همان مسالهای است که دولت مصر در شرایط کنونی با آن مخالفت میکند و این مساله زمانی نمود پیدا کرد که معاون وزیر امور خارجه آمریکا به وجود اختلافات دراین زمینه با دولت مصر اذعان کرد.»
زمانیکه کشورهای غربی در راس آنها دولت آمریکا متوجه شد که دیگر اوضاع در کشورهای ملتهب عربی قابل کنترل نیست به جای سیاست تغییر مهرهها سیاست وابسته کردن انقلابهای عربی را دنبال کرد به طوریکه با ارائه وامهای بلاعوض و نیروهای متخصص به مصر و دیگر کشورهای انقلابی سعی کرد تا به نوعی انقلابهای عربی را وام دار خود کند. بدیهی است که با وام دار شدن مردم انقلابی به یک جریان و یا دولت دیگر آن انقلاب از مسیر خود خارج میشود و نمیتواند علیه کشور مذکور اقدامی بکند.
روزنامه الاهرام در ادامه نوشته است: «ما در لیبی شاهد مشارکت نیروهای ناتو در عملیات نظامی علیه این کشور هستیم. بعد از آن ناتو اعلام کرد که برای دوره طولانیتری با هدف تحقق امنیت و بازسازی لیبی در این کشور حضور پیدا خواهد کرد. این همان نقشی است که نیروهای ناتو در افغانستان ایفا کردند.»
نیروهای ناتو در ابتدا به بهانه حمایت از غیر نظامیان لیبی و در اصل برای حمایت از منافع کشورهای غربی و چاههای نفت وارد لیبی شد.حملات هوایی ناتو به جای انکه نظام قذافی و نیروهای وی را هدف قرار دهد نیروها و تجهیزات ناچیز انقلابیون این کشور را بمباران می کند. فرمانده این نیروها نیز هر ازچندگاهی اعلام میکند که حملات ناتو علیه انقلابیون اشتباهی صورت گرفته است.
در ادامه تحلیل روزنامه الاهرام آمده است: «این مساله بهترین شاهد و دلیلی است که نشان میدهد طرح مذکور در حال حاضر در خاورمیانه اجرا میشود و ما فکر میکردیم که این طرح به تاریخ پیوسته است و هرگز بار دیگر مطرح نخواهد شد.
کاملا آشکار است که کشورهای بزرگ غربی در خاورمیانه منافع زیادی دارند و از دهههای پیش سعی کردند تا این منافع را محقق سازند. اکنون زمان آن فرا رسیده است تا به این منافع دست یابند.
ملت مصر توانست با انقلاب خود الگویی به تمام جهان ارائه دهد. بنابراین نباید اجازه دهد کشورها و گروههای بیگانه افکار و سیاستهای خود را به بهانههای مختلف و ارائه کمکهای مادی به مردم انقلابی دیکته کنند. مردم باید با تفکرات ملی خود راه خویش را به سمت آینده پیش بگیرند.»
روزنامه الاهرام مصر هم چنین در گزارشی دیگر تحت عنوان "انقلاب ملتهای عرب" نوشت: «ملتهای عربی که سالها از سوی حاکمان خود تحت فشار و شکنجه بودند به یکباره شوریدند و صدای خود را به گوش همگان رساندند.
حاکمان جهان نمیدانند که چگونه این اتفاق افتاد. معمر قذافی رهبر لیبی مردم انقلابی خود را "موش" میخواند و برخی دیگر آنان را تروریسم مینامند. اما به نظر میرسد این حاکمان فکر اینکه ملتهای تحت سلطه آنها چنین اقدامی بکنند و آرزوی برکناری آنها را داشته باشند هرگز از سر نگذرانده بودند.
تنها حقیقت آشکار این است که ملتهای منطقه تغییر کرده اند و در دوره جدیدی زندگی میکنند. حاکمان عرب باید بدانند که هیچ گاه زمان به عقب باز نخواهد گشت.
مردم عرب در دوره ایی چشمان خود را باز کردند و دیدند که آزادی، دموکراسی و کرامت انسانی وجود دارد. اما حاکمان آنها فکر میکردند که فراهم کردن یک زندگی روزمره برای آنها کافی است.
اولین جرقه انقلاب از مصر آغاز شد، نه از تونس. شبکههای ماهوارهای مخالف نظام در مصر بیشتر فعال بودند؛ چرا که این کشور بزرگترین و مهمترین کشور عربی به شمار میآید. فعالان مصری از طریق اینترنت وتصویربرداری از شکنجه مردم این کشور اقدامات سرکوب گرایانه نظام حاکم را رسوا کردند. مخالفان نیز در مصر شروع به رشد و ایجاد گروههای مختلف کردند.
آنها با دیدن پیروزی مردم تونس قدرت بیشتری گرفته و احساس کردند که میتوانند تغییراتی را به وجود آورند. حاکمان عرب و باقی مانده نظام آنها تلاش خواهند کرد تا انقلابهای عربی را با نیرنگهای جدید ناکام بگذارند. اما نمیدانند که تنها دارند وقت تلف می کنند چرا که سقوط همه آنها در نهایت با حضور مردم در خیابانها حتمی است».