پس از خلاصی یافتن از بیماری «حب نفس» با داروی «ریاضت» و همراه برداشتن توشه «تلاش» برای دستیابی به تألیف قلوب و زدودن کدورتها و نزدیک ساختن مواضع خدمت جریانهای فکری به یکدیگر، باید همه حواسها متوجه مبارزه با مانعی باشد که بر سر این راه وجود دارد.
از این مانع در کلام امام چنین یاد شده است:
«باید از واسطههائی که فقط کارشان القاء بدبینی نسبت به جناح مقابل است پرهیز نمود.»
واسطهها، بزرگترین مانع تألیف قلوب هستند. همینها هستند که کدورتها را بوجود میآورند و با شیطنتهائی که میکنند مانع نزدیک شدن مواضع خدمت جریانهای فکر به یکدیگر میشوند. از این افراد در کلام امام تعبیر دیگر هم در گذشته شده است.
امام، از این واسطهها با تعبیر «شیاطین» یاد کردند و الحق که این افراد شیاطینی هستند که منافع خود را در القائات مسموم و بدبین کردن این جناح به جناح مقابل جستجو میکنند. علت اصلی وجود این خصلت در این افراد اینست که آنها دچار عقده هستند و بدلیل کمبودهائی که دارند تلاش میکنند این کمبودها را از طریق کوبیدن این و آن جبران نمایند. واسطهها، از گلآلود کردن آب بیشترین سود را میبرند زیرا از آب گلآلود است که اینگونه افراد میتوانند ماهی مقصود را بگیرند.
این مطالب، نوعی تئوریبافی نیست، متکی به تجربه و مشاهده چندین ساله است. شواهد فراوانی وجود دارند که ثابت میکنند خطر «واسطهها» و القاء بدبینی آنها یک خطر واقعی است و در واقع امام روح حساسترین نقطه انگشت گذاشتهاند.
آنچه مایه تأسف است اینست که علیرغم هشدارهای انسانهای دلسوز که بارها به هر دو جناح تذکراتی داده و خطر «واسطهها» را گوشزد نموده و آنها را معرفی کردهاند، هیچ توجهی به این هشدارها و تذکرات خیرخواهانه نشده است. با انتشار «منشور برادری» از سوی امام امت و هشداری که ایشان در مورد «واسطهها» دادهاند، هیچ عذر و بهانهای برای هیچیک از جناحهای فکری وفادار به انقلاب باقی نمیماند. آنها باید این هشدار را جدی بگیرند و بیدرنگ به طرد «واسطهها» اقدام نمایند و در این اقدام هیچ چیزی را مانع ندانند.
به کلام هشداردهنده امام برگردیم که فرمودند: «باید از واسطههائی که فقط کارشان القاء بدبینی نسبت به جناح مقابل است پرهیز نمود». و بلافاصله اضافه فرمودند: «شما آنقدر دشمن مشترک دارید که باید با همه توان در برابر آنان بایستید لکن اگر دیدید کسی از اصول تخطی میکند در برابرش قاطعانه بایستید»
واقعا اگر کسی دلسوز انقلاب و اسلام باشد و برای یک لحظه به خیل عظیم دشمنان اسلام و انقلاب که دشمنان مشترک هر دو جناح وفادار به انقلاب هستند فکر کند، خواهد فهمید که باید همه با هرچه در توان دارند در برابر این دشمنان بایستند و هر کاری غیر از این موجب میشود که همگی آیه شریفه «ولاتناز عوافتفشلوا و تذهب ریحکم» درباره هر دو جناح مصداق پیدا کند که البته تا حدودی چنین شده است.
راه درست اینست که در این مقطع حساس با استقبالی که هر دو جناح از «منشور برادری» کردهاند، هرگونه ملاحظات را کنار بگذارند و واقعبینی را بر هر نوع برخورد دیگر با این رهنمودهای امام ترجیح دهند. واقعیت اینست که در هر دو جناح پیدا میشوند عناصر مغرضی که عنوان «واسطهها» که در کلام امام آمده بر آنها صادق است. امام در همین منشور برادری آنجا که از صداقت و دلسوزی هر دو جریان فکری برای اسلام و انقلاب سخن بمیان میآورند، با صراحت میگویند: «اکثریت قاطع هر دو جریان میخواهند کشورشان مستقل باشد». آوردن تعبیر «اکثریت» در این فراز هم به این معنی است که در هر دو جریان افراد قلیلی هستند که نمیخواهند کشورشان مستقل باشد. این افراد هر چند قلیل هستند. خطرشان بسیار بزرگ است.
اینها همان «واسطهها» هستند که امام به هر دو جریان خطرشان را گوشزد فرمودهاند. بنابراین تعارف را کنار بگذاریم و با صراحت بگوئیم که از هر دو جریان این انتظار و توقع بجا وجود دارد که این عناصر را طرد کنند. میزان و معیار صداقت این دو جریان در برخورد با «منشور برادری» این نیست که هر دو شعار بدهند که عجب مطلب خوبی امام فرمودهاند! معیار صداقت اینست که هر دو جریان بعنوان اولین گام، «واسطهها» را طرد کنند و از این طریق راه را برای «تالیف قلوب و زدودن کدورتها و نزدیک ساختن مواضع خدمت به یکدیگر» هموار نمایند.