تاریخ انتشار : ۱۳ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۲۲۵۲۳۹

نخستین سخنران قبل از دستور آقای دکتر ابراهیم یزدی نماینده تهران بود. وی اظهار داشت:
تصمیم بر صحبت کردن نداشتم چرا که در شرایط کنونی سخن گفتن برای ما بسی مشکل شده است. مطالب گفته شده یا نوشته شده ما را تحریف میکنند سخنان گفته‌ نشده‌ای را بما نسبت میدهند آنهم چه نسبتهای ناروایی، بدون آنکه امکان دفاع از حیثیت و شرف انسانی و اسلامی خود داشته باشیم. در چنین شرایطی جز صبر و سکوت و تفویض امر به قادر منان چه تکلیفی بر عهده ما میتواند باشد؟ اما اکنون که فرصتی بدست آمده است درصدد دفاع از خود و دوستان و رفع برخی شبهه‌ها و اتهاماتی که مرتب بر ما وارد میشود که در این هفته گذشته بخصوص به‌طور بی‌سابقه‌ای وسعت یافته است، چند نکته‌ای را به عرض شما نمایندگان محترم مردم و امت شهیدپرور و قهرمان ایران برسانم.
1ـ ما توطئه خائنانه انفجار غیر انسانی و ضد اسلامی هفتم تیرماه را که منجر به از دست رفتن جمع کثیری از شخصیتهای برجسته مملکتی و یاران وفادار امام شده است شدیدا محکوم کرده و میکنیم در همین رابطه اینجانب در هشتم تیرماه تلگرافاتی به محضر امام و حضور آیت‌الله منتظری فرستادم. همچنین آقای بازرگان نیز در تلگرامی بحضور امام امت این انفجار را فاجعه‌ای هولناک خواندند و مراتب تسلیت را بیان داشتند. نهضت آزادی ایران هم این انفجار را یکی از فجیعترین مظاهر خشونت تلقی نموده و آنرا شدیدا محکوم نموده است. متاسفانه این مراتب در هیچ کجا منعکس نشد برعکس مطالبی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و حتی بزبان سخنگوی دولت وارد شد مطالبی مطرح شد که به هیچ‌وجه درست نبود.
2ـ برادر عزیز من آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه نماز جمعه فرمودند که در اواخر سال 50 که بخارج سفر کرده بودند در پاریس مدت سه ماه صرف رفع اختلافاتی میان اشخاص نمودند از جمله اسمی هم از این جانب بردند و فرمودند با پرداخت پولهائی توانستند تا حدی اختلاف را تقلیل دهند. باید بعرض شما و ملت ایران برسانم که این‌جانب در آن مدت در پاریس نبودم و در جلسات مورد نظر ایشان شرکت نداشتم و هرگز جناب آقای هاشمی پولی باین‌جانب نپرداخته‌اند. اینجانب نه از اصل پرداختهای ایشان باشخاص و نه از مقدار آن اطلاعی نداشته‌ام. جناب آقای هاشمی بامریکا تشریف آوردند در مورد اختلافات مورد بحث با اینجانب هم صحبت کردند در حضور کسانی که آنروزها سخت طرفدار آقای بنی‌صدر بودند.
و بهمین دلیل هم با ما مخالفت میکردند ایکاش جناب ایشان توضیح میدادند که اختلافات ما بر سر مسایل شخصی نبود بلکه اختلاف در بینشها و منشها بود. آن کسانی که آنروز‌ها سخت طرفداری میکردند و بهمین دلیل با ما مخالف بودند اینروزها ما را باتهام واهی ائتلاف با این یا آن شخص میکوبند. ای کاش آن برادران عزیزی که مدام اختلاف ما را با اشخاص، شخصی و خصوصی و گروهی تلقی میکردند بتوضیحات ما بیشتر دقت میکردند، چه بسا ملت ما مجبور نبود امروز چنین بهای سنگینی را بپردازد. در تذکر خصوصی به جناب آقای هاشمی ظاهرا مطلب روشن شد و معلوم شد که جانب ایشان هرگز وجهی به این‌جانب نپرداخته‌اند و آنچه را که ایشان خصوصی فرمودند ربطی بمن نداشته است.
3ـ اما جناب آقای هادی چند نکته شبهه‌انگیز در بیانات خودشان فرمودند که باید پاسخ گفته شود، اگرچه این برای اولین‌بار نیست که من مجبور میشوم به این مسایل پاسخ بدهم. اولا جناب ایشان برای اثبات صلاحیت وزیر معرفی شده لزومی نداشت که اصرار داشته باشند که دیگران را ملکوک نمایند. میتوانستند مستقیما از جناب آقای مهندس موسوی دفاع نمایند ثانیا در مورد مطالب عنوان شده اول در مورد هواپیماهای اف ـ 14 همانطوریکه من بارها بعرض ملت ایران رسانده‌ام تصمیم در مورد هواپیماهای اف ـ 14 با شورای انقلاب بوده است هواپیماهای اف 14 چیزی نبود که در کیف یا جیب وزیر امور خارجه جا بگیرد و محرمانه بخواهد بامریکائیها بفروشد.
دلیل، تصمیم شورای انقلاب در آن شرایط خاص این بود که گزارش مفصلی بشورا داده شده بود در مورد تعداد و مشخصات این هواپیماها و اینکه حدود پنجهزار میلیون دلار خرج این هواپیماها شده است و نگهداری اینها سالی 500 میلیون دلار هزینه بر میدارد باضافه لوازم یدکی و مشکلات و آموزشها خصوصا با توجه باین مطلب که در دنیا فقط دو کشور هست که این هواپیماها را دارد.
نیروی دریائی آمریکا و نیروی هوایی ایران و لاغیر. با توجه به این گزارش مفصلی که در اینجا فرصت بحث و بررسی آن نیست شورای انقلاب خواسته بود که ما سئوال بکنیم و این مطلب بهمین ترتیب با کاردار مربوطه صحبت شد، چون شرایطی را عنون کرد که برای ما قابل قبول نبود مسئله منتفی شد در یکی از سخنرانیهائی که در مسجد الجواد داشتم وقتی یکی از حضار سئوالی کرد و توضیح دادم خوشبختانه برادر عزیزم آقای دکتر شیبانی آنجا بودند چون منشی جلسات شورا بودند، از ایشان استمداد طلبیدم ایشان عینا مطلب را بیان فرمودند. در مطالبی نظیر این که روزنامه جمهوری اسلامی عنوان کرده بود، توضیحات مفصل دادم و تعجب میکنم که برادر عزیزم آقای هادی ـ میبایستی دقیقتر از این عمل میفرمودند.
ظاهرا همانطوریکه مثل معروف میگوید نصف حقیقت بدتر از جعل است، در اینجا صادق هست ایشان فقط نیمی از حقیقت را شنیده بودند و لاغیر. امیدوارم این توضیحات روشن‌کننده باشد که در این میان وزیر امور خارجه وقت هیچ نقشی در فروش اینها نداشته، خرید و فروش لوازم نظامی با وزیر امور خارجه نیست.
اما در مورد روابط ما با فلسطین و سازمانهای آزادیبخش مطالبی فرمودند متاسفانه من فرصت نداشتم که نامه‌هایی را که از جانب سازمان آزادیبخش فلسطین برادر یاسر عرفات بامام نوشته شد و در همان زمان بمن نوشته شد بعنوان وزیر امور خارجه و تشکر از سیاستی که ما اتخاذ کرده بودیم و کمکهائی که شده بود، بیاورم و در اینجا بخوانم همینطور نامه مشابهی از سازمان آزادیبخش اریتره و جنبش آزادیبخش پولیساریو در مورد سیاستهایی که ما اعمال کرده بودیم و کمکهای ذیقیمتی که باینها در محافل بین‌المللی، چه در کوبا و چه در سازمان ملل، انجام شده بود، در مورد کنفرانس ملل غیر متعهد و اینکه ایشان فرمودند موضع ما بسیار انفعالی بوده است و بهمین دلیل هم تشکیل هفتمین گردهم‌آئی سران کشورهای غیر متعهد در دوره بعد در بغداد خواهد بود.
من تعجب میکنم از این برادر عزیزم که سوابقی در مطالعات سیاسی بخصوص روابط بین‌المللی دارند چنین حرفی را بزنند سابقه عضویت ایران در ملل غیر متعهد به بعد از انقلاب بر میگردد. زمانی که در خردادماه من مسئولیت وزارت امور خارجه را پذیرفتم اولین اقدامات برای عضویت در گروه ملل غیر متعهد صورت گرفت. نماینده ایران در کنفرانس وزرای امور خارجه ملل غیر متعهد در «سری‌لانکا» شرکت کرد و بطور مقدماتی عضویت ایران در این گروه قبول شد اما عضویت نهائی موکول به برگزاری ششمین کنفرانس سران کشورها در «هاوانا» شد. تنها در کنفرانس «هاوانا» بود که عضویت ایران در جلسه عمومی گردهمائی مطرح و بتصویب نهائی رسید و تا قبل از آن ایران بعنوان ناظر دعوت شده بود.
اما عراق از سال 1960 حداقل قریب 20 سال است که عضو ملل غیر متعهد هست در تمام کنفرانسهای سران قبلا شرکت داشته است تصمیم بر اینکه هفتمین کنفرانس سران در بغداد تشکیل بشود قبل از عضویت ایران در این کنفرانس اتخاذ شده بوده من نفهمیدم چنان تصمیمی چه ارتباطی به موضع فعال یا غیر فعال ایران در این کنفرانس داشته است اما باعتقاد من و تمام کسانی که از نزدیک ناظر بر فعالیتهای هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس «هاوانا» بودند هیات ما از فعالترین هیاتهای شرکت‌کننده بود.
من فرصت دادن گزارش کامل را ندارم و متاسفم ما در شرایطی کار میکردیم که حتی گزارش کامل شرکت هیات نمایندگی ایران در این کنفرانس منتشر نشد چندین هزار جلد کتاب ترجمه بیانیه‌ها و خطبه‌های متعدد امام ترجمه انگلیسی نهج‌البلاغه و ترجمه کتابهای دیگری در رابطه با ایران در آنجا توزیع شد بیش از سی و چند مصاحبه مطبوعاتی با خبرنگاران جهان که بیش از 1200 خبرنگار و هیاتهای رسانه‌های گروهی آمده بودند صورت گرفت و بالاخره موضع ما در مورد مصر و مراکش و بطور واضح ایستادگی برای اخراج آنها از جنبش ملل غیر متعهد بود. معذلک با تمام اینها در مقایسه با هر هیاتی که بخارج از ایران سفر کرده است ما آماده هستیم که نتایج که خودمانرا به تحقیق بگذاریم. جمع کل مخارج هیات اعزامی جمهوری اسلامی ایران به ششمین کنفرانس ملل غیر متعهد در کوبا 6700 دلار شده بود که در مقایسه با هر هیاتی قابل بررسی و مطالعه میباشد.
از ما پرسیده شده است که چرا ما نامزدی برای ریاست جمهوری و یا نامزدهائی برای انتخابات میاندوره‌ای مجلس شورای اسلامی معرفی نکرده‌ایم در پاسخ باین سئوال نهضت آزادی اعلامیه‌ای داده است که من قرائت میکنم، نهضت آزادی ایران با توجه به شرایط جاری و جنگی کشور و محرومیت از تبلیغات آزاد قانونی تعیین نامزد برای جمهوری و نمایندگان میاندوره‌ای مجلس شورای اسلامی نکرده است، توضیح آنکه نهضت آزادی با علاقه به مشارکت جدی در انتخابات طی نامه‌ای در تاریخ 4/4/60 از وزارت کشور درخواست کرده بود که با رفع توقیفهای غیر قانونی و رفع محرومیت از مطبوعات و انتشارات و جلوگیری از ممانعتها و خطراتی که برای اجتماع وجود دارد شرایط مناسب را تامین نماید.
خصوصا که همه برادران و خواهران توجه دارند در این مورد زمینه‌های تبلیغاتی مساعد وجود ندارد، همین چند روز پیش ما ناظر بودیم باینکه از صدا و سیمای جمهوری مطلبی پخش شد که بهیچوجه درست نبود، آقای رادنیا که از مبارزین قدیمی هستند، عضو نهضت آزادی نیستند و روشن است که نهضت مسئولیتی در قبال فعالیتهای ایشان ندارد. حتی آن بود که مسئولین امر قبل از آن حداقل در اینمورد از نهضت سئوالی میفرمودند.
مطلب پنجم در رابطه با شهادت پر افتخار سردار مجاهد اسلام، دکتر مصطفی چمران است که من این شهادت را بحضور امام و امت و تمامی رزمندگان جبهه‌های حق و باطل چه در خوزستان، چه در جنوب لبنان، تبریک و تسلیت میگویم.
از دست دادن این یار قدیمی برای من بسیار ناگوار است، آشنائی و همکاری و همگامی و هم‌سنگری من با شهید دکتر چمران از زمانی شروع شد که او محصل سال آخر دبیرستان البرز بود، در تمام دوران مبارزات ضد استعماری ملی شدن نفت و سپس بعد از کودتای خائنانه 28 مرداد، در مبارزات نهضت مقاومت ملی، در جریان تظاهرات چهاردهم تا شانزدهم آذر 22 هنگام ورود نیکسون خائن به تهران و برقراری روابط ایران و انگلیس که منجر به شهادت سه دانشجوی دانشکده فنی شد و سپس در خارج از کشور از سال 40 در اعتصابات و در تظاهرات ضد رژیم در درگیری با پلیس فاشیست آمریکا در برنامه‌های الجزایر و سپس مصر و سپس دوران تدارک آموزش جنگهای چریکی و سازماندهی مبارزات مخفی در سازماندهی شیعیان لبنان همراه با برادر بزرگوارمان امام موسی صدر که هر کجا هست خداوند مشمول عنایات خودش بفرماید و دشمنان او را نابود سازد در همکاری با مقاومت فلسطین، درگیریهای مسلحانه با نیروی اشغالگر صهیونیستی، در آموزش جوانان ایرانی برای ادامه مبارزات مسلحانه علیه نظام شاهنشاهی در ایران، در همه‌جا در طی طول 30 سال گذشته تا آخرین روزهای شهادتش با هم بودیم، چقدر دردناک است و چه فاجعه‌ای برای این انقلاب که تا روز قبل از شهادتش از چپ و راست مورد بدترین و زشت‌ترین اتهامات قرار گرفته بود.
او را جاسوس خواندند، او را قاتل «تل زعتر» خواندند، علیه او کتاب فاجعه لبنان را نوشتند، او را قاتل کردستان نامیدند، او را عامل مسلح کردن فئودالهای کردستان معرفی کردند و چه نسبت‌هائی که باو ندادند تا روز قبل از شهادتش در بیانیه‌هائی که علیه او و دوستانش منتشر میشد او را به عنوان عامل آمریکا که باید محاکمه شود، معرفی کردند، حتی در جلوی دانشگاه تهران لوحه‌ای آویزان کردند و نام وی را هم جزء کسانی یادداشت کرده بودند که باید محاکمه شود.
حتی چنین بیانیه‌ای در جلوی مجلس و در ناهارخوری مجلس هم منتشر شد ـ البته روز بعد از شهادتش رفتند و با قلم ماژیک روی اسم او را خط کشیدند. به راستی که چمران چه سعادتمندانه به حقیقت پیوست، از خدا می‌طلبم و دعا میکنم که به حق این ایام ماه مبارک رمضان هرچه زودتر وسیله الحاق مرا به یار دیرینه‌ام فراهم سازد، از خدا می‌طلبم که بما توفیق دهد که رفتارهایمان را قبل از آنی که خیلی دیر شده باشد، اصلاح کنیم و بجای چنگ زدن بر یکدیگر، به دشمن اصلی و واقعی و داخلی و خارجی اسلام و انقلاب و ملت بپردازیم.