تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۲۲۵۲۴۲
ترجمه: مجید زند مقدمه: یواشی مازوزو، نویسنده این مقاله، تحصیلاتش را با اخذ درجه دکترای علوم سیاسی از دانشگاه «گرنوبل» فرانسه به پایان رسانده است. وی هم‌اکنون تدریس علوم سیاسی دانشگاه توکیو را به عهده دارد و عضو بسیاری از کمیته‌های بین‌المللی ژاپن است.

دولت ناکازونه از نوامبر 1982 که به قدرت رسید کامیابی‌های بسیاری به دست آورده است. نخست‌وزیر، پس از دیدار رسمی غیرمنتظره از سئول در ژانویه 1983، برای تحکیم روابط بین ژاپن و ایالات متحده رهسپار واشنگتن شد. یاسوهیرو ناکازونه به هنگام گفتگوهایش با پرزیدنت ریگان اظهار داشت که ژاپن سهمش را از مسئولیت بین‌المللی، نه تنها در عرصه اقتصادی بلکه حتی در زمینه سیاسی، همپایه اعضای غربی به عهده خواهد گرفت.
وی در ژوئن 1983 به هنگام گردهمایی سران کشورهای صنعتی در «ویلیامسبورگ» با تاکید بر روی ضرورت اتخاذ تصمیمات هماهنگ با سایر متحدان،‌ یعنی آمریکا و اروپا، به منظور تامین امنیت غرب در مقابل خطر شوروی، تعهدات بین‌المللی خود را تکرار کرد. ناکازونه در نوامبر 1983 در توکیو میزبان هویائوبانگ، دبیرگل حزب کمونیست چین بود و چهار ماه بعد از پکن دیدن کرد.
تماس‌های بین رهبران دو کشور کمک شایان توجه‌ای به بهبود روابط چین و ژاپن نمود و بالاخره، در پائیز 1983 یاسوهیرو ناکازونه به منظور نمایاندن علاقه‌اش نسبت به آسیا و اقیانوس آرام به جمع کشورهای عضو «آ.س.آن» پیوست و بعد از آن در مه 1984 عازم کشورهای هند و پاکستان شد.
یاسوهیرو ناکازونه به سبب روش کار سیاسی‌اش، از پیشینیان خود که سکوت را به قبول تعهدات سیاسی ترجیح می‌دادند، متمایز می‌شود. وی بی‌هیچ ابهامی عقاید خود را به مخاطبش، گاهی به انگلیسی - می‌گوید. اینگونه ابراز عقاید سیاسی سخت مورد قدردانی ناظران خارجی واقع می‌شود و ژاپنی‌ها در سایه کامیابی‌های سیاسی یاسوهیرو ناکازونه شاهد نفوذ کاستی‌ناپذیر ‌قدرت کشورشان در صحنه بین‌المللی هستند.
نتایج سیاسی کسب شده از سوی یاسوهیرو ناکازونه با عدم حساسیت سیاسی سلفش، زونکو سوزوکی، ‌که رابطه با واشنگتن را آسیب‌پذیر کرده بود، تفاوت دارد. در واقع هنگامی که سوزوکی در ماه مه 1981 عازم ایالات متحده آمریکا شد با تعهد به کنترل راه‌های دریایی و حمایت از کشتیرانی در آب‌های ملی ژاپن، به رونالد ریگان قول داد که به همراه آمریکایی‌ها در حفظ امنیت غرب مشارکت ورزد.
وی به محض اینکه به ژاپن بازگشت اظهار داشت: لفظ «پیمان» که وی برای توضیح روابط ژاپن ـ آمریکا بکار می‌برد، شامل مسایل نظامی نمی‌شود. این دستپاچگی در ارائه جوابی فوری به انتقادهای مطبوعات ضدآمریکایی ژاپن، اعتبار رئیس دولت ژاپن را خدشه‌دار ساخت.
با توجه به سوءتفاهم موجود بین توکیو و واشینگتن و تاکیدهای مکرر نخست‌وزیر جدید بر روی اهمیت اساسی حسن روابط سیاسی بین ژاپن ـ آمریکا، علت قدردانی‌های ریگان از یاسوهیرو ناکازونه را می‌توان دریافت. همچنین نوعی دوستی شخصی بین رهبران دو کشور به وجود آمده که تا حدودی به ایجاد آرامش در مورد اختلافات بازرگانی بین ژاپن و ایالات متحده کمک کرده است.
موفقیت‌های سیاسی یاسوهیرو ناکازونه اعتبار زیادی در نزد شهروندان ژاپنی برای وی ایجاد کرده است، بطوریکه پیش‌بینی می‌شد که او به راحتی در پائیز 1984 با اتمام دو سال نمایند‌گی‌اش در ریاست «حزب لیبرال دموکرات» مجددا به این مقام انتخاب شود. ولی اتفاقی غیرمنتظره رخ داد: رهبران اصلی حزب در مخالفت با ناکازونه،‌ درخواست کردند که نایب‌رئیس حزب لیبرال دموکرات یعنی «م. نیکایدو» باید جانشین وی شود.
با امتناع مرد شمارۀ دو حزب این «کودتای» کوچک آنچنان اثر و دوامی نیافت. با اعتقاد بر اینکه زنکو سوزوکی یکی از محرکین این جریان بوده است، اگر «نیکایدو» به ضرورت انجام این عملیات تا انتها متقاعد می‌شد،‌ کنارگذاری یاسوهیرو ناکازونه از دایره قدرت حتمی بود. در واقع یاسوهیرو ناکازونه دوباره انتخاب شد.
ولی در این دوره کار بقدری مشکل بود که وی می‌باید قبل از پرداختن به هدف‌های سیاسی‌اش یا تصمیم‌گیری در مورد هر مساله مهمی با سران حزب مشورت کند. این دسیسه‌چینی علیه ناکازونه ما را وامی‌دارد که ساختار حزب لیبرال دموکرات را بررسی کنیم. در واقع سیاست خارجی ژاپن عملا به سازمان داخلی حزب اکثریت مربوط می‌شود.
ساختار حزب لیبرال دموکرات:
انتخاب مجدد یاسوهیرو ناکازونه در سال 1984 به سه دلیل مشکل بود:
ـ تعلق وی به جناحی از حزب لیبرال دموکرات (هاباتسو) 2 که قدرت کافی برای تسلط یافتن بر حزب را ندارد.
ـ دوری جستن از خط‌مشی سیاسی خارجی که تا پیش از وی، یعنی از سال‌های 1950 به وسیله دولت‌های پیشین مو به مو اجرا می‌شد.
ـ و بالاخره سیاستی فوق‌العاده قاطع و فاقد اعتدال که برانگیزنده بغض و حسد همکاران حزبی، بخصوص نخست‌وزیران سابق بود.
«هاباتسو»:
حزب لیبرال دموکرات ژاپن بیشتر محل تجمع گروه‌بندهای سیاسی است تا یک حزب یکپارچه. این گروه‌ها را می‌توان با «جریان»های موجود در حزب سوسیالیست فرانسه یا «کورنتی»های دموکرات مسیحی ایتالیا مقایسه کرد. در حال حاضر پنج جناح اصلی رقیب در این حزب فعالیت می‌کنند: جناح تاناکا (به رهبری کاکویی تاناکا)، جناح سوزوکی، جناح فوکودا، جناح ناکازونه و جناح کوموتو.
یاسوهیرو ناکازونه که سرکردگی چهارمین جناح را به عهده دارد،‌ طبعا قادر به هدایت سیاست‌های خود بدون حمایت سایر جناح‌ها، به ویژه جناح کاکویی تاناکا که نمایندگی قویترین جناح‌های حزب را دارد، نیست. احزاب مخالف به منظور جلب توجه ژاپنی‌ها به اعمال نفوذ کاکویی تاناکا، نخست‌وزیر اسبق، در سیاست ژاپن، به مسخره دولت فعلی را «تاناکازونه» می‌نامند.
منشاء «هاباتسو» چیست؟ به جز حزب کمونیست، سایر احزاب سیاسی ژاپن به طریق جدید سازماندهی نشده‌اند. «حزب سوسیال دموکرات» نیز بیشتر یک حزب کادرها است تا یک حزب توده‌ای. نمایندگان مجلس این حزب را تسخیر کرده‌اند. از آنجا که برای تجهیز و تدارک رای‌دهندگان نمی‌توان روی حزب حساب کرد، نامزدها می‌باید به هنگام انتخاب بر امکانات خاص خودشان تکیه کنند.
هر کاندیدا در حد توانش،‌ سازمان خاص خود «کوئن کای» یعنی «ماشین رای جمع کنی» خود را تدارک می‌بیند. سعی ‌می‌کند در هر محله حداقل یک شعبه از «کوئن کای» خود را مستقر کند. ولی تاسیس و نگهداری هر شعبه بقدری پرخرج است که هر نماینده جوان مجبور است برای دریافت حمایت مالی به یکی از رهبران اصلی مراجعه کند.
سیاستمداری بلندپرواز و جاه‌طلب از همین دم می‌تواند با جلب چنین جوانانی جناح خود را تشکیل دهد و پس از این، با بیشترین سرعت برای آزمایش جناح خود در دستیابی به قدرت وارد عمل شود. با رسیدن به نخست‌وزیری،‌ می‌تواند مشاغل وزارتی را بین اعضای‌ هاباتسوی خود تقسیم کند.
از سوی دیگر، تعداد کرسی‌های موجود در مجمع ملی ژاپن بر حسب تعداد رای‌دهندگان برای هر حوزه انتخاباتی از 3 تا 5 کرسی متغیر است. یک حزب سیاسی در یک حوزه بیش از 5 کرسی را نمی‌تواند به خود اختصاص دهد. به همین دلیل روشن می‌شود که چرا حزب لیبرال دموکرات به پنج جناح تقسیم شده است. حزبی که عملا از پایان جنگ جهانی دوم لاینقطع قدرت را در اختیار داشته است.
هاباتسو به عنوان پدیده‌ای خاص در زندگی سیاسی ژاپن، بیشتر معرف دسته‌بندی‌هایی در اطراف یک شخصیت است تا سمتگیری‌های سیاسی یک گروه مشخص بنابراین هر ترکیب و ائتلافی برای رسیدن به قدرت صورت می‌گیرد. مثلا ائتلاف گروه‌های فوکودا، ناکازونه و میکی (در حال حاضر کوموتو) در دسامبر 1974 باعث ایجاد دولت میکی شد، هرچند که گروه فوکودا دو سال بعد برای از قدرت انداختن تاکومیکی به گروه‌های تاناکا واهیرا (در حال حاضر سوزوکی) ملحق شد.
کج‌روی ناکازونه:
هرچند که هاباتسو حزب لیبرال دموکرات قبل از هر چیز گروه‌بندی براساس منافع است، لیکن سمتگیری سیاسی آن انعکاس اندیشه‌های شخصی رهبری آن است. برای مثال در عرصه سیاست خارجی «انترناسیونالیسم صلح‌آمیز» جناح میکی در مخالفت با «ناسیونالیسم» ناکازونه قرار می‌گیرد.
در عین حال، اصلی‌ترین جریانهای محافظه‌کار (هوشوهوریو) که با اندک اختلافی به وسیه جناح‌های تاناکا،‌ سوزوکی و فوکودا معرفی می‌شوند، ترجیح می‌دهند که ژاپن فعالیت‌هایش را در عرصه اقتصاد متمرکز کند و تعهداتی سیاسی یا نظامی در صحنه بین‌الملل نسپارد. ولی تاکو میکی و یاسوهیرو ناکازونه بنیاد انحرافی را نسبت به خط‌مشی سنتی حزب لیبرال دموکرات بنا نهادند.
یاسوهیرو ناکازونه به علت وابسته نبودن به جریان اصلی حزب، در هدایت سیاست خارجی‌اش دچار توقف شده است. هنگامی که وی به ریگان قول داد که مسئولیت‌های بیشتری در سطح بین‌الملل می‌پذیرد، از سوی رقبایش متهم شد به اینکه منافع ملی ژاپن را به خطر انداخته است. هرچند که دومین دوره نمایندگی‌‌اش آغاز شده است، ولی ناکازونه باید در قلب حزب لیبرال دموکرات دست به مانورهایی بزند. به این ترتیب که وی مجبور است انعطاف‌هایی در نخستین مراحل سیاست خارجی بلندپروازانه‌اش وارد کند.
دشمنی نخست‌وزیران سابق:
سومین عامل که مانع حسن اجرای سیاست خارجی یاسوهیرو ناکازونه می‌شود کینه‌ورزی برخی از رهبران حزب لیبرال دموکرات نسبت به این سیاست است. در واقع دولت‌های کاکویی تاناکا (1974 ـ 1972)، تاکو میکی (1976 ـ 1974)، تاکو فوکودا (1968 ـ 1976)، ماسایوشی اوهیرا (1980 ـ 1978)، وزنکو سوزوکی (1982 ـ 1980) که بین سال 1982 ـ 1972 بر روی کار آمدند، چنانکه می‌بینیم هیچکدام بیش از دو سال دوام نیاوردند.
طبیعی است که همه این نخست‌وزیران سابق و اسبق،‌ به جز ناسایوشی اوهیرا که در سال 1980 به درود حیات گفت،‌ نسبت به یاسوهیرو ناکازونه که دومین دوره کارش را شروع کرده است، به چشم حسادت بنگرند. این امر نشان می‌دهد که چرا بسیاری از رهبران حزب لیبرال دموکرات می‌کوشیدند تا مانع انتخاب دوباره وی در اکتبر 1984 شوند. به ویژه زنکو سوزوکی که دیپلماسی وی غالبا مورد انتقاد جدی یاسوهیرو ناکازونه واقع شده بود، نمی‌خواست به راحتی از گناه جانشینش درگذرد.
تاکو فوکودا نیز خواستار جدایی یاسوهیرو ناکازونه از همآورد درجه یک وی، کاکویی تاناکا شده بود. در عوض، کاکویی تاناکا که به علت آلوده شدن در ماجرای فضاحت‌بار «لاکهید» نمی‌توانست آشکارا در صحنه سیاسی ظاهر شود،‌ نفوذ خود را در حمایت از دولت ناکازونه بکار برد، ناکازونه نیز بدون تکیه بر جناح تاناکا، به عنوان قویترین جناح حزب لیبرال دموکرات،‌ قادر به پیشبرد کارها نبود.
سایر رهبران نیز به شیوه سیاسی یاسوهیرو ناکازونه که تنها با مشورت با اطرافیان شخصی تدوین می‌شود و تعیین‌کننده سیاست دولت است، وقعی نمی‌نهند. آنها معتقدند که اقتدار حزب لیبرال دموکرات با روشی که نخست‌وزیر برای پیشبرد سیاست‌هایش بکار گرفته،‌ سخت مخدوش شده است. بررسی‌های به عمل آمده نشان می‌دهد که محبوبیت‌ یاسوهیرو ناکازونه در نزد افکار عمومی بیش از نفوذ وی در مرکز حزب است.
یاسوهیرو ناکازونه از زمان انتخاب مشکل مجددش به ریاست حزب لیبرال دموکرات در اکتبر 1984 با توجه به عوامل مختلف ذکر شده،‌ می‌کوشد با جلب نامزدهای جوان بلندپرواز، جناح خود را گسترش داده، سیاست خارجی‌اش را با احتیاط بیشتری تدوین نماید و خلاصه،‌ بیش از پیش با رهبران سایر جناح‌های حزب به مشورت بنشیند.
افکار عمومی و احزاب مخالف:
سیاست خارجی دولت تحت‌تاثیر افکار عمومی و احزاب مخالف نیز قرار دارد. سیاست یاسوهیرو ناکازونه هم از این قاعده مستثنی نیست.
ماده 9 قانون اساسی ژاپن این کشور را از اعزام نیروهای نظامی به خارج از مرزها و شرکت در سیستم‌های امنیت جمعی منع می‌کند. به نظر می‌رسد که اکثر ژاپنی‌ها از این سیاست دفاعی راضی‌اند. مطابق یک نظرخواهی تنها 24 درصد از مردم تجدیدنظر در مورد ماده 9 را توجیه می‌کنند،‌ ولی 61 درصد مخالفند. هم‌چنین بسیاری از ژاپنی‌ها خواهان رعایت سه اصل اساسی غیر‌هسته‌ای شدن (عدم مالکیت، عدم ساخت و عدم کاربرد سلاح‌های هسته‌ای) از سوی دولت‌اند.
نظرخواهی دیگر نشان می‌دهد که 6/63 درصد مردم با رفت‌وآمد کشتی‌های آمریکایی‌ مجهز به سلاح‌های اتمی در بنادر ژاپن مخالف و 3/23 درصد موافق‌اند. وانگهی، بیشتر ژاپنی‌ها خواهان حفظ نیروهای نظامی (نیروهای آژانس دفاعی) در سطح فعلی‌اند. (ر.ک تابلوی شماره 1).
در پیوند با این مساله شایان توجه است که بدانیم دولت ژاپن چگونه موفق به جلب رضایت مردم این کشور برای تغییر بودجه دفاعی می‌شود. مطابق اصول موجود،‌ این بودجه نباید از یک درصد تولید ناخالص ملی فزونتر شود. با توجه به رشد بطئی اقتصادی امکان دارد در سال آتی حقوق سربازان و پرسنل نظامی افزایش یابد که این خود ناقض اصول مذکور است. آن دست از مطبوعات ژاپن که اظهار استقلال می‌نمایند، عموما دارای گرایش‌های ضددولتی و ضدآمریکایی‌اند.
روزنامه‌های بزرگ، ‌از جمله «آساهی شیمبون» با هوشیاری تمام اقدامات دولت برای افزایش بودجه دفاعی و توسعه همکاری‌های نظامی با ایالات متحده را زیرنظر دارند. حزب سوسیالیست، یعنی بزرگترین حزب ملی پس از حزب لیبرال دموکرات (ر.ک تابلوی شماره 2)، به عنوان یکی از احزاب مخالف،‌ آشکارا حامی سیاست بی‌طرفی است.
حزب سوسیالیست برای دستیابی به این هدف سه مرحله را پیشنهاد می‌کند: ابتدا سازماندهی جنبشی به نفع خلع سلاح،‌ سپس اعلام بی‌طرفی ژاپن با فسخ پیمان امنیتی ژاپن ـ آمریکا، و در نهایت انحلال نیروهای آژانس دفاعی. حزب کمونیست آشکارا با سیاست خارجی دولت لیبرال دموکرات که بر تحکیم پیمان نظامی با آمریکا مبتنی است،‌ مخالف است.
دو حزب سوسیال دموکرات و کومیتو (حزب بودایی.) انعقاد پیمان امنیتی با آمریکا را مجاز می‌شمارند، ‌ولی در همین حال، به مواد صلح‌جویانه قانون اساسی و سه اصل غیرهسته‌ای شدن وفادارند. اگر یاسوهیرو ناکازونه مسئولیت‌های نظامی و ناشی از حمایت از راه‌های دریایی را که دولت آمریکا از ژاپن انتظار دارد، نپذیرد،‌ نمی‌تواند به راحتی حمایت این دو حزب را به دست آورد.
در سیستمی که جلب رضایت مردم بر مقابله با آنها برتری دارد، رئیس دولت باید بطور جدی رفتار احزاب مخالف،‌ مطبوعات و افکار عمومی را مورد توجه قرار دهد. اگر نخست‌وزیر بدون توجه به برخی از انتقادات مدعیان، ‌مطلقا سیاست خارجی خود را پیگیری کند،‌ به هنگام بحث پیرامون قوانینی که به مسایل مهم داخلی مربوط می‌شود،‌ مثلا اصلاح سیستم امنیت اجتماعی یا غیرملی کردن راه‌آهن، ‌نمی‌تواند به هیچ توافقی با مخالفین برسد. از نظر تئوری دولت با در اختیار داشتن اکثریت در دو مجلس می‌تواند بسیاری از مسایل را فیصله دهد، ‌ولی در عمل سعی می‌کند با احترام به اقلیت،‌ سنت قدیمی سیاست جلب رضایت را زیر پا ننهد.
اما واقعیت این است که برغم وجود دیدگاه‌های گوناگون، به ویژه در مورد سیاست خارجی، تمام احزاب مخالف، ‌به جز حزب کمونیست، ‌چنانکه تابلوی شماره 3 نشان می‌دهد با بسیاری از طرح‌های قانونی پیشنهاد شده از سوی دولت موافقت کرده‌اند این آمار به روشنی توضیح می‌دهند که چرا سیاست ژاپن را «سیاست جلب رضایت» می‌نامند.
تدوین بودجه:
برای درک حیات سیاسی یک کشور بررسی رویه تدوین بودجه و تشخیص عناصر ذی‌نفوذ در تهیه آن مفید است. در حال حاضر، زندگی سیاسی ژاپن چگونه مشخص می‌شود؟ اصلاح مالی دولت دولت وظیفه اساسی دولت ناکازونه است. نخست‌وزیر می‌کوشد کسری بودجه را با حفظ هزینه‌های دولتی در سطح سال پیش، کاهش دهد. هزینه‌های مربوط به دفاع، کمک به کشورهای خارجی و تحقیق و توسعه شامل این تصمیم نمی‌شوند.
در عین حال،‌ افزایش هزینه‌های نظامی که نرخ متوسط سالانه آن در سالهای اخیر به 7 درصد رسیده باعث تاسف بسیاری از ژاپنی‌ها شده است، زیرا آنها معتقدند که چنین افزایشی ممکن نیست مگر با فدا کردن بودجه اختصاص داده شده به مخارج امنیت اجتماعی. دولت ژاپن مجبور است دیر یا زود به اصلاحات مالیاتی متوسل شود.
بدین معنا که یا مالیات‌ها را افزایش دهد و یا برای استقرار وسایل مالی، برغم کوشش گسترده کنونی بر کاهش مخارج دولتی. استفاده کند. برای مثال دولت بزودی اقدام به غیرملی کردن راه‌آهن و اداره تلگراف و تلفن خواهد کرد. با وجود این، اگر ژاپنی‌ها مجبور شوند برای افزایش بودجه نظامی مالیات بیشتری پرداخت کنند،‌ کمتر کسی با این امر موافقت خواهد کرد.
در ژاپن مانند بسیاری از کشورهای دموکراتیک، ‌وزیر دارایی در تدوین بودجه نقش اصلی را به عهده دارد. در جریان تهیه بودجه،‌ هر وزیری می‌کوشد ضرورت دریافت اعتبار برای اجرای این یا آن طرح را که به وی مربوط می‌شود، برای بازرسان مالی توضیح دهد. ولی وزیر دفاع یا وزیر امور خارجه قدرتی برای قبولاندن خواسته‌هایشان به وزیر دارایی که حامی ریاضت اقتصادی است، ندارند. حتی اگر سیاستمداران و نظامیان اهمیت سیاست خارجی و امور دفاعی را مورد تاکید قرار دهند، بازرسان مالیاتی که از اختیار تام برخوردارند، به راحتی متقاعد نخواهند شد.
بعلاوه رقابت بین وزراء در سال‌های اخیر، به قدری شدید شده است که به خوبی نمی‌توان فهمید که کی حکومت می‌کند. امروزه باندبازی و گروهی‌گرایی به پدیدۀ ریشه‌داری در زندگی سیاسی ژاپن تبدیل شده است. اگر چند تن از سیاستمداران، بوروکرات‌ها و تعدادی از گروه‌های فشار برای اجرای سیاستی با هم متفق شوند، پیمان دیگری به منظور دیگری و از سوی عده‌ای دیگر در برابر آن منعقد می‌شود.
مثلا وزیر کشاورزی با حمایت فدراسیون ملی سندیکاهای شرکت‌های کشاورزی (نوکیو) و نمایندگان مناطق کشاورزی با وزیر بازرگانی خارجی و صنعت که به وسیله محافل مالی و سیاستمداران حافظ منافع بخش صنعت پشتیبانی می‌شود،‌ در رقابت‌اند. گروه اخیر از اصل آزادی معاملات طرفداری می‌کند و گروه نخست سعی دارد از گشایش بازار ژاپن به روی فراورده‌های کشاورزی خارجی جلوگیری کند.
گاهی این نوع کشمکش‌ها میان وزراء به صورت تناقضاتی در سیاست بازرگانی ژاپن بروز می‌کند. باز هم می‌توان مثال دیگری نقل کرد: برخورد بر سر مسأله آزاد کردن وسایل مخابراتی.
به هر حال نباید فراموش کرد که باندبازی در مرکز دولت نیز عامل مهمی محسوب شده و سیاست خارجی ژاپن را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. در اثر افزایش رقابت بین وزراء و لزوم حکمیت بین آنها، نقش رهبران حزب لیبرال دموکرات به عنوان قاضی شدیدا مهم شده است. به این ترتیب که حزب لیبرال دموکرات از دسامبر 1981 کمیته مخصوص به منظور بررسی مسایل بازرگانی خارجی تاسیس کرده است.
این کمیته که ریاست آنرا مازونی ازاکی، وزیر سابق و رهبران اصلی جناح تاناکا به عهده دارند، اختلاف‌های بین وزراء درخصوص مهمترین مسایل مربوط به سیاست بازرگانی ژاپن را حل میکند. این مثال نشان می‌دهد که اختلاف میان وزراء بطور چشمگیری باعث افزایش اختیار و آزادی عمل ارکان حزب سوسیال دموکرات می‌شود.
آیا تغییری حاصل می‌شود؟
آیا در صورت ادامه مشکلات سیاست داخلی ژاپن که در بالا ذکر شد، ‌سیاست خارجی باز هم از آن متاثر خواهد شد؟ برای پاسخ به این سؤال ابتدا باید تحولاتی را که در سالیان اخیر صورت گرفته است ارزیابی کرد:
مداخله شوروی در افغانستان، به ویژه حساسیت افکار عمومی را نسبت به خطر نظامی شوروی برانگیخته است. می‌توان متذکر شد که شمار ژاپنی‌های موافق پیمان امنیتی ژاپن ـ ایالات متحده افزایش یافته است. «فکر می‌کنید که این پیمان به نفع ژاپن عمل خواهد کرد؟» 66 درصد از افراد به این سؤال که از سوی روزنامه «آساهی شیمبون» طرح شده است پاسخ مثبت داده‌اند.
در صورتیکه پاسخ مثبت به این سؤال در سال‌های 1981، 1978، 1974 به ترتیب 55 درصد، 49 درصد و 34 درصد بوده است. وانگهی چند روزنامه بزرگ ژاپن مثل «سانکی»، «نیکی» و «یومیموری» به تدریج از طرفداری از صلح‌گرایی خیالی دست برمی‌دارند، هرچند که هنوز آساهی و «نیی شی» به شدت خط ضدنظامی‌گری خود را حفظ کرده‌اند.
اما آنچه که به احزاب مخالف مربوط می‌شود: حزب سوسیالیست‌ تئوری عجیبی را در مورد نیروهای آژانس دفاعی ژاپن ارائه می‌دهد. ماساشی ایشی باشی، دبیر اول حزب سوسیالیست توضیح می‌دهد که وجود نیروهای آژانس دفاعی «قانونی اما مخالف قانون اساسی»اند.
با اینکه این نظریه هیچگونه مشروعیت فرمولی پیدا نکرده است، ولی بیان‌کننده خواست سوسیالیست‌های ژاپن مبنی بر دگرگونی سیاست دفاعی است. ماساشی ایشی باشی مسافرتی به ایالات متحده خواهد داشت که در جریان آن با معاون رئیس‌جمهوری، بوش،‌ ملاقات می‌کند و آمادگی‌اش را برای مذاکره با کره جنوبی اعلام خواهد کرد.
هرچند که حزب سوسیالیست تنها کره شمالی را به رسمیت می‌شناسد. چنانکه این گرایشات واقع‌گرایانه در جریان سال‌های آینده تشدید شوند، نه تنها موجب تغییری مهم در دیپلماسی ژاپن می‌شوند بلکه دگرگونی سیستم سیاسی ژاپن را نیز به همراه خواهند داشت.
در خاتمه باید گفت، حتی اگر هاباتسو به ایفای نقش پراهمیت خود ادامه دهد، رهبران جدید، بخصوص، ‌میازاوا، رئیس کمیته اجرایی حزب لیبرال دموکرات، نوبور تاکوشیتا، وزیر دارایی و شونتاروآبه، وزیر امور خارجه که در حال حاضر همگی رو به قدرت یافتن‌اند، کاملا از اهمیت سیاست خارجی برای ژاپن باخبرند.
در سال‌های آینده ژاپن در مقابل مبارزه‌طلبی شدیدی قرار خواهد گرفت: اطلاعاتی شدن جهان، ظهور احتمالی «ژاپنی ناخوشایند» و نارضایتی فزاینده شرکا به سبب خطرات ناشی از رقابت ژاپنی‌ها رهبران «جوان» می‌کوشند وسایلی برای مبارزه با این مشکلات بیابند.
اگر آنها بتوانند با تصفیه اساسی اشخاصی که طی سالیان دراز در حزب جا خوش کرده‌اند، سمتگیری نوینی برای حزب لیبرال دموکرات تعیین کنند، این حزب می‌تواند به عنوان تنها حزب قدرتمند به کار خویش ادامه دهد. ژاپن آن زمان می‌تواند مشکلات داخلی خود را حل کند تا قادر باشد مسئولیت بیشتری در صحنه بین‌المللی بپذیرد.