تاریخ انتشار : ۲۲ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۲۲۵۳۸۴
تحلیل راهبردی فارس

به گزارش گروه راهبردی فارس، در مورد تحولات لیبی چندین سؤال مطرح است اینکه آیا این تحولات با محوریت غرب رقم خورد و غرب مدیریت آن را به عهده داشت یا اینکه نه با فضای داخلی مدیریت شد؟
اگر بگوییم داخلی‌ها مدیریت آن را به عهده داشتند. این سؤال به وجود می‌آید چرا در مراحل قبلی این اتفاق نیفتاد؟ و حرکت برای محاصره قذافی به نتیجه نرسید؟ حالا چرا این اتفاق افتاد؟‌ این مسئله چطور قابل تحلیل است؟ یک مسئله دیگر در بحث لیبی این است که سرانجام شرایط فعلی، از یک نظام، سازمان و منطق روشن پیروی می‌کند یا اینکه نه ساختار فعلی و وضعیت فعلی ساختار روشنی ندارد؟ منطق روشن به این معناست است که انسان می‌داند طرفش کیست؟ در مورد این بحث که گفته شود غربی‌ها این پروژه را بدین شکل پیش بردند و حقیقتا به هیچ وجه نمی‌توان با قاطعیت سخن گفت ولی با توجه به بررسی‌هایی صورت گرفته این فرضیه که غربی‌ها بحران لیبی را مدیریت کردند به شدت به دلیل محکم و سند نیاز دارد.
 سند محکمی در دست نیست که گفته شود مثلا یک نیروی جدیدی با غربی‌ها نشستند و به یک جمع‌بندی جدیدی رسیدند و تماس‌های جدیدی با نیروهای انقلابی با کشورهای منطقه برقرار کردند و وضع ناتو منسجم‌تر شد، اختلافات آمریکا و اروپا بر سر معادله لیبی حل شده و بعد این اتفاق افتاد. برای هیچ‌کدام از اینها سندی در دست نیست. کسانی که معتقدند که آمریکا و اروپا یا به تعبیری ناتو این ماجرا را مدیریت کرد باید حتماً سندی در دست داشته باشند و این مسئله به دلائل و اسناد محکمی نیازمند است که ما هیچ دلیلی در دست نداریم و واقعا روی میز هیچ چیزی نیست درحالی که دلائل مخالف این ماجرا وجود دارد. این یک مسئله است مثل کاهش عملیات ناتو، اختلاف بین روسیه و غرب، در حقیقت تشدید مشکلات وجود دارد.
ریزش نیروهای طرفدار قذافی عامل تسریع‌کننده در فروپاشی رژیم
البته بعدها روی این مسئله خیلی بحث خواهد شد که تحولات لیبی کار مدیریت غرب بوده است یا خیر. اما در مورد اینکه اگر کار داخلی‌هاست چرا قبلا اتفاق نیفتاد مگر چندبار انقلابیون به طرف طرابلس نرفتند مگر چندین بار شهرهای اطراف طرابلس دست به دست نشده است. پس چرا این اتفاق نیفتاد؟ در پاسخ به این سؤال ما باید ملاحظه کنیم که چه اتفاق جدیدی در صحنه افتاده است که قبلا نیفتاده بود. اولا خود همین مسئله که یک کسی در نقطه اول بحران قرار دارد و تازه نفس است و می‌تواند عکس‌العمل نشان بدهد و قدرت جمع کردن دارد و نیروهایش هنوز به او اعتماد دارد. یک میزان ظرفیت عملیات را می‌تواند پای کار بیاورد.
وقتی که همین عملیات کشدار می‌شود در این صورت وضعیت جدیدی به وجود می‌آید. وقتی 6 ماه از یک ماجرایی می‌گذرد و هر روز هم این ماجرا تکرار می‌شود و هر روز هم معلوم می‌شود که رژیم توان ایستایی کمتر دارد خود این موضوع در ریزش نیرو تاثیرگذار است. همانطوری که ما شاهد فرار سران ارتش لیبی بودیم، فرار وزیران را داشتیم. استعفای یک طیفی از مسئولان مختلف را در سطح لیبی داشتیم. فاصله گرفتن سران قبائلی که حامی قذافی بودند را داشتیم. اینها نشان می‌دهد که این اتفاق در فضای داخلی لیبی رخ داده است که نیاز به بحث بیشتر دارد.
عبدالجلیل در فضای داخلی لیبی جایگاه چندانی ندارد
نکته آخر اینکه آیا فضای داخلی یک فضای قابل اتکا است یعنی طرف ماجرا در لیبی معلوم است. پاسخ منفی است الان نه "مصطفی عبدالجلیل" رئیس شورای اننقالی مطلوب غرب است زیرا وی در فضای داخلی لیبی جایگاه چندانی ندارد چرا که او یک رهبر ملی و مذهبی نیست. همچنین عبدالجلیل با نیروهای فعال در صحنه لیبی مثل "مقاطعه‌الاسلامیه" به شدت اختلاف دارد. اما از لحاظ وجهه بین‌المللی یک جایگاه اندکی دارد و یک نوع مشروعیت بین‌المللی برایش ایجاد شده است. پس از این به بعد نمی‌توان گفت که سکان لیبی در دست عبدالجلیل قرار دراد هرچند که یکصد کشور هم عبدالجلیل را به رسمیت بشناسند.
جریان "مقاطعه الاسلام" سلاح خود را بر زمین نمی‌گذارد
اما درباره مقاطعه‌الاسلامیه باید به این نکته اشاره کرد که این جریان قطعا سلاح‌های خود را به زمین نخواهد گذاشت؛ چرا که مقاطعه‌الاسلامیه در فضای داخلی لیبی در اقلیت قرار دارد و مربوط به یک طیف سلفی جنوب لیبی است و از نظر مذهبی حنفی است درحالی که مذهب حاکم بر لیبی مالکی است. این جریان یک گروه اقلیت است که با زور سلاح خود را بالا کشیده‌اند و در انتخابات آینده لیبی نمی‌توانند رای جمع کنند و با سیستم دموکراسی و انتخابات مقاطعه‌الاسلامیه نمی‌تواند به قدرت صعود کند فقط با قلدری می‌تواند به این جایگاه برسد.
تلاش غرب برای جلوگیری از تکرار تجربه عراق در لیبی
در مجموع می توان در رابطه با تحولات لیبی گفت که غربی‌ها دو فلش در این رابطه زده‌اند، یک فلش به سمت عبدالجلیل است و یک فلش دیگر به سمت عبدالجلود سرگرد ستاد و عضو سابق شورای رهبری لیبی در زمان قذافی است. از دیدگاه غربی‌ها عبدالجلود کسی است که می‌تواند ساختار امنیتی و نظامی لیبی را از فروپاشی حفظ کند و آن را در خدمت ناتو قرار دهد. لذا غربی‌‌ها دارند روی عبدالجلود برنامه‌ریزی می‌کنند. این درحالی است که جلود هیچ جایگاهی در لیبی ندارد لذا غرب دارد روی کسی سرمایه می‌کند بانگاه به مدل عراق. در حقیقت مدل عراق تجربه مهمی به شمار می رود غرب می خواهد با نگاه به مدل عراق از تکرار تجربه های تلخ آن در لیبی جلوگیری کند.