* خانم آلبرایت! شما در کتاب جدید خود مستقیماً به این امر اشاره کردهاید که جنگ عراق شکستی غمانگیزتر از جنگ ویتنام است.
** بله، همینطور است. نه تنها از جنبه تعداد آمریکاییها که در عراق کشته شدند، بلکه از جنبه پیامدهای ناخواسته آن: هرج و مرج در منطقه، این احساس که ایران قدرت بیشتر در منطقه یافته است و این حقیقت که اقتدار اخلاقی آمریکا به دلیل اقداماتش در عراق و دیگر حوادث در این کشور به شدت لطمه خورده است.
* این در حالی است که سناتور لیبرمن کاملاً با شما مخالف است و گفته است اگر آمریکا در عراق پیروز نشود و از این کشور خارج شود، تلاش نکردن برای کسب پیروزی فاجعه خواهد بود چرا که اگر آمریکا در این کشور شکست بخورد، آنگاه عراق پایگاهی برای القاعده خواهد شد، همان القاعدهای که به آمریکا حمله کرد. پاسخ شما در اینباره چیست؟
** باید بگویم که آمریکا در حال تبدیل شدن به پایگاهی برای القاعده است. همانطور که میدانید، نکته جالب این است که بازرس کل ارتش آمریکا در حقیقت این امر را تأیید کرده که هیچ رابطهای میان القاعده و صدام حسین نبوده است ولی هر روزه بیشتر میبینیم که حضور القاعده در عراق پر رنگتر شده است و به صراحت بگویم که شماری از اعضای القاعده در واکنش به حضور ما در عراق اردو زدهاند. بنابراین، با سناتور لیبرمن مخالف هستم و معتقدم ما باید بدون پایان دادن به این جنگ به روشی اقدام کنیم که اوضاع پر از هرج و مرج پس از ترک این کشور باقی نگذاریم. اما مسأله ناراحت کننده این است که آمریکا در حال حاضر هیچ گزینه خوب دیگری ندارد. اگر آمریکا در عراق باقی بماند، فاجعه خواهد بود. اگر عراق را ترک کند، باز هم فاجعه خواهد بود.
* با این اوصاف، بدترین فاجعه از نظر شما چیست؟
** فکر میکنم در حال حاضر، حضور آمریکا در عراق بدترین فاجعه است. آنچه که باید اتفاق بیفتد این است که آمریکا باید در آموزش نیروهای امنیتی عراق از دیگر کشورها کمک بخواهد. به این منظور، باید خود عراقیها عهدهدار مراقبت از کشور خود باشند و در عین حال باید برای پیدا کردن راهحلی سیاسی اقدام کرد. من اقدامی از سوی دولت آمریکا در این زمینه مشاهده نمیکنم.
* دیوید پترائوس، فرمانده نیروهای آمریکایی، مسائلی را مطرح کرده که امیدهایی را درباره اینکه اوضاع در مسیر درست حرکت کند، به وجود آورده است. وی گفته: «برای این که شاهد پیشرفت در عراق باشیم به چند روز و چند هفته نیاز نداریم بلکه به چند ماه نیاز است. شاخصهای امیدوار کنندهای در بغداد در رابطه با کاهش خشونتهای فرقهای دیده میشود. شماری از خانوادههای عراقی در حال بازگشت به خانههای خود هستند و بازارها رونق گرفته است.»
بنابراین پترائوس با وجود آنکه میگوید به چند ماه زمان نیاز است تا مشخص شود سیاست جدید آمریکا برای افزایش شمار نیروها در عراق کارایی دارد یا خیر، در عین حال نشانههای ابتدایی از پیشرفت را نیز مشاهده میکند. نظر شما در اینباره چیست؟
** من در عراق نیستم اما حقیقت این است که ما گزارشهای کاملاً متفاوتی را از عراق میشنویم.
مکانهایی در عراق هستند که اوضاع در آنجا بهتر شده است و در عین حال مکانهایی هم هستند که اوضاع وخیمی دارند. هر روزه گزارشهایی را درباره مرگ نیروهای آمریکایی و مرگ عراقیها میشنویم. بنابراین، امیدوارم راهحلی باشد که باعث ثبات در عراق شود و آمریکا بتواند نیروهایش را از این کشور خارج کند زیرا در حال حاضر سیاست منسجمی در اینباره وجود ندارد.
* شما با هریرید و نانسیپلوسی، رهبران مجلس آمریکا، در خصوص تعیین جدول زمانی برای خروج از این کشورها و مرتبط کردن بودجه جنگ با آن موافقید؟
** فکر میکنم تعیین اهداف برای استقرار مجدد نیروهای آمریکایی در عراق ایده خوبی است. فکر میکنم در نهایت باید شماری از نیروها در این کشور باقی بمانند اما من قطعاً بر این باورم که مردم آمریکا در انتخابات نوامبر گذشته آشکارا روشن کردند که زمان ایجاد تغییرات در سیاست آمریکا در قبال عراق فرا رسیده است و این در حالی است که آمریکا در این مسیر حرکت نمیکند.
* دیکچنی، معاون رئیسجمهوری آمریکا، گفته است: «حقیقت این است که اگر ائتلاف ما از عراق خارج شود، قبل از آنکه عراقیها بتوانند از خود دفاع کنند، جناحهای بنیادگرا برای تسلط بر عراق مبارزه خواهند کرد. خشونت سراسر عراق را فرا خواهد گرفت و جلوگیری از آن بسیار دشوار خواهد بود. نیروهای جهادی با کسب پیروزی در عراق به دنبال مأموریتهای جدیدی خواهند بود». وی سناریوی نسبتاً هولناکی را به تصویر کشیده است، نظر شما چیست؟
** صادقانه بگویم فکر نمیکنم کسی آنچه را که دیکچنی میگوید باور کند، زیرا برخی مسائلی که وی در گذشته گفته با واقعیت مرتبط نبوده است. من بیشتر تمایل دارم که سخنان ژنرال پترائوس را باور کنم که در دل حادثه است، اما من واقعاً با آنچه که دیکچنی میگوید مشکل دارم.
* نظرتان درباره اظهارات جورجبوش چیست؟ وی گفته است: «نیروهای آمریکایی پس از آن که جنگی خونین با ژاپن و آلمان نازی داشت، به حمایت از آنها پرداخت و به کمکشان شتافت تا رشد کنند. اکنون ما شاهد فواید کمک کردن به دشمنان پیشین خود هستیم که اکنون مزایای آزادی را درک میکنند». آیا میتوان قیاسی میان آلمان و ژاپن پس از جنگ جهانی دوم و آنچه که اکنون در عراق روی میدهد، صورت داد؟
** خیر، منظورم این است که نمیتوان فوایدی را که ما از کمک کردن به این کشورها میبریم، انکار کنیم اما جنگ عراق بسیار متفاوت است. ما در جریان جنگ جهانی دوم میدانستیم که دشمنان ما که هستند. اتحاد وسیعی از کسانی بود که در حال جنگ بودند. کشورهایی بودند که به بازسازی خود تمایل داشتند. ما در عراق با اوضاع بسیار متفاوت و جنگ متفاوت روبهرو هستیم و این احساس وجود دارد که دولت آمریکا فقدان واقعبینی در قبال آنچه که در عراق روی میدهد، وجود دارد. فکر میکنم مردم آمریکا آشکارا نشان دادند که درک بهتری از آنچه که روی میدهد دارند و اینکه از جنگ در عراق نتیجه خوبی حاصل نمیشود.
* از نگاه شما، اعتبار رئیسجمهوری بهتر از اعتبار معاونش است؟
** نزدیک است. اما من نمیخواهم رئیسجمهور را باور کنم و بپذیرم که وی دارد کشور را در مسیر درستی هدایت میکند، اما فکر میکنم که کنگره نقش فراینده مهمی برای ایفا دارد چرا که کنگره بیشتر نظرات مردم آمریکا را منعکس میکند، ما باید از نیروهایمان در عراق حمایت کنیم و آنها به این حمایت نیاز دارند، اما آنها نمیتوانند در قالب یک سیاست غیر منسجم در این کشور باقی بمانند.
* به نظر شما آیا نانسیپلوسی، رئیس مجلس نمایندگان، با امتناع از توصیه کاخ سفید این حق را داشته که به دمشق سفر کند و با بشاراسد رئیسجمهوری سوریه دیدار کند؟ یا چنین حقی نداشته است؟
** پلوسی سومین مقام قدرتمند در آمریکاست و بار دیگر میگویم که کنگره آشکارا تأکید کرده که میخواهد نقش متفاوتی را ایفا کند. کنگره به مدت 6 سال خواب بوده است. من فکر میکنم وی کار درستی انجام داده است. وی کاملاً حق دارد که چنین کاری کند. وی نمایندگی افراد بسیاری را بر عهده دارد و فکر میکنم افراد بسیاری بودهاند که به دمشق رفتهاند. ما با دمشق روابط دیپلماتیک داریم و در عین حال گروه مطالعات عراق تصریح کرده که باید با کشورهایی که دوستشان نداریم مذاکره کنیم. به صراحت بگویم مذاکره با افرادی که مخالف ما هستند، بسیار مهمتر از مذاکره با کسانی است که با ما موافق هستند. بنابراین، فکر میکنم وی این حق را کاملاً داشته که به سوریه برود.
* روزنامه وال استریت ژورنال در مقالهای با اشاره به سفر پلوسی به سوریه نوشته است: خانم پلوسی جز این که بوش را ناراحت کند با چه امیدی به سوریه رفته است؟ کاری نکرد خانم پلوسی با سفرش به دمشق به رئیسجمهوری سوریه اطمینان داده که جورج بوش برای اعمال فشارهای بیشتر بر دمشق از حمایتهای داخلی برخوردار نیست. پلوسی در عین حال باعث شد که همکاری بشاراسد با پرونده رفیق حریری یا کمک به دولت عراق در شکست بعثیها و تروریستهای القاعده از سطح کمی برخوردار باشد. پاسخ شما به این مسأله چیست؟
** تا آنجایی که من میدانم، پلوسی پیام نسبتاً تندی را به اسد داده و درباره اهمیت دادگاه حریری و مفید بودن برای عراق صحبت کرده است. و به این حرف من اعتقاد داشته باشید که آقای اسد و دیگران در سوریه روزنامههای آمریکایی را میخوانند و به رسانههای آمریکایی گوش میدهند و آنها خیلی خوب میدانند که بوش در قبال این مسأله خاص از حمایت مردم آمریکا برخوردار نیست.
* کاندولیزا رایس وزیر خارجه را فردی میدانند که هرگز اهل معامله نیست. وی سفر میکند، با رهبران مختلف نشست و برخاست میکند و عکس میگیرد ولی هرگز معامله نمیکند. این در حالی است که جهان به دنبال معامله است و آمریکا افراد مناسبی را برای معامله کردن در اختیار ندارد. نظر شما چیست؟
** شغلی که رایس دارد بسیار دشوارتر از آن چیزی است که گفته میشود، اما من قطعاً فکر میکنم کار رایس بسیار دشوار است. وی بیشتر از گذشته درگیر دیپلماسی شده است که من از این بابت خوشحالم. وی اکنون موافقت کرده که به نشست مصر درباره عراق برود که متعاقب نشست قدرتهای منطقه درباره عراق در بغداد صورت میگیرد.
* هیلاری کلینتون گفته است در صورتی که رئیسجمهوری آمریکا شود، مادلین آلبرایت را به سمت وزیر امور خارجه خود بر خواهد گزید و اگر وی قبول نکند، آنگاه بیل کلینتون را به این سمت منصوب میکند. آیا میخواهید بار دیگر وزیر خارجه باشید؟
** من بهترین شغل دنیا را داشتم. این امر 2 بار اتفاق نمیافتد، اما من قطعاً از هیلاری کلینتون حمایت میکنم زیرا وی آماده است که رئیسجمهور آمریکا شود.
* آیا شما صرفاً از وی حمایت میکنید یا فعالانه در مبارزات انتخاباتی نقش دارید و در زمینه سیاست خارجی به وی توصیههایی میکنید؟
** من در حمایت از وی صحبت میکنم و بله بخشی از مبارزات انتخاباتی وی هستم و از این امر به خود میبالم، زیرا فکر میکنم وی بهترین است.