تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۲۲۵۶۳۱
محمدرضا باهنر:
مقدمه: محمدرضا باهنر نائب رئیس اول مجلس در گفت وگو با سایت مشرق اظهارات جدیدی مطرح کرد. بخش هایی از این گفت وگو را می خوانید:

* آخرین اخبار شما از تحرکات انتخاباتی طیف دولت چیست؟ و آیا این گروه شانسی برای رای آوری دارند؟
** یک موضوع بحث حضور شخص خود احمدی نژاد است که خود او اعلام کرده رئیس جمهور در انتخابات دخالت نمی کند و گفته اند که صلاح نیست رئیس دولت در انتخابات شرکت کند. بنده نیز با این نظر موافقم که دولت و رئیس جمهور نباید در انتخابات دخالت کنند چون دولت باید مورد اعتماد مجلس باشد نه اینکه دولت مجلس تشکیل دهد.
البته در سابقه کاری نیز به یاد داریم که در دولت کارگزاران عده ای از وزرا وارد بحث انتخابات شدند که مقام معظم رهبری رسما نهی کردند که وارد انتخابات مجلس شوند. این طبیعی است که رئیس جمهور هم به همین دلیل نباید وارد انتخابات مجلس شود. ما نیز همین که احمدی نژاد گفته که ما در انتخابات دخالت نمی کنیم و فقط مجری انتخابات هستیم از ایشان قبول می کنیم.
اما یک سری طیف ها و گروه هایی هستند که به نام رئیس جمهور، دولت و نزدیکان رئیس جمهور فعالیت انتخاباتی وسیعی را شروع کرده اند که با مطرح شدن موضوع جریان انحرافی اختلافات زیادی میان آنها پیش آمد. یعنی با توجه به مواضعی که در مقابل جریان انحرافی داشتند جبهه های متنوعی میان آنها شکل گرفت. البته برخی از این جریان ها معتقد بودند 25 یا 30 میلیون رای دارند. بعضا نیز با امکانات مالی که در اختیار گرفته بودند و با استفاده از قدرت سیاسی که داشتند به سرعت برای انتخابات پیش می رفتند. این گروه ها معتقد بودند که دو سوم مجلس را در اختیار می گیرند.
با توجه به اتفاقات اخیر تعدادی از این گروه ها جدا شدند و هم اکنون فعال هستند که به مزاح اسم آنان را اخراجی های یک و دو و... گذاشته اند. طیف های حزب اللهی متدینی نیز وجود داشتند که تمام رفتارهای احمدی نژاد را به دلیل تائیدات رهبر فرزانه انقلاب با جدیت تایید می کردند و همین که احساس شد برخی از رفتارهای دولت مورد تایید رهبری نیست و ایشان برخی از تحرکات درون دولت را قبول ندارند، این گروه های حزب اللهی احساس کردند که نمی توانند تحت عنوان حامیان رئیس جمهور زیر یک پرچم جمع شوند. البته تلاش هایی انجام شده و ما نیز استقبال می کنیم. اگر به صورت یک کلونی صاحب عنوان بتوانند فعال باشند مورد استقبال هستند.
حتما باید این گروه ها را حمایت قرار داد و مدیریت کرد ولی باید هر گروهی وزن خود را رعایت کند تا اختلافی پیش نیاید که این مدیریت را گروه 8+7 انجام می دهد.
* موضع گیری در برابر جریان فتنه و انحرافی بحث روز است و همه می گویند که کاندیداها باید در این باره موضع گیری کنند. آیا شما این مساله را ملاک می دانید؟ و نظر صریح شما نیز درباره جریان فتنه چیست؟ چون برخی می گویند آقای باهنر در بحث فتنه موضع گیری کم رنگی داشته ولی در بحث نقد جریان انحرافی و دولت، پررنگ ظاهر شده و از پیشگامان بوده است.
** زمانی بحث این است که جریان انحرافی که از قدرت، تغییر و تحولات سو»استفاده می کرده، جلویش گرفته شود. در مواقعی می توان جلوی آن را گرفت ولی در جاهایی این امکان وجود ندارد. به عنوان مثال قوه قضائیه می تواند با سو»استفاده های مالی برخورد کند ولی جلوی عزل و نصب ها را نمی تواند بگیرد. مثلا چند هفته پیش وزارت امور خارجه معاونی را منصوب کرد که از جریان انحرافی بود. قاعدتا برخی می گفتند قوه قضائیه باید این فرد را بگیرد که امکان پذیر نبود. اما قوه مقننه توانست جلوی این کار را بگیرد. خود بنده با آقای صالحی تماس گرفتم و گفتم با توجه به رفاقتی که با شما دارم و مواضع شما را نیز در مجموع می پسندم، ولی این کار نباید انجام شود. آقای صالحی گفت از طرف بالاسری ها فشار و اصرار است. به او گفتم به بالاترین ها سلام برسان و بگو اینبار فشار مجلس بیش از فشار شماست. چاره ای هم وجود نداشت، چون فرآیند برخورد با انحراف نیز باید قانونی باشد. باید درباره جریان انحرافی مراقبت ها به صورتی باشد که سو»استفاده ها ادامه پیدا نکند و قطع شود. قوه قضائیه و دستگاه های اطلاعاتی نیز باید مراقب این موضوع باشند. اما نیازی به اینکه شعار بدهیم در خیابان و مرگ بر فلانی بگوییم، نیست. در رابطه موضع گیری با مساله فتنه، یک اختلاف موضع بزرگی میان فعالان سیاسی کشور وجود داشت. گروهی می گفتند اصولگرایان هرچه ناب تر بهتر، ولو اینکه به تعداد انگشتان دست باشند. نظریه دیگری بود که می گفت فتنه واقعی است و باید با سران فتنه برخورد کرد اما نباید با هر فردی که اختلاف داریم او را فتنه گر معرفی کنیم.
حتی زمان ماجرای سیدمهدی هاشمی که برخورد با او مورد تایید امام بود برخی معتقد بودند حتی اگر کسی با 6 واسطه هم به سید مهدی هاشمی منتسب می شود باید مورد برخورد قرار گیرد. امام (ره) در همان زمان وزارت اطلاعات را از اینگونه برخوردها نهی کردند. اختلاف موضع اینجا بود. الان هم که برخی ها حرف می زنند، قصد دارند تا جایی که امکان دارد رقبای سیاسی خود را با بهانه و اختلاف افکنی به جریان فتنه منتسب کنند. این یک عقده گشایی سیاسی و کار ناپسندی است. بنده 13 میلیونی که به موسوی رای داده اند را فتنه گر نمی دانم. حتی موسوی قبل از انتخابات با بعد از انتخابات دو فرد جدا هستند. معتقدم فتنه شروع شد و سران آن موسوی و کروبی بودند، باید تلاش کرد که از این 13 میلیون، 12/5 میلیون نفر از این افراد اعلام برائت کنند.
هم اکنون نیز متاسفانه کسانی وجود دارند که علاقه مند هستند ببینند چه کسانی به موسوی رای داده اند و آنها را فتنه گر معرفی کنند. بنده این موضوع را از روز اول قبول نداشتم و هم اکنون نیز قبول ندارم. وقتی رهبری بحث جذب حداکثری و دفع حداقلی را مطرح می کنند باید به آن عمل کنیم. عکس این مساله نیز جالب است. مثلا سردسته جریان انحرافی می گفت ما 13 میلیونی که به موسوی رای داده که هیچ بلکه 5 میلیونی که به ما رای نمی دهند نیز جذب می کنیم. یعنی در عرصه اجتماعی اینگونه عمل می کنند، اما در بحث موضع گیری با فتنه صد بار هم طرف بگوید به موسوی رای نداده ام می گویند دروغ می گویی!
ما بعد از انتخابات با چند نفر به دیدار مهندس موسوی رفتیم و گفتیم که شما 20 سال کنار کشیده بودی و به دنبال زندگی و نقاشی بودی و الان 13 میلیون رای داری، باید قدر این رای را بدانی. اگر می خواهی اپوزیسیون باشی ولی داخل نظام، می توانی حزب تشکیل بدهی و فعال سیاسی هم باشی، اما اگر می خواهی اپوزیسیون خارج نظام شوی همه ما نظام هستیم (همینطور به او گفتم) چون موسوی گله می کرد که رئیس ستاد من را دستگیر کرده است. گفتم اگر می خواهی خارج نظام باشی با تو برخورد می شود و دادگاه و زندان هم وجود دارد. بنده به موسوی گفتم قدر این 13 میلیون را بدان چون این افراد به تو و نظام رای داده اند. اما اگر بیرون نظام باشی و خیلی هم تند روی نکنی در بهترین شرایط می شوی نهضت آزادی. این ها بحث هایی بود که با موسوی کردیم. حالا کسی بیاید و بگردد که این 13 میلیون چه کسانی هستند تا از شهروندی حذفشان کند، قبول ندارم. جالب است که یکی از همین افراد تند و تیز در کرمان، بالای منبر می گفت من اطمینان دارم که باهنر به موسوی رای داده است. آخر آدم متدین، مدعی و انقلابی، وقتی که من می گویم رای دیگری داده ام تو از کجا متوجه می شوی که رای من موسوی است؟ چطور جرات می کنی در ملا عام دروغ بگویی؟
* یکی از انتظارهایی که نظام از مسوولان و خواص داشت این بود که بعد از انتخابات، به صورت شفاف نسبت به براندازی نرم، روشنگری صریح تری می کردند. متاسفانه برای ورود مسئولان به این عرصه مقداری دچار زمان شدیم و بعد از ماجرای 9 دی مرزبندی انجام شد. این ایراد به شما هم گرفته شده که می گویند آقای باهنر جزو خواص مردود هستند. می خواستم این اتهامات را پاسخ دهید؟ حتی برخی از افراد تندرو معتقدند باید جای شما در کمیته 8+7 به شخص دیگری واگذار شود.
** من از آخر ماجرا شروع می کنم که کار به جایی رسید که رئیس قوه قضائیه و دیگر نهادهای مسئول گفتند والله ما می خواهیم این افراد را بگیریم ولی رهبری اجازه نمی دهند. باز هم عده ای می گفتند مرگ بر محافظه کار که در آخر آیت الله لاریجانی گفت; من خودم طرفدار دستگیری هستم ولی نظام مصلحت نمی داند. این یک بحث است.
بحث دوم این است که بی بصیرت ها چه کسانی بودند؟ همین افرادی که تند و تیز اظهار نظر می کردند و حتی به افرادی نظیر آیت الله جوادی آملی نیز حمله کردند، چرا هیچکدام از مشایی سوال نکردند که نظر تو درباره فتنه چیست؟ مشایی که همه کاره مملکت بود. اگر بنده نایب رئیس مجلس هستم، آقای مشایی رئیس دولت بود! (با خنده) چرا کسی یک بار از او سوال نکرد؟ چرا کسی از وزرا سوال نکرد؟ همین آقایان ایرادگیر از هیچکدام از وزرایی که برای رای اعتماد به مجلس آمدند، سوال نکردند که نظرت درباره فتنه گران چیست. یعنی موضوع بحث تسویه حساب سیاسی است. حتی رهبری نیز مواضعشان به تدریج روشن شد. روزهای اول مقام معظم رهبری این افراد را دعوت کردند که به آغوش انقلاب برگردید و فرصت دادند. مساله مقتضیات زمان و مکان نیز مهم است.
مثالی برای روشن شدن مساله می زنم. اوائل انقلاب مدت ها با منافقین بر سر قطب زاده دعوا داشتیم. ما از این فرد حمایت می کردیم ولی منافقین به او فحش می دادند. بعد از اینکه قطب زاده محکوم به اعدام شد برخی از منافقین ما را ملامت می کردند. همان زمان می گفتیم زمانی که از او حمایت کردیم درست بود و الان هم که نظام او را اعدام کرده درست است. یعنی ضرورت شناسی در بصیرت، یکی از عوامل اصلی است. در زیارت ماه شعبان می گوییم کسانی که عقب تر و جلوتر از ولی خدا بروند گمراه می شوند. برخی فکر می کنند اگر از رهبری جلو بیفتند خیلی انقلابی هستند. باید اول سیاست را تبیین کرد. نه تندروی ها جواب می دهد و نه کند روی ها. منتها برخی می خواهند برای نظام اضطرار ایجاد کنند. همین آقایان متدین اگر مطلع نبودند که نظام صلاح نمی داند فلانی زندان برود پس بصیر نیستند و اگر مطلع بودند و به رهبری فشار می آوردند که معلوم است چه موضعی دارند. اگر درباره موضع بنده نسبت به فتنه سوال می کنند خوب مهمتر از بنده در کشور خیلی ها هستند، این سوال را از دیگران هم باید داشته باشند. متاسفانه این افراد دنبال تسویه حساب های جناحی و حزبی هستند.
* در فرمایشات رهبر انقلاب برخی عبارات را داریم با عنوان خواص مردود و... این نشان می دهد که در برهه ای برخی از مدیران ارشد نظام که باید وارد صحنه می شدند و روشنگری می کردند، متاسفانه وارد عرصه نشدند. سوال ها این است که چرا این افراد جلو نیامدند و به تعبیر رهبری مردم از مسئولان جلو تر رفتند؟
** بله این قابل بررسی و رصد است. باید مواضع افراد را رصد و تلاطم در مواضع را بررسی کرد و مقایسه علمی انجام داد. البته خیلی وقت ها بوده که حضرت آقا مظلوم بودند و از نزدیکان گله کرده اند. به عنوان مثال درباره آقای هاشمی. زمانی در تریبون ها مرگ بر هاشمی می گفتند. ما مطلعیم که آقا از این شعار راضی نیستند. کسانی که این شعار را می دهند و از ناراضی بودن رهبری اطلاع دارند همان افراد متقلب هستند.
* شما به عنوان نایب رئیس مجلس فکر می کنید مجلس عملکرد خوبی نسبت به جریان فتنه داشت؟
** درباره مجلس موضع روشنی دارم. به نظرم مجلس در جریان فتنه مدیریت خوبی داشت. در مجلس افرادی را داشتیم که منتسب به اصلاح طلبان بودند (کسانی در بیرون بودند که طرفداری کردند و پای زندان آن هم ایستادند) ولی در مجلس یک نفر هم تلفات نداشتیم. اگر مدیریت دقیق نبود امکان داشت دو نفر از نمایندگان اصلاح طلب را وادار کنند که شما استعفا بدهید و بعد از طریق آنها جنجال کنند.
در مجلس اولا نطق های جدی تندی را به نفع فتنه گران نداشتیم. در حالی که در بسیاری از جاها شاهد سخنرانی های تند بودیم. نکته دوم و مهمتر این بود که در مواقع اعلام موضع گیری صریح و شفاف از طرف رهبری، عموما بیانیه ها با 240 امضا صادر می شد. یعنی حتی بسیاری از نامه ها را اصلاح طلبان نیز امضا می کردند. ولی برخی می گفتند بیانیه ها را طوری بنویسید که نه تنها اصلاح طلبان امضا نکنند بلکه اصولگرایان کم بصیرت! هم امضا نکنند. برخی می گویند می توانیم ثابت کنیم در مجلس هشتم 10 نفر بیشتر اصولگرا نیستند.
* عده ای معتقد هستند اصولگرایان باید ناب باشند و تعداد مهم نیست. یعنی اگر خدای نکرده در این مملکت ثابت شود که رهبری 8 نفر طرفدار دارد و آن افراد هم خیلی ناب هستند! آیا این به نفع نظام است؟ و یا اینکه بگویند قاطبه مردم از رهبری حمایت می کنند و همراه ایشان هستند؟
** فکر می کنم مجلس هشتم خوب مدیریت شد. یعنی اگر در جریان فتنه مجلس کم تدبیری می کرد معضلی هم در مجلس پیش می آمد که جمع کردن آن کلی خسارت داشت. به عنوان مثال در مجلس ششم شاهد بودیم که برخی تحصن کردند. زمانی ریاست جلسه مجلس را به عهده داشتم و در جواب تذکر یکی از دوستان گفتم ما در مجلس اصلاح طلب داریم ولی اصلاح طلبان مجلس هشتم گوشت تلخ نیستند.
* بحث حضور اصلاح طلبان در صحنه سیاسی هم اکنون مطرح است و افرادی نظیر آقای خاتمی شرط و شروطی را برای نظام می گذارند. به عقیده شما افرادی که می خواهند وارد عرصه سیاسی شوند باید چه شرایطی را داشته باشند؟
** قبلا هم گفته ام و هم اکنون نیز تکرار می کنم. اولا اصلاح طلبان با عنوان عمومی اصلاح طلبی مانعی برای فعالیت در کشور ندارند ولی بنده به عنوان یک فعال سیاسی چند درخواست از این جریان دارم. اول اینکه صریحا باید موضع خود را درباره فتنه گران روشن کنند. نکته دوم اینکه اصلاح طلبی را تعریف کنند. اصلاح طلبی اگر می خواهد هنجارهای نظام را بشکند مورد برخورد نظام قرار می گیرند. اما اگر به دولت، مجلس و یا قوه قضائیه نقد دارند در چارچوب نظام می توانند فعالیت کنند. به هرحال با یکدیگر رقابت می کنیم و شادابی سیاسی ایجاد می شود. به عنوان عضو جبهه متحد اصولگرایی معتقدم اگر ما رقیبی جدی داشته باشیم خیلی خوب است و می توانیم رشد کنیم.
* شما خاتمی را جزو سران فتنه می دانید؟
** من امروز سران فتنه را فقط همین دو نفر (موسوی و کروبی) می دانم. البته دیگران نیز موثر بودند و خطاهای بزرگی هم کردند و حتما باید خطاهای خود را جبران کنند، اما این دو نفر هیچ راه بازگشتی به انقلاب و نظام ندارند و حتی اگر توبه نصوح هم بکنند در نهایت می توانند مانند دو شهروند زندگی کنند. ولی اگر دیگران جبران خطا کنند می توانند بیایند و فعال سیاسی شوند.