تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۹:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۲۲۵۶۴۴
نگاهی به کتاب تاریخ نظامی ایران و نیروهای مسلح آن اثر استیون آروارد
یعقوب نعمتی‌وروجنی اشاره: کتاب 395 صفحه ای "جاوید: تاریخ نظامی ایران و نیروهای مسلح آن"1 اثر استیون آر. وارد در سال 2009 میلادی توسط انتشارات دانشگاه جرج تاون (واشنگتن. دی. سی) و با همکاری مرکز مطالعات صلح و امنیت، دانشکده خدمات خارجی ادموند آی. والش دانشگاه جرج تاون منتشر شده است. بنابه اظهار نویسنده در دیباچه کتاب، تاریخ نیروهای مسلح ایران تلاش دارد حقایقی را نشان دهد که به فهم نقش بالقوه ارتش ایران در جهان در قرن آتی یاری می رسانند. وی معتقداست که نیروهای مسلح ایران علی رغم بعضی ضعف ها و کمبود امکانات، ویژگی هایی را از خود بروز داده اند که آنها را شایسته بررسی دقیق دشمنان بالقوه می سازد. از دیدگاه وی کم اهمیت پنداشتن دلاوری و استقامت سربازان ایرانی یا تلفاتی که آنان با نبردهای شدید، تاکتیکهای زیرکانه، و استفاده از جغرافیای خاص ایران به دشمنان خود وارد ساخته اند، اشتباه بزرگی به شمار می آید. با اینکه نیروهای مسلح ایران اغلب به پیروزی نهایی دست نیافته اند ولی از موفقیت های تاکتیکی شگفت آوری در برابر دشمنان در داخل و خارج بهره مند شده اند. این کتاب همچنین می کوشد تا پیشینه ملی، قبیله ای و دینی که برانگیزنده قوای نظامی ایران است را نیز بازگو نماید. در این مقال برآنیم تا نگاهی کلی به فصول این کتاب ها، رویکردهای آن و دورنمای آن درباره آینده نیروهای مسلح ایران داشته باشیم.

درآمد کتاب با توصیف توان نظامی بالای ایران در اواخر سلطنت پهلوی و تجهیزات منحصر به فردی که در اختیار ارتش شاهنشاهی بود آغاز می‌شود. سپس به انقلاب اسلامی و متعاقب آن جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اشاره می‌شود. به زعم نویسنده نیروهای ایرانی علی‌رغم بی‌بهره بودن از مستشاران نظامی آمریکایی و تحریمهای تسلیحاتی بین‌المللی، عملکرد مناسبی از خود نشان داده و فشارهای زیادی را بر بغداد وارد نمودند و اگر به‌خاطر بعضی ضعف ها نبود می‌توانستند برنده جنگ نیز باشند؛ در حالی‌که نتیجه این جنگ هشت ساله نوعی بازگشت به وضعیت پیشاجنگ بود. این جنگ نیروهای نظامی ایران را فرسود ولی از خاکسترهای آن بار دیگر ایران به یک قدرت نظامی منطقه‌ای مبدل گشت.
نویسنده گرچه عنوان جاوید برای نیروهای نظامی ایران را اغراق می‌پندارد ولی جلوه‌هایی از فناناپذیری را در آنها مشاهده می‌نماید؛ چرا که در دوران باستان، میانه و مدرن، رستاخیزهای مجدد این نیروها، بر مسیر تاریخ تاثیرگذار بوده است. پارتها و ساسانیان با برتری دربرابر قدرتهایی همانند امپراتوریهای بیزانس و روم دیواری را بین شرق و غرب کشیدند. تاسیس دولت شیعی توسط صفویه نیز با تضعیف توان عثمانی، استلزامات مهمی برای خاورمیانه و مسیحیت درپی داشت. پیروزیهای نادرشاه در برابر مغولان نیز راه را برای تسخیر هند به دست بریتانیا هموار ساخت. حتی طولانی شدن جنگ تحمیلی با عراق نیز پیگیری تسلیحات کشتار جمعی توسط عراق، جنگ خلیج فارس در سال 1991 و سپس حمله آمریکا به عراق در سال 2003 را موجب گردید.
رقابت حکومت مرکزی و نخبگان ایرانی بویژه روحانیت بر سر قدرت، تاثیر زیادی بر ساختار کلی و مدیریت نیروهای نظامی ایران داشته است. از این رو بویژه پس از صفویه این کشور با نیروهای نظامی دوگانه (نیروهای حکومت مرکزی و نیروهای وابسته به خانها، قبایل، و روحانیون و سپس گروههای سیاسی) و حتی متخاصم مواجه بود که مشکلات متعددی راجع به کنترل، هماهنگی و کارآمدی آنها را موجب می‌شد. با بی‌اعتنایی صفویه به تکنولوژیهای تسلیحاتی نوین و تداوم این روند در دوره‌های بعدی تا عصر پهلوی، نیروهای نظامی ایران بهای رویکردهای ناقص درقبال جنگ را پرداختند. افزون براین، فرماندهی ضعیف صاحب‌منصبان سیاست‌زده و پشتیبانی ناکارآمد نیز استقامت، تدبیر و میهن‌پرستی این نیروها را تضعیف ساخته است.
نویسنده درباره بحث موقعیت جغرافیایی و ژئواستراتژیک، ایران را بهره مند از سلطه بر راههای تجاری عمده و همچنین پل تبادل دانش بین شرق و غرب برمی شمارد. در آغاز قرن بیست ویکم نیز موقعیت محوری ایران در خلیج فارس، دریای خزر و آسیای مرکزی و قرار گرفتن در مسیر صادرات منابع نفتی و گاز فراوان این مناطق، این کشور را در کانون توجهات و حتی مخاصمات جهانی قرار می دهد.
علی رغم سواحل طولانی ایران در دریای خزر، خلیج فارس و اقیانوس هند، به خاطر جغرافیای خاص ایران، نیروی دریایی نقش محدودی در تاریخ نظامی ایران داشته است. کوهستان تقریبا بخش اعظمی از فلات ایران را از سواحل خلیج فارس جدا ساخته و ایرانیها نیز چندان علاقه ای به بسط قابلیت های دریایی نشان نداده اند. علاوه بر این فقط در بخشهایی از شمال اهواز آن هم قایق های کوچک می توانند در رود کارون به تردد بپردازند. بنا به گزارش یکی از ناخداهای ارتش بریتانیا در هند در اوایل قرون نوزدهم، گرچه جنگل بلوط در جنوب غربی ایران به وفور وجود داشت ولی این درختها برای کشتی‌سازی بسیار کوچک بوده و همچنین باید مسافت زیادی نیز جابه‌جا می‌شدند. ایران در طی قرنهای متمادی از خدمه دریایی و دریانوردان ماهر محروم بود.
با این حال اغراق نخواهد بود اگر ایران را به‌خاطر استحکامات دفاعی گسترده‌اش به عنوان یک دژ طبیعی توصیف کنیم. عوارض طبیعی محاط کننده ایران به مدافعان یاری می‌رساند. کوهستانهای وسیع ایران عملا این کشور را محصور ساخته است؛ و در زمستان و بهار برفی و عمدتا عاری از پوشش گیاهی است. گذرگاههای تنگ و پرپیچ و خم آن نیز تنها راه دسترسی به مناطق داخلی ایران محسوب می‌شود. خطوط ارتباطی نیز به شبکه ای از راهها محدود است که در برابر خرابکاری و کمین آسیب‌پذیر هستند. ساخت وسازهای عمده در اطراف راههای اصلی ارتباطی نیز موانع مصنوعی در برابر نیروهای متهاجم شکل می‌دهند.
البته در دوره کنونی کوهستانهای ایران نمی‌تواند مانعی در برابر نیروی هوایی باشد ولی حملات هوایی عراق به ایران نشان داد که هنوز هم وارد ساختن ضربه کاری به ایران از طریق هوا دشوار است. بسیاری از تسهیلات راهبردی عمده ایران و همچنین پایتخت این کشور به خوبی در مناطق مرکزی قرار داشته و این مسئله کار را بر خلبانان مهاجم خارجی دشوار می‌سازد. البته باید به کویرهای سوزان و گرمای زیاد هوا در بسیاری از مناطق ایران نیز اشاره کرد که کار را برای نیروهای نظامی سخت تر می‌کند.
میراث حس منحصر به فرد بودن و منزوی بودن ایرانی به هنگام برخورد این کشور با دنیای بیرون به صورت یک وضعیت ملی گرایانه قوی مشاهده می‌شود. همسایگان عرب و ترک ایرانی که به ایران حمله هم نموده‌اند هم اینک در منطقه نیز با ایران در حال رقابت هستند. از این رو ایران درمقابل متحدین طبیعی تنها به نظر می‌رسد. در قرن حاضر این منحصر به فرد بودن و حافظه تاریخی امپراتوریهای کبیر گذشته، می‌تواند به بلند پروازیهای جمهوری اسلامی درباره برتری منطقه‌ای و به احیای راهبردی نیروهای نظامی ایران دامن بزند.
هر یک از فصلهای کتاب مقطع خاصی از تاریخ و تحولات نظامی و جنگهای ایران را مورد بررسی قرار می‌دهند. فهرست مطالب کتاب را می توان بدین شرح برشمرد: درآمد: سیمرغ ایرانی 1- میراث عظمت، یادگار شکست 2- اسلاف نیرومند: صفویه و نادرشاه 3- دستمایه خنده: ارتش قاجار 4- بروز ملی گرایی: از انقلاب تا جنگ جهانی اول 5- دوراهی: تولد نیروهای مسلح نوین ایران 6- خارج از گود: جنگ جهانی در ایران 7- ستون جنگ سرد: ظهور نیروهای مسلح شاهنشاهی 8- سپاه قدیم، سپاه جدید: نیروهای مسلح ایران در انقلاب اسلامی 9- فداکاری هولناک: جنگ ایران و عراق 10- دشمن خود را حقیر نشمارید: نیروهای مسلح ایران در قرن بیست ویکم.
فصل اول به سلسله های هخامنشیان، پارتیان، ساسانیان و جنگهای ایران با یونانیان و امپرتوری روم پرداخته و سپس تسخیر ایران به دست اعراب مسلمان اشاره نموده و سپس حکمرانی قبایل ترک بر ایران در قرون میانه را نوعی تراژدی برای این کشور برمی‌شمارد. هخامنشیان، امپراتوری ملوک‌الطوایفی ولی قدرتمندی بود که دو قرن ادامه داشته و به نوعی الهام بخش ایرانیها در اعصار بعد نیز محسوب می‌شود. از سوی دیگر رقابت دائمی پارتیان و ساسانیان با امپراتوریهای غربی نیز در ایران مدرن منبع مباهات فرهنگی قلمداد می‌گردد. قرون میانه ایران، تاریکترین برگهای تاریخ ایران ازجمله سقوط امپراتوریها و ویرانی ناشی از حملات مغول را در دل خود جای داده است.
فصل دوم کتاب به تاریخ جنگهای صفویه و افشاریه اختصاص دارد. در این فصل نویسنده پس از مروری مختصر درباره روند ورود و اشاعه اسلام در ایران و اشاره به مذاهب عمده اسلامی یعنی شیعه و سنی و سپس رسمی شدن آیین تشیع وارد بحث تاریخ نظامی ایران در دوران پادشاهان صفوی می‌شود. وی سلطنت صفوی را یک امپراتوری بزرگ و نادرشاه افشار را نیز آخرین فاتح بزرگ مشرق زمین و ناپلئون بناپارت ایران می‌داند. از نظر وی تنگنای عمده پادشاهان صفویه و نادرشاه این بود که در عین ایجاد نیروهای نظامی قدرتمند بتوانند از خطر کودتا به‌واسطه قوی شدن بیش از حد این نیروها ممانعت ورزند.
بررسی جنگهای سلسله قاجار، روابط قاجاریه با غرب، ارتش این خاندان و پیدایی نیروی قزاق و در نهایت افول قدرت پادشاهی قاجاریه عمده‌ترین مضامین طرح شده در فصل سوم کتاب می‌باشد. نویسنده بزرگترین چالش خاندان ضعیف قاجار را خودداری از درگیرشدن با امپراتوریهای بریتانیا و روسیه برمی‌شمارد. در این دوران اقدامات تحسین‌برانگیزی در راستای نوسازی نیروهای مسلح برای مقابله با تهدیدات روس و انگلیس صورت گرفت؛ ولی این تلاشهای همواره ناکافی بوده و نتوانست با پیشرفتهای ارتشهای اروپایی همنوا گردد؛ چرا که فساد سیاسی و برخورد نادرست حکام قاجار موجب تباه شدن روحیه جنگاوری، شجاعت و کاردانی نیروهای نظامی ایران در این دوره گردید.
فصل بعدی کتاب به حوادث منتج به انقلاب مشروطه، بازگشت استبداد صغیر و سپس اعاده مشروطه، و سپس رخداد جنگ جهانی اول، ورود نیروهای بیگانه به ایران و درگیری آنها با یکدیگر در خاک ایران، و به طور کلی بروز ملی گرایی در ایران و مقاومت در برابر سلطه انگلیس می پردازد. به زعم نویسنده درحالی که ارتش قاجار عمدتا بر نیروهای قابل متکی بود ولی این دوره شاهد ظهور به مقابله با اصلاحات دموکراتیک به سبک غربی و نیز سلطه بیگانه می‌پرداختند. این نیروها داوطلب بوده و در خلال انقلاب مشروطه در راستای یک حکومت دموکراتیک مبارزه می نمودند. با اینکه بر اثر چنددستگیهای سیاسی، نیروهای مجاهدین ضعیف شدند ولی روح ملی‌گرایی آنها را می‌توان در نیروی جدید به نام ژاندارمری مشاهده نمود که با تاسیس در سال 1912 نوید پیدایی یک سازمان تخصصی شجاع، فسادناپذیر و کارآمد را به ایرانیان داد.
نویسنده سپس به اقدامات رضاخان پهلوی برای تاسیس ارتش مدرن اشاره می کند ولی معتقد است که متحدالشکل سازی نیروهای مسلح ایران توسط وی نتوانست تاثیر ماندگاری بر قوای ایرانی داشته باشد زیرا تخصص گرایی، بودجه ریزی و آماد منعطف، و رفاه سربازان در این میان نادیده گرفته شده بودند. همانند همه دیکتاتورها، ظن‌های رضاخان مانع از توسعه نیروهای مسلح شده و آن را از نظر ساختاری شکننده باقی گذاشت. از این رو فقدان تخصص گرایی در دوران رضاخان عمده ترین نقطه ضعف ارتش ایران در دوره وی به شمار می آید. با این وجود وی در دوره سلطنت خود هزینه های کلانی را صرف نیروهای نظامی کرد. ماحصل هزینه گزاف برنامه های نظامی رضاخان برای اغلب ایرانیان عبارت بود از فقر، فساد، و بی عدالتی که بدتر از دوران قاجار نیز بود.با آغاز جنگ جهانی دوم و علی‌رغم اعلان بی‌طرفی ایران، در آگوست 1941 نیروهای شوروی و انگلیس به ایران حمله کردند، ارتش رضاخانی در هم شکست و شاه مستبد مجبور به ترک کشور شد. شاید مهم ترین پیامد این جنگ برای نیروهای مسلح ایران بود که پای ایالات متحده به امور داخلی ایران باز شد. در بخش اعظم این جنگ نیروهای نظامی ایران در حاشیه ماندند. محمدرضا پهلوی نیز همانند پدر خود توجه خاصی به نیروهای نظامی داشت. در واقع پس از جنگ جهانی دوم و به دنبال افزایش درآمدهای نفت، محدرضا شاه این امکان را یافت تا به جاه طلبی های مادی خویش در مورد یک ارتش مدرنِ به خوبی مجهز نزدیک تر شود. ماحصل این جاه طلبی ها نیز عبارت بود از برنامه های نامنسجم و پرهزینه برای خرید سیستم های تسلیحاتی که ارتش وی به سختی توان استفاده و نگهداری از آنها را داشت. وی همانند پدرش، سرنوشت خود را با ژنرال های نظامی پیوند داد و همین امر، به بدترین غرایز آنان در مورد سوء استفاده از قدرت، سیاسی شدن و فساد دامن زد. ‏
همه این عوامل موجب شد تا شاه نتواند پیوندهای لازم برای تضمین قدرت مردان جنگی ایران را برقرار نماید؛ ولی برخلاف وی، آیت الله خمینی(ره)، امام امت، دیدگاههای روشنی درباره اهداف و برنامه هایش برای نیروهای مسلح ارائه می داد و آنها را جزء گروههای متعدد انقلابی برمی شمرد. آیت الله خمینی(ره) ارتش و بعدها نیروهای نظامی انقلابی را به خوبی وارد طرح کلان انقلابی خود ساخت که همین امر پیامدهای چشمگیری برای ساختار نیرو، نقش و کارآمدی نیروهای نظامی ایران در بر داشت. ایشان نیروهای نظامی را برای موفقیت انقلاب خود یک عامل کلیدی می دانست؛ و از همان ابتدا به دنبال
بی طرف ساختن ارتش بود. آیت الله خمینی(ره) دوراندیش به خوبی پیش بینی می کرد که پس از پیروزی انقلاب، برای مقابله با چپ گرایان و نیروهای جدایی طلب قومی به نیروهای نظامی نیاز خواهد داشت. به دنبال بازگشت آیت الله خمینی(ره) از پاریس، نشانه های فروپاشی ارتش پهلوی نیز پدیدار شد و نیروهای نظامی ایران به انقلابیون اجازه دادند تا امنیت امام را تضمین نمایند. ‏
پیروزی انقلاب اسلامی و تاسیس جمهوری اسلامی نقطه عطفی در تاریخ نیروهای مسلح ایران به شمار می آید. اندکی پس از استقرار نظام جدید عراق آتش جنگ را علیه ایران برافروخت. این جنگ هشت ساله با عراق تاثیر چشمگیری بر شکل گیری ساختار و چشم انداز آتی نیروهای مسلح ایران بر جای گذاشت. با تلفیق دین و سیاست در راهبرد نظامی ایران، نیروهای رزمنده ایران شجاعت، میهن پرستی، سرسختی و خلاقیت بی نظیری را در جریان جنگ هشت ساله با عراق از خود نشان دادند. نیروهای نظامی ایران پس از جنگ توانستند به واسطه حضور سربازان و فرماندهان جوان، شالوده مستحکمی را برای رشد آتی به دست بیاورند. این مردان می توانند به عملکرد خود در میدان جنگ، و نگهداری و تولید تسلیحات جنگی مباهات کنند. ارتش ایران و سپاه پاسداران توانستند به خوبی به تهاجم اولیه عراق عکس العمل نشان دادند و در بخش اعظمی از دوران جنگ، نیروهای مجهز عراق را در حالت تدافعی قرار دهند. این دو نیروی نظامی در واقع هوش و ذکاوت مردم ایران را نشان دادند که به آنان کمک کرد تا سال های متمادی بر برتری های مادی چشمگیر عراق فائق آیند. از سوی دیگر ایرانی ها توانستند تسلیحات خود را زمان بسیار بیشتری از آنچه کارشناسان نظامی غربی پیش بینی می کردند، در حالت عملیاتی نگهداری کنند. علاوه بر این، ایرانی ها طیف گسترده ای از تسلیحات و مهمات، توپخانه و وسایط نقلیه رزمی و تجهیزات زرهی را تولید نمایند.‏
جنگ طولانی هشت ساله در برابر عراق بدون شک نشان می دهد که اشتیاق سربازان ایرانی برای جنگیدن تا پای جان در راستای دفاع از باورهای خود، بزرگ ترین سرمایه نیروهای نظامی ایران به شمار می آید. در واقع سربازان، ملوانان و خلبانان ایرانی علی رغم شرایط هولناک و کمبودهای عظیم توانستند روحیه خود را در تمامی مدت این جنگ حفظ کرده و در طول این جنگ نابرابر توانستند شجاعت و ایثار فوق العاده را از خود نشان دهند. در واقع رزمندگان داوطلب ایرانی دعوت آیت الله خمینی(ره) برای جهاد در این جنگ تحمیلی را پذیرفتند و خودآگاهانه جان خود را فدا ساختند. پس از پایان این جنگ نیروهای نظامی ایران به تدریج توانایی های خود را ارتقا داد تا جایی که مقامات ارشد اطلاعاتی ایالات متحده در سال 2005 آن را مهم ترین تهدید برای منافع و متحدین آمریکا در خلیج فارس نامیدند. هم اینک نباید توان نظامی ایران را دستکم گرفت زیرا دشمنان ایران در طول تاریخ از کراسوس تا صدام حسین با تاسف فراوان این درس را فراگرفته اند که مردان جنگی ایران می توانند در برابر دشمنان متکبر خود، تاکتیک های غیر منتظره ای را بروز دهند. ‏