تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۲۲۵۶۴۵
مقدمه: امیرعلی محقق: فرآیند وحدت اصولگرایان به مراحل حساس خود رسیده است. کمیته 15 نفره تشکیل شده و جامعتین با محوریت آیت‌الله مهدوی کنی و آیت‌الله یزدی نقش آفرینی ویژه‌ای در تحقق وحدت دارند. در همین‌باره سوالاتی را از مرتضی طلایی فعال سیاسی و عضو شورای شهر تهران پرسیده ایم که به همراه پاسخ‌های وی در ادامه آمده است.

* آقای طلایی!تشکیل کمیته 15 نفره برای وحدت اصولگرایان در مسیر تحقق برنامه‌ها و اهداف خود به‌نظر می‌رسد روند روبه رشد و مناسبی را طی کرده است. با این حال برخی خبرسازی‌ها و جوسازی‌های منفی هم علیه این تجربه مبارک صورت گرفته است. ارزیابی شما از این کمیته و فعالیت‌های آن چیست؟
** اینکه اصولگرایان به این نتیجه رسیده‌اند که پیش بردن اهداف و آرمان‌های انقلاب و خدمت به مردم تنها در سایه همکاری ومشارکت و پرهیز از چند دستگی است امری بسیار پسندیده و نیکو است و به‌عنوان اساسی‌ترین وجه عمل سیاسی آن‌ها به حساب می‌آید. خدمتگزار مردم بودن و پیش بردن منافع اساسی آنها و در نظر گرفتن منافع نظام و تهدیدات گسترده‌ای که امروزه وجود دارد نیازمند ورود تمام متخصصان و نخبگان در فضایی به‌دور از چالش و تخریب است که به لطف خدا مقدمات آن در کمیته 15 نفره، با پیشکسوتی روحانیون طراز اول کشور شکل گرفته است.
کمیته 15 نفره تاکنون فواید زیادی برای حذف چالش‌های ناشی از مناسبات غلط گروه‌های سیاسی داشته است؛ چالش‌هایی که در نهایت به تضییع حقوق مردم و هدررفت بیت المال منجر می‌گردید. اما این کمیته هنوز در آغاز تعریف خود است و نباید به این اجماع و وحدت صرف بسنده کرد. اگر تنها تاکید برهمین وحدت و در نهایت ارائه لیست واحدی از نامزدهای انتخاباتی باشد که این بدترین معامله بر سرمنافع و خواسته‌های مردم است. تجربه‌ای که در دوره‌های پیشین انتخابات مجلس و مدل وحدت اصولگرایان در آن دوران سراغ داریم. انصافاً ادوار قبلی مجلس عملکرد قابل دفاعی در حوزه‌های خرد و کلان مدیریت وسیاست‌گذاری کشور ندارد و این را می‌توان منوط به ناکار آمدی برخی از حاضران آن دانست. شاهد و مدعای ما نیز نابسامانی‌هایی است که امروزه جامعه و نظام سیاست‌گذاری ما با آن درگیر است. لذا باید از تجربه تلخ ادوار گذشته درس گرفته شود. جامعه عرصه حیات و زندگی مردم است و نباید به سادگی مدیریت امورآن را به دست افراد ناتوان، سودجو و قدرت طلب سپرد. در کمیته 15 نفره نیز محور عمل باید تاکید و دقت درخصوص نیازهای مردم با اعتنا به ارزش‌های انقلاب اسلامی‌مان باشد.
لذا نهایت فعالیت کمیته 15 نفره با پرهیز از جناح‌بندی و گروه گرایی‌های انتصابی، تدوین نظام نامه‌ای از شاخص‌های مسلم اصولگرایی است. یعنی باید برای مردم مشخص کنیم که اهداف و موضوعات سیاستی ما در قبال نیازها، آرمان‌ها، امیدها و آمال‌هایشان چیست؟ در قبال تمام خواسته‌های مردم، قرار است کمیته مذکور چه برنامه‌ها، راهبردها و سیاست‌هایی اتخاذ کند که در افق مشخص‌شده سند چشم انداز، مردم به نظام جمهوری اسلامی ایران در دنیا افتخارکنند؟ بر این اساس ذکر چند نکته ضروری به نظر می‌رسد:
اول: نباید نگاه به کمیته 15 نفره، جناحی و سیاسی باشد یعنی اینکه 15 نفر مذکور خود را باید نماینده تمام طیف‌ها و طبقات اصولگرا و از همه مهم‌تر نماینده مردم بدانند.
دوم: نباید به اجماع صرف شخصیت‌های سیاسی یا گروه‌های سیاسی تکیه کرد و تنها برون داد این همبستگی را ارائه لیست واحدی از اصولگرایان دانست، بلکه رسالت این همگرایی و همبستگی در قالب دانش سیاست‌گذاری باید در نهایت به افق‌های بلند توسعه کشور منجر شود یعنی اینکه در پس این همگرایی باید به یک کار تشکیلاتی منسجم و قاعده مند و مداوم برای رشد و پایداری کشور فکر کرد که پایداری آن تنها منوط به چرخش‌های تقویم سیاسی انتخابات نباشد.
سوم: نباید ترکیب کمیته تنها مشروط به شرکت اعضای اصلی باشد. یعنی اینکه علاوه بر اعضای اصلی باید هیاتی از متخصصان و مشاوران دانشگاهی نیز وجود داشته باشند که چالش‌های سیاستی کمیته را در خصوص تدوین راهبردها و استراتژی‌ها و تعیین شاخص‌ها و معیارها، قاعده مند نموده و برون داد‌های سیاستی کمیته را با نیازهای حال و آینده مردم سنجیده و کاستی‌های موجود را با بهره گیری از تخصص چاره جویی کنند.
* درباره سامان‌یابی سازوکار وحدت چه باید کرد؟
** باید دید بلند مدتی در خصوص فعالیت‌های این کمیته داشت و به فشارهای سیاسی در کوتاه مدت برای ارفاق‌های حزبی یا گروهی،تن نداد زیرا انتظار است که با ورود این سطح بالا از روحانیون برجسته، ترکیب عمل این کمیته به حکمیت تقسیم غنائم ختم نگردد. نگاه به این کمیته باید به عنوان سند اعتبار نمایندگان یا نامزدهای انتخاباتی باشد که بر اساس شاخص‌ها و ملاک‌های تعیین شده از سوی این کمیته امضای تایید گرفته‌اند چنان که در بالا ذکر کردیم در خصوص همگرایی این کمیته، نباید دید موضعی داشته باشیم و با اتمام فعالیت‌های انتخاباتی فراموش کنیم که اصلاً کمیته‌ای تحت این عنوان وجود خارجی داشته است، بلکه همواره در تمام زمان‌ها کمیته باید به صورت فعال در عرصه جامعه حضور داشته باشد و نمایندگان انتخابی را چه در دولت و چه در مجلس مورد تحقیق و تفحص و پرسش و پاسخ قرار دهد.
چه اشکالی دارد که نمایندگان نظارت پذیری گفتمانی داشته باشند تا ضعف عملکرد آن‌ها موجبات زیر سوال رفتن گفتمان‌های ارزشمندی که از اعتبار آن برای پیروزی استفاده کرده‌اند، نشود؛ هرچند که شاید ازدید منتقدانی این عمل مصادف با پیگیری سیاست‌های وابسته‌سازی نمایندگان تشخیص داده شود ولی قطعاً راهکارهایی وجود خواهد داشت که نظارت‌های غیررسمی سازمان داده شده بر روی نمایندگان در قبال فعالیت‌های چهارساله آنها عینیت یابد.
* به نظر شما فعالیت‌های این کمیته در نهایت منجر به ارائه یک لیست واحد انتخاباتی خواهد شد؟
** اینکه اصولگرایان باید در روند کسب قدرت سیاسی در مواجهه با گروههای رقیب به اجماع برسند امری دور از ذهن نیست ولی تجمیع دیدگاه‌ها و نظرات گوناگون با این تجربه ضعیف حزبی، امر دشواری است که تنها در سایه ورود نخبگان انقلاب در درجه بالا، امکان این همگرایی و پرهیز از اختلافات سطحی فرصت سوز فراهم می‌آید.
تدوین شاخص‌های اصولگرایی توسط جامعتین و پرهیز از اختلاف در این خصوص و پدید آمدن ظرفیت اجماع به‌واسطه تلاش‌های شخصیت برجسته حضرت آیت الله مهدوی کنی، نقطه اتکای همگرایی اصولگرا در قالب کمیته مذکور است. امری که همواره باید در ایجاد فرصت‌های بیشتر مورد دقت قرار گیرد. امیدواریم که همراهی این بزرگان نیز به صورت مداوم وجود داشته باشد چون اعتقاد داریم که تلاش‌های آن‌ها قطعا برای حفظ ارزش‌های انقلاب و پایداری اسلام و حمایت از منافع مردم است.
* برخی اظهارنظرها در خصوص وحدت اصولگرایان بیان می‌شود که شائبه‌های سهم خواهی را تقویت می‌کند. این حاشیه سازی‌ها چقدر در فرآیند وحدت تاثیرات منفی می‌گذارد؟
** اصولا دامن زدن به حواشی و مطرح کردن آن زیاد درست به نظر نمی‌رسد و به‌عنوان یک استراتژی بازدارنده و در نهایت برای صورت دادن به سیاست کلاف سردرگم به‌کاربرده می‌شود. کسانی که به هرطریقی سعی در ممانعت از این همگرایی دارند و با دامن زدن به ایجاد اختلافات داخلی به دنبال فرصت سوزی برای دیگران و فرصت‌سازی برای خود هستند، راه تامین منافع خود را از این مسیر می‌بینند. اگر بخواهیم به تحلیل‌های فردی و طرفدارانه اتکا کنیم اصلا نمی‌توان شخصیت سیاسی پیدا کرد که سهم خواه نباشد، در صورتی که این با اصل قضیه فرق دارد. به عقیده بنده دقیقا اشتباه از اینجا نشأت می‌گیرد که عرصه خدمتگزاری را با سالن غذا خوری اشتباه گرفته ایم و این پاشنه آشیل نظام سیاست‌گذاری ماست. به کاربردن ملاحظات گوناگون در قبال افراد شرایطی را پیش آورده است که به مردم و منافع آنان به چشم ابزار نگریسته می‌شود که باید بر مبنای آن به ثروت‌های ملی برای قدرت‌یابی دست یافت و این زمانی که از نهادهای کلان جامعه همچون قوه مجریه و مقننه شروع شود باید فاتحه همه چیز را خواند و منتظر عواقب خطرناک آن ماند.
حال اگر زاویه دیدمان را نسبت به جامعه تغییر دهیم و کسانی را که داعیه خدمتگزاری دارند رزمندگانی تصور کنیم که قرار است در میدان مبارزه با فقر، نادانی، عقب ماندگی، استکبار و... از همه چیز خود بگذرند و در قبال هر اقدامی نیز پاسخگو و مسئول باشند، چند نفر را می‌توان پیدا کرد که ادعای سهم خواهی را مطرح می‌کنند. اینگونه ادعاها نشان از واقعیت‌های تلخی دارد که سعی نشده در قالب هیچ گروه یا جریانی بدون حاشیه و جوسازی‌های سیاسی، ابعاد این فسادها، ساخته و پرداخته شده و در قبال جامعه پاسخگو باشیم.
* به نظر می‌رسد برخی اظهارنظرها پیرامون موضوع وحدت اصولگرایان معطوف به نگاههای حزبی و جریانی است. یعنی اولویت آنها منافع جریانی است تا منافع مجموعه اصولگرایان.
** اگرنگاه حزبی و گروهی به این ترکیب داشته باشیم و برای هرگروه سهمی در نظر گرفته شود که این همان سهم‌خواهی است که دیگران از آن دم می‌زنند. حتی اگر دیگران هم چیزی نگویند مردم که شعور سیاسی شان را از دست نداده‌اند. اصولگرایان در قالب کمیته مذکور حتماً علاوه بر فراگروهی بودن باید فراجناحی نیز عمل کنند یعنی اصل و اساس را بر گفتمان‌سازی و برنامه‌ریزی بر اساس قواعد اصولگرایی قرار دهند و برای آینده کشور برمبنای سیاست‌های کلی نظام و سند چشم انداز توسعه، برنامه‌های کارآمد ارائه دهند و به افق‌های مهم تری از اجماع صرف تکیه کنند. اینکه اصولگرایان باید به اجماع برسند یک اصل حتمی و تردید‌ناپذیر است. یعنی اگر با این ظرفیت حاصل شده به‌واسطه شخصیت گرانبهایی چون آیت‌الله مهدوی کنی و ورود جامعتین به این موضوع، اگر اجماع حاصل نگردد و هر گروهی ساز خود را بخواهد بنوازد، اصولگرایان، شکست سنگینی متحمل خواهند شد و دلسردی مردم را نیز با مشارکت پایین آن‌ها، در انتخابات در پی خواهد داشت.