تاریخ انتشار : ۲۹ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۶:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۲۲۵۶۵۱

با وجود این که بیش از 75 درصد مردم بحرین را شیعیان تشکیل می‌دهند اما بسیاری از آنان در تبعیض زندگی کرده و از دسترسی به اغلب امکانات طبیعی این سرزمین محروم هستند.
بحرین جزیره‌ای در جنوب خلیج فارس است که در سال 1350 از ایران جدا گردید. این کشور از سال 1162 ش با حمایت انگلیسی‌ها به دست خاندان آل خلیفه افتاد. این خاندان که دارای عقبه عشیره‌ای در شبه جزیره عربستان بود به تدریج اندیشه‌های جدایی طلبی پیدا کرد و با شیطنت‌ انگلستان و دخالت سازمان ملل طی یک نظر سنجی ساختگی و غیر قابل پذیرش از ایران جدا شد.
بحرین 706 کیلومتر مربع مساحت دارد که کوچک‌تر از کوچک‌ترین استان ایران است. از هفتصد کیلومتر مربع مساحت این کشور نزدیک به 400 کیلومتر مربع آن بیابانی است. بحرین به جزیره یک میلیون نخل نیز شهرت داشته است. بحرین شامل سه شهر یا به عبارت بهتر سه جزیره اصلی منامه، محرق و ستره است و منامه یعنی بزرگترین این جزایر پایتخت آن به شمار می‌آید. در بحرین روستاهایی هم هست که در فاصله‌های نزدیک به یکدیگر قرار دارند.
پادشاه بحرین شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه است که از سال 1378 تاکنون حاکم این جزیره است. حکومت بحرین در سال 1381 از امیر نشین به پادشاهی تغییر نام داد. این کشور یکی از اعضای اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس است. عربستان همواره نگاهی اقماری به بحرین داشته و در صدد تاثیر‌گذاری بر مناسبات داخلی این کشور بوده است.
روابط بحرین و آمریکا از سال 1371 و با توسعه صنعت نفت این کشور آغاز شد، و در سال 1377 این کشور مرکز فرماندهی ناوهای آمریکایی در خلیج فارس شد. سال 1380 نقطه اوج روابط منامه و واشنگتن است. در این سال، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، بحرین را به عنوان یکی از متحدان استراتژیک خود اعلام کرد.
روابط بحرین با انگلیس به قرن هفدهم میلادی و زمان قیمویت بریتانیا بر این کشور باز می‌گردد. امروزه نیز مقامات انگلیسی تعیین کننده سیاست خارجی و برخی از سیاست‌های داخلی در این کشور هستند، هم اکنون نیز در ادارات و سازمان‌های دولتی از حضور مشاوران انگلیسی استفاده می‌شود.
بحرین کشور ثروتمندی نیست و حتی بخشی از انرژی آن توسط عربستان، تامین می‌شود، این دو کشور با یک پل 25 کیلومتری که به نام پل "فهد" معروف است و در سال 1375 افتتاح شد، به یکدیگر متصل می‌شوند.
امروزه، اقتصاد کشور بحرین وابسته به بانکداری و هواپیمایی کشتی و ناوها است. بحرین اولین کشور حوزه خلیج فارس است که نفت در آن اکتشاف شده ولی منابع نفت و گاز آن بسیار محدود است، اقتصاد سنتی بحرین وابسته به مروارید بوده، اما در حال حاضر بیشتر در آمد ساکنان بحرین از بانکداری و گردشگری تامین می‌شود. به هر روی نفت و فراوردهای نفتی 60 درصد صادرات و درآمد دولت این کشور و همچنین 30 درصد تولید ناخالص داخلی بحرین را تشکیل می‌دهد. تنها صنعت سنگین داخلی این کشور تولید آلومینیوم است که در مقیاس فراوان تولید و عرضه می‌شود. بحرین رتبه نخست تولید این محصول در خاورمیانه و رتبه پنجم در سطح جهانی را‌دار است.
بحرین؛ چهارمین حوزه فعال شیعیان
جمعیت بحرین 700 هزار نفر است که حدود 150 هزار نفر آنان خارجی‌هایی هستند که در آنجا کار می‌کنند. 50 هزار ایرانی نیز که اکثر آنان از مهاجران جنوب ایران از فارس و بوشهر هستند در بحرین زندگی می‌کنند و به رغم سکوت طولانی آنان همچنان به فارسی صحبت می‌کنند.
حدود 80 درصد جمعیت بحرین شیعه هستند، تشیع توسط قبیله "عبد القیس" وارد بحرین شده است. بحرین پس از ایران و عراق و آذربایجان چهارمین مرکز شیعی در جهان اسلام است. حوزه عملیه بحرین از حدود 400 سال گذشته بسیار فعال بوده است.
بحرین در سال 1350 و در پی توطئه‌ای انگلیسی و ضعف ناشی از وابستگی پهلوی از ایران جدا شد. در پی جدا شدن استان بحرین از ایران، آل خلیفه که از قبایل نجد در عربستان به حساب می‌آید و بخشی از آن در این جزیره مستقر بودند، با همکاری انگلستان حکومت را در اختیار گرفتند و تا امروز به رقم جمعیت حداقلی خود بر اکثریت شیعه در این جزیره حکم رانده‌اند.
شیعیان شهروندان درجه دو بحرین
حکومت بحرین محدودیت‌های فراوانی را علیه شیعیان این کشور وضع کرده به نحوی که پس از چند سال شیعیان به رغم دارا بودن اکثریت به شهروندان درجه 2 تبدیل شدند. محدودیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی وضع شده علیه شیعیان موجب نارضایتی گسترده در میان شیعیان شد.
در سال 1354 و به انحلال مجمع ملی بحرین که یک نهاد مشورتی بود اختلافات به اوج خود رسید و شیعیان مشارکت در روند سیاسی بحرین را برای سه دهه به حالت تعلیق در آوردند.
در سال 1378 شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه پس از مرگ پدرش روی کار آمد. وی با شناخت این نارضایتی‌ها در ابتدا اقدام به ایجاد اصلاحاتی کرد. وی هزاران زندانی سیاسی را آزاد و زندان‌هایی را که در آنها شکنجه صورت گرفت، تعطیل کرد و به تبعیدیان اجازه داد تا به وطن خود بازگردند.
شیخ حمد همچنین اجازه داد تا روزنامه‌های اپوزیسیون، گروه‌های حقوق بشر و سازمان‌های غیر دولتی تاسیس شوند و با یک آزادی نسبی فعالیت کنند. البته فعالیت احزاب سیاسی در این کشور همچنان ممنوع است، اما انجمن‌های سیاسی به عنوان جایگزین آنها در حال فعالیت هستند.
شیخ حمد همچنین وعده داد تا قانون اساسی جدیدی را در بحرین تدوین کند که منجر به بهبود فضای سیاسی در این کشور کوچک شود و در سال 81اقدام به راه اندازی مجدد پارلمان کرد.
پادشاهانی که تنها سیاست سرکوب دنبال می‌کنند
پس از مدتی آشکار گشت که این اصلاحات صوری فقط در جهت خاموش کردن ناآرامی‌های بحرین بود که پس از مرگ پادشاه و در جریان انتقال قدرت به وجود آمده بود و پادشاه جدید با در پیش گرفتن رویه گذشته همچنان به محدود سازی فضای سیاسی و اجتماعی بحرین پرداخت. گروه‌های شیعه با درک این موضوع مجددا به تحریم انتخابات و مشارکت سیاسی پرداختند، ولی جمعیت وفاق ملی بحرین همچنان در فضای سیاسی باقی ماند، هر چند در میان شیعیان در مورد این اقدام اختلاف نظر وجود داشت و اکثریت آنها خواهان پیوستن جمعیت الوفاق به تحریم بودند، ولی این جمعیت توانست آراء قابل ملاحظه‌ای را در پارلمان کسب کند.
یهودی آری، شیعه نه!
با این حال پیروزی شیعیان در انتخابات مجلس نیز نتوانست به تبعیض‌های وارد شده بر شیعیان پایان دهد، به گونه‌ای که حتی یک نفر از شیعیان نیز در رده‌های بالای دولت بحرین و نیروهای نظامی این کشور برسد، اما در مقابل، یهودیان بحرین با داشتن جمعیتی نزدیک به پنجاه نفر نمایندگی سفارت بحرین را در آمریکا را به دست آوردند.
این تبعیض گسترده نه تنها سبب در بخش اداری و سیاسی بلکه بخش‌های اقتصادی را فراگرفته است. اغلب شیعیان از امکان سکونت در مناطق مختلف این کشور برخوردار نیستند، در حالی که اتباع سایر کشورها همچون پاکستان و عربستان سعودی امکان حضور و سرمایه‌گذاری را در مناطق مختلف بحرین به دست آورند. در نهایت این تبعیض‌ها زمینه قیام نهایی مردم یمن را همراه با بیداری اسلامی درسایر کشورها فراهم آورد.
از قیام تا سرکوب
با آغاز قیام مردم بحرین و تجمع آنان در میدان لؤلؤ، دستگاه سرکوب بحرین نیز به حرکت در آمد و حتی تانک‌های ارتش یمن نیز به میدان آمدند، اما پس از چند روز ناتوانی آن‌ها در مقابل اقدامات مردم آشکار شد و این نیروها به سمت پادگان‌های خود عقب نشینی کردند.
از سوی دیگر قیام مردم در بحرین به شدت نگرانی آمریکا و عربستان را برانگیخت و حتی پادشاه عربستان درمان خود را در آمریکا نیمه تمام گذاشت و برای مدیریت موضوع به عربستان بازگشت.
از سوی دیگر رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا در سفری یک روزه به بحرین برای سرکوب وحشیانه مردم به بحرین و آمریکا چراغ سبز نشان داد و بلافاصله هجوم نیروهای عربستان برای سرکوب مردم بحرین به این کشور آغاز شد.
از آن زمان تاکنون با وجود فشارهای فراوان بر مردم بحرین با این حال مقاومت به شکل اعتراضات صلح طلبانه ادامه یافته است.از سوی دیگر با وجو نقص چشم گیر حقوق بشر در این کشور هیچ کدام از محافل حقوق بشر در غرب نسبت به این کشتارها واکنشی نشان نداده‌اند.
راه‌حل‌ها
به نظر می‌رسد قیام مردم بحرین بین سه گزینه حق انتخاب داشته باشد: ساقط کردن نظام، اصلاحات اساسی و سرکوب توسط نظام حاکم.
در حد اعلای این راه حل‌ها سقوط پادشاهی آل خلیفه قرار دارد که خط قرمز رژیم آل سعود به حساب می‌آید چرا که می‌تاند تمامی حکومت‌های شبه جزیره را متزلزل نماید. سقوط آل خلیفه در بحرین یعنی فرو ریختن دیواره‌های حائل بین ایران و عربستان و در این صورت است که عربستان خود را در مقابل ایران بدون دفاع خواهد یافت و مناطق راهبردی عربستان مانند "ظهران" و "قطیف" با دارا بودن جمعیتی شیعه، در مجاورت سرزمین‌هایی آزاد و دمکراتیک واقع خواهد شد. لذا به نظر می‌رسد سعودی‌ها هر راهی را برای شکست خوردن این سناریو خواهند پیمود.
به گزارش خبرگزاری فارس در این راه حتی اخباری وجود دارد که نیروهای امنیتی سعودی به همراه گردان‌های صاعقه بحرین در میدان لؤلؤ منامه به معترضان حمله کرده و در قتل آنها دست داشته‌اند. که در صورت صحت این ادعاها نشان دهند عزم جدی سعودی‌ برای جلوگیری از تغییر نظام در بحرین است.
مشروطه سلطنتی، اقدام حداقلی
گزینه دوم برای انقلابیون به دست آوردن چیزی بیشتر از اصلاحاتی است که پادشاه بحرین پیش از این قولش را داده بود. برخی از بحرینی‌ها به دنبال تغییر نظام، از سلطنتی به سطنت مشروطه هستند که تضمین‌های قانونی محکمی برای پایبندی به قانون در آن وجود داشته باشد.
این مسیر متضمن تلاش معارضین بحرینی برای در پیش گرفتن مسیر تعامل با حکومت به منظور دستیابی به حد مطلوبی از خواسته‌های سیاسی و اجتماعی است. این مسیر از گفت و گوهای بین معارضین و ولی عهد می‌گذرد که به دستور پادشاه مامور این کار شده است.
پیش قراول این جریان، جمعیت وفاق ملی بحرین است که خواستار اصلاحات سیاسی در جایگاه نخست‌وزیر و رسیدن یکی از اهل سنت معارضه حکومت به نخست وزیری، کاهش امتیازات خانواده حاکم، روی کارآمدن سلطنت مشروطه تحقق عدالت بین همه مردم کشور و... شده است.
معارضه برای رسیدن به این امتیازات نیز با مخالفت‌های جدی روبروست، آنها برای پیمودن این مسیر با مخالفت گروه‌هایی از خاندان حاکم مواجه هستند که به صورت مستقیم با عربستان سعودی در ارتباط می‌باشند.
اما گزینه سوم گزینه سرکوب است آنچه جناح تندرو و افراطی خاندان حاکم خواستار آن است اینکه حکومت آل خلیفه روی گفت و گو با معارضه تاکید نماید و با رد هر گونه تغییری در نظام حاکم با شدت در مقابل معارضه بایستد تا ساختارهای نظام فعلی حفظ گردد.