تاریخ انتشار : ۲۹ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۷:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۲۲۵۶۸۷

علی شیرازی
جریان لیبرال وابسته‌گرا به طور سنتی در مراکز مطبوعاتی، پیشینه و عقبه دارد. به ویژه طرد شدن از جانب مردم و انقلاب، طیف وابسته گرایی که در داخل کشور باقی مانده بود، فعالیت خود را معطوف به مطبوعات و دانشگاه‌ها کرد و بعد از پایان دوران دفاع مقدس، اهداف خویش را از طریق انتشار نشریات گوناگون پی گرفت و اندک اندک نشریات، روزنامه‌ها، هفته‌نامه‌‌ها و ماهنامه‌ها را راه اندازی نمود و از همین پایگاه، دیدگاه‌های خود را در حد گسترده به منظور تأثیرگذاری بر جامعه و فضای سیاسی کشور تبیین و طرح بحران سازی را در راستای نفی ارزش‌ها و حاکمیت دینی آغاز کرد.
ضد انقلاب بیرونی نیز با این طیف همراه شد و در یک پیوند آشکار، داستان تهاجم فرهنگی رسانه‌ای را تعریف کردند.
برخی از اصحاب مطبوعات طاغوت به درون خزیدند و با نفوذ در ارکان حاکمیت، سیر هجوم گسترده مطبوعاتی را آغاز نمودند.
با شکل‌گیری روزنامه‌های زنجیره‌ای در عصر موسوم به اصلاحات، جلایی‌پور، در دومین شماره از هفته نامه‌ گوناگون، راز را برای تقویت گروه خود و فزون خواهی برون ریخت و طی مقاله‌ای نوشت: «حاملان و فعالان صف مقدم این جنبش در حول و حوش چند حلقه جمع شده بودند. حلقه اول جمع شاگردان دکتر سروش بود، حلقه فوق در جنبش اصلاحی و مطبوعاتی نقش مؤثری داشت.(1) حلقه دوم، مرکز مطالعات استراتژیک(ریاست جمهوری در دوران سازندگی) بود؛ مرکزی که در آن محققانی چون سعید حجاریان، عباس عبدی، علی‌رضا علوی‌تبار و مجید محمدی فعالیت می‌کردند. حلقه سوم این جنبش را باید در آن 2500 دانشجویی که در دوران هاشمی رفسنجانی برای دوره دکترا به خارج از کشور اعزام شده بودند،(2) جستجو کرد.»(3)
در درون کشور، مدیریت این حرکت به نهضت آزادی سپرده شد؛ چه این‌که روزنامه کیهان در تاریخ 22/5/1379 نوشت: «اسناد و مدارکی به دست آمده که نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری مادی و طراحی‌ و برنامه‌ریزی مربوط به انتشار روزنامه‌های زنجیره‌ای در طول سال‌های گذشته، توسط گروهک غیر قانونی«نهضت آزادی» صورت گرفته و عناصر اصلی در پشت تحرکات مطبوعاتی علیه نظام قرار دارند.»
اینان همان حلقه کیان و شاگردان سروش بودند که جهانبگلو ادعا می‌کند جایگاه استادی آنان را به عهده داشته است.
جهانبگلو در نیمه دهه شصت به دعوت سیدحسین نصر- رئیس دفتر فرح پهلوی- فعالیت‌های خود را زیر چتر سلطنت طلبان ورشکسته آغاز کرد و به شکلی غیر رسمی در بنیاد مطالعات ایران- به مدیریت اشرف پهلوی- مشغول به کار شد.(4)
وی با معرفی رسانه‌های مدعی اصلاح‌طلبی، همکلام با آژانس‌های خبری آمریکا و انگلیس، اندیشمند و فیلسوف معرفی شده است.(5)
آن‌چه نگاشتیم، نمایی از ماجرا است؛ ماجرایی که مقام معظم رهبری در تاریخ 12/2/1379 فرمودند: «متأسفانه همان دشمنی که به وسیله تبلیغات خود همتش این است که کشور را ساقط کند، امروز در داخل پایگاه پیدا کرده است. بعضی از مطبوعات پایگاه دشمن شده‌اند.» معظم‌له در ادامه افزودند: «مطبوعاتی پیدا می‌شوند که همه همتشان تشویش افکار عمومی، ایجاد بدبینی مردم به نظام است، 5 تا 10 روزنامه گویا از یک مرکز هدایت می‌شوند، تیترهایی می‌زنند که هر کس نگاه کند، فکر می‌کند همه چیز در کشور از دست رفته است! امید را در جوانان می‌میرانند، روح اعتماد به مسؤولین را در مردم تضعیف می‌کنند، نهادهای رسمی را تضعیف می‌کنند، مدل این‌ها کیست؟‌مطبوعات غربی هم اینگونه نیستند؛‌ این‌ یک شارلاتانیزم مطبوعاتی است.» هدف دشمن از تأسیس این پایگاه‌ها «نفی حاکمیت دینی بود. آمریکایی‌ها برای سقوط حکومت شوروی سابق، از همین طرح بهره بردند. ماجرای شکل‌گیری کودتای 28 مرداد، با همین نیرنگ شکل پذیرفت.
مقام معظم رهبری در 9/12/1379 فرمودند: «اخیرا سازمان سیا، اسناد خود را درباره نقش سیا در مطبوعات ایران، قبل از کودتای 28 مرداد، منتشر کرده است که این نشان می‌دهد برخی روزنامه‌ها با پول، هدایت و تغذیه سیا، زمینه ساز کودتای 28 مرداد بوده‌اند.»
حمایت مستکبرین و دشمنان ملت ایران از مطبوعات زنجیره‌ای نیز گواهی بر دست داشتن سازمان جاسوسی آمریکا در پشت صحنه این ماجرا است. درست به همین علت، مقام معظم رهبری از آن به‌عنوان «پایگاه دشمن» یاد می‌کنند.
موریس کاپیتورن، نماینده کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل حقیقت را آشکار می‌سازد و در یک گزارش 22 صفحه‌ای درباره حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران، مسأله تعطیل شدن برخی مطبوعات زنجیره‌ای را سرکوب آشکار حقوق بشر دانسته و جمهوری اسلامی را از این بابت مورد انتقاد قرار می‌دهد!(6)
پس از وی، در موضعی روشن‌تر، کلینتون(رئیس جمهور سابق آمریکا) و آلبرایت(وزیر خارجه او) و رژیم غاصب صهیونیستی از بسته شدن روزنامه‌های زنجیره‌ای در ایران ابراز نگرانی جدی کرده، آن را محدود کردن آزادی‌های قانونی می‌دانند!(7)
راز وابستگی را قبل از این، مسؤول سابق روزنامه هرالد تریبون، واضح‌تر بیان می‌کند و می‌گوید: «سازمان جاسوسی آمریکا- سیا- 23 درصد از بودجه خود را برای پرداخت به مطبوعات و روزنامه‌ها اختصاص داده تا عملیات جاسوسی و کسب خبر برای آمریکا انجام دهند.»(8)
این ماجرا، یک سیر تعریف شده در برابر انقلاب ملت ایران است. تا جمهوری اسلامی هست، جریان نفوذ در مطبوعات و پایگاه زدن دشمن در جراید و رسانه‌ها ادامه دارد.
این‌طور نیست که با پایان داستان اصلاحات، کار تمام شود. همان جریانی که بعد از جنگ هشت ساله» تهاجم فرهنگی را در مطبوعات آغاز کرد در دوران اصلاحات، روزنامه‌های زنجیره‌ای را شکل داد، با همان حمایت‌های خارجی، پس از دوران موسوم به اصلاحات، مسیر را پی گرفت تا اهدافش را قابل دسترسی نماید.
در اردی‌بهشت 1384 خانم«اگنش هلر»، از حامیان رژیم نا مشروع اسرائیل به ایران آمد تا تجربه فروپاشی حکومت مجارستان را به منظور آشنایی روشنفکر نماهای ایرانی بازخوانی و توجیه کند.
صبح روز 26/2/1384، روزنام «شرق» گفت‌و گویی اختصاصی با وی را چاپ کرد و پایگاه خبری خانه هنرمندان ایران، وی را «فیلسوف بزرگ قرن» نامید.
در تاریخ 1/5/1385 نیز همین روزنامه، حسین فراستخواه را برای حمایت از سلطنت‌طلبان به کمک طلبید و راه را تا فتنه 88 به همین شکل پیمود و مدال تنها روزنامه مستقل را از سوی آمریکایی‌ها دریافت کرد.
در تاریخ 20/2/1386؛ روزنامه اعتماد، سیدحسین نصر- رئیس دفتر فرح پهلوی- را عارف خواند و در تاریخ 7/10/1387 در بالای صفحه مصاحبه اختصاصی‌اش با نصر برای معرفی این چهره مشهور دوران طاغوت نگاشت: «وی دنیای نو و جهان مدرن را خالی از معنویت می‌داند و بازگشت به سنت و ارزش‌های معنوی دنیای قدیم را راه‌حلی مناسب برای خروج از نابسامانی‌های کنونی می‌پندارد.»
زمانی قضایا روشن‌تر می‌شود که اعتماد در تاریخ 2/2/1388 به تجلیل از فرح پهلوی، سیدحسین نصر و رضا قطبی- رئیس رادیو و تلویزیون دوران طاغوت و پسر دایی فرح- می‌پردازد!
روزنامه اعتماد ملی نیز در همان روزها به تجلیل از«علی امینی»- نخست وزیر شاه در سال‌های 41و 40- می‌پردازد و در تاریخ 26/2/1388 در مقاله‌ای به قلم عباس عبدی، از نهضت آزادی دفاع می‌کند!
این ماجرا ادامه دارد. دیروز برخی از روزنامه‌ها، مقالات سایت فارسی بی بی سی را با تغییر نام نویسنده، به نام خود منتشر می‌کردند. دلارهای آمریکایی با واسطه یا بی واسطه بین برخی از گردانندگان نشریات زنجیره‌ای پخش می‌شد. و همین روزنامه‌ها دین و ارزش‌ها را به سخره می‌گرفتند.
پس از ماجرای فتنه 88، برخی روزنامه‌نگاران و مدیران مطبوعاتی به آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان پناهنده شدند و امروز به خدمت رسمی سازمان‌های اطلاعاتی این کشورها در آمده‌اند.
امروز نیز برخی از روزنامه‌ها در قبال بحران ورشکستگی بی سابقه دولت آمریکا سکوت کرده و حتی یک تیتر هم به اعتراضات مهم و مردمی لندن در برابر حاکمیت ظلم و چند شهر دیگر انگلیس اختصاص نداده‌اند!
جالب این‌که روزنامه شرق در این میان به معترضان انگلیسی لقب آشوبگر داده و به طور تلویحی از سرکوبگری خشن پلیس انگلیس، دفاع کرده است!
این ردپا را در بعضی از مطبوعات جریان انحرافی هم باید جستجو کرد. امروز ماجرا چندان پیچیده نیست. دست‌هایی رو شده و شناخت سیر حرکت نیز دشوار نمی‌نماید؛ اگرچه همچنان دست‌های پنهانی در پشت ماجرا خوابیده است تا در زمان مناسب رو شود.
مهم این است که باور کنیم دشمن ما در مطبوعات پایگاه دارد. از نفوذی‌های دشمن غافل نشویم.
مقام معظم رهبری در تاریخ 16/5/1390 در جمع مسؤولان نظام، بعد از تبیین نقاط قوت، به بیان نقاط ضعف کشور پرداختند و فرمودند: «... غفلت از تهاجم فرهنگی دشمن، غفلت از در کمین بودن دشمن، و غفلت از نفوذ دشمن در فضای رسانه‌ای کشور... از جمله نقاط ضعف هستند.»
اگر نقاط ضعف دیده نشوند، ضربه خواهیم خورد. حواسمان را جمع کنیم. دشمن در کمین نشسته است. باید نقطه ضعف را به نقطه قوت تبدیل کنیم. و جلوی نفوذ دشمن در مطبوعات را بگیریم. باید مطبوعات ما روشنگر باشند، به نفع مردم و دین قلم بزنند و راه را ترسیم کنند. باید هیچ نفوذی‌ای در مطبوعات و رسانه‌، احساس امنیت نکند. باید همه در برابر جریان نفوذی بصیر و هوشیار باشند. کوچک‌ترین بی توجهی به این واقعیت، گاه خطرات جبران ناپذیری را به همراه دارد. ردپای دشمن در رسانه‌ها را پیدا کنیم و ریشه نفوذ را بخشکانیم.
دشمنان ما در جبهه واحد با طرح‌های راهبردی، انقلابمان را نشانه گرفته‌اند. ما نیز برای هدف قرار دادن طرح دشمن، نیازمند طرحی راهبردی و همتی جمعی و اراده‌ای استواریم.