تاریخ انتشار : ۰۵ اسفند ۱۳۸۶ - ۰۹:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۲۲۵۷۵

«تندباد جنگ با تروریسم جهانی امروز بر نام و نشان دولت بوش سایه افکنده است، دولت تونی‌بلر را در خود بلعیده است، دولت ایهودالمرت را به ناکامی کشانده است و بالاخره دولت نوری‌المالکی را ضعیف و ناتوان ساخته است. این جنگ و پیامدهای آن همچنان چون چرخه گردان یک آسیاب خواهد چرخید تا بالاخره منجر به نابودی دولت‌های آینده آمریکا، اسراییل و اروپا شود. دلیل این امر کاملاً روشن است؛ اشتباه‌ها و خطاهایی که در این جنگ انجام گرفته است خطاها یا اشتباهات فردی نبوده است و پیامدهای آن همه را چه سیاسی و چه غیر سیاسی و چه نظامی یا غیر نظامی را فرا خواهد گرفت.»

به گزارش ایسنا پایگاه اینترنتی عرب سایت با ارایه تحلیلی تحت عنوان «تروریسم، فرزند ناخلف آمریکا» می‌نویسد: «جنگ با تروریسم جهانی که به اعتقاد بسیاری خود ریشه اصلی تروریسم در جهان را دواند، پیش از حادثه 11 سپتامبر وجود داشت اما بدون آن‌که اسم و عنوانی داشته باشد مانند ویروسی اندرون کوزه، کوزه‌ای که سال‌ها بی‌استفاده مانده باشد، امروز سر برآورده است. سر این کوزه امروز باز شده و این ویروس خطرناک به صورت گسترده‌ای منتشر شده است. زمانی که بیماری به صورت گسترده‌ای شیوع پیدا کند هیچ‌کس حتی پزشکانی که فکر می‌کنند پادزهر درمان را دارند از آن مصون نخواهد ماند. پیش از حادثه 11 سپتامبر نومحافظه‌کاران آمریکا پس از برنامه‌ریزی‌ها و سازماندهی‌های گسترده‌ای که انجام دادند به این نتیجه رسیدند که تنها یک تحول بسیار بزرگ می‌تواند فضا را برای محقق ساختن اهدافشان مهیا سازد. این فضای جدید گرچه سال‌ها به طول انجامید تا مهیا شود اما بالاخره حادثه 11 سپتامبر این فضا را به وجود آورد.»

در ادامه این تحلیل آمده است: «بسیاری از تحلیلگران معتقدند حادثه 11 سپتامبر ساخته و پرداخته رهبران فعلی جنگ با تروریسم جهانی است زیرا اساساً زمانی که کسی درصدد ساختن یک ویروس خطرناک است مطمئناً پادزهر این ویروس را پیشاپیش بدست می‌آورد. البته این موضوع درباره آمریکا و هم‌پیمانان این کشور در زمینه رهبری جنگ با تروریسم جهانی صادق نیست زیرا که نومحافظه‌کاران کاخ سفید بیش از آن‌که به فکر پادزهر باشند به فکر ساختن این ویروس خطرناک یعنی تروریسم بودند و این‌که چگونه در پی شیوع این ویروس بی‌رحم مدعی تأمین حمایت جهان از هجوم این ویروس شوند. تمامی ارزیابی‌ها و برنامه‌ریزی‌های انجام گرفته شده قبل از حادثه 11 سپتامبر غلط از آب درآمد و نومحافظه‌کاران کاخ سفید غافل از این مطلب بودند. تروریسم، این ویروس بی‌رحم در جهان ریشه دواند و از یک واقعیت فرضی به یک واقعیت ملموس تبدیل شد. گروه‌های مسلح تندرو که در تقابل با این حمله آمریکایی به وجود آمدند سریعتر از آن‌چه که تصور می‌شد گسترش یافتند. مزیتی که این گروه‌ها در خود داشتند آن بود که تکثرگرایی آن‌ها بدون نیاز به حضور هرم اصلی سازمان یعنی رهبر امکان‌پذیر بود و این تکثر‌گرایی با سرعت پیش می‌رفت و عملکرد این گروهک‌ها که بر اساس سیاست پارتیزانی تشکیل و رهبری می‌شوند، بسیار عالی بود.»

پایگاه اینترنتی عرب سایت در ادامه می‌نویسد: «هدف اصلی آمریکا از اعلام آغاز جنگ با تروریسم جهانی تسلط بر مناطق حساس و استراتژیکی چون عراق، افغانستان و بنا نهادن پایگاه‌های نظامی دایمی در منطقه بود اما بهایی که کاخ سفید برای محقق ساختن این امر پرداخت بسیار سنگین بود. گرچه قبل از آغاز جنگ با تروریسم جهانی فعالیت گروه‌های تندرو در مناطق مختلف وجود داشت اما آغاز جنگ افغانستان به مثابه دمیدن روحی جدید در کالبد تندروی موجود در منطقه و حتی جهان بود. جنگ افغانستان سرآغاز تشکیل و سازماندهی گروه‌های تندرو در منطقه بود و جنگ عراق حکم به اوج رسیدن و قدرت گرفتن این گروه‌ها را به امضاء درآورد. هم‌اکنون توانایی و قدرت‌های نظامی و سازمانی این گروه‌ها یا گروهک‌ها توانسته است ارتشی به عظمت آمریکا را در عراق متوقف کند و ارتشی به بزرگی ارتش ناتو در افغانستان را با بحران جدی خروج از این کشور مواجه سازد. امروز سازمان القاعده و گروه طالبان از جمله خطرناک‌ترین و قدرتمندترین تشکیلات سازماندهی شده در جهان را تشکیل می‌دهند. اشتباهات آمریکا در زمینه رهبری با تروریسم جهانی یکی یا دو تا نیست، اشتباهات متعدد کاخ سفید در ارزیابی خود از واقعیت‌های موجود در منطقه امروز منطقه را با بحران واقعی مواجه ساخته است.» در پایان این تحلیل آمده است: «به رغم آن‌که ما امروز شاهد بسیاری از اعترافات مسوولان آمریکایی نسبت به اشتباهات فاحششان در منطقه هستیم اما این اشتباهات منجر به آن نشده است که این مسوولان از خطاهای خود درس عبرت بگیرند بلکه برعکس بر حماقت‌های خود همچنان اصرار دارند. هیچ کس در این موضوع شکی ندارد که تنها راه‌حل بحران تروریسم ریشه‌یابی علل اصلی آن است عللی که عوامل اصلی ان کاملاً مشخص است، امروز آمریکا از همان چیزی رنج می‌برد که خود آغازگر آن بود. تروریسم فرزند ناخلف خشونت و بی‌اعتمادی است و امروز این فرزند ناخلف آمریکایی قصد ستیز با والی خود دارد. پیامدهای جنگ با تروریسم جهانی تنها به پیکر آمریکا و برخی از هم‌پیمانان این کشور ضربه وارد نساخت بلکه پیامدهای منفی این جنگ بزرگترین ضربه ممکن را به منطقه وارد ساخت. جنگ افغانستان و پس از آن جنگ عراق پیامدهای اولیه این جنگ بر منطقه بود. هرج‌ومرج‌های امروز عراق و گسترش دامنه درگیری‌های مسلحانه در افغانستان همگی از پیامدهای جنگ تروریسم است. شاید گسترش بحران در منطقه به سود منافع آمریکا باشد اما همزمان آمریکا برای بقای خود در منطقه بهای سنگینی را خواهد پرداخت، بهایی که هرگز برای مسوولان کاخ سفید قابل تصور نبوده است. این‌که آمریکا امروز در تکاپو برای حل بحران عراق است خود بزرگترین دلیل اثبات بر این واقعیت موجود است. شکست سیاسی جمهوریخواهان در انتخابات اخیر آمریکا و تضعیف جایگاه اخلاقی و دیپلماتیک کاخ سفید در جهان از دیگر پیامدهای این جنگ است.»