علی رضائی
طراحی برنامههای جامع و نقشه راه اقتصادی – سیاسی کشور برای مقابله با تحریم ها، مسیر مقاومت را در ابعاد ملی و دولتی به وضوح تعریف میکند. در جدول مقابله با تحریم، تکالیف دولتی معینی وجود دارد که عمل به آن وظایف تا امروز توفیقات فراوانی را نصیب کشور مستقل ایران کرده است. از سوی دیگر ملت ایران با مقاومت ملی خود طی سالیان دراز نشان داده است که میتواند تلخی تحریم را به کام گردانندگان اصلی آن بنشاند و برخلاف میل بیگانگان، تحریم برای کشوری چون ایران چیزی غیر از پیشرفت شیرین اقتصادی نداشته باشد.
دستاوردهای بزرگ دیپلماسی تهاجمی
پس از روی کارآمدن دولت نهم که گفتمان انقلاب اسلامی را برپایه مقاومت احیا کرد، تغییر و تحولاتی را در سیاست خارجی کشور شاهد بودیم. به کارگیری برخورد تهاجمی در مذاکرات هستهای به جای رویکرد انفعالی دورههای قبل، گرچه بر موج تبلیغات و تحریمها علیه جمهوری اسلامی افزود، اما این هجمهها تاثیری نداشت و دستاورد بزرگ دیپلماسی تهاجمی، پیشرفت هستهای ایران و عقب نشینی غرب در مواضع سوخته خود بود. در چند بند اگر بخواهیم این دستاوردها را برشماریم میتوان به مواردی چون:
۱ ـ پیشرفت هستهای
۲ ـ رشد و توسعه اقتصادی
۳ ـ عقب نشینی غرب
۴ ـ باور ملت بر تأثیر مثبت حرکت روی محور مقاومت
۵ ـ پیام رسانی مثبت به سایر دولتها و ملتها برای مقاومت در برابر زورگویان
۶ ـ اثبات پوشالی بودن تحریمهای غرب و
۷ ـ کاستن از ارزش قطعنامههای شورای امنیت در جامعه جهانی در حد چند کاغذپاره اشاره کرد.
بیشک اگر این موارد را در یک کفه ترازو سیاست قرار دهیم و در کفه دیگر چند قطعنامه توخالی شورای امنیت را بگذاریم، مشخص است که سنگینی ترازو به سمت کفه دستاوردها است.
استارت طرحهای از کارافتاده دیپلماتیک
مواضع مقتدرانه دولت نهم در سیاست خارجی، شور انقلابی و امید را در دل ملت زنده کرد و مردم به هر بهایی حاضر به از دست دادن اقتدار و استقلال ایران در نگاه بینالمللی نبودند. اما با روی کار آمدن دولت دهم و رشد جریان انحرافی در بدنه دولت، حواشی متعددی در کشور به وجود آمد که قصد انحراف حرکت عظیم ملت ایران از مسیر اصلی به امور فرعی را داشت. گرچه آنان به موفقیت موردنظر خود دست نیافتند اما تاکنون هزینههای هنگفتی را در مسیر انقلاب به بار آوردهاند و بر هر نقطهای که توانستهاند، چنگی زدهاند. اینک نیز آنان با چشم دوزی بر سیاست خارجی کشور و بزرگنمایی تحریمهای غرب، قصد و نیت انجام اقدامات خاصی را در سر میپرورانند. این عده در وهله نخست قصد دارند آثار تحریمها بر کشور را بسیار عظیم و حجیم جلوه دهند و سپس برای مقابله با آن اثرات، موتور طرحهای از کار افتاده دیپلماتیک را دوباره استارت بزنند.
تحقق جهاد اقتصادی تنها راه مقابله با تحریمها
برنامهریزی جریان انحرافی برای برقراری رابطه با امریکا و ارسال پالسهای مثبت به امریکا، در حالی در دستور کار قرار گرفته که طبق باور اکثریت ملت و نیز توصیههای رهبر انقلاب، اینگونه اقدامات در شرایط فعلی نه تنها پیشرفتی را برای ایران به بار نخواهد آورد که یک عقب نشینی واضح و عامل پیش برنده اهداف استعمار است. این عده که پیش از این نیز قصد داشتند از مجاری دیگر این هدف را محقق سازند و دیوار ایران را برای ورود امریکاییها کوتاه کنند، امروز نیز با نامه پراکنی در گوشه و کنار و تهیه گزارشهای خوف انگیز برای مقامات عالی کشور، میکوشد تا ثابت کند ایران در برابر تحریمهای غرب به بن بست رسیده و اکنون راه چارهای جز برقراری رابطه با امریکا و اتخاذ روشهای دیپلماتیک باقی نمانده است.
این در حالی است که رهبر انقلاب طی دیدار اخیرشان با فعالان اقتصادی کشور به صراحت تأکید کردند: «اگر تحریم، مؤثر و برای دشمنان کارگشا بود همان سالهای اول انقلاب اهداف مستکبران را محقق میساخت چه برسد به اکنون که ملت و نظام در مقابل تحریم ها، به تدریج حالت ضدضربه پیدا کردهاند.»
ایشان در بخش دیگری از اظهارات خود فرمودند: «دشمن با سلاح ناکارآمد تحریم درصدد زمین زدن ملت ایران و نظام اسلامی است اما این هدف خصمانه، با جهاد اقتصادی مسئولان و مردم ناکام میماند و ملت بزرگ ایران، با امید سرشار به آینده، به جایگاه شایسته خود دست خواهد یافت.»
تشریح ابعاد و تبیین زوایای جهاد اقتصادی توسط رهبر معظم انقلاب برای ناکامی تحریمهای غرب، حاکی از آن است که در شرایط حاضر در هیچ یک از خطوط برنامههای انقلاب جهت رفع آثار تحریم ها، بحث برقراری رابطه با امریکا نیامده و جهاد اقتصادی در برابر گستاخی غرب، پررنگترین خطی است که باید دنبال شود. ضرورت تبدیل تهدیداتی چون وجود تحریمها به فرصتهای اقتصادی و سیاسی و تلاش برای تداوم راهبرد مقاومت و پیشرفت ثابت میکند که امریکا همچنان زیر دستکش مخملین، دست چدنی خود را پنهان کرده و هیچ میل واقعی برای برقراری رابطه عادلانه با ایران ندارد. در چنین شرایطی طبیعی است که هرگونه نرمش از سوی ایران در قبال سیاستهای مستکبران، فقط بر باج خواهی آنان میافزاید و حاصلی غیر از سبک شدن ما و بر باد رفتن عزت و اقتدار ملی نخواهد داشت.
استقبال جریان انحرافی از تبلیغات انتخاباتی
اما اگر از زاویهای دقیق تر بر تکاپوی جریان انحرافی برای سازش با امریکا بنگریم متوجه حقایقی دیگر خواهیم شد که ریشه در تلاشهای گذشته این جریان دارد. برای بررسی این حقایق ابتدا باید اعترافات مقامات غربی و رسانههای آنان درباره بیتاثیر بودن تحریمها علیه جمهوری اسلامی را مورد تدقیق قرار دهیم. همچنین اعترافات مقامات و مسئولان بسیاری از کشورها مبنی برآنکه ایران توانسته است، تحریمها را دور بزند، این سؤال را مطرح میکند که با وجود چنین اعترافات و حتی نشانه هایی که از تسلیم شدن امریکا در برابر ایران هستهای حکایت دارد، چرا جریان انحرافی قصد دارد با بزرگنمایی تحریم ها، در مسیر برقراری رابطه با امریکا بیافتد؟
از سوی دیگر وقوع تحولات در منطقه و نیز در قلب اروپا که ناشی از صدور انقلاب اسلامی به جهان و تحصیل علم و عمل توسط ملتها از استقامت و مقاومت ایران در برابر زورگویانی چون امریکاست، سؤال دیگری را مطرح میکند که آیا جریان انحرافی با رویکرد دوستی با امریکا، در یک برنامه هماهنگ شده با دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی قرار گرفته و قصد تضعیف ریشههای اعتقادی این تحولات و آسیب رسانی به بیداری اسلامی و خروش ملتها را دارد یا آنکه مراحل تغییر نگرش ملت ایران به انقلاب اسلامی سال ۵۷ را طی میکند؟
اما واقعیت بزرگ فراتر از این واقعیات است؛ جریان انحرافی خود نیز میداند که به هیچ وجه در شرایط فعلی قادر به دوستی با امریکا نخواهد بود و این امکان هرگز مهیا نخواهد شد. ولی میکوشد تا در آینده با طرح چنین مسائلی به نوعی ژست تازهای در روشنفکری و آزادی خواهی بگیرد و این نیست مگر برای پیمودن یک جاده انحرافی دیگر فقط در راستای استقبال از تبلیغات انتخاباتی و جذب آرای حامیان و دلدادگان امریکا در داخل کشور.