صبا آذرپیک
پس از علی مطهری، حالانوبت به محمدرضا باهنر رسیده تا پس از دو سال بگوید بسیاری از هم طیفانش در وقایع 88 افراطی رفتار کردند و با معترضان پس از انتخابات خوب برخورد نشده است. اعتراض به اینکه چرا برخی از اصولگرایان در تلاش بودند تا حداقل 13 میلیون شرکت کننده در انتخابات فتنه گر نامیده شوند تا برچسب زدن به تمام رقبا و چهره های اصلاح طلب این بار از زبان محمدرضا باهنر نایب رییس مجلس و یکی از مهره های مهم اصولگرا شنیده می شود: دومین اصولگرایی که حالاپس از دو سال می گوید به رفتار افراطیون اصولگرا در برخورد با ماجراهای دو سال پیش معترض است. گرچه باهنر و مطهری از سوی جامعه به عنوان چهره اصولگرایی که مدافع معترضان پس از انتخابات باشند، شناخته نمی شوند اما از سوی طیف های تندرو اصولگرا حداقل به سکوت و همراهی به آنچه آنها جریان فتنه می نامند، شهره هستند. این طیف از اصولگرایان سال 88 رفتارهای ضعیفی را در همراهی نسبی با اصلاح طلب های معترض در حد دیدار با معترضان نشان دادند، گرچه همان مواضع ضعیف شان در همراهی با معترضان به انتخابات، هزینه هایی را هم مانند از دست دادن کرسی نایب رییسی مجلس تا قرار گرفتن در جایگاه «بی بصیرت» برای امثال باهنر، مطهری و توکلی در برداشت، اما پس از آنکه متهم به همراهی با جریان فتنه شدند، مواضعی را علیه کلیات آن سال گرفتند تا از تیر انتقادهای تند هم گروه های خود فرار کنند. حالاسومین چرخش این چهره های اصولگرا در برگشت به آن روز ها و اصرارهای کمرنگ بر «حق» بودن برخی اعتراض ها و «نامناسب بودن برخوردها و تصمیم های اصولگرایان» دیده می شود و به نوعی صحبت می کنند که گویا تندروهای اصولگرا از حامیان احمدی نژاد گرفته تا... در رخ دادن حوادث آن روزها نقش داشتند و آنها آمده بودند تا تندروی های هم طیفانشان را کنترل کنند تا به قول باهنر کار به پرتاب کردن قندان به همدیگر نکشد.
اینکه چرا در آستانه انتخابات مجلس نهم و آن هم بعد از گذشت دو سال از اتفاقات سال 88، بخش قابل توجهی از بدنه اصولگرایی در حال آسیب شناسی رفتارشان با مردم، اصلاح طلب ها و اتفاقات رخ داده در آن زمان برآمده اند، شاید از سوی برخی مخاطبان سخنان امثال باهنر و مطهری مهم تر از متن حرف هایشان باشد، اما برای افکار عمومی و مخاطبان عام این سخنان، گویا هر جمله یی که این طیف از اصولگرایان درباره وقایع دو سال پیش می گویند از جذابیت بیشتری برخوردار است.
آنهایی که رفتارهای معتدل تری داشتند و مواضع تندی نسبت به اصلاح طلب ها نداشتند حالامی گویند «افراطیون» اصولگرا می خواستند همه را فتنه گر بنامند.»
مقصر، تندروها بودند
باهنر با هفته نامه «پنجره» مصاحبه کرده است: رسانه یی اصولگرا که در دو سال گذشته مواضعش حداقل نسبت به این موضوعات مشخص است. مصاحبه درباره حامیان احمدی نژاد است و اینکه آنها مخالف بخشی از بدنه اصولگرا هستند. اما باهنر گویا ترجیح می دهد پاسخ هایش را ببرد به سمت اتفاقات پس از انتخابات 88 و از آن زمان سند بیاورد که «افراطیون» چطور در تلاش بودند تا 13 میلیون نفری را که به احمدی نژاد رای ندادند «فتنه گر» بنامند: «من بارها اعلام کرده ام ما در این کشور دو نفر را جزو سران فتنه می دانیم. اما بعضی ها فقط کمک کار فتنه گران بودند. ما حاضر نیستیم عنوان سران فتنه را به هر کسی که با او مشکل داریم تسری دهیم. این اصلاقابل پذیرش نیست. من می خواهم بگویم که از یک جمعیت 70 میلیونی بعد از انتخابات 13 میلیون یک طرف بودند و 25 میلیون طرف دیگر، مقام معظم رهبری یک خط کلی را همان هفته اول تعیین کردند و فرمودند 40 میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند. اینها برای نظام بوده و انتخابات هم بسیار باشکوه بوده است. اما این آقایان (تندروها) از همان روز اول درباره آن 13 میلیون مساله داشتند.»وی تلاش دارد حساب اصولگرایان را از این گروهی که خودش تندرو ها می نامد جدا کند. می گوید همین گروه بود که حتی حاضر نمی شد کوتاه بیایند و می گفتند باید در مرحله دوم تشخیص داد چه کسانی با اصلاح طلب ها بوده تا آنها را هم به فتنه متصل کرد: «کار به اینجا هم ختم نشد و آنها سرسختانه می گفتند باید بررسی کنیم و ببینیم چه کسانی خالص نبودند: اینها حرف های شفاف من است. آنها می توانند بگویند راه کسانی که با ما نیستند از ما جداست و تمام این افراد امریکایی هستند. اما اینکه همه را فتنه گر بنامند حرف دیگری است.»
شاید باهنر این روایت ها را می کند تا بتواند رفتار لاریجانی و خودش و برخی از اصولگرایان را در روزهای اول پس از انتخابات در دفاع نسبی از معترضان، توجیه کند و به همین دلیل هم سریع ادامه می دهد: «حرفم این است که اتفاقا در این فضای سنگین آن روزها، اگر مجلس اینگونه عمل نمی کرد و اگر این مدیریت اعمال نمی شد، یک عده طرفدار فتنه و نیمی دیگر مخالف آن، در آن صورت در مجلس هر روز یکی می خواست قندان به سمت دیگری پرت کند و یکی هم استفعا بدهد. شما می دانید در صورت بروز چنین اتفاقاتی چه بر سر مملکت می آمد؟ من باورم این است که اگر کار دست این آقایان بود، اینگونه رفتار می کردند.» تا اینطور اشاره یی ظریف کند به روزهایی که لاریجانی دستور تشکیل کمیته حقیقت یاب برای حوادث پس از انتخابات را داد و برخی از اصولگرایان از مرتضی آقاتهرانی گرفته تا امثال زاکانی و روح الله حسینیان و حمید رسایی و کوچک زاده کار را به درگیری فیزیکی کشاندند در برابر مردهای لاریجانی: روزهایی که سبب شد تا امثال باهنر و لاریجانی و کاتوزیان و حتی ابوترابی متهم شوند که دارند درخواست ها، اعتراض ها و حرف های معترضان به انتخابات را در قالب تشکیل کمیته برای پیگیری آنها، رسمیت می دهند. اعتراض هایی که اگر یک سمتش به قول باهنر منجر به این می شود که امثال حسینیان استعفای ظاهری دهد از نمایندگی، یک سوی دیگرش هم منجر به این می شود که برای نخستین بار همین تندروها، حرف از این بزنند که لاریجانی به دلیل این دست از همراهی ها با معترضان پس از انتخابات، باید کرسی ریاست مجلس را واگذار کند: کاری که در نهایت منجر به رای 12 تایی مرتضی آقاتهرانی در رقابت با لاریجانی برای ریاست مجلس شد. باهنر هم در این گفت وگو، طیفی که تا الان این طور روایت شان کرده را 12 تایی هایی می نامد که حداقل در مجلس لاریجانی جایی برای نفوذ ندارند: «این آقایان سال گذشته در رسانه ها علیه من، دکتر لاریجانی و دیگران گفتند، یک دهم آن را هم ما جواب ندادیم. مگر ما حرف نداریم؟ مگر ما استدلال نداریم؟ مگر ما تاریخ را یادمان نیست؟ اصلامگر ما گذشته آقایان را نمی دانیم؟ ما همه این مسائل را به خوبی می دانیم.
بیایند حرف شان را بزنند و ما هم حرف مان را می زنیم. بعد از آن رای گیری می کنیم و آن وقت معلوم می شود که چه تفکری بیشتر رای می آورد. آن زمان همه باید به سمت آن تفکر حرکت کنیم. حالااگر کسی در این میان بیاید و بگوید من رییس مجلس با پشتوانه 200 رای را قبول ندارم، او می تواند حرفش را بزند اما مسلما این حرف نفوذ حقوقی ندارد. واقعیت این است که ما با 12 رای نمی توانیم رییس مجلس تعیین کنیم. انتخاب رییس مجلس حداقل 160 رای می خواهد. اینها مسائل بسیار روشن و شفافی است.»به هر روی باهنر و مطهری و شاید اصولگرایان بعدی که آرام آرام بخواهند حساب خودشان را از تندروی در برخورد با اصلاح طلب ها جدا کنند از این پس زیاد تر هم شوند. اما آنچه بیش از جهت گیری های رسانه یی این طیف از اصولگرایان اهمیت دارد، تلاش هایی است که باید در جبران تندرو ی های دو سال گذشته بردارند تا شاید همانطور که باهنر و مطهری می گویند اگر «میدان در آن دوران دست تندروها بوده» این بار آنها به میدان بیایند تا مشخص شود چه تغییری در عرصه سیاسی می دهند و به قول خودشان تعادل و عقل گرایی بار دیگر به فضای سیاسی کشور برگردد.