تاریخ انتشار : ۰۴ مهر ۱۳۹۰ - ۰۸:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۲۲۵۹۲۱
مشروعیت نظام مردمسالاری دینی از منظر آیت‌الله خامنه‌ای

مهدی سعیدی: حضرت آیت الله خامنه‌ای را می‌توان یکی از نظریه‌پردازان و صاحبنظران شاخص در باب حکومت اسلامی دانست که دیدگاههای خود را اغلب در قالب سخنرانی و بیانات علمی ارائه نموده‌اند. با مروری بر آرا و نظرات ایشان می‌توان گفت که منشا مشروعیت نظام مردمسالاری دینی برخاسته از اراده الهی است. ایشان مانند اکثر قریب به اتفاق نظریه پردازان اسلامی، منشا تمامی حقوق را خداوند متعال دانسته و معتقدند اوست که مکانیسم توزیع حقوق را در جامعه بشری تشریح نموده است.
در اندیشه آیت الله خامنه ای نظام اسلامی را می توان «نظام معیارها» دانست، بدین معنا که به معنای حقیقی کلمه، معیارها حاکمیت دارند نه افراد. آیت الله خامنه‌ای در این باره می‌فرماید: «در مدینه النّبی، حکومت، حکومت دین است و ولایت فقیه هم به معنای ولایت و حکومتِ یک شخص نیست؛ حکومتِ یک معیار و در واقع یک شخصیت است. معیارهایی وجود دارد که این معیارها در هر جایی تحقّق یابد، این خصوصیت را می‌تواند پیدا کند که در جامعه به وظایفی که برای ولی فقیه معین شده، رسیدگی کند. به‌نظر من به این نکته باید توجّه و افتخار کرد که برخلاف همه‌ مقرّرات عالم در باب حکومت - که در قوانین آنها حاکمیتها یک حالت غیرقابل خدشه دارند - در نظام اسلامی، آن کسی که به‌عنوان ولی‌فقیه مشخص می‌شود، چون اساساً مسئولیت او مبتنی بر معیارهاست، چنانچه این معیارها را از دست داد، به خودی خود ساقط می‌شود. وظیفه‌ مجلس خبرگان، تشخیص این قضیه است.
اگر تشخیص دادند، می‌فهمند که بله؛ ولی‌فقیه ندارند. تا فهمیدند که این معیارها در این آقا نیست، می‌فهمند که ولی‌فقیه ندارند؛ باید بروند دنبال یک ولی‌فقیه دیگر. محتاج نیست عزلش کنند؛ خودش منعزل می‌شود. به نظر ما این نکته‌ خیلی مهمی است.» در مرحله تعیین معیارها نیز باید گفت، این دین است که شاخصه هایی را مشخص کرده و مردم نقشی در جعل معیارها نخواهند داشت. در اینجا در حکم اسلام در باب شرایط حاکم اسلامی تفاوتی با دیگر احکام شرعی وجود نداشته و وظیفه مسلمین - که تبعیت از احکام شرعی است - حکم می‌کند در باب حکومت نیز از احکام دینی که توسط آیات و روایات دینی مشخص گردیده است، پیروی شود.
حضرت آیت الله خامنه‌ای این موارد را در ذیل سه شاخصه اصلی؛ فقاهت، عدالت و درایت خلاصه کرده می‌فرماید: «ضابطه‏های رهبری و ولایت‏فقیه، طبق مکتب سیاسی امام بزرگوار ما، ضابطه‏های دینی است؛ مثل ضابطه‏ کشورهای سرمایه‏داری، وابستگی به فلان جناح قدرتمند و ثروتمند نیست. آنها هم ضابطه دارند و در چارچوب ضوابطشان انتخاب می‏کنند، اما ضوابط آنها این است؛ جزو فلان باند قدرتمند و ثروتمند بودن، که اگر خارج از آن باند باشند، ضابطه را ندارند. در مکتب سیاسی اسلام، ضابطه، اینها نیست؛ ضابطه، ضابطه‏ معنوی است. ضابطه عبارت است از علم، تقوا و درایت. علم، آگاهی می‏آورد؛ تقوا، شجاعت می‏آورد؛ درایت، مصالح کشور و ملت را تأمین می‏کند؛ اینها ضابطه‏های اصلی است برطبق مکتب سیاسی اسلام. کسی که در آن مسند حساس قرار گرفته است، اگر یکی از این ضابطه‏ها از او سلب شود و فاقد یکی از این ضابطه‏ها شود، چنانچه همه‏ مردم کشور هم طرفدارش باشند، از اهلیت ساقط خواهد شد.»
رای و خواست ملت
همانطور که می دانیم برای کسب قدرت راههای متعددی قابل تصور است: غلبه و زور، کودتا و براندازی، وراثت، انتصاب، انتخاب نخبگان، انتخاب مردمی که در مجموع در سه دسته کلی نصب، انتخاب و غلبه می‌توان آنها را دسته بندی نمود. با مروری بر آموزه‌های اسلامی و بیانات و عبارات حضرت امام خمینی(ره) و آیت الله خامنه‌ای متوجه خواهیم شد که تنها راه مشروع رسیدن به قدرت در این رویکرد، انتخاب مردمی است و دیگر راههای پیشنهادی با روح و گوهر آموزه‌های دینی قابل جمع نخواهد بود.
اینجاست که گفتمان مردمسالار دینی راه خود را از دیگر قرائتهای ارائه شده از حکومت دینی مشخص می‌نماید. به عبارتی دیگر شرط لازم برای اینکه بخواهیم از نظام مردم‌سالار دینی صحبت به میان آوریم این است که بپذیریم مردم در انتخاب حاکمین نقش داشته و حاکمین صاحب صلاحیت، قدرت را از مکانیسمی مردمی کسب نموده‌اند. در ادامه عبارات و گزاره‌هایی از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مطرح می‌گردد که به تبیین جایگاه مردم در حکومت اسلامی پرداخته و نشان می‌دهد در نظریه مردمسالاری دینی مطرح شده از جانب ایشان؛ رای و رضایت ملت را باید به عنوان پایه دوم مشروعیت دانست.
1 - داشتن صلاحیت به معنای حق حاکمیت نیست: حضرت آیت الله خامنه‌ای در تبیین این موضوع که داشتن صلاحیت به تنهایی کافی نبوده و حق حکومت را برای صاحب صلاحیت نمی‌آورد، مگر اینکه ملت نیز به وی اقبال نشان دهند، می‌فرماید: «نظر مردم تأمین کننده است اما نسبت به آن انسانی که دارای معیارهای لازم است. اگر معیارهای لازم در آن انسان نباشد، انتخاب نمی‏تواند به او مشروعیت ببخشد. معیارهای لازم تقوا، دین، عدل و آشنایی با اسلام است. آن کسی که این معیارها را دارد و از تقوا و صیانت نفس و دینداری کامل و آگاهی لازم بر خوردار است، آن وقت نوبت می‏رسد به قبول ما، اگر همین آدم را با همین معیارها مردم قبول نکردند، باز مشروعیت ندارد. چیزی به نام حکومت زور در اسلام نداریم.»
ایشان در جایی دیگر باز بر شرط لازم و شرط کافی مشروعیت فقیه جامع الشرایط اشاره می‌دارد: «کسی که نقش رهبری و نقش ولی‏فقیه را بر عهده گرفته، اگر ضابطه‏ علم یا ضابطه تقوا یا ضابطه‏ درایت از او سلب شد، چنانچه مردم او را بخواهند و به نامش شعار هم بدهند، از صلاحیت می‏افتد و نمی‏تواند این مسئولیت را ادامه دهد. از طرف دیگر کسی که دارای این ضوابط است و با رأی مردم که به‏وسیله‏ مجلس خبرگان تحقق پیدا می‏کند - یعنی متصل به آرا و خواست مردم - انتخاب می‏شود، نمی‏تواند بگوید من این ضوابط را دارم؛ بنابراین مردم باید از من بپذیرند. «باید» نداریم. مردم هستند که انتخاب می‏کنند. حق انتخاب، متعلق به مردم است. ببینید چقدر شیوا و زیبا ضوابط دینی و اراده‏ مردم ترکیب یافته است؛ آن هم در حساس‏ترین مرکزی که در مدیریت نظام وجود دارد.
امام این را آورد.» مثال بهتر برای فهم این موضوع مکانیسم انتخابات ریاست جمهوری است. ابتدا شورای نگهبان به عنوان حافظ قانون اساسی و شرع مقدس از بین ثبت‌نام کنندگان در انتخابات، صاحبان صلاحیت را به مردم معرفی می‌نماید. مردم نیز حق دارند تا یکی از کسانی که صلاحیتشان تایید شده را به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب نمایند. در اینجا صرف تایید صلاحیت به معنای رئیس جمهور شدن نیست، بلکه رئیس‌جمهوری وقتی حق اعمال قدرت می‌یابد که از سوی مردم به این امر انتخاب گردد.
2 - انتخاب و رای مردم، رکن دوم مشروعیت نظام اسلامی: آیت الله خامنه‌ای به صراحت از رای مردم به عنوان پایه مشروعیت در کنار پایه اول که صلاحیتهای دینی باشد یاد می‌کند. هرچند در نگاه ایشان پایه اصلی را باید صلاحیتهای دینی دانست، اما شرط لازم صلاحیتها در ترکیب با شرط کافی رای ملت است که مشروعیت بخشی را برای حکومت به همراه خود دارد: «در اسلام مردم یک رکن مشروعیتند، نه همه‏ پایه‏ مشروعیت. نظام سیاسی در اسلام علاوه بر رأی و خواست مردم، بر پایه‏ اساسی دیگری هم که تقوا و عدالت می‏باشد، استوار است... بنابراین، پایه‏ مشروعیت حکومت فقط رأی مردم نیست؛ پایه اصلی تقوا و عدالت است؛ منتها تقوا و عدالت هم بدون رأی و مقبولیت مردم کارایی ندارد، لذا رأی مردم هم لازم است.
اسلام برای رأی مردم اهمیت قائل است.» در عبارات فوق هرچند از واژه کارایی برای رای ملت صحبت به عمل آمده و ممکن است در ذهن مخاطب نظریه رقیب را که رای ملت را از باب کارآمدی می‌داند و نه مشروعیت، تداعی نماید اما فراموش نکنیم که در ابتدای جمله به صراحت از پایه مشروعیت بودن رای ملت صحبت شده و این نشان می‌دهد که در منظر ایشان مقبولیت و کارآمدی خود عنصر و پایه‌ای برای مشروعیت حکومت نیز محسوب می‌شود.