* دو دیدگاه نسبت به فعال شدن دو تشکل سیاسی روحانی در کشور تحت عنوان جامعتین در هنگامه انتخابات مطرح میشود. یکی این است که روحانیت در سالهای اخیر گوشه نشین شده و میخواهد در این مقطع مجددا حضور و پویایی خود را نشان دهد و دیگری این است روحانیت لازم میبیند با توجه به وضعیت سیاسی کشور در کنار دیگر نیروهای سیاسی حضور داشته باشد. نظر خودتان چیست؟
** من به کنار رفتن و گوشه نشین شدن روحانیت را قبول ندارم. کسانی که با دولت زاویه دارند و میخواهند که این زاویه پررنگ شود میگویند که دولت با روحانیت مشکل دارد و روحانیت به انزوا کشیده شده است. من اصلا این حرف را قبول ندارم. اگر بخواهیم تحلیل خداپسندانه داشته باشیم، باید بگویم که در دولت آقای احمدینژاد، روحانیت به معنای واقعی تضعیف نشد.
* منظورتان این است که در دولتهای قبل تضعیف شده بود؟
** ببینید روحانیت در کشور ما از نظر دینی زمانی تضعیف میشود که حالت دینی در کشور تضعیف شود و اگر حالت دینی تقویت شود، روحانیت هم تقویت میشود. باید بدانید که روحانیت در یک سبد جدایی قرار ندارد. من از شما سوال میکنم در دولت اصلاحات جهت گیری دینی تقویت شد؟
* من از اظهارات برخی روحانیون جواب میدهم که منکر ضعفهای آن دولت نمیشوند اما میگویند که احترام شان و جایگاه آنها نگه داشته میشد مثلا اگر بعضا کمکی از جانب دولت به حوزههای علمیه میشد، هیچگاه اعلام نمیشد.
** ببینید زمانی میخواهید به روحانیت در قالب یک صنف مانند روحانیت واتیکان و پاپی بپردازید که خودش جدا از مسیحیت، هویتی برای خود گرفته است و این هویت صنفی بسیار مهم است. شاید این روحانیت که شما میگویید مدعی هستند که در دولت اصلاحات به آنها توهین نشده است، درست بگویند، اما اگر روحانیت را شارح و مفسر دین میبینید و بگویید اگر مردم دین مدار باشند و به دین توجه داشته باشند، این روحانیت هم نظرات وسیعی دارد. اگرروحانیت پاپی و روحانیت قرون وسطایی مدنظر باشد، در دوران آقای خاتمی به روحانیت بیاحترامی نشد اما حالت دینی در کشور تضعیف شد.
* اما خیلی از روحانیون در دولت نهم و دهم نظر شما را ندارند و معتقدند کشور از حیث حالت دینی طی سالهای اخیر ضعیف شده است.
** نه. در چند مفهوم دینی مثل ظهور، غیبت و مشاهده امام زمان(عج) و... تحریفاتی صورت گرفته است اما وضع کلی کشور به سمت بیدینی نرفت و حزباللهیها تضعیف نشدند. نیروهای متدین هم تضعیف نشدند. مساجد و مراکز دینی و نمازجمعه تضعیف نشد علاوه بر همه اینها روحانیت به معنای واقعی کلمه تضعیف نشد، البته شاید به بعضی از روحانیت اهانت شده باشد اما روحانیت به معنای کلی در دولت آقای احمدینژاد تضعیف نشد.
* پس چرا بخشی از روحانیت از عملکرد دولت گلهمند هستند و بعضا این نارضایتیها را به رسانهها هم میکشانند؟
** بله. گفتم که اینها نگاه صنفی است. ما روحانیت را مفسر دین میدانیم. مثل این است که شما بگویید دانشگاهها را تعطیل کنند و به استاد دانشگاه احترام بگذارند. چه فایدهای دارد؟ به استاد دانشگاه احترام بگذارند و بگویند اساتید روی سر ما جا دارند اما دانشگاه و رشتههای دانشگاهی تعطیل شود. سوال این است که حوزههای علمیه در این دوران تعطیل شد؟ مدارس علمیه ساخته نشد؟ آموزش و پرورش و سایر نهادها با حوزه همکاری نکردند؟ من که خودم عضو دولت محسوب نمیشوم اما باید خدا را در نظر گرفت. شما خبرنگاران که معتقد به آزادی هستید، باید به طرف مصاحبه شونده هم آزادی دهید که نظرش را بگوید حتی اگر با آن موافق نباشید. من به عنوان آدم خیلی مطلع این حرفها را میزنم که 20 سال مسئول مرکز خدمات حوزه یعنی پل ارتباطی دولت و روحانیت بودم.
* پس چگونه این حجم خدمات دولت که شما میفرمایید را در کنار انتقادهایی که روحانیون از دولت میکنند، قرار دهیم؟ مثلا در زمانی که دولت از کمکهای خودش به حوزه گفت شما تندترین انتقادها را به دولت کردید و گفتید که آمار غیرواقعی به مردم میگویند.
** ما با بزرگنماییهای غیرواقعی مخالفیم. بگذارید یک جمله از امام خمینی(ره) بگویم. ایشان فرمودند اگر کسی در جلسهای بگوید خمینی (ره) گفت که خدا بزرگ است و در آن جلسه، من این را نگفته باشم هر چند جمله خوبی است، آن را تکذیب میکنم. دولت بزرگنمایی کرد و گفت بودجهها را چندین برابر کردیم که نکرده بود. بعضی تعاریف، اضافه و بزرگنماییها، حق عالم دینی را از بین میبرد. اینها میخواستند موضوع را خیلی بزرگ کنند که ما گفتیم اینقدر بزرگ نیست و الان هم میگوییم. گفتن این حرف از من شنیدن دارد که نشان میدهد من اصولی دارم و بر سر اصولم هم ایستادهام. نه میخواهم حق دولت را تضعیف و کوچک کنم و نه حاضرم که بزرگنمایی کنم.
* 20 درصد از بودجه فرهنگی کشور به حوزههای علمیه اختصاص داده شده است. یکی از روحانیون میگفتند تنها 4 تا 5 درصد از این بودجه پرداخت شده است. اینچنین است؟
** درست است. یک بودجه 1500 میلیاردی بود که قرار شد 20 درصد آن یعنی 300 میلیارد به حوزه داده شود که تاکنون 50 میلیارد آن وصول شد.
* کمیته وحدت 8 + 7 با همراهی گروهی از بزرگان اصولگرا تشکیل شده است اما هر روز از سوی یک گروه که در این کمیته نماینده ندارد، بحثهایی مطرح میشود...
** تخریب همیشه بوده و هست و خواهد بود. تشکیل کمیته 7+8 در فقدان احزاب کاری بوده که قبلا هم انجام شده و موفق بوده است. این دوره هم قطعا موفق خواهد بود.درعین حال باید توجه داشته باشید که تفاوت بین آیتالله مهدوی کنی و ناطق نوری در عملکرد 30 سال گذشته خیلی زیاد است و آقای مهدوی کنی از عقلانیت فوقالعاده برای اصولگرایان برخوردار است مثلا ایشان تابع شعار «همه با من» نیستند و میگویند «همه با هم». به کار تشکیلاتی اعتقاد بالایی دارند. آیتالله مهدوی کنی بهرغم شیخوخیتی که دارند، احترامشان به تشکیلات بیشتر از جوانان است. بدون نظر جمعکاری نمیکند و نسبت به جمع، وفادار و صادق است و همیشه میگوید که من تنها تصمیم نمیگیرم، من با دوستانم تصمیم میگیرم.
* فکر نمیکنید این انتخابات فرصت خوبی بود تا بار دیگر افرادی مانند ناطق نوری باز گردند؟
** از زمانی که آقای ناطق نوری تشریف نیاوردند تا امروز، هر روز از ایشان دعوت و اصرار بوده است اما خودشان نپذیرفتند. در جامعه روحانیت به روی ایشان باز است ونامشان در لیست سران این تشکل هست اما در جلسات شرکت نمیکند.
* دلیلش چیست؟
** دلیلش تصمیم شخصی خودش است.
* لزومی به حضور نماینده دولت هم نیست؟
** رئیسجمهور گفته نمیخواهد در انتخابات دخالت کند و واقعیت هم این است که دولت نباید در انتخابات نقش و سهمی داشته باشد. دولت که نباید نماینده داشته باشد. درابتدا که این مشکلات پیش نیامده بود از دولت استفاده شد و رئیسجمهور اصولگرایان را دعوت کردند ولی بعد اصولگرایان به دلیل مسائلی که پیش آمد از دولت فاصله گرفتند و این زاویه محفوظ ماند.