گروه سیاسی: آیت الله حجتی کرمانی از جمله روحانیون مبارزی محسوب می شود که طی سالهای مبارزه علیه رژیم پهلوی از یاران امام محسوب می شد که نزد ایشان و آیت الله منتظری درس حوزه را گذرانده است. وی پس از انقلاب نیز چند دوره به عنوان نماینده مجلس و خبرگان رهبری فعالیت کرده است و امام جمعه کرمان را نیز در سوابق فعالیتی خود دارد. وی پس از سال ها حضور در عرصه سیاست به مرور کنار رفت و هم اکنون به تدریس و تالیف کتاب می پردازد. وی در دهه هفتاد شمسی مناظره ای مفصل را با مصباح یزدی پیرامون مسائل مختلف حکومتی، سیاسی، اجتماعی و... داشت که بازتاب و تاثیر گسترده ای را در جامعه آن روز پس از جنگ ایران به همراه داشت. روی کار آمدن محمود احمدی نژاد در سال 84 در راس قوه مجریه و تغییر رویکردها و مسائل پیش آمده طی چهار سال اول و ادامه فعالیت وی در دوره دوم ریاست جمهوری شرایطی را پیش آورد که حتی کسانی که در دوره اول از احمدی نژاد و تفکراتش با قدرت تمام دفاع می کردند امروز یا سکوت پیشه کرده اند یا نسبت به مواضع دولت کنونی دست به انتقاد زده اند. یکی از چهره هایی که موجب حضور احمدی نژاد در عرصه سیاسی کشور شد، محمد تقی مصباح یزدی است که به پشتوانه نفوذ وی احمدی نژاد و همراهانش توانستند قدرت اجرایی کشور را به دست گیرند. اما به مرور و با آشکار شدن ضعف مدیریتی دولت و افزایش مشکلات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی. و... همچنین زاویه گرفتن برخی افراد نزدیک دولت با آنچه اصولگرایان مدعی آن هستند، مواضع مصباح یزدی نیز به مرور تغییر کرد. حتی شاگردانی همچون حجج اسلا م سقای بی ریا، آقا تهرانی و...که در دوره اول فعالیت دولت به عناوین مختلف همچون مشاور در امورروحانیت و استاد اخلاق در کابینه رفت و آمد داشتند به دلایل مختلف از همکاری با تیم محمود احمدی نژاد یا کنار رفتند و یا کنار گذاشته شدند.
نفوذ مشایی در دولت به دلیل حمایت احمدی نژاد و طرح دیدگاه هایی که امروز از آن به عنوان انحراف یاد می شود، سبب شد تا راه بخش کثیری از اصولگرایان از دولت جدا شود. عدم پذیرش هزینه های دیدگاه های دولت به بدنه جامعه و سیاسی کشور، محافظه کاران را به این فکر انداخت که برای از دست ندادن وجهه خود دست به کار شده و مسیر موجود را تغییر دهند.
در این میان و حدود دو ماه پیش آیت الله حجتی کرمانی پس از سخنان آیت الله مصباح یزدی در قبال مواضع جدید دولت و جریان انحرافی طی نامه ای سرگشاده از دفاع آن روزهای مصباح یزدی از احمدی نژاد و دادن وجهه ای مقدس به وی انتقاد کرد.
حال با گذشت دو ماه از نامه اول و عدم پاسخگویی مصباح یزدی به حجتی کرمانی در این مدت نشریه پرتو وابسته به موسسه امام خمینی که تحت نظارت مصباح یزدی اداره می شود به نوعی تلاش کرد که با ادبیاتی متفاوت پاسخ به مباحث مطرح شده از سوی آیت الله حجتی کرمانی داده باشد.
حجتی کرمانی در نامه سر گشاده دیگری به محمد تقی مصباح یزدی از سکوت وی برابر نامه قبلی و پرهیز از انعکاس اصل نامه در نشریه پرتو سخن و ایراد "تهمت های ناروا" انتقاد کرد.
به گزارش خبرآنلاین در این نامه آمده است: با استعانت از درگاه پروردگار متعال و به حکم ادای وظیفه و تکلیف و در پاسخ به پرسش ها و برای رفع شبهات گوناگونی که پس از انتشار نامه سرگشاده این نگارنده به حضور حضرت استاد بزرگوار مصباح یزدی دامت برکاته، در رسانه های داخلی و خارجی مطرح شد، لازم آمد نکاتی را به عرض برسانم:
نخست از همه دوستان و آشنایان و ناآشنایانی که نسبت به حقیر اظهار لطف و محبت کرده و در تایید و تکمیل، یا تصحیح و رد و نقد نامه مزبور، مواردی را یادآور شده اند، تشکر و سپاسگزاری می کنم و ثانیا از برادر ارجمندم حضرت استاد مصباح یزدی جدا گله مندم که در قبال نامه من سکوت اختیار فرموده ، در رد یا قبول جزئی یا کلی آن اظهار نظری نکرده اند، اما نمی توانم از آنچه در روزنامه "پرتو سخن" (مورخه 90/05/05) که به صاحب امتیازی موسسه تحت سرپرستی ایشان منتشر می شود، چشم پوشی کنم که نویسنده ای بی نام با لحنی تند و زننده ضمن ایراد اتهامات ناروا نسبت به دوست و برادر قدیمی ایشان، با القای شبهات بسیار، مطالبی مطرح کرده که تقریبا همگی خارج از موضوع نامه من است; با این گله مضاعف که اگر بنا بر پاسخ نامه من ولو غیرمستقیم از سوی مریدان و شاگردان سیاسی نه علمی، حوزوی استاد بوده است، چرا از انعکاس اصل نامه خودداری کرده و تنها به پاسخ آن، آنهم در قالب طرح پرسش های غیرمرتبط با محتوای نامه پرداخته اند؟ وی در ادامه این نامه آورده است: شایسته و بلکه واجب است که استاد از باب نهی از منکر و ارشاد جاهل، از "قول بغیر علم" و ایراد تهمت و ذکر مطالب کذب و خلاف واقع نه تنها در مورد این برادر مخلص بلکه درباره هر کس و هر گروهی، نهی کنند که طبق تعالیم پیشوایان دینی "حرمت مومن از کعبه بیشتر است". چرا که آنچه بر زبان و قلم و قدم این برادران، جاری می شود به حساب استاد می آید و تصور می شود ایشان در قبال این خلاف شرع های بین سکوت فرموده اند "و من رضی به عمل قوم فهو منهم". البته حضرت استاد در "موضع سکوت" تنها نیستند و ما شاهد هتک حرمتهای فراوانی از شخصیتها و گروههای روحانی و غیرروحانی در مرآ و منظر بزرگان قوم هستیم که با سکوت تقیه وار یا رضایت آمیز آنان همراه است. این سکوت ها چراغ های سبزی است که هتاکان و دروغزنان و مفتریان را در روش ضداخلاقی و دینی و ملی شان، روز به روز جری تر و جری تر می کند.
حجتی کرمانی با انتقاد از برداشت های نشریه پرتو وابسته به موسسه امام خمینی پاسخ داده است:" ضمن تشکر از لطف این نویسنده گرامی، یادآور می شوم که من پدیده احمدی نژاد را معلول دعوای گسترش یافته بزرگان قوم می دانم و همانطور که در نامه آورده ام مصباح و سایر کسانی که او را به قدرت رسانیدند، هم به او ستم کردند و هم به ملت و هم به نظام. بنابراین، مشکل اصلی، یا به قول نویسنده یادداشت "غده سرطانی"، عبارت است از تنازع و تخاصم که "شیطان همزاد" انقلاب بوده و به صورت میکروبی ضعیف، زاده شده و پیدا و ناپیدا رشد کرده و در طول متجاوز از سی سال بدین پایه رسیده که اکنون دست بگریبان آنیم; اما این غده بدخیم چنان نیست که علاج نداشته باشد هر چند علاج آن چندان سخت است که در نگاه پاره ای غیرقابل علاج می نماید و گام اول علاج همانگونه که در نامه آورده ام دعوت عام به آشتی ملی با پیشگامی و ارشادات و مساعدت های رهبر انقلاب و عفو و گذشت از گذشته ها و ایجاد فضای مهر و محبت در میان اقشار جامعه و جلوگیری جدی و قاطع از سخنرانی ها و مقاله نویسی های خصمانه و تفرقه افکن و گسترش نامیمون جناح بندی ها و نهی شدید از ایراد تهمتها و افترائات و دروغها و در یک کلمه بازگشت به فضای نورانی بهمن 57 است. به پندار من، این کار، با همه مشکلاتش شدنی است و همانگونه که گذشت، شرط نخست آن، هماهنگی همه گروه ها و احزاب و شخصیت های دینی و سیاسی با رهبری انقلاب در آشتی فراگیر ملی است. من این آیه کریمه را پیش چشم دارم و بدان امید بسته ام: "و زلزلوا حتی یقول الرسول و الذین آمنوا معه متی نصرالله الا ان نصرالله قریب."
بنابراین "تقلیل" مشکل انقلاب به یک فرد به نام محمود احمدی نژاد، پرداختن به معلولی است که علت آن را باید در واکاوی عالمانه و کارشناسانه و آسیب شناسی بی طرفانه 32 ساله انقلاب جست و گرنه، آقای احمدی نژاد هم در جای شایسته خود که البته در سمتی غیر از مسوولیت خطیر ریاست جمهوری است، در سطحی دیگر، می تواند به خدمت خلق محروم و مستضعف بپردازد... و چنین باد...
وی در این نامه سرگشاده نوشته است: حرف من این است که ایشان و امثال ایشان از اول مرتکب اشتباه شده اند چراکه به اقرار بسیاری از اصول گرایان، "جریان انحرافی ها"، از اول و حتی پیش از روی کارآمدن احمدی نژاد یارغار او بوده اند... و همان روزها شش سال پیش کسانی به مصباح و حامیان دیگر احمدی نژاد صریحا تذکر می دادند که این گروه، روحانیت را قبول ندارند چیزی که در این روزها مثل روز روشن شده است اما، حضرات به خاطر مخالفت با هاشمی و خاتمی گوششان بدهکار نبود!
مصباح و امثال ایشان، از "بابیت" و "بهائیت" جدید سخن می گویند، اما ارباب اطلاع از همان آغاز، از "یارغار" احمدی نژاد حکایت می کردند که می گفته: "خدمت "آقا" رسیده". و منظورش از "آقا" امام زمان(عج) بوده نه رهبر انقلاب!
نگارنده نشریه پرتو در جواب آیت الله حجتی کرمانی نوشته بود که چرا مردم از دولت های سازندگی و اصلاحات روی گرداندند و به آنها پاسخ منفی دادند؟ که وی در پاسخ به این مطلب خطاب به مصباح یزدی پاسخ داده است که اگر در نامه من دقت می کردید این شبهه را مطرح نمی کردید! من خلاصه عوامل روی کارآمدن آقای احمدی نژاد (به قول شما رویگردانی مردم از دولت های سازندگی و اصلاحات) را جو منفی و ناسالم و تخریبی تندی می دانم که با تکیه بر برخی نقطه ضعفهای آقای هاشمی و خاتمی و دولت هایشان راست و دروغ بر ضد ایشان بوجود آوردند و احمدی نژاد به خصوص در مناظره تلویزیونی برای از میان بدر کردن رقبا و به خصوص رقیب سرشناس و پرسابقه اش به شکلی بسیار غیر منصفانه بدان دست زد... همه به خاطر داریم که چگونه جناب مصباح و امثال ایشان، برضد دولتهای گذشته بخصوص دولت آقای خاتمی جوسازی و بقول خودشان "شلوغ کاری" می کردند.
حجتی کرمانی در پاسخ به یکی دیگر از موارد نوشته شده در نشریه پرتو اظهار داشت: همین جا پاسخ پرسش دوم شما که تکراری است و پرسش سوم شما که از روحیه بسیجی آقای احمدی نژاد گفته اید معلوم می شود و من روحیه بسیجی ایشان را قبول دارم ولی «زنده کردن گفتمان امام و انقلا ب» توسط ایشان را قبول ندارم. ایشان بسیجی خوبی است ولی رئیس جمهور خوبی نیست.
وی در پایان نوشت: پاسخ این شاگرد سیاسی را نیز برعهده استاد می گذارم، اما به یک اشاره بسنده می کنم که اگر ما هر گونه اظهارنظر و انتقاد را "تخریب" بدانیم، در حقیقت جائی برای تبادل نظر و گفتگو و مباحثه و مناظره سیاسی و علمی باقی نمی ماند. متاسفانه، برخی یا بسیاری از ما عمامه به سرها، راه و رسم بحث آزاد حوزوی را در عرصه سیاست زیرپا گذاشتیم و این شد که برچسب زنیها از همان اوائل انقلاب، برای طرد رقبای سیاسی حتی در سطح مراجع تقلید، رواج یافت و بسیاری از بزرگان و نیز کوچکترهائی از جمله این حقیر، تجربه بسیاری از این ناروائی ها را نسبت به خود داریم و آن را به جان خریده ایم ولی به یاری خدا از تذکر و انتقاد "و نصیحت به ائمه مسلمین" باز نخواهیم ایستاد و بر برادران راه گم کرده است که بیندیشند و به راه دوستی و آشتی و مهربانی بازآیند و از ادامه خصومت و دشمنی که برای هیچکس سودی ندارد و برای همه از جمله خود آنان زیان بخش است باز ایستند.