تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۲۲۶۰۹۳

 گروه بین‌الملل ـ کریم جعفری: «ترور نافرجام امیر قطر»: این خبری بود که روز گذشته برخی از رسانه های عربی منتشر کردند و در میان تایید و تکذیب آن، به نظر می رسد واقعیت امر تا آنجاست که تلاش هایی برای ترور امیر پرحاشیه قطر صورت گرفته و او از این حادثه جان سالم به در برده است. اما اینکه این حادثه، چه زمانی روی داده، مساله یی است که در پرده قرار دارد و حتی ابعاد این حادثه نیز همچنان سربسته باقی مانده است. اینکه چه گروه یا کشوری پشت این برنامه ترور قرار داشته اند، تاکنون نه رهبران دوحه درباره آن چیزی گفته اند و نه گروه، جریان یا کشوری مسوولیت آن را برعهده گرفته است. در این حادثه که در شهر کوچک دوحه و در مسیر هر روزه حمدبن خلیفه به سمت کاخ امیری روی داد، هشت نفر از محافظان، یکی از نزدیکان و یک همراه امریکایی وی که برای دیدار با سفیر روسیه عازم بودند، جان خود را از دست دادند و شخص امیر قطر نیز زخمی شد. درباره نحوه ترور نیز آنگونه که رسانه های عربی و برخی شاهدان عینی گفته اند، یک عامل انتحاری خودروی خود را به کاروان امیر قطر کوبید تا مرحله اول برنامه اجرا شود، شدت انفجار را از آنجا می توان حدس زد که خودروی ضدگلوله حامل امیر و همراهانش بشدت آسیب دیده تا جایی که موجب زخمی شدن وی – با وجود تمام مراقبت های امنیتی- شده است. نکته دیگر درباره این حمله تروریستی، مشارکت گروهی در این عملیات – با توجه به اخبار منتشر شده - است، چرا که به گفته شاهدان عینی پس از انفجار صدای مداوم شلیک گلوله از محل انفجار شنیده شده و این همه آن چیزی است که درباره چگونگی این حمله قابل گفتن و ارزیابی است.
اما اینکه چه کسانی پشت این برنامه ترور قرار دارند، نیازی به راه دور رفتن نیست. در طول هشت ماه گذشته که تحولات در جهان عرب به سرعت در حال شکل گیری بود، این امیرنشین کوچک با غول رسانه یی خود از چراغ بیرون آمد و بازی پیچیده یی را آغاز کرد که برایش دشمنان متعددی تراشید. هرچه تحولات از تونس به مصر، پس از آن لیبی، یمن، بحرین و سوریه کشیده شد، دخالت های قطر در این تحولات از حالت رسانه یی، رنگ و بوی سیاسی به خود گرفت و همراهی و هماهنگی خاصی میان دیپلماسی رسانه یی دوحه و دیپلماسی رسمی آن برقرار شد. تداوم این روند باعث شد برخی کارکنان الجزیره در صفحات شخصی خود روی اینترنت از تهدیدهای صورت گرفته علیه خود سخن بگویند و اینکه جان و آبرویشان در خطر است، این تهدیدها اما چندی بعد وارد مرحله تازه یی شد، هر چه نقش دوحه در تحولات روی داده در لیبی و سوریه بیشتر می شد و دخالت های این کشور به شکل آشکارتری صورت می گرفت، تهدیدها علیه مقامات این کشور نیز روند فزاینده یی می گرفت. اما قطر به دلیل ساختار سیاسی، موقعیت جغرافیایی و کمی جمعیت و پاره یی از دلایل دیگر، از فشارهای وارد شده به خود برای انصراف از مواضعش – با توجه به این موضوع که خود نه حکومت دموکراتی دارد، نه پارلمان انتخابی و نه دولت برآمده از رای مردم – به دلیل سطح رفاه، شانه خالی می کرد. این عامل مانع نشد تا کشورهای عرب مخالف دوحه طرح های دیگری را برای خاموش کردن شور بیش از حد سران این کشور برای تغییر در خاورمیانه، در پیش بگیرند. البته برخی منابع نیز انگشت بر رقابت های درونی در قطر و اختلافات دامنه دار در این کشور گذاشته اند که در طول 16 سال گذشته نزدیک به دوجین کودتای نافرجام را باعث شده است. یکی از کشورهایی که پیش از این در دو مساله لیبی و سوریه نقش فعالی را ایفا کرده بود، اما به ناگهان دست از این رفتار و فعالیت برداشت، امارات متحده عربی بود. منابع مطلع و مطمئن اطلاعاتی می گویند ابوظبی هنگامی پایش را از گلیم سوریه بیرون کشید که با تهدیدهای امنیتی متنوعی مواجه شد، این تهدیدها که هیچ وقت رسانه یی نشدند، سکوت عجیب امارات متحده عربی در قبال سوریه را در پی داشت. گزارش ها درباره نوع این تهدیدها حاکی از وقوع انفجارهایی در این کشور بویژه قلب اقتصادی آن یعنی دوبی است که وحشت از ناامنی و فرار سرمایه، خاندان حاکم بر این ملوک الطوایفی را به فکر چاره و بی خیالی از حضور فعال در مساله سوریه انداخت.
ترکیه نیز بر اساس مستندات موجود از این تهدیدهای امنیتی به دور نبوده است. با وجود برخی تلاش ها برای آرام نشان دادن اوضاع این کشور، تدابیر امنیتی شدید در تمام این کشور باعث نشد تا در بندر تفریحی و فوق العاده درآمدزای آنتالیا در سواحل زیبای دریای مدیترانه، بمبی در زیر شن ها منفجر نشود و وحشت را بر سر ترک ها هم فرود نیاورد. اما در ماه خرداد گذشته برخی منابع مطلع از غیبت چند هفته یی حمدبن خلیفه آل ثانی و برقراری نوعی حکومت نظامی در قطر خبر دادند. به گفته این منابع در طول این دوره غیبت که امیر قطر برای طی یک دوره درمان راهی امریکا شده بود، تعداد زیادی از افسران و نظامیان، همچنین گروهی از اعضای خانواده سلطنتی و قبایل مخالف دستگیر شدند تا با آنچه مقابله با هرگونه کودتای احتمالی خوانده می شد، مقابله کنند.
حال به نظر می رسد آنچه درباره ترور امیر قطر – با تمام تاییدها و تکذیب هایی که در این مورد صورت گرفته است – منتشر شده، هشداری است به وی تا درباره سطح عملکرد، گسترش دامنه نفوذ و ابزارهایی که با آن در حال بازی در منطقه است، بیشتر فکر کند. بدون شک آنچه مهم ارزیابی می شود و برخی آگاهان نیز به آن اعتراف دارند، کشورهایی که طی ماه های اخیر دچار تحولات متعدد شده اند اقدامات کشورهای رقیب خود را بدون پاسخ نخواهند گذاشت و رویدادهای امنیتی روی داده در این کشورها که در بسیاری موارد رسانه یی نمی شوند، خود تاییدی است بر صحت این روند. نباید در این موضوع شک کرد که اگر کسی قرار است غرق شود، همه را با خود غرق خواهد کرد و اگر در این مسیر موفق نشود، حتما رقیب را گل آلود می کند و به نظر می رسد موضع گیری های سفت و سخت حمدبن خلیفه آل ثانی درباره تداوم بحران در سوریه و اینکه مردم این کشور آرام نخواهند نشست، تاییدی است بر این تهدید مداوم که دوحه باید منتظر ابعاد تازه یی از آن هم باشد، هرچند گمانه زنی ها در این مورد همچنان ادامه دارد.