تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۹۰ - ۰۹:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۲۲۶۱۰۳

محمدامین رضوی
این مسئله که جامعه نیاز به وجود احکام و مقررات اجتماعی و حقوقی دارد امری بدیهی است، یعنی لزوم وجود قانون و مقررات در هر اجتماع انسانی از ضروریات آن جامعه می باشد و در طول تاریخ همه سرزمین ها و ملل قوانین و حقوقی برای خود داشته اند و بر این اساس نیازمند به قانونگذار است تا این احکام و قوانین را در جامعه اجرا نماید.‏
صرف وضع قوانین و آوردن آنها بر روی کاغذ و از برکردن و در سینه داشتن آنها دردی را دوا نمی کند. باید در جامعه حاکم و فردی عادل و عالم باشد که بر نحوه اجرای این اصول و قوانین در جامعه و توسط افراد و سازمان ها نظارت داشته باشد و حکومتی الهی و عادل وجود داشته باشد که این مقررات را در اجتماع به مرحله عمل و اجرا برساند.‏
چرا که در طول تاریخ بشری، همواره کسانی بوده اند که یا حقوق خود را نمی شناخته اند یا دیگران، درباره حدود و مرزهای حقوق خود، اختلاف نظر داشته اند یا با علم به حقوق خود، در مقام تعدی به حقوق سایرین بر می آمده اند و به هر تقدیر، جامعه را دستخوش هرج و مرج و بی عدالتی می کرده اند. چنین کسانی اکنون نیز هستند و در آینده هم خواهند بود.
برای آنکه نظام جامعه دچار اختلال نشود و شیرازه امور از هم نگسلد، به ناچار باید دستگاهی وجود داشته باشد که با قدرت و شوکت خود ضامن اجرای قوانین شود و متخلفان را به راه آورد یا به سختی گوشمالی دهد. برای آنکه آدمیان به مصالحی که هدف زندگی اجتماعی نیل به آن‌هاست برسند، باید قوانین مو به مو، به مرحله اجرا و عمل در آید و این ممکن و میسر نخواهد گشت جز با وجود حکومت. چنان که حضرت علی بن ابی طالب (ع) در پاسخ به خوارج که به قصد نفی حکومت می گفتند: "لا حکم الّا لله". حکومت جز برای خدا نیست، فرمود: "نعم انّه لا حکم الّا لله هولاء یقولون لا امره الّا لله و انّه لا بدّ للنّاس من امیرٍ برٍّ او فاجرٍ؛ آری درست است که حکم خاص خدای متعال است، لکن اینان می‌گویند: حکومت خاص خدای متعال است و حال آنکه مردم ناچار باید حاکمی داشته باشند، چه درستکار و چه نادرست".‏
نتیجه این که ضرورت وجود حکومت برای هر جامعه، به دلیل عقلی اثبات می شود، قبل از اینکه ادله تعبدی در کار بیاید. دین اسلام ویژگی ها و خصوصیاتی دارد که آن را از ادیان دیگر متمایز نموده است و باعث گردیده که در سایه این ویژگی ها سعادت انسان ها میسر گردد. در واقع تحقق آن هدف عالی و ایفای نقش بی بدیل احیاگری، مستلزم برخوداری از ویژگی‌های چندی است.
اسلام دینی است دارای کامل ترین و مطلوب ترین نظام حقوقی که تا روز قیامت از ارزش و اعتبار برخوردار است و مدعی است که برای جمیع ابعاد و وجوه زندگی فردی و اجتماعی همه آدمیان در همه اعصار و امصار، احکام و مقررات دارد. چنین دینی نمی تواند وجود حکومت را ضروری و بایسته نداند. بنا به دلیل عقلی قطعی، اسلام هم برای حکومت احکام و مقرراتی دارد و هم وجود حکومت را برای جامعه مسلمین ضروری می داند؛ و نیازی به ادله تعبدی نیست. حتی اگر یک آیه یا یک روایت هم درباره این مسئله نمی بود، باز مشکلی نداشت.‏البته ادله تعبدی نیز هست که باید در فقه مورد مطالعه و بررسی واقع شود. خلاصه جای هیچ شک و شبهه ای نیست در اینکه اسلام وجود حکومت را برای امت اسلامی ضروری می داند. احتمال اینکه این دین ضرورت وجود حکومت را نفی کند یا حتی درباره این مسئله ساکت باشد، به کلی منتفی است. پس اصل یقینیات دین مقدس اسلام است. اگر بحثی هست در خصوص کیفیت حکومت و چگونگی تعیین حاکم و حدود وظائف و اختیارات او و امثال این است که باید با رجوع به کتاب و سنت قطعیه معلوم گردد.‏