تاریخ انتشار : ۱۴ مهر ۱۳۹۰ - ۰۷:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۲۲۶۱۴۶

محمدحسین سیف‌الهی‌مقدم
نیمه های شب بود که به شهر مکه رسیدم وبرای اعمال حج عمره به سمت مسجد الحرام به راه افتادم. با اینکه ساعت از 2 گذشته بود ولی چراغ های مسجد الحرام و ساختمان هاو خیابان ها مجاور بخشی از شهر را که مسجد در آن واقع شده بود روشن کرده بودند.
خیابان ها خلوت بودند. برجی بزرگ در گوشه ای خود نمایی می کرد که چهار طرف آن را با ساعت تزیین کرده بودند.
مردم مکه به این برج به اصطلاح برج ساعت هم می گفتند بدون آنکه به آن زیاد توجه داشته باشم به سمت مسجد الحرام به راه افتادم قبل از ورود اذن دخول خواندم و اذکار دعای جوشن کبیر را زیر لب زمزمه می کردم"سبحانک یا لااله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار یارب" سر خود را به زیر انداخته بودم و آهسته آهسته از راهرویی که منتهی الیه آن کعبه قرار داشت عبور می کردم و در ذهن خود به این فکر می کردم که هنگامی که سرم را بالا آوردم وبرای اولین بار نگاهم به کعبه افتاد از خداوند چه چیزی بخواهم زیرا شنیده بودم که در این موقع خداوند هر خواسته ای که داشته باشی را مستجاب می کند.
همانطور که سربه زیر بودم به حیاط مسجد الحرام رسیده و سجده کردم هنگامیکه سر از سجده برداشتم به جای آنکه از خداوند درخواستی کنم دلم به حال غربت کعبه سوخت...
زیرا صحنه ای را دیدم که در خواب هم نمی دیدم و حتی به ذهنم نیز خطور نمی کرد.
این تصویر که مشاهده می کنید دقیقا همان تصویری است که هنگام ورود به مسجدالحرام آن را مشاهده کردم شاید اصلا خانه خدا با آن همه عظمتی که از آن سراغ داشتم و درتلویزیون نیز بارها آن را دیده بودم در مقابل این برج با آن عظمت مانند یک نقطه بود.
راستش را بخواهید این بار دیگر نتوانستم به آن توجه نکنم اما چون باید اعمال حج عمره را به جای می آوردم از جای خود بلند شدم و شروع به طواف خانه خدا کردم و بعد از آن نماز طواف را پشت مقام ابراهیم به جای آورده و سعی صفا ومروه را انجام دادم.
اعمال حج عمره که به اتمام رسید از مسجد الحرام خارج شدم وبه سمت هتل حرکت کردم اما اینبار تا جایی که می توانستم با نگاهم برج ساعت را دنبال می کردم هر جا که می رفتم آن برج نیز حضور داشت و گویا قصد نداشت که به عظمت خود پایان دهد.
چند روزی که در مکه ساکن بودم سعی کردم از نحوه ساخت و اینکه چه کسانی و به چه دلیلی آن را ساخته اند اطلاعاتی کسب کنم.
به همین دلیل ابتدا به سراغ نگهبانان و خادمان مسجدالحرام رفتم و با هزار طرفند از قبیل اینکه این برج بسیار باعظمت و زیبا است سر صحبت را با آنها باز می کردم.
یکی از آنها می گوید این برج در زمان "ملک فهد" احداث و در زمان "ملک عبدالله"نیز به بهره برداری رسید.
با افتخار سرش را بالاگرفت و ادامه می دهد که این برج با بودجه عربستان و توسط آمریکایی ها و یهودیان ساخته شده است ومسلمانان از آنها بیگاری کشیده اند....(!)
برای ادامه تحقیقاتم روزی به بعثه مقام معظم رهبری رفتم و سعی کردم در آنجا اطلاعاتی را در این خصوص جمع آوری کنم.
یکی از روحانیونی که در آنجا حضور داشت می گوید این برج بلندترین برج جهان است و با هزینه نفت عربستان و بودجه ای که از قبال حجاج به دست می آورند آن را ساخته اند.
چندین سال است که مشغول احداث آن هستند اما هنوز به طور کامل به بهره برداری نرسیده و در حال حاضر مهندسین یهودی آمریکایی تبار به دنبال ساخت تاج آن با نماد ستاره داود هستند که زیر آن ازیکی از نماد های فرماسونری با نام چشم شیطان نیز استفاده می کنند.
ارتفاع برج به اندازه ای است که هنگامی که بالای آن می روید خانه کعبه مانند یک نقطه مشکی برروی صفحه ای سفید به نمایش در می آید.
یکی دیگر از روحانیون حاضر در بعثه رهبری ادامه می دهد یهودیانی که مجری احداث این برج هستند به دنبال این قضیه اند که با احداث آن عظمت خانه خدارا به صورت ظاهر از بین ببرند زیرا هنگامی که به زیر کعبه بروید ارتفاع زمین تا سقف کعبه حدود 7 متر می شود یعنی ساختمان کعبه نیز بسیار بزرگ و مرتفع است اما آنها این برج را به گونه ای احداث کرده اند که هم مشرف به خانه خدا است و هم کعبه در مقابل آن بسیار کوچک است.
یکی دیگر از نکاتی که باید گفت این است که در هنگام اذان ظهر یعنی وقتی خورشید در وسط آسمان قرار می گیرد سایه برج برروی خانه خدا می افتد که تصویر بسیار زننده ای را ایجاد می کند.
این روحانی ادامه می دهد به همین دلیل در طول مدت اقامتش در مکه هیچ گاه برای اقامه نماز ظهر به مسجد الحرام نرفته است.
اما یکی از نکاتی که این روحانیون از آن در عذاب بودند و خواستند که حتما به آن توجه ویژه شود این است که این برج یک برج اداری نیست بلکه مرکز خرید بسیار بزرگی است که با انکه اجناس درون آن بسیار لوکس است اما ایرانیان زیادی هم برای خرید به این مرکز تجاری می روند(!)
آنها می گویند برخی از مردم با دیدن این برج به کلی کعبه واینکه برای چه به این مکان مقدس آمده اند را فراموش می کنند و به تفریح و گشت و گذار در طبقات برج وقتشان را سپری می کنند وسعی می کنند ار بالای برج خانه کعبه را نظاره کنند. درصورتی که برخی از فروشندگان و مغازه داران این برج اگر چه عرب زبان هستند ولی اصالت یهیودی دارند و هرسال بخشی از درآمدشان را برای کمک به اسرائیل اختصاص می دهند وکسانی که برای خرید به این برج می روند دانسته ویا ندانسته به اسرائیلی ها کمک می کنند.
هنگام بازگشت به سمت ایران خانواده هایی را می دیدم که با هم صحبت می کردند و از برج ساعت و مغازه های درونش سخن می گفتند و خوشحال از این بودند که توانسته اند کنار برج ساعت عکس یادگاری بگیرندو از مغازه های درون آن خرید کنند و سوغات برای خانواده هایشان ببرند(!)
آنها فارغ از این بودند که این پول ها برای ازبین بردن مسلمانان و افکار آنها توسط آمریکایی ها ویهودیان خرج می شود وحتی ممکن است تبدیل به گلوله ای شود وسینه یک مسلمان فلسطینی را بشکافد.
در پایان باید گفت اگرچه کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود ولی یهدودیان به این سنگ نشان نیز رحم نکرده وبا حیله هایی که کارگر نیز افتاده است به دنبال تخریب چهره ظاهری کعبه قبله گاه مسلمانان جهان هستند و مانیز بی تفاوت از کنار آن می گذریم. غافل از آن که نماد باطل هر قدر هم که به نماد حق نزدیک باشد باز نشان‌دهنده گمراهی سازندگان و حامین خود خواهد بود. البته این خود نشان دیگری از بی‌عدالتی حاکم بر مجامع جهانی است؛ آنجا که در دو سه سال اخیر مجامع جهانی با ساختن برج در فاصله قابل توجه از میدان نقش جهان اصفهان به بهانه تاثیر سوء در چشم‌انداز آن ممانعت به عمل آوردند، ولی در خصوص اثری چندین هزارساله و چنین پرعظمت سکوت مرگ روا داشته‌اند!