تاریخ انتشار : ۱۸ مهر ۱۳۹۰ - ۰۸:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۲۲۶۱۴۹

ق. محمودآبادی
با گذشت قریب به یک ماه از اعلام موجودیت جبهه پایداری انقلاب اسلامی، این جبهه در رأس اخبار و تحلیل‌های سیاسی قرار گرفته و به‌عنوان موضوع اصلی در مجامع سیاسی و مردمی در باره آن اظهار نظر می‌شود. اظهار نظرها درباره تشکیل جبهه پایداری را می‌توان به دو دسته اساسی تقسیم کرد:
1. مواضع مثبت
توده‌های مردم و نیروهای ارزشی استان‌ها و شهرستان‌ها که پس از مواضع اخیر دکتر احمدی‌نژاد دچار یک نوع سرخوردگی و تحیر شده بودند، از خبر تشکیل جبهه پایداری خوشحال شده و به انحاء مختلف خوشنودی خود را اظهار می‌کنند. آن‌ها می‌گویند با تشکیل این جبهه، از نگرانی بیرون آمده‌ایم، زیرا تصمیم‌های تشکلی که در رأس آن مجتهدان تیزبینی مانند حضرات آیات خوشوقت و مصباح یزدی باشند، می‌تواند برای ما بسیار آرام بخش باشد. مطمئنیم چنان‌چه احیاناً شخصیتی دچار برخی اشکالات شود، انقلاب بر دوش رویش‌ها و با شتاب بیش‌تری به راه خود ادامه خواهد داد. پیام جبهه پایداری این است که بر اصول انقلاب پایدار بمانید و در راه حق، متصلب باشید و ذره‌ای از اصول کوتاه نیایید؛ زیرا همه اهداف انقلاب که تاکنون حاصل شده، در سایه مقاومت و پایداری تحقق یافته است.
2. مواضع منفی و تهاجمی
متأسفانه از زمان اعلام موجودیت جبهه پایداری برخی سیاسیون از جناح‌های مختلف به جای استقبال، تهاجم سنگینی را آغاز کرده و در تلاشند تا آن‌را از چشم مردم بیندازند. عبارت‌های ذیل تنها بخشی از تهاجمی است که از سوی رسانه‌های وابسته به جریان فتنه و حتی برخی مدعیان اصول‌گرایی انجام گرفته است. مسجد ضرار، اخراجی‌های دولت، سهم‌خواهان، متضاد با روحانیت، نداشتن عقبه اجتماعی، جریان مشایی، حلقه‌ای هستند که می‌خواهند به کشور ضربه بزنند، خیلی افراطی هستند، اصلاً اصولگرا نیستند، انحرافی، بی اصالت و مشکوک‌اند، رهبری جبهه پایداری بر عهده مشایی و بقایی است، حرکتی افراطی، سهم خواهی شگفت‌انگیز، مقدمه شکاف در اصولگرایان، با رهبری مشایی حرکت می‌کنند و.... برچسب‌های فوق که در سایت‌ها و روزنامه‌های گوناگون و توسط شخصیت‌های سیاسی به جبهه پایداری زده شده، وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند نیازی به پاسخ ندارند؛ زیرا هر یک از آن‌ها برچسب دیگر را نقض می‌کند. به‌عنوان مثال از یک سو حلقه اصلی آن‌را «اخراجی‌های دولت» می‌نامند و از سوی دیگر می‌گویند با رهبری مشایی حرکت می‌کنند! یا آن‌ها را بی اصالت و مشکوک می‌نامند و در همان حال می‌گویند «مقدمه شکاف در اصولگرایان» یا از یک طرف می‌گویند عقبه اجتماعی ندارند و از طرف دیگر به دلیل وحشت از عقبه اجتماعی، آن را بمباران تبلیغاتی می‌کنند. برچسب ضد روحانیت نیز از جمله اتهام‌هایی است که بیش‌تر جای تأمل دارد؛ زیرا در راس این جبهه، چند مجتهد قرار دارند و چند تن از اعضای آن از روحانیون سر شناس و با سابقه و خوشنام کشورند. به هر حال به نظر می‌رسد کف‌گیر این‌گونه افراد به ته دیگ خورده و مطلب قابل ذکری که با آن بتوانند جبهه را در معرض حمله قرار دهند در چنته ندارند. در نتیجه به این‌گونه حرف‌ها و اتهام‌های سطحی روی می‌آورند.
نکته مهم دیگر این است که حکمت این هجمه بزرگ به جبهه پایداری، داشتن پایگاه مردمی و رمز موفقیت آن است. همه می‌دانند این جبهه گرچه در گذشته با این عنوان مشهور نبود ولی همان جبهه‌ای است که در برابر هو و جنجال‌های جبهه دوم خرداد و مدعیان اصلاحات، خود را نباخت و با تمام قدرت در برابر انحرافات آن‌ها قیام کرد و پرده نفاق را از چهره‌شان برگرفت و در نتیجه توانست در انتخابات مجلس هفتم، کفه پیروزی را به نفع جریان انقلابیون تغییر دهد. و در انتخابات ریاست جمهوری که بسیاری از احزاب راست و چپ در برابر نامزدی هاشمی رفسنجانی زانو زده بودند و از او حمایت می‌کردند، گفتمان امام و انقلاب را به کرسی بنشاند. در انتخابات 88 و فتنه عمیق 88 نیز که بسیاری از خواص، مردود شدند، توانستند با حضور در عرصه‌، نقشه‌های شوم استکبار و نوکرانش را در نطفه خفه سازند. اکنون هم برخی احزاب و گروه‌ها و حتی افراد از همین عقبه سنگین در هراسند و احتمال می‌دهند که همان حماسه‌ها تکرار شود. از این رو بهترین روش را تخریب جبهه پایداری دانسته به انحاء مختلف و عبارت‌های گوناگون می‌خواهند آن را از چشم مردم بیندازند. توصیه ما به همه دوستان اصول گرا این است که تحت تاثیر اصحاب فتنه قرار نگیرند و با پرهیز از طرح مسایل دشمن شاد کن، به ساز و کاری بیندیشند که وحدت را در میان اصول گرایان واقعی پایدارتر می‌سازد.