تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۹۰ - ۰۷:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۲۲۶۱۶۹

دکتر محمد‏نبی حسنی‏پور
همان‌طور که مشخص است، اقتصاد سرمایه‌داری در تئوری با ایرادها و انتقادهایی مواجه است و این الگو نارسایی دارد. در عمل نیز این الگو یا مدل همیشه دارای ضعف‌هایی بوده که در جوامع بروز کرده است؛ به‌عنوان مثال، این مدل خود به خود تورم‌زا است و تورم به‌عنوان یک بیماری اقتصادی در جوامع مختلف ظاهر می‌شود و هر سال ادامه می‌یابد. در حالی که تورم اصولاً در هر اقتصادی مشکل ایجاد می‌کند و فقرای آن جامعه را افزایش می‌دهد. چرا اقتصاد باید دچار چنین بیماری ادامه داری باشد؟ چرا چین با رشد مناسب اقتصادی با چنین مشکلی روبه‌رو نیست؟ پس الگوی جدید مورد نیاز باید به گونه‌ای باشد که تولید در آن، واقعی و بدون تورم باشد.
بازار آزاد خودکار در برخی موارد بحران زا است که نمونه آن بحران 1929میلادی آسیا و بحران اخیر در اروپا و آمریکا است. بدین در جریان بحران، هزینه‌های زیادی به جامعه گونه تحمیل می‌گردد و میلیون‌ها نفر فقیرتر می‌شوند. این موارد نشان دهنده اشکال ساختاری این مدل می‌باشد که به هر حال نیاز به بازنگری دارد. در بحرا ن 1929، با مداخله دولت، اشکال سیستم بر طرف شد که در آن صورت، دیگر بازار آزاد نقش خودکار نداشته و دولت به صورت مکمل به آن اضافه شده است.
این الگوی به کار گرفته شده، در آسیا بحران ایجاد کرد و آسیب‌های شدیدی به اقتصادهای آسیایی و مردم این کشورها وارد ساخت. در این زمان، صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی وارد کار شدند تا بحران را کنترل یا معالجه کنند. متأسفانه این دو نهاد بین‌المللی کاری از پیش نبردند، بحران گسترش یافت و باز خسارت به بار آورد. ظهور دوباره این بحران، نارسایی سیستم سرمایه‌داری را آشکار ساخت و مشخص نمود که الگوی بازار آزاد از نظر تئوری و عمل، ناکارآمد است.
به تازگی بار دیگر در مرکز سیستم سرمایه‌داری، یعنی آمریکا بحران بانکی ایجاد شد و بانک‌ها یکی پس از دیگری ورشکسته شدند، به گونه که دولت به میدان آمد و در حدود 700 میلیارد دلار برای معالجه، هزینه نمود؛ اما با وجود این اقدام، بحران به کشورهای دیگر سرایت کرد که همین طور ادامه دارد. بر اساس گزارش «آنکتاد»(1)، از هفت کشور در حال توسعه آفریقایی که از این مدل استفاده کرده‌اند فقط سه کشور توسعه یافته‌اند که آن هم به دلیل خصوصیت خاص خود این کشورها بوده است نه استفاده از این الگو یا مشورت‌هایی که صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی برای تغییر الگوی بومی این اقتصادها به مدل بازار آزاد، ارایه نموده‌اند. بدین ترتیب وقتی الگو نارسا است، راه حل‌های ارایه شده در چارچوب این سیستم نیز با شکست مواجه خواهد شد، همان طور که شواهد تاریخی کشور به کشور در خلال توسعه، مؤید این نظر(2) است. حال چه باید کرد؟ به نظر می‌رسد اصلاح مدلی که نارسا است، دیگر چاره‌ساز نیست و باز بحران دیگری با خسارت نامعلوم را به دنبال خواهد داشت. بنابراین تنها راه این است که از الگوی جدیدی استفاده شود. به‌عنوان مثال، اقتصاد سوئد ترکیبی از سوسیالیسم و سرمایه‌داری است، یا چین ترکیبی از بازار، برنامه‌ریزی و هدایت دولت را استفاده نموده و تاکنون رشد اقتصادی خوبی داشته است. به هر حال، هر کشور بر اساس خصوصیات ویژه‌اش باید الگوی خاص خود را ساخته و از آن استفاده نماید. در ایران، الگوی اسلامی بهترین راه برای پیشرفت اقتصادی جامعه است. البته، تلاش‌هایی در جهت ساخت این الگو صورت گرفته و طرح‌هایی(3) تهیه شده که باید تکمیل شود. بنابراین، اولین قدم در جمهوری اسلامی باید ساخت الگوی جدید توسعه باشد، که در وضعیت حاضر و بحران‌های پیش آمده این اقدام از ضروریات محسوب می‌شود. چنین الگویی به‌عنوان جایگزین سیستم سرمایه‌داری برای سایر کشورهای اسلامی نیز قابل استفاده است. در عین حال باید توجه داشت که روشن شدن درست اشکالات، زمینه را برای ارایه راه حل، آماده خواهد نمود.
در این بررسی نظر این است که ابتدا علت و اشکالات بحران تحلیل و ریشه‌یابی شده و سپس به اثرات بحران بر آفریقا پرداخته شود. در این راستا اشکلات تئوریک الگوی اقتصادی حاضر در دنیا که سیستم خودکار بازار آزاد است بررسی شده و سپس اشکالات عملی این مدل از نظر خواهد گذشت که بخشی نیز چگونگی آغاز بحران در بخش مسکن آمریکا خواهد بود و در نهایت اثرات بحران بر آفریقا را ملاحظه خواهید کرد. البته این اثرات از کشوری به کشور دیگر تفاوت خواهد داشت و برخی از اثرات نیز در آینده اتفاق خواهد افتاد و در هر مورد مداخله کارشناسانه دولت می‌تواند اثرات بحران را تا حدودی در آن کشور تعدیل نماید. در عین حال روشن شدن علل بحران، خود چراغ راهی برای راه حل‌ها خواهد بود و به همین علت است که آسیب‌شناسی بحران، اهمیت خواهد داشت.
اشکالات تئوریک سیستم سرمایه‌داری
اشکالات تئوریک سیستم سرمایه‌داری در بخش‌های مختلف بسیار است که در این مختصر به مواردی از آن‌ها می‌توان اشاره نمود، ولی به طور دقیق در اقتصاد خرد و کلان که در واقع پایه‌های تئوریک اقتصاد غرب را تشکیل می‌دهند باید به طور جزئی هر یک بررسی شود تا یک جمع‌آوری جامع از نارسایی‌ها به دست آید.
 تعادل کلی در اقتصاد
کلاسیک‌ها معتقدند که تعادل کلی در اقتصاد به طور اتوماتیک یا خودکار به دست می‌آید. آن‌ها در این رابطه معتقد بودند دولت نباید در اقتصاد مداخله کند و باید فقط نقش پلیسی داشته باشد و نظم و امنیت را در کشور برقرار سازد. در این رابطه «آدام اسمیت» ذکر می‌کند که نانوا به دنبال منافع خویش است و قصد تأمین منافع کسی را ندارد. ولی در تأمین نفع خود، نان برای عموم می‌پذیرد و در نتیجه منافع عمومی تأمین می‌شود. از این رو یک دست نامرئی او را به سمت تأمین منافع عمومی هدایت می‌کند. منظور آدام اسمیت از این دست نامرئی، همان سیستم خودکار بازار آزاد می‌باشد. این سیستم در بحران 1929 با اشکال روبه‌رو گشت و چنان شد که یک اقتصاددان انگلیسی دیگر به نام «جان مینارد کینز» به انتقاد از کلاسیک‌ها پرداخت و در کتاب خود به نام «ئئوری عمومی پول و بهره»(4) گفت: تعادل خودکار بازاری که شما ذکر می‌کنید، در آینده به دست می‌آید و در دراز مدت همه از دنیا رفته‌ایم و دیگر قادر به ملاحظه آن نیستیم.(5) از طرف دیگر تعادلی که شما ذکر می‌کنید ممکن است تعادل باشد ولی آن تعادل اشتغال ناقص خواهد بود یعنی تعادلی که در آن منابع هدر خواهد رفت. درست به این می‌ماند که کارخانه‌ای زیر ظرفیت یا فردی به جای 8 ساعت 4 ساعت کار کند. این انتقادها باعث شد که دولت به‌عنوان یک عامل اقتصادی وارد کار شود و تعادل را برقرار کند. بنابراین بحران 1929 میلادی اولین شکست برای سیستم سرمایه‌داری بود که موجب رد نظر کلاسیک‌ها مبنی بر مداخله نکردن دولت در اقتصاد شد و این شکست تئوریک موجب به وجود آمدن طرف‌داران کینز یا کینزین‌ها (6)(Keynesian) در اقتصاد شد. این مکتب در سیستم سرمایه‌داری وجود دارد که طرف‌دار سیاست مالی در اقتصاد می‌باشد.
 تئوری مزیّت نسبی دیوید ریکاردو
در مورد تئوری مزیّت نسبی در اقتصاد نیز «دیوید ریکاردو» یکی از اقتصاددانان انگلیسی ذکر می‌کند که براساس نظریه مزیّت نسبی، انگلیس در تولید پارچه تخصص پیدا کند و کشور پرتقال در تولید گندم که در واقع این تئوری، راه حلی به نفع انگیس ارائه می‌کند. در این مورد خانم «جون رابینسون» (Joan Robinson) استاد سابق اقتصاد دانشگاه کمبریج انگلیس در کتاب فلسفه اقتصادی خود (Economic philosophy) خاطر نشان می‌کند که این روباه پیر (ریکاردو) تئوری مزیّت نسبی را برای منافع انگلیس(7) طرح نمود. در این جا هم مشخص می‌شود که یک اقتصادان انگلیسی به نام ریکاردو، تئوری‌ای می‌سازد که در خدمت کشورش باشد.
 تعادل مصرف‌کننده
در تعادل مصرف کننده از یک طرف منحنی‌های بی‌تفاوتی مطرح است و از طرف دیگر خط بودجه؛ حال اگر منحنی بی‌تفاوتی مقعر و دارای شرایط خاص نباشد در آن صورت تماس منحنی با خط بودجه با اشکال مواجه خواهد شد. یعنی ممکن است موارد زیر اتفاق بیفتد:
 نقطه تعادل وجود نداشته باشد؛
 چند نقطه تعادل موجود باشد؛
 خط بودجه با منحنی روی محور قیمت مماس شود یعنی قیمتی باشد بدون آن‌که جنسی موجود باشد؛
 نقطه تعادل روی محور مقدار باشد یعنی تعادل باشد و جنسی با قیمت صفر موجود باشد؛
 منحنی بی‌تفاوتی در یک جا متوقف شود یعنی فرد علاقه‌ای به مصرف بیش‌تر نداشته و اشباع (8)(Saturation) شود؛
 منحنی‌های بی‌تفاوت یکدیگر را قطع کنند؛
 شرایط طرح شده برای منحنی بی‌تفاوتی (onvex concave) (9) صادق باشد؛
 مصرف کننده ممکن است رفتار معقول نداشته باشد؛
 بودجه فرد ممکن است، خطی نباشد؛
 فرد ممکن است با استفاده از اعتبار یا قرض الحسنه بودجه خود را تغییر دهد؛
 و موارد دیگر.
 رقابت کامل در بازار و انحصارها
در بازار ممکن است رقابت کاملی که اقتصاددانان ذکر می‌کنند وجود نداشته باشد. همان طور که اقتصاددانان در واقعیت، رقابت کامل را عین سطح بدون اصطکاک در فیزیک می‌دانند که عملاً وجود ندارد. شرایط وجود رقابت کامل عبارتند از:
 مصرف کننده زیاد؛
 تولید کننده زیاد؛
 کالاهای زیاد به تعداد از هر نوع در بازار؛
 سلیقه تولید کننده و مصرف کننده مشخص باشند؛
 مصرف کننده و تولید کننده معقول عمل کنند؛
 تمامی کالاها در بازار عرضه شوند؛
 تولید کننده و مصرف کننده به دنبال حداکثر کردن نفع شخصی باشند؛
این شرایط در بازار حکمفرما نمی‌باشد و رقابت در بازار کامل نیست و انواع مختلفی از انحصار و غیره را در بازار شاهدیم که دو یا چند تولید کننده تبانی می‌کنند و عرضه را کنترل و به میل خود قیمت را در جهت منافع خویش تغییر می‌دهند. به همین علت است که در آمریکا قوانین ضد انحصار وضع شده است. برای این‌که بازار اتوماتیک و خودکار است، ولی گروهی از آن به نفع خود استفاده می‌کنند و این اشکال سیستم خودکار بازار را می‌رساند.
مسأله مهم این است که چون تولید انبوه باعث کاهش هزینه می‌شود، برخی مؤسسه‌ها با استفاده از کاهش هزینه نهایی(10) به تولید انبوه(11) روی می‌آورند و به انحصار کنندگان بزرگ تبدیل می‌شوند. نمونه آن‌ها ایجاد شرکت‌های چند ملیتی است که از مرز ملی فراتر رفته‌اند و در سطح بین‌المللی فعالیت تولیدی دارند و درآمد آن‌ها چندین برابر محصول ناخالص داخلی تعداد زیادی از کشورهای در حال توسعه است از جمله نمونه آن در تاریخ، فعالیت شرکت نفت انگیس در ایران بود که با تلاش دولت و نخست‌وزیر آن زمان، صنعت نفت ملی شد.
 نفع شخصی یا خدمت
انگیزه در سیستم سرمایه‌داری نفع شخصی است. در برخی موارد تعارض بین نفع شخصی و عمومی به وجود می‌آید که اغلب، نفع شخصی غلبه پیدا می‌کند. موارد زیادی از این قبیل می‌توان یافت که مثلاً فرد در یک مسؤولیت عمومی از اطلاعات در اختیارش به نفع خود استفاده می‌کند. در کار دولتی به طور معمول انگیزه خدمت وجود دارد؛ ولی مثلاً در شهرداری ممکن است فرد علاوه بر مزد خود مبالغی را دریافت کند که در جهت نفع شخصی او است یا فرد رانتی را برای خویش در کار دولتی ایجاد می‌کند یا از امتیازاتی که باید در خدمت جامعه باشد، خود استفاده می‌کند. بدین ترتیب، انگیزه فرد باید خدمت باشد ولی او نفع شخصی خویش را با خدمت در کار دولتی، مخلوط و سوء استفاده می‌کند. در این رابطه، «شهید نورایی» در کتاب «افسانه زنبوران» خود به خوبی نفع شخصی را که انگیزه حرکت زنبوران در این داستان است، توضیح می‌دهد. در این افسانه به یک باره نفع شخصی را با انگیزه دیگری از کار می‌اندازد که کل سیستم از کار می‌افتد. به هر حال، مشخص نبودن حد و مرز نفع شخصی یک مشکل در اقتصاد سرمایه‌داری است که در اقتصاد سوسیالیستی آن حذف شده و در اسلام به داشتن ضروریات زندگی و سپس خدمت به مردم تبدیل می‌شود. بدین ترتیب ناهماهنگی و تضاد در نفع شخصی و نفع عمومی(12)‌در اقتصاد سرمایه‏داری در برخی موارد باعث از بین رفتن منافع عمومی شده و افراد به جای تأمین نفع عمومی، نفع خود را دنبال می‌کنند. این زمینه فسادی است که افراد به استفاده از آن وسوسه می‌شوند و سیستم بازار آزاد قادر به کنترل آن نیست.
 انتقاد مارکس از اقتصاد سرمایه‌داری و ارائه مدل جدید
«مارکس» نیز به انتقاد از سیستم سرمایه‌داری پرداخته، می‌گوید که کارفرما در این سیستم کارگر را استثمار می‌کند، بنابراین همیشه تضاد منافع بین کارگر و کارفرما وجود دارد که منجر به واژگونی سیستم سرمایه‌داری می‌شود. از این رو دلیل شکست سیستم سرمایه‌داری را این تضاد داخلی می‌داند و اضمحلال سیستم سرمایه‌داری را مطرح می‌کند. از دیگر جهت، با انتقاد از تئوری ارزش سرمایه‌داری بر اساس مطلوبیت، تئوری ارزش کار به‌عنوان نظریه جانشین را ارایه می‌نماید که به مبنای ارزش در اقتصاد سوسیالیستی تبدیل می‌شود. بدین ترتیب، مارکس مدل سوسیالیزم را طرح و پایه‌ریزی می‌کند که اکنون مدل چین، کوبا و به گونه تغییر یافته‌ای شوروی سابق و روسیه کنونی هم از این مدل الگو برداری و آن را اجرا کرده‌اند.
در ادامه مارکسیت‌های جدید خاطر نشان می‌کنند که در ساختار سیستم سرمایه‌داری اشکال وجود دارد. در این رابطه «اندره کنارد فرانک» تئوری ماه و ستاره(13) را مطرح می‌کند و «پل بارن» (Paul Barren) تئوری وابستگی(14) را در رد سیستم سرمایه‌داری طرح می‌نماید.
 دیگرانتقادهای وارد به الگوی سرمایه‌داری
در بازار خودکار ذکر شده، از برخورد عرضه و تقاضا است که قیمت تعیین می‌شود؛ حال اگر عرضه و تقاضا با هم برخورد نداشته باشند، از نظر تئوری سیستم جواب نداشته و مبهم می‌ماند. در این‌جا باید دانست که عرضه از حداکثر نمودن تابع تولید با توجه به هزینه‌ها به دست می‌آید. در این‌جا فرض‌هایی برای تولید کننده و رفتار آن در نظر گرفته می‌شود که معلوم نیست آن فرض‌ها در طول تولید ثابت بمانند یا مثلاً در منحنی‌های بی‌تفاوتی اگر به یک باره شکل منحنی بی‌تفاوتی به گونه‌های استثنایی باشد، باز در آن صورت حداکثر شدن مطلوبیت مصرف کننده با مشکل مواجه می‌شود، یعنی سیستم از نظر تئوری با اشکال مواجه خواهد شد.
موارد ذکر شده در فوق بخشی از اشکالات تئوریکی است که در اقتصاد سرمایه‌داری وجود دارد و بررسی دقیق آن را می‌توان مورد به مورد ادامه داد که خود به تحقیقی مفصل نیاز خواهد داشت، ولی آن‌چه مشخص است این که از نظر تئوری این الگو با مشکل روبه‌رو است و هر آن امکان دارد یکی از نقایص بروز کند و سیستم دچار بحران شود.