تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۲۲۶۲۶۰

دکتر حجت‌الله ایوبی
نظام انتخاباتی اکثریتی یک مرحله‌ای
در این نظام، تکلیف انتخابات در دور اول تعیین می‌شود و از میان نامزدها هر کس که بیشترین آراء را نسبت به دیگران اخذ کند، انتخاب خواهد شد. اشکال عمده این نظام انتخاباتی که در انگلستان به اجرا درمی‌آید، این است که نامزدی می‌تواند با درصد بسیار پایین آراء برگزیده شود و در عمل گاهی بسیار غیردمکراتیک است. از سوی دیگر، رای‌دهنده از آنجا که می‌داند تکلیف انتخابات در دور اول مشخص می‌شود، ناچار است نهایت محاسبه و دقت را در انتخاب بکند و به فردی رای بدهد که امید بیشتری برای انتخاب شدن دارد.
به عبارت دیگر رای‌دهنده از خواست واقعی قلبی خود عدول می‌کند و به نامزدی روی می‌آورد که نسبت به دیگران بیشتر مورد قبول اوست. به عبارت دیگر در این نظام انتخاباتی، رای‌دهنده کسی را برمی‌گزیند که قلبا مورد قبول و اعتماد کامل او نیست؛ ولی ناچار بین بد و بدتر، بد را می‌گزیند تا گرفتار بدتر نشود. این‌گونه انتخاب، «رای تاکتیکی» یا به قول فرانسوی‌ها «رای مفید» نامیده می‌شود و رای حقیقی و خواست قلبی رای‌دهنده نیست.
در صورت پذیرش پیش‌فرض قبلی باید راهکاری را جستجو کرد که رای حقیقی تا حد امکان جایگزین رای تاکتیکی یا مفید شود. یکی از راهها انتخابات دو مرحله‌ای است و راه دیگر «رای ترجیحی» است. در حالت نخست در مرحله اول رای‌دهنده خواست قلبی خود را اعلام می‌کند، ولی در دومین مرحله که رقابت میان تعداد محدودی است که رای بیشتری دارند، باز رای‌دهنده ناچار به رای تاکتیکی می‌باشد.
تصور نماییم سه نامزد «الف»، «ب» و «ج» با هم در رقابتند. رای‌دهنده‌ای در میان نامزدها، «الف» را بر همگان ترجیح می‌دهد؛ ولی می‌داند که امیدی برای موفقیت او نیست. پس از «الف» نامزد «ب» بیشتر از «ج» مورد قبول است؛ لذا «ب» را برمی‌گزیند. اما رای‌دهنده دیگری میان نامزدها، «الف» را ترجیح می‌دهد و از نامزد «ج» متنفر است، ولی نسبت به «ب» ممتنع است یا نظری مخالف دارد. از آنجا که «الف» امیدی برای پیروزی ندارد و از آنجا که رای‌دهنده از «ج» متنفر است، بناچار برای مقابله با «ج»، «ب» را برمی‌گزیند. پس دو رای‌دهنده‌ای که به «ب» رای می‌دهند، معنایش این نیست که هر دو او را قبول دارند؛ بلکه با دو انگیزه کاملا جدا و مختلف ممکن است «ب» برگزیده شود.
راه سوم این است که از رای‌دهنده بخواهیم نامزدهای خود را به ترتیب اولویت انتخاب کند. این رای که ترجیحی نام دارد، این حسن را دارد که فرد عقاید خود را بهتر بیان می‌کند. البته در اینجا هم از آنجا که اولویت اولی از اهمیت بسزایی برخوردار است، رای‌دهنده می‌کوشد در میان اولویت نخست از رای تاکتیکی یا مفید استفاده کند و چاره‌ای جز این ندارد. این شیوه این حسن را دارد که فرد به جای انتخاب یک نفر، چند نفر را در برگه‌های رای به ترتیب اولویت تعیین می‌کند.
رای تاکتیکی علاوه بر این که بیان خواست قبلی رای‌دهنده نیست، این اشکال را دارد که گاه می‌تواند براساس اطلاعات غلط صورت پذیرفته باشد. در صورتی که نظرسنجی‌ها یا رسانه‌ها به غلط امید فراوانی را برای یک یا چند نامزد اعلام کنند، این اطلاعات غلط مبنای محاسبه رای‌دهندگان قرار خواهد گرفت.
در تمامی موارد یادشده فرض بر این است که تقسیم حوزه‌ها به گونه‌ای است که در هر حوزه تنها یک نفر برگزیده خواهد شد و به عبارتی حوزه‌ها تک‌کرسی می‌باشد. به عبارت دیگر در کل کشور به تعداد کرسیهای مجلس، دارای حوزه‌های انتخاباتی هستیم و در هر حوزه تنها یک کرسی به رقابت گذاشته می‌شود و رای‌دهنده تنها یک نفر را برمی‌گزیند نه افراد متعدد را.
تشکیل دولت‌های باثبات و کارآمد
همان‌گونه که گفته شد، انتخابات نشاندهنده خواسته‌های فردی است و در عین حال تعیین‌کننده ترکیب مجلس یا دولت می‌باشد و در نتیجه دارای اثری اجتماعی و مهم است. سوال مهم دوم این است که چگونه کرسیها را میان احزاب و گروههای مختلف سیاسی تقسیم کنیم؟
دو پاسخ متفاوت به این پرسش می‌توان داد:
1- مجلس یا دولت یا هر دو از آن حزبی است که بیشترین مقبولیت را دارد؛ در نتیجه اکثریت قاطع یا همه کرسیها از آن اکثریت است.
2- هر حزب و هر گروهی به تناسب آراء خود در سطح ملی دارای کرسیهایی در مجلس خواهد بود. پس حزب «الف» اگر 10 درصد آراء را در انتخابات احراز کرد، 10 درصد کرسیها از آن او خواهد بود.
البته همان‌گونه که پیشتر دیدیم، واقعیت بین این دو حالت است؛ چرا که غالبا همه کرسیها به حزب غالب داده نمی‌شود و در عمل احزاب به تناسب آراء خود، صاحب کرسی نمایندگی نمی‌شوند.
در اینجا ما بر سر دوراهی انتخابی مهم می‌باشیم و این انتخاب بیش از پیش سیاسی است. در حقیقت می‌باید میان «عدالت» و ثبات و پایداری حکومت، یکی را انتخاب کرد. نظامهای تناسبی به عدالت بسیار نزدیکترند؛ چرا که بیان‌کننده واقعی افکار عمومی در مجلس و دولت می‌باشند؛ اما حکومت‌های ناشی از این نظام انتخاباتی، ناپایدار و مبتنی بر ائتلاف‌های شکننده می‌باشند. در مقابل نظام اکثریتی که در آن حزب غالب، حزب حاکم است، نظامی باثبات و با استمرار و استحکام کافی می‌باشد.
در اینجا دو نظام در مقابل هم مطرح می باشند؛ نظام تناسبی و نظام اکثریتی در نظامی که اکثریت حاکم است، دو شیوه تقسیم کرسی متصور است؛ شیوه نخست این است که همه کرسیها از آن حزب پیروز باشد؛ و دیگر این که حزب پیروز بیشترین درصد کرسیها را از آن خود کند؛ در حالت دوم، درصد آراء احزاب محاسبه شده و در رقمی ضرب می‌شود. به عنوان مثال اگر سه حزب آبی، قرمز و زرد هریک به ترتیب 40، 35 و 25 درصد آراء را به دست آورند، در صورتی که قرار بر ضرب نتایج در 3/1 باشد، حزب غالب 52 درصد از آراء را از آن خود خواهد کرد و باقیمانده ـ یعنی 48 درصد ـ میان احزاب باقیمانده تقسیم می‌شود و به نسبت 25/35 دو حزب باقیمانده هریک دارای 28 و 20 درصد کرسیها خواهند شد.
این شیوه که «جایزه اکثریت» نام دارد، در حقیقت راه میانه‌ای است میان نظام اکثریتی و تناسبی. هدف از اختراع این شیوه، جمع کردن میان مزایای نظام تناسبی و اکثریتی است. همان‌گونه که ملاحظه می‌شود، حزب آبی با 40 درصد آراء، بیش از 50 درصد از کرسیها را به خود اختصاص می‌دهد.
طرفداران این نظام معتقدند اتخاذ چنین شیوه‌ای ثبات و پایداری کافی را برای حکومت به ارمغان می‌آورد؛ چرا که اولا موجب می‌شود حزب اکثریت بیشترین کرسیها را به تنهایی از آن خود کند، و از سوی دیگر احزاب مخالف هم با درصد پایین‌تر در مجلس حضور دارند. برخلاف نظام انگلستان که در مقابل حزب اکثریت، حزب مخالفی با درصد بسیار بالای کرسی حضور دارد، در اینجا حزب اکثریت با چند گروه مخالف با درصد پایین آراء مواجه است و خطری جدی متوجه حزب حاکم در اداره کشور نیست.
قبل از انتخاب یک نظام انتخاباتی، باید از خود بپرسیم خواهان چه نظام سیاسی هستیم و چه انتظاری از انتخابات داریم و میان رعایت عدالت محض یا ثبات حکومت کدام را ترجیح می‌دهیم؟ در صورتی که به دنبال نظام باثبات هستیم، باید از نظام انتخاباتی تناسبی صرف‌نظر کنیم. و در تقسیم کرسیهای مجلس از شیوه همه کرسیها برای اکثریت یا اکثریت کرسیها برای اکثریت استفاده کنیم.