تصویری کلی از روند مهاجرت
سالهاست که مناطق زیادی از کشور ایران محل تردد و اسکان مهاجران افغان بوده است. هرچند حضور بسیار انبوه این مهاجران به اوایل انقلاب اسلامی برمیگردد و لیکن حضور آنها به مقطع یاد شده منحصر نمیشود. آنچه که شواهد غیرمکتوب نشان میدهد از اوایل قرن حاضر شمسی حضور افاغنه در ایران محسوس بوده است. اما آنچه که به صورت سند موجود است حضور این مهاجران از سال 1303 در ایران است.
با توجه به نزدیکی شهرهای مرزی شرق ایران با شهر هرات در افغانستان - که روزگاری متعلق به ایران بود - تردد تجار هر دو شهر در این منطقهها امری عادی بوده است. آنچه که مسلم است در سالهای 57 - 1353 بازار هرات که قلب اقتصادی افغانستان به شمار میآمد در اختیار تجار شیعه هرات بود که بین مشهد و هرات در حال تردد دائم بودند و در گذر سالها این تجار مقیم مشهد میشوند. در همین سالها بر اثر فقر و گستردگی بیکاری در جامعه افغانستان حضور اتباع افغانی در شهرهای مرزی ایران در مشرق کشور بیشتر نمایان میگردید.
سرشماری افاغنه
آنچه مسلم است تا سال 1362 هیچگونه سرشماری از پناهندگان و مهاجران اتباع کشورهای خارجی صورت نگرفته بود. اداره کل مهاجران و اتباع بیگانه وزارت کشور، متولی اصلی در امور مهاجران است. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد با این اداره کل به عنوان نماینده دولت ایران ارتباط دارد. طبق گزارشهای اداره آوارگان این اداره کل، در سال 1362 اولین سرشماری از افغانیهای مقیم ایران صورت گرفت.
در این راستا آنچه که به مهاجران افغانی جهت تردد در ایران ارائه شد «کارت اقامت یکساله» بود که این کارت تا سال 1367 تمدید میشد. در سال 1367 تصمیم گرفته شد برای آن دسته از مهاجران افغانی که شرایط لازم را داشتند «کارت اقامت دائم» صادر شود. این کارت بعدها به نام «کارت آبی» معروف شد. کارت آبی مهاجران افغان در حقیقت همان «کارت سبز» مهاجران عراقی و با همان امتیازات بود. طبق آمار اداره کل مهاجران و اتباع بیگانه وزارت کشور (اداره امور آوارگان) تعداد کارتهای آبی صادر شده جهت مهاجران افغانی در سال 1367، 000/440/1 کارت اقامت دائم بوده است.
آمار فوق تعبیر میشود به آنچه که مهاجر مجاز شمرده میشود. یعنی تعداد کسانی از مهاجران افغانی که در سال 1367 در سرشماری به حساب آورده شدند. به نظر میرسد خیل بیشماری از مهاجران افغانی جزء مهاجران غیرمجاز باشند. وجود مهاجر غیرمجاز - علاوه بر آمار یک میلیون و چهارصد و چهل هزار نفری وزارت کشور - با توجه به عدم شناسایی آنان، اعلام آمار دقیق افاغنه موجود در ایران را با مشکل روبرو میسازد. پس قطعا آمار دقیقی از تعداد افاغنه موجود در ایران وجود نداشته و ندارد.
علاوه بر مشکلات کنترل مرزی و ورود افاغنه به صورت غیرمجاز عامل دیگر وجود مهاجر این مساله است که حداقل تا سال 1367 تمامی مهاجران افغان ساکن در ایران حاضر به معرفی خود به استانداریها یا فرمانداریها نشدند. افزون بر اطلاعرسانی ناکافی در این مورد باید به ترس افغانها جهت مراجعه نیز اشاره کرد.
در هر صورت شاید بتوان آمارها را به دو دسته اصلی تقسیم کرد:
الف- آمارهایی که به صورت اداری تهیه شده و متولی تحقیق آن یک مرکز دولتی بوده و یا اینکه این آمار در یک نشریه دولتی معتبر (مانند نشریه جمعیت، ارگان سازمان ثبت احوال کشور) به چاپ رسیده و گزارش شده است.
ب- آمارهایی که به صورت غیررسمی توسط مسئولین در مجامع تحقیقاتی عنوان میگردد یا آمارهایی که به صورت میدانی و تحقیقاتی به دست آورند. تحقیقاتی که اکثرا حاصل کارهای دانشگاهی یا پژوهشگران آزاد است.
آنچه که قابل تامل است آمارهایی است که به صورت رسمی ارائه میگردد و هرگز به آمارهای دانشگاهی یا تحقیقاتی یا آمارهایی که در سمینارها و گردهماییهای علمی ارائه میشود توجهی نمیشود. آنچه برای کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد نیز معتبر است، آمار وزارت کشور است.
آمارهایی که توسط مراکز رسمی عنوان شده، در مواردی تفاوتهای کم و در مواردی تفاوتهای آشکار با یکدیگر دارد. ولی آنچه میتوان شفافتر اظهار کرد این است که بیشتر آمارهای رسمی براساس یافتههای سال 1362 است و مسلما هیچوقت مهاجران غیرمجاز در آمارهای رسمی گنجانیده نمیشوند. این مهم در صورتی است که مهاجران غیرمجاز به صورت انبوه در ایران زندگی میکنند.
در حقیقت یک مانع بزرگ برای برنامهریزیهای راهبردی جهت ساماندهی امور اتباع افغانی در ایران وجود همین اتباع غیرمجاز است. بحران جمعیتی از تعدد مهاجر غیرمجاز است که پدید میآید. زیرا نسبت به او هیچگونه کنترلی عملی نیست. نه در مرز میتوان کنترلی اعمال نمود و نه آمار و ارقام از گذشته و حال حاضر آنها به صحت نزدیک است.
بنابر اظهار مسئولین وزارت کشور در امور مهاجران از سال 1367 به بعد هرگز «کارت اقامت دائم» برای مهاجران صادر نشده است. زیرا از حدود سالهای 72 و 1371 و به علت بروز جنگهای داخلی، حضور انبوه مهاجران غیرمجاز در ایران رو به فزونی نهاد. در این راستا میتوان اظهار داشت به غیر از اعلام و دستهبندی ارتشبد فردوست، سه گروه دیگر مهاجران در فاصله سالهای 57 و 58 (در زمان استقرار حکومت کمونیستی و ورود ارتش سرخ شوروی به افغانستان)، در سالهای 73 - 71 (در زمان شدت درگیریهای داخلی)، و از سال 73 تاکنون (پس از ظهور طالبان) به ایران مهاجرت کردند.
مورد شماره یک اکثرا در هنگام ورود به ایران شغل خاصی نداشتند و در حین اقامت در شهرهای مرزی یا مهاجرت به شهرهای داخلیتر ایران به حرفههای پایین و کارگری روی آوردند. آنها اکنون بیش از بیست سال است که در ایران زندگی میکنند و از آنها به عنوان مهاجر مجاز نام برده میشود.
تعداد بیشماری که بیست سال پیش سوار بر دوش پدرانشان از مرز ایران گذشتند، یا در آغوش مادرانشان پا به خاک ایران گذاشتند، اکنون خود پدر و مادر هستند و نسل سوم آنها نیز در شرف قوام یافتن است.
آن نوجوان افغانی اکنون به مرز چهل سالگی رسیده و ایران را وطن خود میداند و به آن علاقه پیدا کرده است. حتی تعداد زیادی از آنان با دختران ایرانی ازدواج کردهاند.
مورد شماره دو و سه اکثرا افرادی هستند که به خاطر ناامنیهای شدید و فرار از خدمت سربازی به ایران آمدند. اینگونه افراد در سالهای مختلف جنگ در افغانستان نیز وارد ایران میشدند. عده کثیری از این افراد بدون در نظر گرفتن مقررات کشور از طریق قاچاق یا پرداخت رشوه وارد ایران شدند و از مبادی رسمی ورودی نگذشتند.
این افراد چون خرابیها و ناامنیها را شدیدتر از گروه اول ـ افاغنهای که در ابتدای انقلاب به ایران آمدند ـ حس کردهاند، برای بقا و زندگی در ایران سختترین کارها را با کمترین دستمزد انجام میدهند و اکثرا به کارهای ساختمانی و عملگی روی میآوردند. عدهای از آنها به چاهکنی و مغنیگری پرداخته و بعضی از آنها نیز به کارگری در مرغداریها و سنگبریها و همچنین سرایداری روی آوردند.
افاغنهای که در گروه دوم و سوم قرار میگیرند جزء «مهاجران غیرمجاز» تلقی شده و براساس تمامی قوانین کشوری و بینالمللی هیچ حق و حقوقی ندارند. شدت بحران جمعیتی از حضور پناهندگان غیرمجاز به وجود میآید که به هیچ عنوان نمیتوان تردد آنان را در مرز کنترل نمود.
شایان ذکر است که در سه گروه فوقالاشاره مهاجرانی خاص نیز یافت میشوند:
الف) عده قلیلی کارگر ماهر به خاطر مهارتهایی که در سابق داشتند به عنوان کارگر فنی در کارگاهها کار میکنند. این افراد سریعتر از کارگر ساده جذب کار میشوند.
ب) عدهای از تجار افغانی که در دوبی به تجارت پرداخته و در ایران دارای املاک میباشند هرچند سند به نام آنها صادر نمیشود.
پ) قشر تحصیلکرده افغانی مانند مهندسان، پزشکان و... که پس از ورود به ایران یا به علت کمتجربگی در تخصص و یا به علت عدم اجازه، بازار پیدا نکردند و به حرفههای کاذب روی آوردند.
به مهاجران افغانی در ایران خدمات شایان توجهی شده است. این خدمات، در مواردی حتی شامل افاغنه آواره در خود افغانستان نیز گردیده است. خدمات و سرویسهایی که به افغانیها ارائه میشده شامل موارد ذیل بوده است:
الف) خدمات درمانی: از سال 1978 تا 1994 تمامی افاغنه ساکن ایران میتوانستند از خدمات درمانی رایگان بهرهمند شوند.
ب) خدمات آموزشی: تا سال 1994 تمامی مدارس ایرانی بدون استثنا پذیرای دانشآموزان افغانی بودهاند.
پ) خدمات رفاهی و اجتماعی: تا سال 1994 تمامی افاغنه میتوانستند برای دریافت مواد غذایی از کالا برگ استفاده کنند.
ت) ارائه خدمات شغلی: اتباع افغانی در قبال ارائه کارت معتبر اقامت به وزارت کار و امور اجتماعی میتوانند در شغلهای 16گانه به کار مشغول شوند.