سیداسماعیل هاشمیرکاوندی
با پیروزی نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) تحولی نوین نه تنها در عرصه تاریخ سیاسی ـ اجتماعی این مرز و بوم بلکه در گستره جهانی اسلام پایهگذاری و آغاز گردید و به موازات تغییرات بنیادین در چارچوب حکومت و اداره کشور، دیپلماسی هم پس از پیروزی انقلاب اسلامی دستخوش تحولات عمیقی گردید که در این راستا مبانی ارزشی انقلاب الهام گرفته از احکام دین مبین اسلام ـ محور تغییرات را در ساختار دیپلماسی تشکیل میدادند.
حضرت امام(ره) که عهدهدار رهبری و هدایت انقلاب بودند، پس از پیروزی تمام تلاش خود را برای نوسازی دیپلماسی منطبق بر اصول و ارزشهای اسلامی به کار بردند و در هر فرصتی به مسئولان و گردانندگان آن لازمه انطباق تصمیمات در عرصه سیاست خارجی با موازین و معیارهای شرعی را گوشزد مینمودند.
لازم به ذکر است که بازیابی و ترسیم خطوط دیپلماسی از دیدگاه حضرت امام(ره) خود به کاری کارشناسانه محتاج است و اندیشمندانی آشنا به شخصیت و افکار امام میبایست که بر تدوین این مهم بکوشند. اکنون با توجه به این نکته در این مقال تنها به بازگو کردن آن بخش از سخنان ایشان میپردازیم که در ارتباط با دیپلماسی است.
لازمه درک دیپلماسی از دیدگاه امام(ره) نخستین موضوعی که بدان میبایستی پرداخته شود، بحث ضرورت دیپلماسی است که به عنوان یک پدیده سیاسی از زمانهای بسیار کهن تا به حال به عنوان یک ضرورت در حیات بینالملل در جریان بوده است اما درک اصول دیپلماسی از نظر امام(ره) تنها در چارچوب درک مفاهیم اسلامی ممکن است نه در چارچوب منافع ملی. البته از نظر امام(ره) اصل بر مصلحت اسلام و مسلمین است نه منافع محدود و کوتاهمدت ملی مگر آن که منافع ملی به گونهای تهدید شود که اصل بقای نظام اسلامی دچار مخاطره گردد. در این صورت امام(ره) حفظ نظام اسلامی را از اهم واجبات تلقی کردهاند.
در تبیین نظرات سیاسی حضرت امام(ره) در بعد خارجی ضروری است که بین «مبانی و محورهای تئوری سیاسی» ایشان که «اصول ثابت و تغییرناپذیر» است و مصادیق و مسائلی که در طول زمان به جهاتی قابل تغییر و تحول است، تمیز قائل شویم.
بنابراین اصول ثابت و غیرقابل تغییر دیپلماسی از دیدگاه امام «اصل نه شرقی نه غربی» (با توجه به شرایط زمانی وقوع انقلاب اسلامی) و به تبع آن «اصل نفی سلطهگری و سلطهپذیری»، «حفظ کیان و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی»، «صدور انقلاب اسلامی»، «حمایت از مسلمانان و مستضعفان جهان»، «اتحاد مسلمین در مقابل جبهه متحد استکبار»، «آزادی قدس و هدم اسراییل» و برقراری رابطه با کشورهای جهان که در مورد اخیر استثناهایی وجود دارد.
1- سیاست نه شرقی نه غربی
نخستین موضوعی که بیش از همه در دیدگاه امام از همان ابتدا جلوهگر بود، اصول سیاست نه شرقی نه غربی بوده است. با توجه به شرایط قطببندی جهانی به دو بلوک شرق و غرب و سایهافکندن آن بر سراسر جهان و کشورها امام خمینی این ندا را در داده بودند.
هرچند که قبل از آن ابتدا برای شکستن چارچوبی که ابرقدرتهای شرق و غرب به وجود آورده بودند تلاشهایی در سطوح مختلف در سطح بینالمللی صورت گرفت ولی هیچکدام قادر نشدند که تأثیر عمدهای بگذارند و چارچوب موردنظر را تغییر دهند. از جمله «جنبش عدم تعهد» را میتوان نام برد که مهمترین حرکت سیاسی دولتهایی که خواهان شکلگیری روابطی جدید میان کشورهای جهان به دور از منازعات ابرقدرتها بودند در اولین نشست سران جنبش در باندونگ سیاست جنبش عدم تعهد، داشتن سیاست مستقل از غرب و شرق، پشتیبانی از نهضتهای آزادیبخش و عدم وابستگی به اتحادیههای نظامی شرق و غرب عنوان شد.1
ولی با تمام کوششهای انجام شده جنبش توفیقی عملی در این راستا پیدا نکرده و چارچوب سیاسی جهان تغییری نکرده و برتر آنکه قریب به اتفاق کشورهای عضو جنبش خود هر کدام یا گرایش به غرب داشته و یا در بلوک شرق بودند. بنابراین هیچیک از جریانات سیاسی و یا افراد نتوانستند تأثیری در کیفیت روابط سیاسی جهان ایفا کنند. اما امام(ره) با رهبری و به ثمر رساندن انقلاب اسلامی این ذهنیت را که در جهان کنونی یا باید طرفدار و تحت حمایت شرق بود و یا غرب برهم زد و سیاستی براساس نه شرقی و نه غربی بنا نهاد. در حقیقت امام این سیاست را در همان سالهای نخستین نهضت در 1343 اعلام کردند که آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو اینها و همه از هم بدتر هستند.2
بدیهی است اعمال مطلوب و ایدهآل با تحکیم این اصل زمانی میسر است که حاکمیت در چارچوب مرزهای خود استحکام یافته و وابستگی به کانونهای قدرت را از نظر سیاسی و نظامی، اقتصادی و فرهنگی در خارج نداشته باشد و به همین لحاظ وابستگی کشور در هر یک از ابعاد فوق به همان درجه از استحکام حاکمیت ملی میکاهد. در دوره قاجاریه بویژه در عصر بیخبری در زمان ناصرالدین شاه و یا در عصر وابستگی در زمان حاکمیت پهلوی کشور ما هضم شده در سیاست، اقتصاد، فرهنگ و معاهدات نظامی قدرتهای صاحب نفوذ بویژه آمریکا در قبل از انقلاب بود.
مهمترین علت این امر، آن بود که حکومت جایگاه مستحکم داخلی نداشت، مثل (هرمی) بود که به جای تکیه بر (قاعده) و بهرهوری از یک تعادل پایدار بر «رأس» خود ایستاده و بر اثر کمترین فشار خارجی در معرض سقوط قرار میگرفت. از این رو به ناگزیر به دلیل نبود پایگاه مردمی در داخل، در جستوجوی عوامل نگاهدارندهای در خارج بود. هرچند که از ابتدا دست بیگانگان و روی کار آمدن این رژیمها به وضوح مشخص بود و از هرگونه کوششی برای حفظ نظام وابسته دریغ نمیورزیدند.
با توجه به چنین پیشینهای که امام(ره) از آن آگاه بود. یعنی حکومت مستبد داخلی در سایه استبداد خارجی، سیاستهای جمهوری اسلامی ایران را در بعد خارجی و داخلی براساس نظریه «نه شرقی و نه غربی» بنا نمودند.
از دید حضرت امام خمینی(ره) این اصل بیانگر نفی هرگونه وابستگی به دو بلوک شرق و غرب اعم از وابستگی اقتصادی و سیاسی ـ نظامی و فرهنگی بوده است و بیتردید تحقق استقلال کشور در گرو عمل کردن به اصل «نه شرقی نه غربی» میباشد.
شاید مفهوم «نه شرقی نه غربی» این معنا را به ذهن متبادر کند که در تحقق این شعار با اعلام جنگ به شرق و غرب عینیت مییابد و یا اینکه نه شرقی نه غربی مبین نفی هر نوع رابطه با شرق و غرب میباشد. بررسی نظرات حضرت امام(ره) در این باب هر دو فرض اخیر را نفی میکند. هرچند که سخنان امام در این مورد فراوان است که در ذیل بدان اشاره میکنیم.
امام(ره) در یکی از سخنان خود میفرماید: «ما خواهان قطع رابطه نیستیم، ما خواهان قطع وابستگیهای ایران با دول خارجی هستیم».3 بدینترتیب دیدگاه امام در خصوص رابطه با دنیای خارج دقیقاً طبق قوانین اسلام و تمسک به آیات قرآنی و شرایطی که برای حدود و رابطه و مودت رابطه با بیگانگان تعیین شده است، میباشد و براساس همان اصلی که جمهور فقهای مسلمان معتقد هستند و قاعده نفی سبیل را در باب رابطه با بیگانگان مطرح میسازند.
آنچه که اسلام در این قاعده مطرح میسازد، همان خودباختگی در مراودت با بیگانگان که در سوره آلعمران آیات 17 تا 19 بدان اشاره شده است. عدم ولایت بیگانگان (سوره نساء آیه 144) عدم دوستی یکجانبه از سوی آنها (آلعمران آیات 118 و 119) عدم تمایل به آنها (که قرآن کریم اصطلاح رکون را به کار برده است)4 عدم دنبالهروی از بیگانگان و بالاخره عدم احساس برادری نسبت به آنها میباشد که امام(ره) نیز بدان تکیه داشته است.
امام میفرماید: «به شما برادران مؤمن عرض میکنم اگر ما با دست جنایتکار آمریکا و شوروی از صحنه روزگار محو شویم و با خون سرخ شرافتمندانه با خدای خویش ملاقات کنیم بهتر از آن است که در زیر پرچم ارتش سرخ شرق و سیاه غرب زندگی اشرافی مرفه داشته باشیم و این سیره و طریقه انبیای عظام و ائمه مسلمین و بزرگان دین مبین بوده است و ما باید از آن تبعیت کنیم»5 که آن هم براساس آیه شریف «لن یجعل الله الکافرین علی المومنین سبیلاً» به معنی نفی هر نوع سلطه و حاکمیت کافرین بر مسلمین میباشد.
آنچه که از کلام امام درمییابیم آن است که مراد ایشان از این اصل نفی هر نوع سلطه و وابستگی به غیر بوده و بعلاوه براساس نظر ایشان «دوام و قوام جمهوری اسلامی ایران بر پایه سیاست نه شرقی و نه غربی استوار بوده است، که عدول از این سیاست خیانت به اسلام و مسلمین و باعث زوال عزت و اعتبار و استقلال کشور و ملت قهرمان ایران میگردد.
2- برقراری رابطه با کشورهای جهان
با توجه به موضوع اول که اسلام چگونگی رابطه مسلمانان را به دنیای خارج تعیین فرموده است امام(ره) نیز با پیروی از احکام عالیه اسلام مسئله برقراری رابطه با کشورهای جهان را ترسیم نمود. امام خمینی در یکی از سخنرانیهای خود در این خصوص تأکید داشته است که ما نمیخواهیم در یک کشوری زندگی کنیم که از دنیا منعزل باشد. ایران امروز نمیتواند اینطور باشد. امروز دنیا مانند یک عائله و یک شهر است. یک شهر دارای محلههای مختلفی است که با هم ارتباط دارند وقتی یک وضعش اینطور است ما نباید منعزل باشیم، ما باید با کشورهایی که با ما هستند و ما را اذیت نمیکنند رابطه داشته باشیم. البته ما با آنها که بخواهند به ما تعدی کنند نمیتوانیم بسازیم و از اول اعلام کردیم، مگر آن که آنان خودشان را اصلاح کنند.6
جهان امروز جهان ارتباطات است. از دید حضرت امام(ره) برقراری رابطه و بهرهگیری از امکانات متنوع جهان برای پیشبرد اسلام و توسعه جوامع ضروری است. استثنا وقتی است که رابطه منجر به وابستگی و یا سلطه ابرقدرتی و یا قدرتی شود و عزت و مصلحت و منافع انقلاب به مخاطره افتد. استقلال کشور با داشتن رابطه با کشورهای مختلف منافات ندارد، بلکه رابطه براساس معیارها و ضوابط میتواند موجب تحکیم پایههای نظام شود و انجام و آرمانها و اهداف انقلاب را تسریع نماید. با بررسی سخنان امام(ره) پی میبریم که ایشان طرفدار رابطه به معنی اعم کلمه نیستند بلکه معتقدند جمهوری اسلامی در روابط خود باید ضابطه داشته باشد. از این رو از رهنمودهای ایشان درمییابیم که اسراییل به دلیل آنکه موجودیتش غیرمشروع و مبتنی بر غصب حقوق مسلمانان فلسطینی است در چارچوب روابط قرار نخواهد گرفت.
در ارتباط با شوروی هم حضرت امام با توجه به تحولاتی که در سالهای پایانی عمر مبارک خود شاهد بودند، طی نامهای که به گورباچف نوشتهاند دیدگاه خود را اعلام داشتند. هرچند که نامه امام(ره) خارج از عرف دیپلماسی و در حقیقت فراخوانی به مبدأ و معاد بوده است. اما با بیان نامه که حاوی نکاتی است که رابطه با شوروی آن روز را ترسیم فرمودند: در خاتمه صریحاً اعلام میکنم که جمهوری اسلامی ایران بعنوان بزرگترین و قدرتمندترین پایگاه جهانی اسلام به راحتی میتواند خلاء اعتقاداتی نظام شما را پرنماید در هر صورت کشور ما همچون گذشته به حسن همجواری و روابط متقابل معتقد است و آن را محترم میشمارد.
3- امام و سیاست بینالملل
در واقع دین مبین اسلام همانطور که سایر موارد سازگار با فطرت انسانی و جوامع بشری را تأیید کرده به برقراری رابطه بین افراد و جوامع را نیز به عنوان یک حکم اولیه مورد تأیید قرار داده است، از این رو از نظر امامخمینی، دولت اسلامی در جهان معاصر قادر به کنارهگیری و انزوا نیست، بلکه مکلف است به عنوان عضوی از جامعه جهانی جهت ادامه حیات و تقویت نظام خود و رساندن پیام خویش به جهانیان با کشورهای جهان رابطه برقرار کند و در صحنه سیاست جهانی حضور فعال و مقتدرانه داشته باشد.
برخی محققان معتقدند که دولت اسلامی به عنوان نظامی صاحب رأی و پیام مبلغ راه حق، وظیفه دارد جهت ترویج و تبلیغ ارزشهای مقدس خود با ملتها و دولتهای دیگر ارتباط برقرار کند و از این جهت انزوا را که مانع انجام وظایف و تکالیف میشود، جایز نمیدانند.
در این راستا قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (اصل 157) برقراری روابط صلحآمیز متقابل با دول غیرمحارب را به عنوان یکی از خطوط اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را تعیین کرده است. قانون وظایف وزارت خارجه (مصوب مجلس شورای اسلامی) نیز لزوم توسعه تنظیم روابط سیاسی با سایر دولتها را تصریح کرده است.7
در این خصوص دیدگاه امام(ره) درواقع تذکر اصول و موازینی است که یا از قرآن الهام گرفته شده و یا احادیث و سنت و سیره نبوی، که نظام بینالملل به دو اردوگاه تقسیم میشود، قسمت اول جهان اسلام و قسمت دوم جهان کفر.
از نظر امام آنچه که مربوط به جهان اسلام است این که به عنوان یک مجموعه نگریسته میشود. اگرچه به وسیله مرزها از دوران گذشته از هم جدا شده و لیکن باید پیوستگی و همبستگی خود را حفظ کنند و جهان اسلام باید جهان یکپارچه و متحد باشد. به نظر امام وضعیت جهان اسلام آنچه که هست ملاک نبوده بلکه آنچه که باید باشد موردنظر است. در غیر این صورت میبایست تفرقه حاکم بر جهان اسلام هم به عنوان یک واقعیت موجود پذیرفته شود.
این اختلافات و تشتتها در بینش اسلامی زاییده دوری از اصول و سستی ایمان و انحرافاتی است که در جامعه اسلامی باید به هر تقدیر از خود دور کند. بنابراین امام(ره) نه تنها برای جامعه ایرانی بلکه برای جهان اسلام منادی وحدت بود. طبیعی است که هر جامعه یا کشوری که دچار فرقه باشد نه تنها نقشی در جهان خارج نخواهد داشت بلکه مورد حرص و آز سلطهجویان قرار خواهد گرفت و متأسفانه جهان اسلام امروزه از این تفرقه رنج میبرد و مادام که چنین باشد سلطه جهانی کفر تضمین شده است.
اما در مورد رابطه جهان اسلام و جهان کفر باید گفت که جهان کفر به دو قسم است یکی غیرمسلمانانی که با اسلام سر ستیز ندارند و دیگر غیرمسلمانانی که قصد دارند در هر فرصتی که به دست میآید به محو آثار و اصول آن بپردازند و جامعه اسلامی میتواند درباره نوع اول رابطهای بر مبنای همزیستی مسالمتآمیز بنا کند و اگر در داخل جامعه اسلامی به سر میبرند، اصول و آزادیهای آنها را به رسمیت بشناسند.
همانطور که ما امروزه با کشورهای بیضرر رابطه حسنه داریم و اقلیتهای مذهبی هم از آزادی کامل در جامعه برخوردارند، اما جهان اسلام با جوامع نوع دوم در نبردی ابدی به سر میبرد و صلح بین اسلام و کفر در این قسمت معنی ندارد. جملهای که بارها از زبان امام شنیدهایم مربوط به همین قسمت است. زیرا هرگونه صلحی یا سازشی به معنی رهایی از اصول و ایمان اسلامی است. چنانچه جنگی علنی درگیر شود حکم جهاد واجب میگردد. حرکت امام حسین(ع) نمونهای از اینگونه درگیریها است.
امام(ره) که از اوضاع زمان خود درکی عمیق و شناختی صحیح دارد و در بیانات خود از شرایط امروزی جهان و ساختار نظام بینالملل نشان میدهد که ایشان به کنه و واقعیت این نظام وقوف کامل داشته و پیوسته پیروان خود را از حیلههای آنها آگاه ساخته است. تعریف اما از نظام بینالملل این است که امروزه مستکبران عالم که در رأس آنها آمریکا قرار دارد لحظهای از ستیز و سلطهگری بر ملل مستضعف جهان دست برنمیدارند و ملتهای ضعیف حکم خروسی دارند که هم در عزا و هم در عروسی ذبح میشوند.8
در چنین وضعیتی کشورهای اسلامی تماماً جزو کشورهاییاند که قدرتهای استکباری سلطه بر آنها را در برنامه کار خود دارند و قسمتی از جهان غیراسلامی نیز در چنین وضعیتی قرار دارد. مادام که چنین وضعیتی وجود دارد کشورهای اسلامی تحت سلطه و غیرمسلمانان تحت سلطه باید با هم متحد شوند و جبهه جهانی مستضعفین را برای مبارزه با مستکبران به وجود آورند.
بنابراین در نتیجه این بحث میتوان گفت که حضرت امام(ره) نظام بینالملل را بدون عدول از اصول اسلامی میپذیرد و دیدگاه وی در رابطه با سایر کشورها براساس اصول و ضوابطی است که توسط دین مبین برای تضمین منافع جامعه اسلامی و حفظ عزت و اقتدار حکومت اسلامی، ترسیم شده است. حفظ اتحاد و تلاش برای ایجاد و تحکیم آن میان کشورهای تحت سلطه و مستضعف به ویژه جوامع اسلامی از ضروریات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است.
براساس رهنمودهای امام(ره) رهبری کشورهای اسلامی به سه گروه تقسیم میشوند.
1- آنها که براساس موازین اصیل اسلامی حکومت میکنند که رابطه ما با آنها برادرانه بوده و باید در جهت ایجاد وحدت با آنان بکوشیم همانند پاکستان ـ سودان.
2- دولتهایی که براساس موازین اسلامی حکومت نمیکنند ولی مورد قبول مردم خویشند که روابط ما با آنها حسنه بوده و خواستار گسترش آن هستیم مانند سوریه و لیبی.
3- دولتهایی که پایگاه مردمی ندارند و وابسته به خارجند که ما باید از نهضتهای اسلامی در درون این کشورها حمایت کنیم که این حمایتها میتواند مالی و سیاسی باشد. همچنان که ما از جنبشهای اسلامی مردم فلسطین و لبنان حمایتهای فیزیکی میکنیم و نیز از جنبش بیداری اسلام در کشورهای شمال آفریقا همانند مصر و الجزایر حمایت سیاسی و معنوی مینماییم.
4- حفظ کیان و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران
در شرایطی که ابرقدرتها از هیچ کوششی برای حفظ و توسعه اسلام آمریکایی و عوامل آن خودداری نمیکنند این وظیفه بر دوش همه مسلمین است که از جمهوری اسلامی ایران به عنوان مرکز اسلام ناب محمدی(ص) حمایت به عمل آورند و در حفظ آن از هیچ کوششی دریغ نورزند. جمهوری اسلامی در حکم «امالقری» برای جهان اسلام است، از همین رو حفظ آن وظیفهای است بر دوش همه مسلمین.
محافظت از «امالقری مسلمین» از دو جهت ممکن است: الف- پیشبرد و تبدیل ایران به یک کشور مترقی و نمونه، کشوری که نیازمندیهای خود را به دست خود تأمین میکند. ب- کاهش یا رفع خطراتی که امنیت ملی، امنیت منطقهای و جهانی انقلاب را تهدید میکند. در این راستا حضرت امام(ره) با بیان اصل روابط متقابل و حسن همجواری از ابتدای شروع نهضت و حاکمیت اسلامی کوشیدند تا تنشها و خصومتهای غیرواقعی میان جمهوری اسلامی و کشورهای منطقه را از بین برده یا کاهش دهند.
در بیانی خطاب به کشورهای منطقه میگویند: «بالاخره مسلمین باید فکری بکنند این مسلمانها و این اعراب که تقریباً بسیاری از مسلمین را آنها تشکیل میدهند و گرفتار دست اینها هستند اینها فکر بکنند که نباید اینطور خودشان را دست آنها بدهند. چرا این اختلافات را کنار نمیگذارید تا اینها نتوانند بیایند و مردم را آنطور اذیت بدهند.»9
در خصوص نظریه حضرت امام(ره) محققان در مورد کشور اسلامی تعابیر متعددی را به کار بردهاند. برخی از کلمه (دارالاسلام و برخی دیگر از کلمه امالقرای و یا به عبارتی امالقری دارالاسلام) استفاده کردهاند. از لحاظ تاریخی نیز در مورد تعریف دارالاسلام نظرات متعددی وجود دارد. صرفنظر از اختلافات موجود، ظاهراً غالب فقها در مورد حفاظت و حراست از دارالاسلام به عنوان مهمترین اصل در نظام اسلامی متفقند.
همچنین اتفاقنظر دارند که این اصل جزو اصول ثانویه فقهی بوده که بر سایر امور مقدم است. بنابراین قاعدتاً مهمترین و اساسیترین اصل سیاست خارجی اسلام نیز باید حفظ موجودیت و کیان کشور و نظام اسلامی باشد. به نظر میرسد که بار اصلی این مسئولیت نیز برعهده ارگانهای مسلح کشور است. اما به لحاظ اهمیت آن، وزارت خارجه و دیپلماسی کشور نیز باید همواره این امر حیاتی را در طول فعالیتهای خود مدنظر قرار داده، در مسیر عملی که این اصل را مخدوش سازد، گام ننهد.
5- صدور انقلاب
مهمترین موضوعی که در اندیشه امام در بعد سیاست خارجی برجستگی میکند، امری که ریشه در پیام نورانی پیامبر اسلام دارد صدور انقلاب به معنی صدور ارزشهای والای انقلاب به ورای مرزهاست. مسلمانان سراسر جهان که با امواج انقلاب اسلامی از خواب قرون بیدار شدهاند چشم امید به مرکز اسلام انقلابی دوختهاند. این در شرایطی است که رژیمهایی با اتکا به ثروتهای عظیم درصدد اشاعه اسلامی تحریف شده میباشند.
بنابراین تقویت و هدایت تودههای عظیم مسلمان وظیفهای خطیر برعهده سیاست خارجی گذاشته و اینجاست که صدور انقلاب معنا پیدا میکند. آنچه که حکومت اسلامی به دنبال آن است در حکومت بر دلها و افکار است، بنابراین در حکومتی که هدف هدایت اندیشههاست، صدور ارزشها معنای ویژهای خواهد داشت. بیتردید منظور از صدور مداخله در امور داخلی کشورها و لشکرکشی به داخل مرزها نیست هرچند که رسانههای تبلیغی در عرصه جهانی در این راستا از هیچ سوءبرداشتی کوتاهی نکردهاند.
امام در این رابطه میفرماید: این که ما میگوییم میخواهیم انقلابمان را صادر کنیم نمیخواهیم با شمشیر باشد، بلکه میخواهیم با تبلیغ باشد. ما میخواهیم تبلیغات گستردهای را که کمونیستها و دیگران بر ضداسلام میکنند با تبلیغات صحیح خنثی کنیم و بگوییم اسلام همه چیز دارد. صدور انقلاب و تهاجم اندیشه و فرهنگ انقلاب «یعنی اسلام ناب محمدی(ص)» به پایگاههای نفوذ ابرقدرتها در سراسر جهان است.
از آنچه که ذکر شد درمییابیم که انقلاب اسلامی محدود به مرزهای ایران نیست بلکه در انقلاب ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت(ص) است.10
ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی بینالملل اسلامیمان بارها اعلام نمودهایم که درصدد گسترش و نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم. حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعهطلبی و تفکر تشکیل امپراتوری بزرگ میگذارند از آن باکی نداریم11 و استفاده میکنیم.
بنابراین دیدگاه امام در امر صدور انقلاب در حقیقت همان دعوت و تبلیغ است که اکنون صدور انقلاب مترادف شده است. دین مبین اسلام برای دعوت و تبلیغ ارزشها اهمیت فراوانی قائل شده است و آن را وظیفه اصلی پیامبران الهی میداند. در فقه اسلامی ظاهراً در وجوب آن بر افراد و جامعه اسلامی بین علما اختلافی نیست، بلکه اختلاف در کفایی و عینی بودن وجوب است.
به اعتقاد برخی از محققان سیاست خارجی اسلام، دعوت هم در مرتبه زمانی و هم از ترتیب ارزشی اولی بر اصول دیگر است که به نظر امام بار اصلی مسئولیت تبلیغ و دعوت دین اسلام و راه حق و ارزشهای والای اسلامی برعهده ارگانهای متخصص نظیر مؤسسات تبلیغاتی، فرهنگی و رسانههای گروهی است، اما با توجه به حساسیت و اهمیت تبلیغ و تأکید زیاد قرآن مجید و روایات معصومین(ع) بر آن اغلب فقها و محققان آن را یکی از اصول سیاست خارجی نظام اسلامی و یکی از وظایف اساسی دیپلماسی اسلامی میدانند.
بنابراین از دیدگاه حضرت امام، همانطور که پیدایش اصل انقلاب اسلامی با هدایت فکری بود دوام آن نیز با تداوم دعوت فرهنگی خواهد بود و چنانچه بیداری مردم مسلمان ایرانی با رهبری دینی آغاز شد، نهضت مردم خارج از این مرز و بوم نیز با هدایت مذهبی انجامپذیر است و این همان صدور انقلاب است و صدور انقلاب به معنی دخالت در شئون مردم کشورهای دیگر نیست بلکه به معنای پاسخ دادن به سئوالهای فکری بشر تشنه معارف الهی است.
امام(ره) در راستای صدور فرهنگ و ارزشهای انقلاب کراراً به مسئولان سیاست خارجی و وزرای خارجه تذکر دادهاند.12
6- حمایت از مسلمانان و مستضعفان در سراسر جهان
حمایت از حقوق مسلمانان و مستضعفان جهان و مبارزه با ظلم و ستم قدرتهای استکباری یک وظیفه مسلم شرعی افراد و دولت اسلامی است و آیات و روایات متعددی نیز در این زمینه وجود دارد که وظیفه سنگینی را برعهده آحاد مسلمانان و دولت اسلامی گذاشته است و باید در جهت تحقق این وظیفه هر آنچه از عهده آنها برآید انجام دهند. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران براساس دیدگاه امام نیز در اصل 154 بر حمایت از مبارزه حقطلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه جهان تأکید دارد.
امام خمینی در این خصوص میفرماید: «مسلمین باید با هم ید واحده باشند، اینها باید دست واحد باشند، مجتمع باشند خودشان را از هم جدا ندانند، مرزها را اسباب جدایی ملتها ندانند، مرزها جدا، قلبها باهم. مسلمین دارای قدرت بسیار هستند و دارای خزائن بسیار. اگر چنانچه مسلمین با هم اتحاد پیدا کنند با حفظ مرزهای خودشان، لکن قلبهایشان با هم متحد شود».13
در جای دیگر امام(ره) میفرماید: «شما ای مستضعفان جهان و ای کشورهای اسلامی و مسلمانان جهان به پا خیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرید و از هیاهوی تبلیغاتی ابرقدرتها و عمال سرسپرده آنان نترسید و احکام جنایتکار که دسترنج شما را به دشمنان شما و اسلام عزیز تسلیم میکنند از کشور خود برانید و خود و طبقات خدمتگزار متعهد زمام امور را به دست گیرید و همه در زیر پرچم پرافتخار اسلام مجتمع و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخیزید و به سوی یک دولت اسلامی با جمهوریهای آزاد و مستقل پیش روید که با تحقق آن همه مستکبران جهان را به جای خود خواهید نشاند.»14
دشمنان اسلام و مسلمین امکان ادامه سلطه، تجاوز و چپاول منافع کشورهای اسلامی را در ارتباط با تفرقه و تجزیه دولتها و ملتهای اسلامی میدانند. آنها همواره کوشیدهاند به خلق مسئله یا بحران بپردازند و دولت و ملتهای اسلامی را به خود و یکدیگر مشغول کنند. طبیعی است وقتی دولتها و ملتها تجزیه شدند، تضعیف میشوند و ادامه سلطه بر آنان آسان خواهد بود.
دشمنان اسلام و مسلمین علاوه بر آنکه همواره کوشیدهاند بحرانسازی کنند و مانع همبستگی و وحدت دنیای اسلام شوند و در تقابل با نهضت بیداری اسلامی با رویه واحدی عمل کردهاند. آنان همه مسلمانان مبارز را مربوط به یک اندیشه و انقلاب میدانند. لزوماً همانگونه که دشمنان، ما مسلمانان مبارز را در یک صف و در یک جهت میبینند، مسلمانان نیز نباید در همبستگی و پیوستگی کامل خود تردید و تأخیری داشته باشند. امام منادی وحدت مسلمین بود و عزت سیاسی اسلام را در ارتباط با وحدت عملی میدانست.
امام در جای دیگر باز میفرماید: «مسلمانان باید بدانند تا زمانی که تعادل قوا در جهان برقرار نشود همیشه منافع بیگانگان بر منافع آنها مقدم میشود و هر روز شیطان بزرگ با شوروی به بهانه حفظ منافع خود حادثهای را به وجود میآورند. راستی اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدی با جهانخواران حل نکنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند، آیا آسوده خواهند بود؟ هماکنون آمریکا یک کشور اسلامی را به بهانه حفظ منافع خویش با خاک یکسان کند، چه کسی جلوی او را خواهد گرفت پس راهی جز مبارزه نمانده است».15
در همین راستا تاکنون جمهوری اسلامی ایران تصمیماتی را در جهت کمک به حقوق مسلمانان و مستضعفان جهان اتخاذ کرده و از لحاظ عملی در جهت کمک به مظلومان فلسطین، لبنان، بوسنیهرزگوین،افغانستان و سایر مناطق جهان انجام داده است. به خاطر تعهد و پایبندی جمهوری اسلامی ایران نسبت به دفاع از مسلمانان، این حرکات صورت گرفته است و به خاطر اتخاذ همین سیاستها نیز فشارها و تحریمهای وسیعی از سوی کشورهای استکباری متحمل شده است.
در واقع عمل به اصل حمایت حقوق مسلمانان و مستضعفان جهان به لحاظ این که معمولاً با منافع سایر قدرتها و کشورها در تعارض بوده و ممکن است تبلیغات و اثرات زیانبخشی را بر حکومت اسلامی داشته باشد به نظر میرسد همیشه با سایر اصول سیاست خارجی به خصوص مصلحت در تزاحم باشد که در این صورت، نظرات یکسانی در مورد تقدم یا تأخر این اصل بر سایر اصول وجود ندارد.
حضرت امام در حمایت از مسلمانان و مستضعفان جهان و اتخاذ آنها در مقابل جبهه متحد استکبار نشان داد که مرزهای اعتقادی، مرزهای واقعی است نه مرزهای جغرافیایی. مسلمانان و مؤمنان در هر جای جهان که باشند همه به تعبیر پیامبر اسلام اعضای یک جامعه و یک پیکرند. اساساً مسلمانی که در اندیشه دیگر مسلمانان نباشد، مسلمان نیست. «من لمیهتم بأمور المسلمین فلیس بمسلم».
7- آزادی قدس و نابودی اسراییل
یکی از مهمترین مسائلی که در بینش امام بیش از همه جلوه مینمود و دغدغه فلسطین و آزادی بیتالمقدس بوده است، امام همواره طی سالیان متمادی از ابتدای نهضت نسبت به مسئله قدس شریف حساسیتی ویژه داشتند.
در ایامی که حضرت امام در پاریس بودند، طی مصاحبهای اعلام کرد که «من بیش از پانزده سال است که در اعلامیه و سخنرانیهای خود اسراییل را محکوم کرده و از ملت فلسطین و سرزمین آنان دفاع کردهام اسراییل غاصب است و هرچه زودتر باید فلسطین را ترک کند و تنها راهحل این است که برادران فلسطینی هرچه زودتر این ماده فساد را نابود گردانند و ریشه استعمار را در منطقه قطع کنند تا آرامش به منطقه بازگردد.»16
تشکیل دولت اسراییل و ادامه تجاوز و اشغال سرزمینهای متعلق به دنیای اسلام در یک کلام جز تحقیر مسلمانان و فلسطینیان و دولتهای عربی ـ اسلامی نبوده است.
امام برای مقابله با این تحقیر و برای نشان دادن نیروهای بالقوه اسلامی و ایجاد یک همبستگی و پیوستگی میان تودههای مختلف جهان اسلام، آخرین جمعه ماه رمضان هر سال را روز قدس اعلام کردند و نیز در مورخه 11/2/58 از دولت موقت خواستار قطع رابطه با مصر شدند که بعد از امضای پیمان کمپ دیوید از سوی اعراب منزوی گردیده بود.
از دیدگاه امام «وحدت» رمز پیروزی در تمامی امور است. در زمینه مبارزه با اسراییل هرگز کوتاه نمیآمدند و بارها فرمودهاند: «اگر مسلمین مجتمع بودند هر کدام یک سطل آب به اسراییل میریختند او را سیل میبرد معذالک در مقابل او زبون هستند.»
مسئله فلسطین از آغاز اشغال توسط صهیونیستها از سوی عده زیادی از سران عرب مطرح شده بود و هر یک با شعارهای خاص خود تلاش برای حل بحران مینمودند ولی در این میان دیدگاه و نگرش امام به قضیه فلسطین دارای ویژگی ممتاز و برتر است و آن اعتقاد ایشان و هدم و نابودی کامل اسراییل میباشد و دعوت تمامی دولتها و ملتهای مسلمان به تلاش برای رسیدن به آن هدف بوده است.
امام(ره) از اسراییل به عنوان غده سرطانی در منطقه یاد میکنند که آنها تنها به قدس اکتفا نمیکنند.17
امام در فریاد برائت خود سیاست جمهوری اسلامی ایران را در قبال مسئله فلسطین اینگونه ترسیم مینمایند: «ملتهای مسلمان باید به فکر نجات فلسطین باشند و مراتب انزجار و تنفر خویش را از سازشکاری و مصالحه رهبران ننگین و خودفروختهای که به نام فلسطین آرمان مردم سرزمینهای غصبشده و مسلمانان این خطه را به تباهی کشیدهاند، به دنیا اعلام و نگذارند این خائنان بر سر میز مذاکره و رفت و آمدها، حیثیت و اعتبار رشادت ملت قهرمان فلسطین را خدشهدار کنند که این انقلابی نماهای کمشخصیت و خودفروخته به اسم آزادی قدس به آمریکا و اسراییل متوسل شدهاند.
من همانگونه که بارها و در سالهای گذشته قبل و بعد از انقلاب هشدار دادهام، مجدداً خطر فراگیری غده چرکین و سرطانی صهیونیسم را در کالبد کشورهای اسلامی گوشزد میکنم و حمایت بیدریغ خود و ملت و دولت و مسئولان ایران را از تمامی مبارزات اسلامی ملتها و جوانان غیور و مسلمان در راه آزادی قدس اعلام مینمایم و از جوانان عزیز لبنان که موجب سرافرازی امت اسلامی و خواری و ذلت جهانخواران گردیدهاند تشکر میکنم و برای موفقیت عزیزانی که در داخل سرزمینهای اشغالی و یا در کنار این کشور غصب شده و با تکیه به سلاح ایمان و جهاد به اسراییل و منافع آن ضربه میزنند، دعا میکنم و اطمینان میدهم که ملت ایران شما را تنها نخواهد گذاشت.»18
خاتمه
آنچه که بیان شد گذری اجمالی بود بر سخنان و دیدگاههای حضرت امام(ره) در قلمرو سیاست خارجی و بینالمللی جمهوری اسلامی ایران که تاکنون شکل عملی خود را حفظ کرده است. امامی که همچنان بر اصل روابط متقابل و مسالمتآمیز و عدم مداخله در امور دیگران تأکید داشتند و از مبارزات حقطلبانه مستضعفین و ملتهای تحت سلطه در هر نقطه از جهان حمایت میکردند و در این راه ذرهای خطور در دل راه نمیدادند.
امام در پیام خود در سال 67 به مراجع و روحانیون و حوزههای علمیه بیان کردهاند که: آنان که هنوز بر این باورند و تحلیل میکنند که باید در سیاست و اصول و دیپلماسی خود تجدیدنظر نماییم و ما خامی کردهایم و اشتباهات گذشته را نباید تکرار کنیم و معتقدند که شعارهای تند و یا جنگ سبب بدبینی غرب و شرق نسبت به ما و نهایتاً انزوای کشور شده است و اگر ما واقعگرایانه عمل کنیم آنان با ما برخورد متقابل انسانی میکنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمین میگذارند این یک نمونه است که خدا میخواست پس از انتشار کتاب کفرآمیز «آیات شیطانی» در این زمان اتفاق بیفتد و دنیای تفرعن و استکبار و بربریت چهره واقعی خود را در دشمنی دیرینهاش با اسلام برملا سازد تا ما از سادهاندیشی بدرآییم و همه چیز را به حساب اشتباه و سوءمدیریت و بیتجربگی نگذاریم و با تمام وجود درک کنیم که مسئله اشتباه ما نیست، بلکه تعهد جهانخواران به نابودی اسلام و مسلمین است و الا مسئله فردی سلمان رشدی آنقدر برایشان مهم نیست که همه صهیونیستها و استکبار پشتسر او قرار بگیرند.19
منابع در دفتر روزنامه موجود است.