دکتر احمد احمدی
بارزترین ویژگی جامعه علوی مساله عدالت است و بیشتر معضلاتی هم که دامنگیر امیرالمؤمنین(ع) شد، به خاطر همین مساله بود. او میخواست عدالت را برقرار کند و برای دیگران این کار سنگین مینمود. وضع معیشت مردم در جامعه علوی بر ارتباطی تنگاتنگ با اصل عدالت و عدالتگستری است.
اگر در جامعهای عدالت اجرا شود، شکاف عمیق و گسترده طبقاتی وجود نخواهد داشت. حاکم موظف است برای پر کردن این شکاف از توانگر بستاند و به مستمند بدهد، به اندازهای که نیاز مستمند برطرف شود. این در کلام امیر(ع) موجود است که خدا در اموال توانگران به اندازهای حق واجب کرده که نیاز مستمندان را برطرف سازند.
بنابراین در این جامعه کسی بدون مسکن، نان، آب و شغل مناسب و مایحتاج اولیه زندگی نخواهد بود.
در حدیثی که من از دانشمندان شنیدهام آمده است که امیرالمؤمنین(ع) فرمودند که در کوفه مردم از نان و گوشت و مسکن برخوردارند. مشخص است که حضرت بیتالمال را عادلانه بین مردم تقسیم میکرد و میکوشید کف زندگی مردم را همیشه در حدی نگاه دارد که نیازهای اولیه مردم برطرف شود.
در راس این حوزه عدالت هم خود امام زندگی بسیار ساده و در سطح افراد فقیر جامعه داشت و همواره تاکید میکرد که خدا بر پیشوایان واجب کرده که زندگی خود را با افراد ضعیف اندازهگیری کنند و در سطح آنها قرار بدهند تا فقر فقرا آنها را به سرکشی واندارد. به این جهت لباس، خوراک، مرکوب، مسکن و زندگی حضرت امیر(ع) تاثیر زیادی روی مردم فقیر میگذاشت.
امام هیچگاه معیشت خود را از بیتالمال برنمیداشت. او در مزرعهای که به دست خود احداث کرده بود و از چاهی که به دست خود کنده بود و از دسترنج خودش زندگی میگذراند.
این گونه است که نه تنها حاکم، بلکه افراد برجسته حکومت هم باید زندگیشان را با مردم سطح پایین یکسان و تراز کنند.
البته در جامعه کنونی که با پیشرفت صنعت، افراد با استفاده از تلفن همراه درآمد کلانی به دست میآورند و اصلا در انجام معاملات هیچ ردپایی از خود به جای نمیگذارند، اخذ مالیات و گرفتن حق مردم محروم کار سادهای نیست، اما میشود با انجام اقدامات دقیق توسط سه قوه مقننه، مجریه و قضاییه تا حدودی این کار را انجام داد.
بنابراین عدالت نقش بارزی در جامعه علوی دارد و در وهله اول هم عدالت در مسائل اقتصادی باید ظهور یابد. البته در اسلام اختلاف طبقاتی هست چرا که استعدادها و تواناییهای افراد با هم متفاوت است. حتی این مساله در جوامع کمونیستی هم جواب نداد.
در جامعه علوی یک فرهنگ انسانی ـ الهی، توام با محبت و صمیمیت حاکم میشود که موجب شکوفایی استعدادها میشود. در این جامعه بیکاری و کمکاری حرام انگاشته میشود. در جامعه علوی کارمند دولت مسؤولیت سنگینی بر عهده دارد.
او باید همواره خود را در ترازوی سنجش قرار دهد چرا که وقت خود را فروخته و باید از آن استفاده کند. چهره یک جامعه علوی با گدایی و تکدیگری متناسب نیست. باید چهره شهر از آن پالایش شود. چرا که با روح جامعه علوی همخوانی ندارد.
رابطه مردم و حکومت در جامعه علوی برگرفته از متون دینی و سنت نبوی است. حاکم و مسؤول حکومت همواره احساس مسؤولیت میکند و اگر خلاف بکند در هر رده حکومتی عزل خواهد شد.
در جامعه علوی رابطه حکومت و مردم با حکومتهای دیکتاتوری و زورمدار تفاوت ریشهای دارد. در جامعه علوی همواره تن مسؤول حکومت باید بلرزد که وظیفه خود را در برابر مردم به خوبی انجام داده یا نه؟
در جامعه علوی براساس تربیت علوی سردمداران حکومتی احساس مسؤولیت میکنند. نمونه آن را ما در امام راحل دیدیم. رهبری با آن اقتدار که پشت قدرتمندان را میلرزاند همواره میگفت: من یک طلبهام. دست شما را میبوسم به رزمندگان پیام دادند که از دور بر دست و بازوی پرقدرت شما که دست خدا بر بالای آنها است بوسه میزنم و بر این بوسه افتخار میکنم، مردم ولی نعمت ما هستند.
در جامعه علوی هم افراد از آزادیهای فردی و اجتماعی در چارچوب قانون برخوردارند. اوامر و نواهی خود حدود آزادی را مشخص کردهاند. افراد در محدودهای مسؤولیت دارند و در خارج از آن محدوده آزادند. اگر کسی تکالیف خود را نسبت به خدا انجام دهد آزاد است و من معتقدم اگر تربیتی که در جامعه علوی است درست انجام گیرد، هیچ جامعهای نظیر آن نخواهد بود.
در کتاب تحفالعقول و در بحارالانوار مجلسی پنجاه حق را برشمرده است. یعنی تکلیف نیست، حق است. حق فرزند، حق پدر، حق مادر و... ما در حکومت اسلامی آزادیهای فراوانی برای افراد باید قائل باشیم و این شمیم عطرآگین حکومت علوی باید همه افراد را در برگیرد.
شما ببینید اگر امام علی(ع) اکنون بودند و این خیل عظیم جوانان بیکار را میدیدند چه میکردند؟ اگر ایشان بودند با چه وسیلهای رفت و آمد میکردند؟ اینها چیزهایی است که باید به آنها بیشتر فکر کرد و راهکار اساسی علمی و اجرائی برای حل این معضلات ارائه داد.