تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۲۲۶۴۷۰
آغاز مبارک، ابهام در ضمانت‌های اجرایی و عملیاتی منشور جامعتین

دو نهاد پیشکسوت سیاسی، انقلابی و مذهبی کشور چندی پیش متنی را به عنوان «منشور اصولگرایی» به جامعه نخبگان اصولگرا معرفی کرده و خواستار وحدت اصول گرایان حول این منشور شدند. امضای دو عالم مجاهد و انقلابی حضرت آیت‌الله یزدی و آیت‌الله مهدوی‌کنی زیر این منشور به ثبات و قوام منشور اهمیت مضاعفی بخشیده است.
در این زمینه نکاتی چند قابل ذکر است: تدوین منشور راهبردی برای حرکت اصولگرایانه در فضای سیاسی – انقلابی امری مبارک و قابل تقدیر است. منشوری که بتواند اختلافات میان گروه‌ها و جریانات مختلف ذیل عنوان اصولگرایی را مهار کرده و چشم‌اندازی قابل دست‌یابی برای اصولگرایی ترسیم نماید. بالطبع وجود «منشور» خواهد توانست قرائات مختلف از مفهوم «اصولگرایی» را در ذیل یک مفهوم واحد منسجم کرده و تلاش‌های موازی و یا حتی اقدامات منحرف‌گونه با نام اصولگرایی را خنثی نماید. تهیه منشور اصولگرایی با این تعریف بی‌شک خدمتی به مجموعه‌های مختلف اصولگرا است تا اهداف مشترک را به همراه یکدیگر محقق سازند.
پس از مرحله تدوین «منشور» برای حرکت‌های اصولگرایانه، طبیعتا نوبت به مرحله اجرایی منشور و پیاده‌سازی و انسجام بخشی آن در میان مجموعه‌های اصولگرا می‌رسد. چرا که حتما تهیه ‌کنندگان منشور با هدف تهیه یک متن بر روی کاغذ، چنین منشوری را به نگارش در نیاورده و قطعا اجرای آن مدنظر بوده است.
همه اینها در شرایطی است که جریان موسوم به اصلاح‌طلب به دلایل رفتارهای ضدانقلابی و ضد اسلامی خود در فتنه 88 از گردونه رقابت سیاسی درون نظام خارج شده و در صورت عذرخواهی و توبه و جبران مافات و سیر مراحل محاکمه قانونی و نیز تعهد مبنی بر پذیرش عملی قانون، امکان بازگشت به صحنه سیاسی جمهوری اسلامی را دارد و فضای آتی سیاسی کشور در اختیار اصولگرایان است.
با مقدمه فوق، این سئوال مطرح می‌شود که آیا نمی‌توان به 12 بند منشور اصولگرایی، اصولی را افزود و یا نسبت به نارسا بودن بندهایی از آن به نقد نشست؟ سؤال دیگر آن است که بر فرض تفاهم بر عنوان «کلی» منشور اصولگرایی، علی‌القاعده این عنوان قابل صدق بر مصادیق متعددی خواهد بود. با توجه به اینکه بعضی اصولگرایان با برخی بندها بیشتر همخوانی داشته و از برخی دیگر فاصله دارند پس در این میان چه شاخص‌هایی برای معرفی اصولگراترین اصولگرا باید تدوین و معرفی شود؟
در این بین با چه شاخص‌هایی می‌توان به وزن سنجی بندهای مختلف منشور و تطابق آن با مجموعه اصولگرا اهتمام ورزید؟ چه اولویت‌هایی در میان بندهایی «منشور» اصولگرایی به عنوان حاکم بر سایر بندها مطرح شده و کدامیک از این بندها نسبت به سایرین از اهمیت امتیاز کمتری برخوردار است؟
از سوی دیگر، با توجه به اینکه جامعتین محترم به تدوین این منشور همت گمارده‌اند آیا مجری و ناظر اجرای منشور اصولگرایی نیز اعضای این دو جامعه بوده و یا این دو جامعه تنها به عنوان «مشاور امین» برای مجموعه‌های اصولگرا به تدوین این شاخص‌ها اهتمام ورزیده‌اند؟ در این صورت به نظر می‌رسد محل نزاع علاوه بر برخی موارد گذشته، دایره وسیع‌تری خواهد یافت، به خصوص آنکه برخی اصرار دارند به وزن ویژه رئیس‌جمهور با بیست و پنج میلیون رای توجه نکنند، در هرحال این که چه کسانی این مهم را بر دوش کشیده و چه اولویتی بر سایرین دارند سوال مهمی است.
مرحله بعدی در اجرای منشور، «ضمانت‌ اجرایی» آن است. در این بین باید گفت که تدوین منشور تا زمانی که روی کاغذ بوده و قدرت جاری شدن نباید مورد وفاق همگان بوده و البته همه به تعریف و تمجید از آن می‌پردازند اما هنگامی که بحث مطالبه و اجرا به میان آید و یا نسبت به عدم اجرای آن کلامی گفته شود، چه ضمانتی بر پایبندی به رای صادره وجود داشته و اساسا این رای در کجا، به چه میزان و با چه شیوه‌ای صادر و چگونه از آن حراست می‌شود؟ چه ضمانتی وجود دارد که هر کس یا جریانی نخواهد خود را حکم قرار داده وله یا علیه دیگری حکم صادر کرده و اعمال نفوذ نماید؟
نکته دیگر انکه برای نحوه تشخیص «مصداق» که مهمترین بخش و حساس‌ترین گام‌هاست. چه تدبیری در منشور اصولگرایی اندیشیده شته تا کسانی که خود را ملزم‌ترین می‌دانند، از نفوذ این و آن برخوردارند و یا دارای امکانات رسانه‌ای و تبلیغی بیشتری بوده و قدرت چانه‌زنی بیشتری دارند؛ خود را به عنوان مصادیق برجسته به مجموعه اصولگرا تحمیل نکرده و راه به منوال طبیعی آن طی شود؟
در نوع برخورد با منشور اصولگرایی این سئوال نیز خودنمایی می‌کند که چه فرق‌هایی میان دیروز که منشوری در میان نبود و امروز که منشوری برای اصولگرایی تدوین شده، پدید آمده است؟ آیا با صرف تدوین منشور، مشکلات میان اصولگرایان حل شده و آیا اساسا اراده‌ای درمیان برخی از منتسبین به جریان اصولگرا برای اجرایی ساختن این منشور وجود دارد؟ آیا احساس ترس از «کارت قرمز»، در میان کسانیکه اصولگرایی را تنها تابلویی برای دست‌یابی به قدرت می‌خواهند، پدید آمده است؟
ابهام دیگر در نگاه به منشور اصولگرایی نیز نوع مواجهه این منشور با پدرسالاران حزب مدار در داخل گروه‌های منتسب به اصولگرایی است؛ بدین ترتیب آیا تدبیری برای مهار تفکر «حق السهمی» از اصولگرایی تدوین شده است؟
نکته دیگر که به مفاهیم درون «منشور» نیز مرتبط می‌شود، عناوین کلی و مبهم بدون شاخص‌گذاری دقیق و ملموس در این منشور است. به نظر می‌رسد که با این روش هر کس خواهد توانست تفسیر خود از اصولگرایی و التزام خود به منشور را به اثبات رسانده و حتی کسانی که در انتخابات ریاست جمهروی گذشته نیز به راس فتنه گرایش پیدا کردند با توجیهی خود نوشت از منشور، اقدامی اصولگرایانه داشته و شامل ذم و طرد نمی‌شوند.
به نظر می‌رسد پس از مرحله مبارکت تدوین منشور اصولگرایی باید ضمانت‌های اجرایی، و عملیاتی و تفسیر آن نیز تدارک شود تا خود منشور به کلافی سردرگم برای اصولگرایان یا بهانه‌ای برای چالش میان اصولگرایان تبدیل نشود.