پیمان فراهانی
دکتر علیرضا زاکانی، مسئول سابق سازمان بسیج دانشجویی و نماینده این روزهای مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، از جمله معدود افرادی است که در وقایع کوی 78 و 88 در صحنه حضور داشته و در تمامی روزهای ناآرامی در کوی، برای مدیریت و حل و فصل بحران تلاش کرده است.
شاید همین حضور، بهترین دلیل باشد برای این که گپوگفتی با ایشان درباره این ماجراها داشته باشیم.
آقای دکتر زاکانی، جنابعالی از جمله افرادی بودید که در جریان هر دو حادثه کوی حاضر شدید و بسیاری از وقایع را از نزدیک مشاهده کردید. لذا بنده سئوال اول خود را از این گونه میپرسم که این دو واقعه را جدای از هم تفسیر میکنید یا جنس و سنخ رویکردها یکسان و مشابه بودند؟ دلیل این اتفاقات را چه میدانید و اساسا بهانه اصلی ورود به کوی چه بود؟
در بررسی وقایع کوی 78 و 88 دو جنبه وجود دارد که معمولا به واسطه این که این دوجنبهه با هم دیده نمیشوند و نگاه به آنها تکبعدی است، کنه ماجرا و آن مشکل جدی که وجود داده باید دیده شود، مکتوم مانده و مشخص نمیشود. بنابراین من معتقدم در رابطه با این دو حادثه، ممکن است عوامل شکلگیری آنها در بستر زمان تفاوت پیدا کرده باشند اما شباهتهای بسیار جدی و زیادی هم با یکدیگر دارند.
یک روی سکه این حوادث، عوامل سیاسی هستند که به واسطه کم آوردن در فضای رقابت با رقبای خودشان یا به دلیل بهرهگیری از فرصتها از جمله فرصتهای دانشگاه، دست به اقداماتی میزنند و مقدماتی را مهیا میکنند که عناصر مرتبط با آنها در داخل یا خارج از دانشگاه با تردیدها و شرایطی که ایجاد میکنند، زمینهساز یک اعتراض و بعد هم به خشونت کشیده شدن آن اعتراض میشوند. سپس با استمرار این اعتراض و اعمال خشونت، شرایط را به سمتی میبرند که آن روی دوم این سکه رقم میخورد و آن هم ورود نیروهای انتظامی به داخل کوی و درگیری و ایجاد شرایطی است که بسیار تلخ و آزاردهنده است که به تعبیر رهبر معظم انقلاب از آن به عنوان جنایت یاد شد.
چون کسانی که خود زمینهساز این حوادث میشوند، علاقه ندارند که به آنها و اقداماتشان پرداخته شود، عملا آن بخش دوم قضیه را به طور مداوم تکرار میکنند و به دنبال بهرهگیری از ثمرات آن هستند و در قالب یک مظلومنمایی و ماتمسرایی برای این حادثهای که اتفاق افتاده، بهره و سود خود را میطلبند. بخش دوم هم عواملی که داخل کوی میشوند و این حوادث را رقم میزنند، معمولا چون نمی خواهند به این کار نادرستی که انجام دادهاند، پرداخته شود و دنبال توجه میگردند، بخش اول را تبلیغ میکنند و تقصیر را به گردن کسانی میاندازند که آن مقدمات را فراهم کردند. برخی از مواقع هم که ما با آنها مواجه میشویم، تعبیرشان این است. که اگر به شما سنگ بزنند، فحش بدهند و ... ناراحت بشوید، از خودتان عکسالعملی نشان نمیدهید؟! و به همین منوال اقدامات خشونتبار خودشان را توجیه میکنند
لذا ورود کلی به بحث، به نظر بنده یکی از تشابهات جدی این موضوع، همان دو بخش کاملا مشترک است؛ چه در سال 78 که بسته شدن روزنامه سلام، بهانهای شد و شب جمعه، شب هجدهم تیر 78، عده بسیاری معدودی از دانشجویان که در برخی ساعات شب به چند ده نفر رسیدند، دست به اعتراض زدند و چه در یکشنبه شب، شب بیستوپنجم خرداد 88 که به بهانه بحث انتخابات، همین اتفاق افتاد و اتفاقا با همین سناریو و با همین شرایط و باز به بهانه این اعتراض و مجددا بسته شده خیابان، عدهای وارد کوی شدند و اتفاق تلخ و غیرقابل بخشش را رقم زدند.
این یک نکته که به نظرم اگر کسی بخواهد بحث جامعی کند، باید این دو بخش را با هم ببیند و با هم تحلیل کند؛ چرا که تا بخش اول نبایشد، بخش دومی اتفاق نمیافتد و تا بخش دومی اتفاق نیفتد. حادثه کویی پیش نمیآید که کسی اصلا بخواهد از آن یادی کند. نکته بعدی که وجود دارد این است که متن ماجرا هم شباهتهای بسیار جدی به یکدیگر دارد. یعنی وقتی که در سال 78 روزنامه سلام صبح چهارشنبه توقیف میشود، به سرعت روزنامه صبح امروز به مدیر مسئولی آقای حجاریان تهدید میکند که عن قریب شما حادثهای را مشاهده خواهید کرد و بلافاصله اتفاقی که میافتد این است که از سر شب، یک جمعیت دانشجوی محدود، آن هم در زمان امتحانات- که در داخل کوی عده زیادی مشغول درس خواندن بودند- دور هم جمع میشوند و یک حرکت محدودی را شروع میکنند، داخل گوی میچرخند، افراد را جمع میکنند و یک اطلاعیه اولیهای به صورت سراسری داخل کوی پخش میشود و اعتراض تا سر در کوی ادامه مییابد؛ تا این که نهایتا به داخل خیابان میآیند و شروع به بستن خیابان، آتش زدن و حمله به مهد کودک و بانک روبهروی کوی میکنند و بالاخره شرایطی را فراهم میسازند که ماحصلش این میشود که زمینه مواجهه نیروی انتظامی با آنها راهم میشود. علاوه بر این، کسانی که شاهد این صحنه هستند، بیان میکنند که از قبل، تحریکهایی توسط عوامل که هیچ مشابهتی به یک عنصر دانشجویی نداشتند صورت میگرفت. مشابه همین موضوع سال گذشته اتفاق میافتد. به گزارش آقای دکتر رهبر، رییس دانشگاه تهران، از قبل عواملی به آن جا میروند و شروع به کندهکاری و یا خالی کردن سنگ در منطقه، با ماشین سنگین میکنند و امکاناتی که برای درگیری لازم است را به نوعی فراهم میآورند. همچنین ایشان گزارش میدهند آن شب افراد دانشگاه با کسانی مواجه بودند که که هیچ ربطی به دانشجو و به عناصر داخل کوی نداشتند و افرادی بوند که به هر حال این گونه عناصری که از آنها غفلت میشود آتش ببار معرکه هستند و این مسئله خود تبیدل به زمینهای شد، تا از داخل هم عدهای که جمع شده بودند، آمدند و مقدمات درگیری مذکور و نتیجتا ورود به کوی را فراهم کردند.
علاوه بر این که در تیرماه سال 78 بهاه ورود به کوی، به گروگان گرفتن عدهای سرباز نیروی انتظامی در زیرزمین ساختمان چهار بود و خبری که بیرون منعکس شد بحث آتشزدن آن سربازها و سخنانی از این جنس، زمینه التهاب ورود به کوی را مهیا کرد. امسال نیز دقیقا شبیه همین قضیه اتفاق افتاد آنها دو نفر- که از نیروی انتظامی نبودند- را گروگان گرفتند منتها این بار آنها را به کتابخانه بردند و همان شرایط اتفاق افتاد و خود این مسئله باز علتی شد برای این که نیروی انتظامی وارد شود.
نکته سومی که وجود دارد، این است که افرادی که مسئول اصلی ناآرامی هستند، در هر دو واقعه، صحنه را سریعا ترک کردند و هیچ کدام در معرض آسیب قرار نگرفتند. البته بخش زیادی از آنها هم که توسط دانشجویان شناسایی شدند سالم مانده بودند و بعد از مدتی سر و کله آنها در کوی پیدا شد. اما متأسفانه کسانی که داخل کوی مشغول درس خواندن و یا در حال استراحت بودند، مورد ضر و شتم قرار گرفتند. یعنی کسانی که به نوعی آسیب جدی دیدند، مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. یعنی کسانی که به نوعی آسیب جدی دیدند، با این موضوع هیچ نسبتی نداشتند. مثلا شما اگر در سال 78 هم دقت کنید، میبینید کسانی که بیشترین کتک را خوردند، بچههای مسجد کوی بودند. چرا که بعد از نماز صبح ریختند داخل و آنها را زدند و بچهها آسیبهای جدی هم دیدند و یا در خوابگاهها که درگیر شده بودند، عدهای که مشغول استراحت بودند، صدمه دیدند. سال گذشته هم عوامل اصلی فرار کردند. و پخش عمده دانشجویان مظلوم واقع شدند و آسیب دیدند.
موضوع بعدی این است که معمولا این التهاب شرایطی را ایجاد میکند که هیچگونه رعایت حدود نمیشود و به نوعی کار را به جای میبرد که عملا کسانی که در معرض آسیب هستند، به بدترین وجه هم مورد توهین قرار میگیرند و این اصلا هیچ سازگاری نه با نیروی عمل کنندهای که وارد میشود و نه با کسی که در معرض این آسیبها قرار می گیرد، ندارد. فلذا بیشترین آسیب در این وقایع علاوه بر مشکلات، ضر و شتم و شکستگیها و آسیب روحی است.
بنابراین به نظر من باید این امکان را فراهم کنیم که کسانی که در ارتباط با مسائل دانشجویی و دانشگاه قرار میگیرند، آموزشهای لازم را ببینند که اساسا نوع مواجههشان با یان مسائل در لحظههاو صحنهها چه باشد که چنین اشکالاتی به به وجود نیاید علاه بر این که در مقابل، مجموعه دانشجویی باید بداند که اعتراض و مطالبه کاملا متفاوت است با خیابان بستن و آتش زدن و یا ایجاد شرایطی که در حقیقت زمینه فراهم شود تا یک عده بهانه پیدا کنند، معترض به دانشجو شوند. به اعتقاد من، خیلی توهین بزرگی است که هم عدهای، دانشجو را ابزار بدانند و از آنها به عنون یک ابزار با وسیله استفاده کنند و هم یک عده به نام دانشجو آشوب به پا کنند و نهایتا عدهای دیگر این گونه متعرض دانشجو شده، وارد کوی شوند و دانشگاه را متشنج کنند نکته دیگری که بنده در سال 78 از نزدیک شاهد بودم، وجود آدمهایی بود که مبتنی بر یک احساس تعلق خاصی، ورود پیدا میکردند ولی جوانب امر را هیچ نگه نمیداشتد. این لباس شخصیها که مدام میشنویم چهار گروه هستند، یک گروه همان بچههای اطلاعات نیروی انتظامی هستند که به دنبال ماموریت قانونی خود هستند و گروه دیگر افرادی هستند که دارای عصبیت و احساسات زیادی بوده و زمانی که دخالت میکنند، عملا به خشونت و درگیری دامن میزنند مثلا بنده یادم هست در همان سال 78 هم یک دوستی را که شاید سالها ندیده بودمش در درگیریها مشاهده کردم و جالب بود وقتی که دید من دنبال میانجیگری در این آشوبها برای جلوگیری از حادثه هستم، به شدت بنده را مورد اعتراض قرار داد و گفت: «تو هم استحاله شدی!» او به هیچ عنوان فکر نمیکرد که اقدام نادرست او چه عواقبی دارد. بعدها تعبیر مقام معظم رهبری این بود که این واقعه مثل دشنهای بود که در قلب من فرو رفت! و این دوست قدیمی به این بخش اصلا توجه نمیکرد.
بخش سومی هم هستند که حقیقت امر اصلا مشکوک است که عهدهای با چنین وجوهی وارد میشوند، اما هیچ یک از شئون اولیه اسلامی را نگه نمیدارند و در اعتراض به این موضوع مقام معظم رهبری فرمودند آنها آدمهایی هستند که با شعارهای حزباللهگری، اقدامات کاملا نامناسب، نابخردانه و خلاف ادب انجام میدند و حتی ضرب و شتم هم انجام میدهند که اصلاً پذیرفته نیست. بخش چهارم هم برخی افرادی به ظاهر لباس شخصی ولی کاملا مشکوک هستند که در گزارش رئیس دانشگاه تهران نیز به آن اشاره شده بود که این افراد از روز قبل در کوی بودند. بنابراین تفکیک این آدمها، واکاوی آنها و شناختن زمینههای بروز و ظهور آنها یک موضوعی است که که اگر به آن توجه شود، معلوم میشود که خیلی از این مواردی که اتفاق میافتد، واقعا با تدبیر قابل پیشگیری است.
از سوی دیگر، شاهد این هستیم که وقتی اتفاقی بدین شکل میافتد، سریعا سفره عزایی پهن می شود و آنهایی که کتک خوردهاند، فراموش میشوند و در عوض کسانی که صحنهگردان هستد، دور سفره مینشینند و از آن بهرهبرداری و شروع به اقدام سیاسی میکنند. یعنی برای صحنهگردان هستند، دور سفره مینشینند و از آن بهرهبرداری و شروع به اقدام سیاسی میکنند. یعنی برای صحنهگردانان اصلی، ابتدای این امر یک اقدام و یک خواسته سیاسی بوده و انتهای آن هم بهرهگیری سیاسی است.
در سال 78 دروغپراکنی به حدی شدت یافته بود که صحبت کشتهها و شهدا بود. بعدا معلوم شد اصلا هیچ خبری نبوده و غیر از این فردی به نام عزت ابراهیمنژاد که البته او هم دوران سربازیاش را پشت سر میگذاشت و در آن جا حضور داشت، هیچ دانشجویی آن شب و شبهای بعدی کشته نشده و از دنیا نرفته بود. خاطر هست که تا چند وقت برای این کشتههای فرضی لباس مشکی میپوشیدند که هیچ، بلکه در داشنگاه شهید بهشتی مجلس ترحیم چهلم آنها را هم با این که دروغ بود، برگزار کردند و این یعنی همان بهرهبرداری سیاسی.
* راهکارهای لازم برای این که چنین بحرانها و حوادثی دیگر اتفاق نیفتند را چه میدانید؟
** در حقیقت باید عناصر مسئول کشور، سردمداران و سرشاخههای آشوبگری که البته دانشجو هم نیستند را شناسایی کنند و با پیشگیریهای خود، اجازه ندهند که آنها وارد این محیطها شوند و اتفاقات ناشایستی بیفتد که اعتماد و اعتبار و سرمایههای مملکت را به یاد بدهند. مثلا سال 78 همان شب دوم وقتی که برخی افراد به دانشجوها میگفت که به داخل کوی بروید، یادم هست صدایی بلند شد و اعتراض کرد که: «ما دانشجو نیستیم؛ ما آمدیم از دانشجو حمایت کنیم. برای چی بریم داخل؟» و عواملی از این دسته که اراذل و اوباش بودند.
عناصر سیاسی هم نباید طمعورزی کنند و برخی عوامل را بسیج و گسیل نکنند که از دانشجو به عنوان یک ابزار در اجرایی کردن مقاصد شوم خود استفاده کنند ضمن این که نباید با دانشجو برخورد خصمانه داشت، دانشجو هم باید بداند که روند اعتراض به گونهای دیگر است. میتوان صریحتر اعتراضات و نقدها را داشت ولی آشوب و بلوا نکرد و خیابانی نیست.
آموزش نیروی انتظامی در نحوه برخورد و مواجهه با چنین شرایط و افرادی از جنس دانشگاهی و دانشجویی بسیار مهم و ضروری استکه دیگر چنین هزینههایی پرداخت نشد. یقینابا تدبیر مسئولین دانشگاه خیلی از این اتفاقات دیگر رخ نمیدهد. همین امسال برخی بحرانها و اعتراضات در دانشگاه تبریز که سال گذشته آبستن حوادث بود، مرتفع شد. رییس دانشگاه تدبیر کرد،البته ریسک و خطر هم کرد؛ چرا که احتمال تعرض و درگیری جدی وجد داشت، اما ایشان به میان دانشجوها آمد و با پاسخگویی و ارائه توضیحات و روشنگری، ماجرا را مدیریت کرده و اجازه نداد که اتفاقی برای دانشگاه بیفتد لذا مسئولین دانشگاه، خود میتوانند دست به دست هم دهند و از این حوادث که منجر به بیآبرویی نظام، بیاعتمادی و از بین رفتن سرمایههای اجتماعی کشورمان میشود، پیشگیری کنند.
* آقای دکتر از آن جایی که فرمودید رییس دانشگاه در مدیریت بحران میتواند تأثیرگذار باشد. شنیدههایی هست که در واقعه 88 اصل ورود به کوی از سوی آقای دکتر رهبر درخواست شده بود، آیا این امر صحت داشت؟
** خیر،ایشان هیچ دخالتی در این ماجرا نداشتند. ایشان ورود روز شنبه را که در پردیس مرکزی، نیروی انتظامی وارد شد، اجازه داده بودند و به درخواست خود ایشان هم وارد شدند؛ چرا که خبر داده بودند ضرب و شتم و گرفتن آدمها طوری شده که خطر جانی و آتشسوزی دانشگاه را تهدید میکند. این درخواست برای روز 23 خرداد شنبه بود اما برای شب 25 خرداد ایشان هیچ اجازهای به هیچ گروهی برای ورود نداده بودند و خواستی هم در این زمینه نداشتند؛ حتی جر و بحث جدی هم با عوامل کرده بودند.
* شب واقعه هنگامی که عده زیادی از دانشجوها دستگیر شده بودند کمیتهای از برخی نمایندگان برای پیگیری موضوع شکل گرفت، نتیجه پیگیریهای این کمیته چه شد؟
** صبح فردای واقعه کوی، آقای نادران سپس بنده و بعد آقای ابوترابی و آقای جلالی به آن جا رفتیم. همان جا وقتی که شرایط را که خیلی اسفناک و اسباب تأثر و دردآور بود، دیدیم و با دانشجوها هم صحبت کردیم، من متوجه شدم که بخشی از این دانشجوها را دستگیر کردند و بردند. لذا در همان مکان با فرمانده محترم نیروی انتظامی صحبت کردم و ایشان هم کاملا بنای جدی در آزادسازی و همکاری داشتند و با فرمانده اطلاعات ناجا هم صحبت کردم و بعد آقای ابوترابی هم که تشریف آوردند با فرماندهی ناجا صحبت کردند و بعد از آن این صحبتها از آن جا به پلیس امنیت رفتیم و همان جا که بودم، خبر دادند که آقای لاریجانی هم در مجلس میخواهند کمیتهای تشکیل بدهند و گفتند که شما هم باشید و آن جا آقایان کاتوزیان و عباسپور هم علاوه بر آقای نادران و حاج آقای ابوترابی و آقای جلالی شاهرود آمدند. حکمی به ما داده شد و بنابراین قرار گرفت که ما به موضوع رسیدگی کنیم و من بلافاصله به سراغ دانشجوها رفتم و تا ساعت 1 بامداد آن جا ماندیم و آقای رهبر هم آمدند و کل دانشجوها که 138 نفر بودند، آزاد شدند و شبانه به خوابگاه خودشان برگشتند و به نظر این امر یک اقدام بسیار مثبتی بود که انجام شد و انصافا همه نیروهای مسئول از نیروی انتظامی و دادستانی و ... همکاری کردند.
* در خصوص بهرهبرداری رسانههای خارجی از این قبیل حوادث در جهت تخریب وجهه نظام نظرتان چیست؟ علیالخصوص این که شاهد بودیم تلویزیون بیبیسی فیلمی از واقعه کوی منتشر کرد که به وضوح مشخص بود این فیلم امنیتی توسط یک جریان نفوذی در میان نیروهای انتظامی برای آنها ارسال شده است.
** من اساسا موضوع را خیلی مشکوک میدانم. شما وقتی که پیگیری میکنید، میبینید که نقاط ابهام در این واقعه بسیار زیاد است. به هر حال ساده نیست عدهای به نام دانشجو در جریان امتهانات این بلوا را به پا میکنند و از سوی دیگر ین که یک فرمانده میدانی به این جمعبندی برسد که باید ورود پیدا کند. وقتی این اتفاق میافتد، آدم میبیند که خیلی فراتر از یک ورود و یک حادثه برای خواباندن یک اعتراض و یک فتنه خیابانی رخ داده است. به نظر من حتما یک سری عوامل زمینهساز هستند که فضا را برای رخ دادن این اتفاق و یا رقم خوردن حلقههای بعدیاش ترغیب میکنند.
چون برای خیلیها مهم است انقلابی که به نوعی پیامش، پیام انسانی، ارتباط، تعامل، فکر، اندیشه و ارزشهای اسلامی است را در موضع طالبانی قرار دهند و بتوانند از آن بهرهبرداری منفی کنند. لذا هر دو دوره برای بنده مشکوک است چرا که نتیجهای جز بدنامی و ضرب و شتم دانشجو و لکهدار شدن نیروی انتظامی علیرغم خدمات زیاد آن و ملوک شدن چهره نظام اسلامی نتیجهای نداشته است، لازم است که مجموعههای مسئول تجسس کنند و موشکافانه پاسخها و علتها را بیابند.
* به عنوان سئوال آخر، نهایت قصه کوی به کجا رسید؟ عاقبت امر چه شد؟ برخورد با متخلفین در چه مرحلهای قرار دارد؟
** موازی با مجموعهای که برای شما گفتم، مجموعه معترضی هم شکل گرفت که نهایتاً به شکلگیری کمیتهای در داخل دانشگاه، متشکل از اساتید محترم، مسئولین دانشگاه و منتخبین داشنجویان منجر شد. البته در این کمیته آقایان نادران، ابوترابی و بنده هم سه نفر از مجلس بودیم، کمیته پیگیری مباحث آموزشی- تحصیلی دانشجویان و کمیته پیگیری ملزومات پزشکی دانشجویان و آسیبدیدگان، کمیته برای پیگیری آزادی دانشجویان و ... دیگر کمیتههایی بودند که شکل گرفتند و تقریبا مأموریت تمامیآنها پایان یافت و پرونده عوامل خودسر و کسانی که ناآرامی در کوی ایجاد کردند و یا دسته دیگری که برخوردهای زنندهای را منجر شدند، همگی در جریان است و دادگاه بسیاری از آنها در حال برگزاری و این روزها بخشی از نتایج آن اعلام شد.