تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۲۲۶۶۷۳
نحوه حضور جناح‌های سیاسی در انتخابات مجلس نهم

دکتر محمود رئوفی
اگر اصلاح طلبان تحت عنوان جبهه اصلاحات بصورت فراگیر در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی شرکت نکنند، احتمالات زیر در خصوص آرایش سیاسی آینده کشور را می توان پیش بینی نمود:
1) اگر اصلاح طلبان سیاسی مطرح کشور در تهران و شهرستان ها، نامزد انتخابات نشوند، قطعاً چهره های عمل گرا و اجرایی اصلاح طلب خود را نامزد انتخابات خواهند نمود. بسیاری از چهره های اصلاح طلب مجلس هشتم و اصلاح طلبان عمل گرا قبل از اعلام رسمی جبهه اصلاحات صریحاً اعلام کرده اند که در انتخابات آتی شرکت فعال خواهند داشت. جالب اینجاست که برخی از اینان نیز گفته اند: کاری به جبهه اصلاحات ندارند، بعضی از آنها خود را مصداق اصلاح طلب واقعی می دانند و عده ای دیگر در استان ها و مناطق کشور، نه تنها خود را مدیون اصلاحات نمی دانند، بلکه معتقدند، اصلاحات مدیون آنهاست، چرا که اگر نفوذ کلام و پایگاه اجتماعی آنان در منطقه نبود، اصلاحات در دوره هشت سال، برنده نمی شد. به هر روی هر دو گروه بصورت صنفی و آشکار مدعی اند، شورای هماهنگی اصلاحات، حق ندارد برای آنها نسخه سیاسی بپیچد. در چنین وضعیتی، آرایش صف بندی سیاسی ـ فرهنگی در مجلس نهم چیزی شبیه مجلس فعلی خواهد شد. تا انتخابات یازدهم ریاست جمهوری در سال 92 همین اقلیت ضعیف اصلاح طلب و اکثریت چندگون اصول گرا ادامه خواهد یافت.
2) احتمال دوم این است که با عدم شرکت اصلاح طلبان به عنوان جبهه فراگیر سیاسی، طرفداران اصلاحات چندان در فرایند رقابت های انتخاباتی فعال نباشند و مشارکت بالایی از خود بروز ندهند و یا آرایشان متمایل به چهره های اصول گرای میانه و مستقل گردد. در این صورت با همین اقلیت ضعیف و غیر سیاسی اصلاح طلب مجلس هشتم نیز روبرو نخواهیم بود و مجلس آتی، یکپارچه « اصول گرا» می گردد در این وضعیت، آرایش سیاسی نیروها به درون اردوگاه اصول گرایان منتقل می گردد و شاهد رقابت جدی اصول گرایان در سه یا چهار طیف سیاسی خواهیم شد. اکنون جناح مذکور در حال « پوست اندازی» است، در آن صورت، بسیاری از فعالان این طیف، بویژه فعالان دانشگاهی و جوان اصول گرا، از گفتمان اصول گرایی عبور نخواهند کرد و شاهد گفتمان های جدید ی در سپهر سیاست کشور خواهیم بود. برخی گمان برده اند که در صورت غیاب اصلاح طلبان فضای سیاسی کشور، یکپارچه اصول گرا خواهد شد. این گمان با واقعیت سیاسی ایران همخوانی ندارد، چرا که جناح های در قدرت کشور، ناخواسته آنتی تز خود را در آستین پرورده اند. آستین اصول گرایان از این نظر پرو پیمان است. هنوز سپهر سیاسی، یکپارچه نشده، انبان این جناح شاهد تولد انواع واقسام قرائت های اصول گرایانه است. اگر مجلس نهم یکپارچه شود، نوید بخش تولد نیروهای سیاسی ـ فرهنگی نوینی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم خواهد بود که کشور را از دوگانه اصلاح طلب ـ اصول گرا به وادی جدیدی رهنمود می شود. البته نا گفته نماند که این اتفاق مبارک و میمونی در سیاست ورزی ایرانیان محسوب می گردد.
3) احتمال سوم این است که در صورت غیاب اصلاح طلبان بصورت جبهه فراگیر، هماهنگ و منسجم و با شعار واحد، آرای شهروندان اصلاح طلب و آرای سیال، بسمت نامزدهای مستقل هدایت شود و شاهد رقابت جدی مستقل ها و اصول گرایان باشیم. این احتمال ضعیف است، چرا که دوگانه اصلاح طلب رسمی و اصول گرا، جا را بر نیروهای مستقل تنگ کرده است. در وضعیت کنونی سیاسی کشور بدون حمایت مادی و معنوی یکی از این دو جناح، نیروهای مستقل شانس اندکی در رقابت سیاسی دارند، مگر آنان که در حوزه انتخابیه خود، به دلیل سابقه اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی،دارای رأی قابل توجهی هستند. با جمع بندی سه احتمال مذکور، ضرورت دارد اصلاح طلبان با تابلو اصلاحات و با پرهیز از تک روی، انفعال و قهر، محکم و جدی در رقابت سرنوشت ساز مجلس نهم شرکت نمایند. همان گونه که مذکور افتاد، اصلاح طلبان عمل گرا و اجرایی که اولویت آنان بجای فرهنگ و سیاست، مسائل اجتماعی، اقتصادی و عمرانی است بدون توجه به اعلان رسمی شورای هماهنگی اصلاحات در انتخابات شرکت می کنند. اصلاح طلبان به صورت منفرد و یا احزاب مستقل از هم با لیست های متعدد، شانس اندکی برای ورود به مجلس نهم را خواهند داشت . با توجه به این که اصلاح طلبان، نظام و قانون اساسی را قبول دارند، عدم مشارکت جدی آنان در انتخابات تحت عنوان جبهه اصلاحات به صورت هماهنگ و فراگیر هیچ توجیه عقلانی، واقعی و سیاسی ندارد.
جبهه اصلاحات باید از همه ظرفیت های موجود، همچون: احزاب، نهادهای مدنی، مطبوعات، ائتلاف با نیروهای مستقل، چانه زنی سیاسی، رایزنی با بازرگانان نظام و بهره گیری از بزرگان اصلاح طلب استفاده نماید. مطالبات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی اصلاح طلبانه زمانی قابل پیگیری و تحقق است که اصلاح طلبان در موضع رسمی « قدرت» باشند وگرنه با سخنرانی و توصیه اخلاقی و صرف نصیحت، هیچ حقی، اعطا نخواهد شد. علیرغم چند شکست سیاسی قبلی باز زمزمه های غیرکار آمد گذشته مثل : اصلاحات محور لازم ندارد، ما کاری به شورای هماهنگی نداریم، احزاب اصلاح طلب با تابلو خویش شرکت نمایند و نظارت بین المللی یا نظارت کشورهای اسلامی در فرایند انتخابات لازم است، به گوش می رسد. نمی دانم چرا ایرانیان خوش دارند، راه های تجربه شده و شکست خورده را چند بار آزمون نمایند. ما می توانیم همزمان هم در انتخابات محکم شرکت نماییم، هم پروژه اصلاحات را در حوزه سیاسی و فرهنگی و اجتماعی پیش ببریم و هم از راهکارهای قانونی استفاده مطلوب ببریم. اصلاح طلبان به عنوان « جبهه سیاسی» ، چه در انتخابات شرکت نمایند و چه سکوت کنند، مخالفان نظام، آنان را درون نظام و جزئی از آن می دانند. از یاد نباید برد، در تمام فراز و نشیب، خوبی و بدی، تلخی و شیرینی حوادث پس از انقلاب، هر دو جناح عمده کشور مسئول و لاجرم باید پاسخگو باشند.