تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۲۲۶۶۷۴
حمیدرضا کاتوزیان:
ملیحه حسینی اشاره: اسفند ماه سال ۹۰ همانطور که وزارت کشور اعلام کرده قرار است انتخابات مجلس برای نهمین دوره بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برگزار شود. با توجه به این موضوع و در پی انزوای اصلاح طلبان، جریان اصولگرا درتلاش هستند با جمع و تفریق اعداد، چتر وحدت را در میان هم کیشان خود بگسترانند. آنها سعی می کنند با بوجود آوردن وحدت میان خود ، مطرح ترین چهره هایشان را به میدان فرستاده ، تا شاید ریش سفیدی عاملی برای اتحاد باشد. اما در مقابل، اصلاح طلبان بیش از آنکه نگران وحدت یا رسیدن به لیست واحد باشند، با نگرانی درخصوص شرایط برگزاری انتخابات روبرو هستند. نگرانی از این بابت که آیا عرصه برای حضور نیروهای اصلاحات هموار می شود؟ تمامی این دغدغه ها از سوی این دو طیف در حالی است که مسئله مشارکت و استقبال مردمی از انتخابات آینده هم به جمع آن اضافه شده است. فراهم آوردن فضای رقابتی و مشارکت حداکثری مردم در حالی که فقط شش ماه به زمان برگزاری انتخابات نهمین دوره مجلس باقیمانده است به دغدغه اصلی اصولگرایان حاکم در کشور تبدیل شده است. حمید رضا کاتوزیان نمیانده اصولگرای مجلس هشتم بر این اعتقاد که افزایش مشارکت مردمی برای انتخابات بعدی مولفه هایی دارد که این مولفه ها اگر از سوی دولت رعایت شودمی توان شاهد حضور مردمی در پای صندوق های رای بود. وی این مولفه ها را به چند دسته تقسیم می کند که عبارتند از :ایجاد فضای رقابتی، پیگیری مطالبات جریانهای سیاسی مختلف و دادن حس اطمینان برای صیانت از آرا.

* آقای کاتوزیان ، انتخابات مجلس قرار است تا چند ماه دیگر برگزارمی شود. برگزاری این دوره از انتخابات هم در حالی است که طی دوسال اخیر اتفاقاتی رخ داده که منجر به حذف یکی از جریانات از عرصه سیاسی شده است. از سوی دیگر جریان اصولگرا که در حال حاضر قدرت را در دست دارد در دورن خود دچار اختلاف شده است. با توجه به شرایط موجود پیش بینی شما از میزان مشارکت مردمی در انتخابات آینده مجلس چیست؟
** به نظر من، برای افزایش مشارکت مردم باید در ابتدا یک سری مولفه ها را مد نظر قرار داد. باید در همین ابتدا به این نکته تاکید کنم که اگر رویه های حاکم بدون تغییر همان هایی باشد که طی چند سال اخیر بویژه دو سال گذشته در پیش گرفته ایم نباید انتظار زیادی از مردم داشت. مشارکت حداکثری مردم در هر انتخاباتی الزاماتی دارد که تأمین آنها سبب ایجاد فضای امید و نشاط میشود.
* علت این دلسردی چیست؟
** طی چندسال اخیر در برخی موارد محدودیتهایی بوجود آمد و برخوردهایی با جریانات سیاسی، دانشجویان و مردم صورت گرفت که همین برخوردها در کنار فشارهای اقتصادی به طور طبیعی باعث ایجاد این فضا شد. اینکه عده ای در درون سیستم هر سوال یا انتقاد یا اعتراضی که حداکثر یک کنش یا واکنش سیاسی بود را تبدیل به موضوع امنیتی کردند و افراد ذیربط در آن را مورد اتهامات عجیب و غریب قرار دادند طبعاً آثار سوئی را در ذهن جامعه هشیار و آگاه ایران بویژه نخبگان بوجود آورده است.
* راهکار برون رفت از این فضا چیست؟
** برای اینکه فضای به وجود آمده فعلی به سمت فضای انتخاباتی و مشارکت مردمی پیش برود و مردم به صورت فعال درانتخابات شرکت کنند باید مسئولین یک حرکت مثبت در این زمینه انجام دهند. اولین قدم این است که فضای آزادی را به شکل واقعی به وجود آورده و از آن صیانت کنند، نه به شکل صوری به شکل واقعی. دانشجویان و نخبگان بعنوان گروه های مرجع و خود مردم باید حس کنند آزادی پس از بیان دارند و اگر انتقادی از مقامات و رفتارها کردند مورد اتهام قرار نمیگیرند. در بیان بهتر این مطلب باید اینگونه توضیح بدهم که یک رکن ایجاد این فضای آزاد را می توان در بی پاسخ نگذاردن مطالبات جریان های سیاسی جستجو کرد. پیگیری مطالبات جریانات سیاسی از سوی مسئولین این احساس را ایجاد می کند که سیستم در حال رفع برخی محدودیتها و تلاش برای ایجاد فضای آزاد به منظور بیان همه نظرات و تضارب آرأ است و مردم در چنین فضایی احساس بهتر و با نشاط تر و اعتماد افزون تری می کنند.
* نتیجه این اعتماد متقابل چه خواهد بود؟
** ایجاد این حس می تواند به مردم و فعالین سیاسی اطمینان بدهد که رای و عقیده شان به حساب می آید و سیستم از رای آنها صیانت می کند. البته در اینجا باید این توضیح را بدهم که صیانت از رای فقط این نیست که آرأ درست خوانده و محاسبه شوند و دستکاری صورت نگیرد، این که یک اصل بدیهی از وظایف حکومت است، علاوه بر این باید امکان و حق برای مردمی که پای صندوق ها حاضر می شوند و به نماینده خود رای می دهند فراهم شود که بتوانند از نماینده خود سوال کنند و نماینده هم خود را ملزم بداند که پاسخگوی مردم باشد و مردم را قانع کند! اگر هم نتوانست مردم را قانع کند، انتقادات را بپذیرد و خود را اصلاح کند. اگر هم نتواست خود را اصلاح کند آنقدر واقع بین باشد و عدالت و شهامت داشته باشد که استعفا بدهد! البته همه مسئولین باید اینگونه باشند. اینها بخشی از نکاتی است که به عنوان حمکرانی خوب در دنیای امروز مطرح است و بعنوان یک قاعده عمومی، حکومتها برای اینکه مشارکتهای مردمی را به حداکثر برسانند چاره ای جز ایجاد فضای آزادی و دمکراسی و تعهد به صیانت از آنها ندارند.
* در تقسیم بندی شما مولفه های مهم برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات چگونه رده بندی می شوند؟
** اولا فضای سیاسی باید باز باشد. دوم اینکه شرایط طرح انتقادات بصورت کاملاً آزاد فراهم باشد، حتی انتقادات غیر منطقی و غلط چون به هر حال آنهم پاسخ داده میشود! به همین ترتیب روحیه نقد پذیری، تحمل و مدارا، پذیرش تکثر نظرات و عقاید در کنار حاکمیت قانون باید در کشور حاکم شود. در کنار اینها مردم باید احساس کنند که از آرایشان به خوبی صیانت می شود. اهمیت به مطالبات گروه های مرجع و نخبگان و جریانات سیاسی و پاسخ روشن و منطقی به این مطالبات نیز می تواند به افزایش مشارکت مردمی کمک کند. همه این عوامل در کنار یکدیگر می تواند افزایش مشارکت مردمی را به همراه داشته باشد. اگر غیر از این باشد نمی توان امیدی به مشارکت حداکثری در انتخابات داشت.
* با توجه به شرایط موجود در کشور پیش بینی شما در این خصوص چیست؟
** پیش بینی در این خصوص یک مقدار سخت است، چون واقعا نمیدانم چقدر مسائلی که عرض کردم محقق شود و در ضمن زمینه چندانی هم در پذیرش اینگونه افکار نمی بینم. به عقیده من پیش بینی رفتارها کمی سخت است. اما فکر می کنم اگر تدبیر و تمهیداتی در خصوص اصلاح وضعیت سیاسی کشور اندیشه شود و مردم احساس کنند که با آنها همکاری و هم دلی بر اساس آنچه قبلا عرض شد، صورت میگیرد مشارکت خوبی خواهند داشت.
* صحبت ازاین مولفه ها در حالی است که بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم بسیاری ازاحزاب سیاسی طیف منتسب به اصلاح طلب تعطیل و بسیاری ازفعالین آن دستگیر شدند. آن عده هم که باقی ماندند به دلیل فضای موجود گویا تصمیمی برای شرکت ندارند. با در نظر گرفتن این وضعیت آینده سیاسی کشور را چگونه میبینید؟
** جریان های سیاسی که در کشور وجود داشته و چهارچوب قانون اساسی را قبول دارند و مشغول فعالیت هستند باید به رسمیت شناخته شوند. نمی توان با نادیده گرفتن یک جریان خط بطلان بر فعالیت آنها و طرفدارانشان کشید، چون اینها جزو واقعیت ها هستند و ما نمی توانیم منکر واقعیت شویم. طبق قانون اساسی، جریان های سیاسی موجود تا زمانی که به سمت محاربه و دسیسه چینی نفرفته اند حق دارند در جامعه زندگی کرده، فعالیت کنند و حزب داشته باشند. در همه جا ی دنیا هم وضع به همین منوال است یعنی همه حکومت ها، تنها برای جریان ها و احزابی محدودیت ایجاد می کنند که دست به مبارزه مسلحانه و ترور می زنند. برای جریان هایی که داخل نظام هستند و دارند در چارچوب قانون اساسی کار می کنند و حتی تند ترین انتقادات را هم دارند هیچ حساسیتی نمی توان قائل بود. برای درک این قضیه باید به رفتار امیرالمومنین اشاره کنم که در مقابل شخصی که به وی توهین کرده بود و اطرافیانش خواهان کشتن و یا زندانی شدنش بودند واکنش نشان داد و فرمود او را آزاد کنند چون آسیبی به کسی نزده.
ایشان حتی به خوارج تا زمانی که دست به اسلحه نبردند مثل بقیه مردم رسیدگی میفرمود. این نشان دهنده آن است که شخص را نمی توان تنها به دلیل انتقاد و یا حتی توهین مورد هجمه قرار داد. نمی شود بازار انتقاد را تعطیل کرد و یا یک جریانی را به دلیل انتقاد به بند کشید و یا گفت که نمی تواند در انتخابات شرکت کند. جریان اصلاح طلبی یک واقعیت موجود است که محارب نیستند، که بخواهند خارج از چار چوب قانون اساسی عمل کنند و هیچ گاه هم در برابر مقدسات افراطی عمل نکردند. البته افراد افراطی در این طیف سیاسی وجود دارد و نه تنها در این جریان بلکه در جریان اصولگرایی هم برخی از افراد افراطی عمل می کنند. ولی مجموعه جریان اصلاح طلب یک مجوعه دینی هستند و ما باید این تکثر را بپذیریم و تندروی ها در قبال آنها را دعوت به مدارا کنیم. اگر نخواهیم مدارا کنیم فضا را سنگین کرده ایم که در این صورت نمی توان تصور روشنی از آینده ارائه کرد.
* چاره کار چیست؟ نظام باید چه کند؟
** من فکر می کنم همه باید رویه هم دلی، همیاری، پذیرش یکدیگر، و احترام را در نظر بگیریم و توسعه و آینده کشور و نسلهای آتی برایمان مهمترین موضوع باشد. همچنین باید همه جریان های سیاسی موجود که در چارچوب قانون اساسی حرکت می کنند را به رسمیت شناخت و امکان حضورشان را در انتخابات فراهم کرد.
* چندی پیش آقای خاتمی در خصوص حضور اصلاحات در انتخابات یکسری دغدغه هایی را مطرح کردند که طیف اصولگرا از دغدغه های ایشان به پیش شرط انتخابات نام برد. به عقیده شما آیا این دغدغه ها و رفع آنها می تواند مشارکت مردمی را بالا ببرد؟ آیا می توان امیدوار بود که در نهایت نظام در خصوص این دغدغه ها عملکرد بهتری از خود نشان بدهد؟
** من صحبت های آقای خاتمی را شنیدم ولی برداشت من از فرمایشات ایشان پیش شرط گذاشتن نبود. در هر صورت باید مجدداً تاکید کنم که باید رفتار مسلط در جامعه ما بر اساس مدارا و همراهی و پذیرش تکثر و تضارب آرأ باشد. اگر نخواهیم با جریانات سیاسی که ممکن است انتقاداتی هرچند تند داشته باشند مدارا کنیم عملا خود را به سمت انزوا سوق خواهیم داد. بالاخره هرکدام از جریانات سیاسی در کشور ما ریشه دارند و دانشجویان و نخبگان و مردمی که می بینند جریان سیاسی که معرف فکرشان است در جامعه توسط دولت یا نهادهای نظام مورد تحکم و بی حرمتی واقع میشود و میکوشند آنها را به انزوا سوق دهند بطور طبیعی خودشان را داخل نظام نمی بینند به نحوی اخراجی نظام می بینند و این جدی ترین خطر برای کشور است! عقل سیاسی حکم میکند بوجود آمدن شرایط معکوس را محتمل بدانیم.
روزی که دیگران قدرت در دست داشته باشند و اصولگرایان را مشکل آفرینان عرصه سیاسی قلمداد کنند! میپذیرند با آنها چنین رفتاری شود؟! پس باید یک اصولی را نهادینه کنیم که همه در پرتو آنها بتوانند تنفس سالمی در فضای سیاسی کشور چه حال و چه در آینده داشته باشند و این میسر نیست مگر آنکه ساحت آزادی و مردم سالاری و دمکراسی را ارج نهیم و از آنها صیانت کنیم. اینها واقیعت هایی است که باید آنها را با ذهن باز ببینیم و بپذیریم. و بدانیم که هر چه دخالت جریان های سیاسی را وسعت دهیم، همراهی نخبگان کشور، گروه های مرجع، و مردم هم بیشتر می شود.