بسماللهالرحمنالرحیم»
اکنون که ایرانی زندانی آزادگان، جوانان، بزرگمردان، خردسالان و تبدیل حبس و تبدیل به جهنم برای همگان شده و در این زمان که ایران مهد فحشا و منکر که عفت قلم شرم از بیان و گفتار آنرا دارد و مهد برای تربیت دودمان پهلوی و رذلصفتان و این خاندان بیشرم و بیآبرو گشته و در این عصر که ایران چون جزیره شناور بدست این و آن و شرق و غرب و چپ و راست میباشد و در این وقت که چون عروسکی در دستان ببرخویان و درندگان در آمده تا آنکه ایران که مهد دلیران است و مقر اسلام و شیعیان و خالصان از اولیاء خداست بکلی ویران شده و شمال و جنوب آن بدست مستعمران دور و نزدیک قسمت شود. و اکنون که این کشور اسلامپرور و مومن دوست چون گوئی پیش پای دشمنان انسانیت و ضدخلق و این خانواده از خدا بیخبر است.
محتاج بحرکتی نوین و جانبازیهای باعقیده و یقین، و احتیاج شدید بفداکاری از هر جانب و هر سو و بهر کیفیت که در دست امکان است میباشد.
ملت شریف ایران باید بهتر از پیش بداند که این زرق و برق و صورتسازی دام جدید و گسترده بخاطر خاطرههای شومی که استعمار در سر میپرورد است. آنان خوب و بهتر از هر کس میدانند اقتصاد کشور چه نوسانی را طی میکند و ذخایر این ملک و ملت بدست چه کسانی و در کدام اسکلهای پهلو میگیرد.
و در آینده نه بسیار دور چه خطرهای خطیری در انتظار آنان است. باید با سیر یک حکومت عادلانه راههای صعب و سختتر را پس از طرح و پیریزی طی کنند و در جهت یک دولت عادلانه و گسترده که بخواست خدا بسیار نزدیک است جنبش همهجانبه بخود گیرند و در این روش از هیچ کمکهای فکری و عملی بیکدیگر کوتاهی نکنند.
و خوب درک کنند که هیچ ملتی با سستی و خوشگذرانی و تنپروری به آینده نوین نرسیده و نمیبایست انتظار آنرا داشت از گذشته اسلام و گذشتگان خود پند گیرند و آنانرا برهبری برگزینند. این روزها که از حرکتهای این قاره و قاره آفریقا اطلاع دارند میبایست بدست آورند آنچه که برای پیشبرد مقاصد خود لازم میدانند با گوشهگیری و لغتپردازی و تعیین مشی و توضیح که... با کاغذ پارههایی که بدست تاریخ سپرده میشود دیگر نمیتوان کاری پیشبرد و عمل صحیحی انجام داد. با تحزب و تشکل و ایجاد کتابخانهها و انجمنها برای خورد و ریز و درشت و محفلهای بزرگ و کوچک ممکن است یک شبکه سرتاسری ساخت و یک جوش و خروش سر و ساماندار براه انداخت، دستهای خود را گره نکنید و با شعار عقدهها را باز ننمائید بگذارید این رنجها و سختیها متراکم شود و دستها بناحیه پهلو کشیده شده و در دهان دشمن – دودمان پهلوی – خورد و جان این پلیدان را گرفته و باین ملک و ملت جان نوین بخشد. گرچه نباید سکوت کرد و درنگ از هر حیث جایز نیست چه بعنوان مبارزات خارج کشور نزدیک، و یا بعنوان انجمنهای اسلامی خارج از کشور دور، و یا با اعتصاب سرتاسری بشکل روزه و یا بهر جهتی که ممکن باشد صدای خود و فریاد آزادیخواه خویش را به مجامع بینالمللی برسانید گرچه آنان هم از جانبداری این پلیدصفتان و احمقان و بیشرمان دور نیستند ولی از هم اینها.
از پوشالی بودن خود چنان خوف و هراس دارند که بانک این باصطلاح انسان دوستی آنانرا بحرکت برای یک چند روزی بیشتر برای خونآشامی برمیانگیزد و بشکلی دفاع از زندان و رنج زندانیان و خشم آنان و سکنهگری در درون آن میگمارد... اخیرا دوستان ایرانی مسلمان اروپائی و آمریکائی بخاطر آنکه بانگ خود را بوسیلهای با مثال این جوامع برسانند دست باعتصاب زدهاند و بحمدالله و المنه اکثراً با استقبال روبرو شده و چه بسا ممکن شود که این حرکتهای مخلصانه زیربنای یک حرکت و جنبش داخلی که در شرف تکوین بوده و میباشد باشد.
و مهم در راه رسیدن بیک راه و روش علیصفت و علیدوست و علیخواه دست بدست یکدیگر داده و این بنای ظلم و ستم و این کاخ که کوخهای بپاخاسته از بیخ و بن بر کنند، دست همه خلقهای ستمکش را میبویم و میبوسم.