تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۲۲۶۹۴۶

* س: برادر یزدی، مدتی است که مجددا سب و لعن چهره‌های دولت موقت علیرغم اینکه هیچکدام از آنها مصدر پستی نیستند از رادیو و تلویزیون و بعضی از جراید و حتی از تریبونهای نماز جمعه و مجلس و وسیله‌ای برای تظاهر به انقلابی و متقی بودن بعضیها شده است لطفا بفرمایید ریشه این حملات را از کجا میدانید و چه چیز موجب میشود که بعضی از مسئولان هزاران درد بی‌درمان این مملکت و حتی وظایفی که بعهده دارند فراموش کنند و به ادای این فریضه به اصطلاح متعالی بپردازند؟
** ج: بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. عرض کنم که این قضیه‌ای که در جامعه ما در حال حاضر مطرح است به نام لیبرالیسم، که چماقی شده در دست گروههای مختلف که با زدن برچسب به گروههای دیگر حریفان خودشان را از صحنه بدر بکنند، ریشه‌های بسیار ظریف و دقیقی دارد. قبل از انقلاب ما می‌دانیم که ما دو دشمن عمده و اساسی برای انقلاب داشتیم یکی چپ‌گرایان و یکی راست‌گرایان بودند. اگر شما نشریات چپ‌گرایان را بررسی بکنید، بیانیه‌ها و اعلامیه‌های سازمانهای مختلف مارکسیستی از حزب گرفته تا چریکهای فدائی خلق، تمام اینها را قبل از پیروزی انقلاب بررسی کنید می‌بینید که اینها نه تنها با نظر شک و دودلی نسبت به انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی نگاه می‌کردند بلکه با نظر سوءظن و بدبینی نگاه میکردند. در نشریات خودشان دائما با مسلمانها بحث داشتند که آیا روحانیت مترقی است یا انقلابی است؟
هرگز حاضر نشدند در هیچیک از نشریات خودشان قبل از انقلاب بپذیرند که روحانیت ایران انقلابی است. هرگز نپذیرفتند که امام یک رهبر انقلابی است بعد از اوج‌گیری انقلاب در ایران حداکثر قبول کردند که به تعبیر خودشان، البته نه به تعبیر همشان بلکه یک قشری و یک جناحی از اینها، عده‌ای از مسلمانها و رهبری امام آدمهای مترقی هستند، این یک دسته از دشمنان انقلاب اسلامی، بودند. یک دسته هم آمریکائیها بودند که دشمن انقلاب اسلامی بودند که به زبان شاه یا مستقیما همیشه می‌گفتند که این انقلاب اسلامی در ایران ارتجاعی است، از همان 15 خرداد و قبل از آن همیشه مسئله ارتجاع را مطرح می‌کردند.
با یک چنین سوابقی بعد از پیروزی انقلاب می‌بینیم تحلیلهائی که از انقلاب اسلامی شد از طرف چپیها و گروههای خلقی نیروهای حاکم به جمهوری اسلامی را به دو بخش عمده تقسیم کردند. شما به نشریات اینها در بعد از 22 بهمن مراجعه بکنید گفتم نشریات تمام این گروههای چپی یا چپ‌نما چپ‌گرا، هر اسمی که می‌خواهید روش بگذارند، نظام حاکم را به دو جناح تقسیم می‌کردند جناح لیبرالها و جناح مرتجعین. گروههای چپ بدون استثناء پیروزی «انقلاب» را در 22 بهمن نفی کردند آنرا «قیام 22 بهمن» خواندند.
و قبول نکردند که در ایران یک انقلابی شده است برعکس معتقد بودند که باید خود را برای انقلاب اصلی آماده ساخت بنابراین اساس و محور کارشان را بر این قرار دادند که باید تدارک دید جهت سرنگون کردن این نظام و ادامه انقلاب و ایجاد یک «جمهوری دمکراتیک خلقها» برای اینکار گرفتند که هیئت حاکمه دو جناح دارد جناح ارتجاعی و جناح لیبرال، بعد بین خودشان اختلاف کردند بر سر اینکه آیا خطر عمده برای انقلاب لیبرالها هستند یا مرتجعین هستند لبه تیز حمله و مبارزه را باید متوجه لیبرالها کرد یا متوجه مرتجعین کرد؟
در اینجا بین این گروههای خلقی اختلاف ایجاد شد یک دسته از خلقیها معتقد بودند که بدلیل اینکه ارتجاع، که بنظر آنها روحانیت است، چون پایگاه توده‌ای دارد مبارزه با آن مشکل‌تر است و قادر است که عوامفریبی کند و توده‌ها را بدنبال خود بکشاند بنابراین خطر عمده از جانب مرتجعین است و باید اول لبه تیز حمله را متوجه اینها کرد و اینها را خلع سلاح کرد. گروه دیگری از این چپ‌گرایان معتقد بودند که خطر عمده باصطلاح لیبرالها هستند و باید لبه تیز حمله را متوجه لیبرالها کرد. و اینها را خلع سلاح کرد. منظور آنها از لیبرالها چه کسانی هستند.
خوب من الان نمی‌خواهم وارد این بشوم که از نظر جامعه‌شناسی غربی و یا مارکسیستی لیبرالها چه کسانی هستند و لیبرالیسم چه معنا و مفهومی دارد بلکه می‌خواهم بگویم آن کسانی که این جنجال لیبرالیسم را در ایران برپا کردند منظور و مقصودشان یک گروهی بود که در سخت‌ترین شرایط تاریخی کشورمان بفرمان امام قبول مسئولیت کرده بودند همانطوریکه عده‌ای هم صحبت از جناح و قشر ارتجاعی در نظام حاکم می‌کردند و صرف‌نظر از اینکه تعریف مرتجع چیست بطور مشخص معلوم بود که منظورشان روحانیت است کما اینکه آنهائی که لیبرالها را مطرح می‌کنند و مورد حمله قرار می‌دهند هرگز هدف حملاتشان آن کسانی که معتقدند که سرمایه‌داری وابسته ادامه پیدا بکند یا استثمار ادامه یابد، یا آمریکا در ایران بماند نبوده است بلکه دقیقا مشخص بود آنها چه کسانی را در نظر دارند هدف حملات آنها آن دسته از مسلمانان متعهد و صادقی بودند که سالیان دراز برای این انقلاب زحمت کشیده بودند و امروز بعد از پیروزی انقلاب اینها وظیفه خودشان دانستند تکلیف شرعی بود و پذیرفتند مسئولیت را در ادامه امور مملکت و می‌بینیم مورد تهاجم و حمله قرار گرفتند.
در اینکه ممکن است در میان روشنفکران و تحصیلکرد‌ه‌ها، حتی در بین کسانی که ممکن است مسلمان هم باشند، کسانی باشند که دارای گرایشات لیبرالیستی هم باشند. در این هیچ بحثی نیست. کما اینکه بین روحانیون هم هستند کسانی که دارای گرایشات ارتجاعی هستند با تقسیم زمین مخالفند با دولتی‌ شدن بازرگانی خارجی مخالفند. اما این جنجال و این جنگ حیدری ـ نعمتی که بنام لیبرالیسم و ارتجاع در ایران بوجود آورده‌اند غرض و مقصود و منظورش هرگز کوبیدن آن جناح از روحانیت که واقعا ارتجاعی است نمیباشد و در این طرف هم هرگز جنجالی که چپ‌گرایان و چپ‌نماها علیه لیبرالیسم براه انداختند منظورشان کوبیدن و از بین بردن آن جناحی که واقعا لیبرال هست نیست و نبوده است.
وگرنه شما بروید مصاحبه و مقالات و مواضعی را که مثلاً دکتر چمران و یا من از بدو انقلاب در مورد مسائل مختلف، من جمله امپریالیسم آمریکا گرفته‌ایم بررسی کنید به ببینید آیا واقعاً چه کسانی خواستار بازگشت سلطه آمریکا و یا سایر ابرقدرتها به ایران میباشند؟ هدف چیز دیگری است هدف این است که انقلاب اسلامی ما ناکام بماند. هدف این است که جمهوری اسلامی نوپای ما شکل نگیرد و مستقر نشود.
خوب حالا برای اینکه انقلاب اسلامی ما ادامه پیدا بکند و جمهوری مستقر شود ما به این افراد نیاز داریم به این افرادی که امروز تحت این حملات قرار گرفتند آنهائی که مرتباً به نام لیبرال (از طرف دشمنان انقلاب اسلامی مورد حمله قرار گرفتند، با توجه به اشخاص مورد حمله (نظیر دکتر چمران)، کسانی هستند که سالیان دراز برای این انقلاب زحمت کشیدند سالیان دراز زندگیشان را برای پیروزی انقلاب اسلامی گذاشتند و علاوه بر اینکه تعبدشان و تشرعشان و تدینشان مورد انکار هیچکس نیست از نظر کارآیی قادرند مملکت را هم اداره بکنند و در سخت‌ترین شرایط هم امتحان دادند. و از طرف دیگر آن جناحی از روحانیت هم که اینها به نام ارتجاع می‌خواستند به آن حمله بکنند کسانی هستند که علیرغم همه ایرادات و اشکالاتی که به اینها وارد است نسبت به بعضی دیگر از روحانیون پیشرفته‌تر و مترقی‌تر هستند. پس این دعوا بر سر چیست؟
دعوا بر سر این است که نگذارند جمهوری اسلامی ایران پا بگیرد. خوب بعد از 22 بهمن این روش و سیاستی بود که جناح چپ‌گراها داشتند و با شدت تعقیب میکردند. اما سیاست آمریکا هم دقیقا در خط تشدید این جبهه‌بندیها و ایجاد این جنگ حیدری ـ نعمتی بود. برای اینکه بعد از 22 بهمن برای آمریکائیها یا صهیونیستها یا فرامانسونرها هرگز امکان نداشت که بیایند و دوباره زیر شعار جاوید شاه و یا طرفداری از قانون اساسی و بختیار بخواهند ایجاد آشوب و جنجال بکنند بررسی عملکرد صهیونیست یا فرامانسونرها و آمریکائی‌ها از سایر نقاط جهان نشان داده که اینها بعد از پیروزی یک انقلاب، برای جنجال و آشوب ضد انقلابی زیر پوشش چپ‌ترین شعارها می‌روند و پنهان می‌شوند و عمل می‌کنند.
بنابراین جنجال و جوی که بنام لیبرالیسم و ارتجاع در ایران بوجود آمده یک جوی است که عملا دولت ائتلاف در جناح چپ‌نماها و چپ‌گراها با صهیونیستها و فراماسونها و آمریکائیها بوجود آمده است. به تعبیر دیگر این همان توطئه توده نفتیها است. اون چیزی است که در زمان دکتر مصدق هم بود بنام توده نفتی. چه با هم رسما ائتلاف کرده باشند یا نکرده باشند، عملکردشان عملا در یک مسیر بوده است بعد از 22 بهمن ما می‌دانیم که با صراحت دولت آمریکا و برژینسکی اعلام کرد که سیاست آمریکا بعد از 22 بهمن اینست که دولت منتخب امام خمینی را نگذارد که پیروز و موفق شود.
وقتی برژینسکی با این صراحت می‌گوید معلوم است که کسانی که الم‌‌شنگه راه می‌اندازند توطئه می‌کنند برای اینکه دولت موقت نتواند کار کند در چه خطی قرار گرفتند من در اینجا قصد آنرا ندارم که از دولت موقت و تمامی کارهایش دفاع کنم اما بعد از 22 بهمن، جناحی از چپ‌گراها و آن جناحی از عوامل سیا و فراماسیون که خطر عمده‌ را ادامه کار همان افراد صادق می‌دانستند و تشخیص داده بودند توانستند جو غالب را بسازند و تحت عنوان لیبرالیسم صادق‌ترین یاران مردم را مورد بی‌اساس‌ترین تهاجمات قرار بدهند. متاسفانه عده‌ای از برادران ناوارد ما و دوستان نادان ما در این دامی که درست شده بود افتادند.
به این معنا که چون آقایان در مظان اتهام بودند که ارتجاعی هستند، برای دفاع از خودشان و برای اینکه مبادا این حملاتی که متوجه مرتجعین می‌شود دامنگیر آنها بشود، دچار یک نوع رادیکالیسم افراطی توخالی شعاری و چپ‌گرائی بیمارگونه شدند. یعنی همان کسانی که در مظان اتهام بودند به عنوان مرتجع برای اینکه از قله عقب نمانند، برای اینکه خودشان را توجیه بکنند در بین مردم، و برای اینکه عوام‌زده و توده‌زده شده بودند، اینها هم به بقیه پیوستند و علیه یاران قدیم و همسنگران و هم‌پیمانان موضع گرفتند. بنابراین ما می‌بینیم که توطئه‌های دشمن تا قدری موفق میشود و این جنگ حیدر نعمتی را به انقلاب ما تحمیل میکند.
بخصوص آن جناحی از برادران صادق ما که مسلمان هستند و به انقلاب عشق می‌ورزند ندانسته دچار یک چنین جوی شدند و تصور می‌کردند که اگر چنانچه در ظاهر تسلیم این جو بشوند ولی در باطن مخالف این جو باشند و یا در باطن یک جور سخن بگویند و یک جور صحبت بکنند ولی در ظاهر و برای توده‌ها یک جور دیگری صحبت بکنند قادر خواهند بود که از این جو ناسالمی که دشمنان انقلاب اسلامی ما بوجود آورده سالم بیرون بیایند.
اساسا می‌بینیم که اگر شما بیایید و منحنی جوسازی را علیه دو جناح باصطلاح لیبرالیسم و ارتجاعی ترسیم بکنید می‌بینید به همان ترتیبی که، به آن نسبتی که، دشمنان انقلاب اسلامی ما توانستند یک عده از بهترین یاران انقلاب را تحت عناوین پوچ و بی‌اساس و با اتهامات و شایعات از میدان بدر ببرند بهمان نسبتی که منحنی نشان می‌دهد که دشمن در برنامه‌های حوزه علمیه یک جناح موفق شده است می‌بینیم که تدریجاً جنگ علیه آن جناح دیگر، که به تعبیر دشمنان انقلاب اسلامی ایران جناح ارتجاع است، رشد پیدا می‌کند و می‌بینید که الان گریبانگیر خودشان شده است.
بنابراین به اعتقاد من بحث‌ بر سر این نیست که لیبرالیسم در ایران وجود ندارد، بحث بر سر این نیست که مرتجعینی در ایران نیستند، بلکه بحث بر سر اینست که جنگ حیدر نعمتی را دشمنان انقلاب اسلامی بر ما تحمیل کردند که گروهی از مهمترین یاران انقلاب را بجان هم بیندازند و این جوری که اکنون می‌بینید بوجود آورده‌اند و علت اینکه بعضیها هم در سخت‌ترین شرایط بحرانی مملکت وظیفه خودشان می‌دانند که به این آتشها دامن بزنند اینست که آنهائی که دشمن انقلاب هستند، یعنی توده‌نفتیها جوسازی می‌کنند. خوب برای ما مفهوم هست که چرا گروهها و دسته‌جات و احزاب و گرایشات توده‌نفتی به این جنگ دامن می‌زنند این کاملاً برای ما مشخص است. اما چرا آن کسانی که خارج از توطئه‌های توده‌ ـ نفتی‌ها و خارج از آن گروه‌بندیها هستند به این جو دامن می‌زنند برای آنست که بدرستی اسیر این جو شده‌اند توی تله توده ـ نفتی‌ها افتاده‌اند.