تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۲۲۷۰۰۰

ابراهیم یزدی
بنابراین وقتی ما تشخیص بدهیم که دکترین امنیت ملی ما چیست و در این دکترین اولویت چه هست، براساس اولویت آنوقت سیاست خارجی را باید تنظیم بکنیم تا مشخص شود با چه نیروهائی و چگونه باید بجنگیم.
آدم وقتی یک کاری میکند باید بتواند برای خودش اقلا تبیین بکند که چکار بکند؟ که فقط شعار نبا‌شد، فقط هو و جنجال نباشد، تنها با مشتهای گره‌کرده در خیابان نمیشود با امپریالیسم جنگید باید فکر داشت، اندیشه و ابتکار داشت، جنگ ما جنگ مغزها و ایمانها است نه جنگ مشتها!
6- دکترین امنیت ملی و روابط بین‌المللی

نکته دیگری که در این سیستم امنیت ملی باید در نظر بگیریم این است که همانطور که هیچ فردی، نمیتواند در جامعه کنونی بشری منزوی و تنها زندگی بکند هیچ دولت و جامعه‌ای نیز نمیتواند. ما باید بپذیریم هیچ دولتی در دنیای کنونی منزوی و تنها نمیتواند زندگی کند و قادر بادامه حیات خودش نیست. باید سیاست خارجی و دیپلماسی خودمان را با توجه به این اصل تنظیم بکنیم و در موقع تماس با دنیا باید بدانیم که اگر ما در ایران انقلاب کرده‌ایم، دنیا انقلاب نکرده است و نمیتوانیم روابط خودمان را با دنیا به تعویق بیندازیم تا آنها هم انقلاب بکنند و به مرحله کنونی ما برسند تا بعدا با آنها روابط داشته باشیم. این خلاف عقل و منطق است. لاجرم بر طبق موازین فکر و اندیشه اسلامی خودمان در رابطه با دنیای خارج سه گروه را شناسائی بکنیم: دوستان، مخالفین و دشمنان خود را بشناسیم. و سیاست خارجی‌مان را براساس این شناسائی تنظیم کنیم. شک نیست که ما دوستانی داریم. دوستانی که بطور فعال هم‌اکنون در کنار انقلاب ایران هستند. اینها دوستان بالفعل می‌باشند. باید اینها را با تمام قوا حفظ کرد. دوستی آنها را تقویت نمود و گسترش داد. ما دوستان دیگری هم داریم. دوستانی که بالقوه هستند. آنها اکنون در کنار ما نیستند. ولی میتوانند و باید قرار بگیرند. تمامی زحمتکشان و مستضعفان جهان، تمامی مسلمانان جهان، دوستان بالقوه ما هستند. انقلاب ایران یک انقلاب اسلامی است و هدف اسلام نجات همه مستضعفان روی زمین است. و ما مبشر پیام آزادی‌بخش آنان هستیم. اما این دوستی فقط یک «نیروی پتانسیل» را بیان میکند و ظرفیت کاری عظیمی را که باید کرد، نشان میدهد.
همچنین انقلاب ایران مخالفینی دارد. هر مخالفی دشمن نیست. اما میتواند به دشمن تبدیل شود. مخالف انقلاب ما نیروئی است که اگر چه با ما مخالف است اما قصد نابودی ما را ندارد. این نیروها در تحت شرایط خاص ممکن است در مخالفت با ما بطوری جدی و فعال عمل کنند. یعنی مخالف بالفعل باشند یا آنکه در مخالفت با ما عملا کاری انجام ندهند و فعالیتی علیه ما نداشته باشند. اینها نیروهای مخالف بالقوه هستند.
سیاست خارجی و دیپلماسی حساب شده باید در جهتی حرکت کند که مخالفین بالقوه را به جرگه دوستان تبدیل نماید، مخالفین بالفعل را به مخالفین بالقوه تبدیل نماید. ما نباید کاری کنیم که نیروهای مخالف انقلاب ما در صحنه جهانی بطور فعال در برابر ما جبهه‌گیری نمایند. بعبارت دیگر نباید مخالفین ما به گروه «دشمنان» تبدیل گردند.
اما انقلاب اسلامی ما دشمنانی نیز دارد. دشمنانی که نمی‌خواهند و نمیگذارند انقلاب ما به پیروزی نهائی برسد. پیروزی انقلاب ایران برای آنها هرگز قابل قبول و تحمل نیست. دشمنان انقلاب ایران هم دو گروه هستند. گروهی که دشمن بالفعل ما هستند و با تمام نیرو و قدرت برای سرکوب و نابودی انقلاب ایران در تکاپو هستند و نیروهائی که دشمن انقلاب ما هستند اما به دلایل گوناگون فعلا فعال نیستند. اینها دشمنان بالقوه ما هستند.
ما در سیاست خارجی خودمان باید با تمام نیرو به مقابله با دشمن بالفعل برویم. آنرا نابود و یا خنثی سازیم. یعنی از بین ببریم یا اینکه آنرا به یک دشمن بالقوه یعنی دشمن غیرفعال مبدل سازیم. با قطعیت و قدرت در برابر دشمن ایستادن و مقاومت کردن، ضربه زدن و یورش بردن، از جمله عواملی است که دشمن ما را که قادر نیستیم نابودش سازیم بر جای می‌نشاند و اجازه نخواهد داد که علیه ما دست به اقدامات بزند.
هدف فعالیتهای دیپلماسی در روابط بین‌المللی یعنی در رابطه با نیروهای «خارج از مدینه» باید دائم این باشد که: دشمن بالفعل به دشمن بالقوه و دشمن بالقوه به مخالف بالفعل و مخالف بالفعل به مخالف بالقوه و مخالف بالقوه به دوست بالقوه و دوست بالقوه به دوست بالفعل تبدیل گردد. بدترین دیپلماسی در روابط خارجی آنست که مسیر حرکت بر عکس مسیر بالا بشود. که در آن صورت انقلاب ما به انزوای وحشتناکی دچار خواهد شد. و این در حال حاضر از برنامه‌های اصلی دشمن بالفعل ماست.
استراتژی دشمن ما از بعد از انقلاب این بوده است که این انقلاب را در دنیا منزوی کند، اکثر رسانه‌های گروهی در آمریکا و اروپا همه در جهت منزوی ساختن انقلاب ما حرکت میکنند. این همه برنامه‌هائی که رادیو و تلویزیونهای خارجی در مورد انقلاب ایران پخش میکردند و میکنند برای ما نبوده و نیست. برای خودشان بوده است.
میدانید که هر سال میلیاردها دلار خرج تبلیغات رادیو و تلویزیون میشود. این مخارج هنگفت برای متقاعد ساختن ایرانی‌ها که انقلابشان غلط است نیست! بلکه این تبلیغات برای متقاعد ساختن مردم اروپا و آمریکا است که انقلاب ما بد است!
چرا این کار را میکنند؟ برای اینکه انقلاب ما منزوی بشود. برای اینکه بتوانند اعمال خود را علیه ما در افکار عمومی آن دیار توجیه نمایند. برای اینکه میلیونها مردم دنیای غرب نیازمند این انقلاب هستند. پیام آزادی خود را در آن میتوانند بیابند. آنها هم اسیران نظام کفر و شرک هستند. لذا آنها نباید حقایق انقلاب را بفهمند و بر این اساس دشمن با تمام نیرو میکوشد تا ما را منزوی کند. اما اگر چنانچه دشمن ما میخواهد انقلاب ما را منزوی بکند آیا خود ما هم باید کاری بکنیم و در خطی حرکت کنیم که در دنیا منزوی بشویم، باعتقاد من خیر؟ مع‌الاسف بعضی از حرکتها در داخل ایران شده و میشود که بانزوای ما در دنیا ختم می‌شود و این مآلا به نفع دشمن تمام میشود، میدانید در آن بحبوحه‌ایکه ما کوشش داشتیم با یک دیپلماسی حساب شده‌ای عراق را در منطقه منزوی بکنیم یک دفعه آقائی سر در آورده و گفت که ما باید برویم بحرین را بگیریم. خوب اینکه آقائی در چنین شرایطی ناگهان، بدون مقدمه بگوید بحرین مال ماست. درست در خط سیاست عراق دارد عمل میکند، حالا میخواهد بداند یا میخواهد نداند. اگر نیت او خیر است انشاالله خدا در آن دنیا جزایش را بدهد، اما در این دنیا که ما با مسائل آن سروکار داریم این اظهارنظر به نفع سیاست عراق است. عراق بهره‌برداری میکند ـ و کرد ـ و مخالفین و دشمنان ما را به نفع سیاست خود فعال میکند. در رابطه با دنیای غرب هم این سیاست ما بوده است که نگذاریم دنیای غرب که مجموعه‌اش دشمنان بالفعل و بالقوه ما هستند یکپارچه نشود ما باید سیاست حساب‌شده داشته باشیم. در رابطه با این دیپلماسی در سیاست خارجی نمونه‌های زیاد دیگری را می‌توانیم مثال بزنیم.